
در روزی تاریخی و تاریخ ساز دوشنبه گذشته بيش از 7 هزار دانشجوي ولايتمدار در مراسم بزرگداشت روز دانشجو در دانشگاه تهران گردهم آمدند. در این تجمع فراموش ناشدنی دانشجويان ولايتمدار اين دانشگاه و همچنین دانشجویان دیگر دانشگاه ها با شعارهايي بر تجديد پيمان با آرمانهاي انقلاب و امام تأکید داشتند. ایشان همچنین با شعارهايي همچون "حيدريم، حيدريم" ، "علمدار ولايت، دانشجويان فدايت" و "خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست" پشتیبانی و حمایت تا پای جان از مقام معظم رهبری را جلوه گر نمودند. جالب آن که در این میان دانشجوهای منتسب به جنبش سبز وقتی مشاهده کردند که هر لحظه بر تعداد دانشجویان ارزشی مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران اضافه می شود و دانشجویان با صدای بلند حمایت خود را از نظام و و لایت فقیه فریاد می دارند، این شرایط را تاب نیاورده و در اقدامی به دور از شأن دانشجویی به کلاس های درس دانشکده فنی یورش برده و برای متفرق کردن دانشجویان، شیشه های کلاس درس فنی را بر سر دانشجویان شکستند. علیرغم این، نه تنها از تعداد بسیجیان و دانشجویان مکتبی کم نگردید که تا آخر تجمع لحظه به لحظه بر تعداد ایشان افزوده می شد.
پس از ناکامی موسوی در 16 آذر که علیرغم تحریک رسانه های غربی و اتاق آشوب اصلی سبزها اتفاق می افتاد، در اقدامی ریسک گونه برای ایجاد اغتشاش و آشوب در دانشگاه تهران و سایر دانشگاه ها از صبح سه شنبه تلاش تازه ای آغاز شد. پی گیری اغتشاشات در دانشگاه ها طی روز دوم در حالی صورت گرفت که موسوی بر انجام این اغتشاشات در بیانیه آخر خود تأکید نموده بود؛ وی در بیانیه اش به مناسبت روز دانشجو خطاب به مسئولین خاطر نشان کرده بود: «۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمیکنید. ۱۷ آذر چه میکنید؟ ۱۸ آذر چه میکنید؟» جالب آن که البته تلاش های روز دوم نیز با بصیرت و تیزبینی دانشجویان خط امام و رهبری با شکست روبرو گشت.
تحلیلگران معتقد بودند موسوی در حقیقت با توجه به ریزش حامیان خود و ناکارآمدی اعتراضات خیابانی بنا داشت تا با ایجاد یک اغتشاش ثبت شدنی در دانشگاه به عنوان تنها سنگر باقیمانده، صحنه را با قدرت ترک کند. با این وجود ناکامی در مجموعه اتفاقات هفته اخیر شوک بزرگی را برای وی و سایر سران آشوب به همراه داشت؛ ایشان بنا به اعتراف خویش آخرین سنگر را نیز در دست ولایتمداران دیده و بیش از پیش نسبت به وضعیت آینده سیاسی خود دچار تردید گشتند. البته این اتفاقات هرچند کمترین تأثیری را در صحنه داخلی به نفع ایشان رقم نزد اما موجب شد تا با پوشش دروغین خبری و حمایت گسترده شیکه های خارجی بار دیگر آبروی نظام دستمایه توطئه بیگانگان قرار گیرد.
بر این اساس واشنگتن پست چاپ آمريکا می نويسد: «اقدامات پليس امنيتی ايران برای سرکوب تظاهرات روز دانشجو علی رغم همه تهديدات چند روز اخير بی ثمر بود.» روزنامه لس آنجلس تايمز نیز در مطلبی با عنوان «درگيري های خشونت آميز در ايران، نوزايی تظاهرات مخالفان پس از انتخابات» نوشته است: «تظاهرات ضد حکومتی روز دانشجو موجی تازه يافته است. هرچند نيروهای بسيج از صبح زود اجازه ورود به محوطه دانشگاه ها را يافته بودند، اما ماموران امنيتی مانع ورود دانشجويان مخالف می شدند. با اين همه، آنچه رخ داد غلبه شعار "مرگ بر ديکتاتور" در محوطه دانشگاه ها بود.» روزنامه کريستين ساينس مانيتور چاپ آمريکا در مطلبی مشابه در اين باره می نويسد: «شاهدان عينی در دانشگاه تهران می گويند خشونت پليس ضدشورش مجهز به گاز اشک آور و باتوم های برقی و پشتيبانی لباس شخصی ها نتوانست مانع تظاهرات دانشجويانی شود که شعار مرگ بر ديکتاتور می دادند.» روزنامه گاردين چاپ لندن نیز در اين باره با مطلبی تحت عنوان «سرکوب تظاهرات دانشجويان» می نويسد: « پليس امنيتی برای پايان دادن به شعار "مرگ بر ديکتاتور" متوسل به ابزار سرکوب از جمله گاز اشک آور و باتوم برقی شد.» همچنین هفته نامه تايم چاپ آمريکا عنوان «تازه ترين تظاهرات در ايران نمايانگر خيزش دوباره مخالفان» را برای مطلب خود انتخاب کرده و می نويسد: «دور تازه تظاهرات ضد دولتی در ايران زنده بودن جنبش سبز مخالفان را به نمايش گذاشت.»
علیرغم این گزارشات غیر واقع و همچنین پوشش مشابه سایر جراید و شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای اوضاع درون ساختاری اصلاحات شکننده تر از همیشه گشته است. گفته می شود پس از آنکه دانشگاهیان اقبالی به تحرکات ساختار شکنانه جنبش سبز در روز 16 آذر نشان ندادند، سران این جنبش در بررسی های اولیه خود بر آسیب شناسی جریان اعتراضی خود تأکید کرده و تصریح داشته اند: «اعتراضات خیابانی دیگر از سوی جامعه پذیرفتنی نیست.»
همچنین شنیده شده یکی از مشاوران میرحسین موسوی با بیان این مطلب که مردم در برابر حضور خیابانی خود «فرصت» و «شرایط» جدیدی بدست نیاورده اند گفته است: «هیچ گونه تطابقی بین هزینه ای که مردم داده اند با آن چیزی که بدست آورده اند وجود ندارد. باورم این است که ادامه این وضعیت و فراخوان ما برای حضور دوباره مردم در خیابان ها موجب نمایش ریزش حامیان ما خواهد شد.» در این میان برخی دیگر از نزدیکان این کاندیدای شکست خورده نسبت به هنجارشکنی در روز 16 آذر اظهار تأسف کرده و تصریح کردند پاره کردن عکس مقامات ارشد کشور توسط حامیان انگشت شمار ما جز این که تصویری ضد انقلاب از ما ترسیم شود هیچ دستاورد دیگری نداشته و نخواهد داشت. بهتر است برای اینکه بطور کامل در دایره اپوزیسیون قرار نگیریم، مدتی حضور خود در خیابان ها را بایکوت کنیم. ازدیگر سو شنیده می شود تأکید بر ادامه رفتارهای گذشته و عدم موضع گیری در رابطه با هنجارشکنی ها و توهین به اصول نظام از جمله خط مشی هایی بوده که اخیرا از اپوزسیون خارج کشور با این کاندیدا در میان گذاشته شده است. در پایان باید دید خط پایان تحرکات موسوی تا چند ماه ادامه خواهد یافت.

جمعه گذشته (۲۷ نوامبر) در واپسین روزهای مدیرکلی محمد البرادعی و در تجدید خاطرهای کاملاً سیاسی که نشان از دنبال نمودن صدور قطعنامههای زنجیرهای شورای حکام و شورای امنیت بر ضد تهران بود، شورای متبوع البرادعی بار دیگر قطعنامهای سیاسی را با 25 رأی مثبت و البته آرای منفی کشورهای ونزوئلا، کوبا و مالزی و نیز آرای ممتنع برزیل، پاکستان، مصر، آفریقای جنوبی، ترکیه و افغانستان بر علیه کشورمان تصویب نمود.
در اين قطعنامه از ايران خواسته شده است تعجیلا ساخت تاسيسات غنیسازی فردو در شمال قم را متوقف کند و ضمن روشن ساختن انگيزه واقعی از ساخت چنين مرکز اتمی اطمينان دهد که تاسيسات يا برنامه پنهان ديگری در کشور ندارد.
شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی که چهار سال پیش با تصویب آخرین قطعنامه سیاسی خود درباره فعالیت هستهای صلحآمیز ایران زمینه ارجاع آن به شورای امنیت سازمان ملل متحد را فراهم ساخت برخلاف نخستین قطعنامه شورای حکام در شهریور 1382 که بدون مخالف تصویب گردید این بار با مشکل روبرو شد تا آرایش جدید فضای بین الملل و نیز تبدیل چند صدایی مجامع بین الملل را در مقایسه با شرایط تک صدایی گذشته شاهد باشیم؛ علی الخصوص که همزمان با تصویب این قطعنامه گروه نم به نمایندگی از 118 کشور عضو جنبش عدم تعهد بر حقانیت فعالیت هستهای صلح آمیز ایران مهر تأیید زده اند. با صرف نظر از اینکه شورای حکام با فعالیت هستهای صلح آمیز ایران همچنان برخوردی سیاسی دارد متهم کردن ایران به مخفیکاری در فردو یادآور قطعنامههای شورای حکام در قبال فعالیت غنیسازی ایران در سایت نطنز است. با مروری بر گذشته و مراجعه به حافظه تاریخی میتوان دریافت که شورای حکام در نخستین قطعنامههای خود در سالهای 82 و 83 نیز ایران را به مخفیکاری متهم میساخت و از پیدا شدن قطعات آلوده به اورانیوم با غنای بالا در این قطعنامهها سخن میراند اما با گذشت زمان شورای حکام اعلام داشت که منشأ این آلودگیها به خارج مربوط بوده و فعالیت هستهای ایران انحرافی نداشته است.
نقطه اوج اعتراف آژانس زمانی بود که ایران اسلامی در چارچوب طرح مدالیته و در همکاری نزدیک با نمایندگان و بازرسان آژانس زمینه ابهامزدایی از 6 مورد اتهامی را فراهم ساخت و شخص البرادعی در گزارش خود اعلام داشت یافتههای آژانس با دادههای ایران مطابقت دارد و البته کار تا بدان جا پیش رفت که موسسات اطلاعاتی آمریکا نیز از صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای کشورمان خبر دادند.
اما در مورد فردو نیز ایران علاوه بر اعلام پیش از موعد اطلاعات مربوط به این سایت و همچنین اجازه بازرسی از تأسیسات فردو حسن نیت خود را نشان داد. بنابراین روی آوردن شورای حکام به ادبیاتی که تاریخ مصرف آن گذشته است نه تنها مبتنی بر استدلالات فنی نیست که سیاسی بودن آن کاملاً محرز است. (جمهوری اسلامی ايران در ماه سپتامبر با ارسال نامه ای به مدير کل آژانس وجود تاسيسات جديد اتمی غنی سازی اورانيوم را اطلاع داده و از آن تاریخ بازرسان آژانس دو بار از تاسيسات فردو بازديد کرده اند.)
در مقابل برخورد تکراری غرب، تهران نیز همزمان دو پاسخ کوبنده و صریح به ادبیات کهنه غرب نشان داد. بر این اساس مجلس، دولت را موظف نمود تا سطح همکاری ها با آژانس را محدود نماید. اسماعيل کوثری، نايب رييس کميسيون امنيت ملی با اشاره به مصوبه مجلس می گويد: «اگر روند بیمنطقی و زورگويی برخی از قدرتهای عضو آژانس ادامه يابد مجلس اين حق را برای خود قائل است که حتی مساله خروج ايران از آژانس را بررسی و در مورد آن تصميمگيری کند. همزمان با بهارستان نشینان، اهالی پاستور نیز در واکنشی صریح سازمان انرژي اتمي كشورمان را مكلف ساختند تا در دو ماه آينده نسبت به طراحي و پيشبيني تأسيس10 سايت غنيسازي در مقياس سايت نطنز اقدام كند؛ جالب آنکه این مصوبه به اتفاق آرای هيات وزيران جمهوري اسلامي تصویب گردید.
این تصمیم اما با واکنش گسترده مقامات غربی همراه گشت. بر این اساس خاوير سولانا، مسئول امور سياست خارجى اتحاديه اروپا از تصميم ايران براى ساخت ۱۰ مركز جديد غنى سازى اورانيوم ابراز تاسف كرد و گفت كه اين يك «تصميم اشتباه» است. در واكنش هاى ديگر به مصوبه روز يكشنبه تهران، وزيران امور خارجه و دفاع فرانسه، وزيران خارجه آلمان و بریتانیا و همچنين سخنگوى گوردون براون، نخست وزير بريتانيا از اعتراض دولت های متبوعشان خبر دادند.
در همین حال انتشار خبر تصمیم کشورمان بازتاب گستردهاي را در رسانههاي جهان داشت به گونهاي كه بسياري از شبكههاي خبري آن را در صدر اخبار مهم خود قرار دادند. خبرگزاري "شينهوا " با انتخاب تيتر "ايران اعلام كرد كه 10 سايت غنيسازي اورانيوم احداث ميكند." به نقل از تلويزيون ايران نوشت: «دولت ايران به سازمان انرژي اتمي اين كشور دستور داد تا 10 سايت غنيسازي جديد اورانيوم در اين كشور بسازد»؛ شينهوا همچنین افزود: «محمود احمدينژاد، رئيس جمهور ايران با درخواست آژانس انرژي اتمي براي اجراي قطعنامههاي شوراي امنيت سازمان ملل مبني بر تعليق احداث سايت جديد غنيسازي اورانيوم خود مخالفت كرده است.» روزنامه آمريكايي "لسآنجلس تايمز " نيز در گزارشي تحت عنوان "ايران ساخت 10 سايت هستهاي بزرگ را برنامهريزي ميكند " نوشت: «دو روز پس از اينكه آژانس اتمي ايران را به دليل برنامه هستهايش مورد ملامت قرار داد، كابينه جمهوري اسلامي روز يكشنبه توسعه اساسي اين برنامه [هستهاي] را كه شامل 10 سايت هستهاي ديگر ميشود، صادر كرد.» به گزارش خبرگزاری فارس اين روزنامه مدعي شد كه اعلام اين خبر يك تصميم سياسي به منظور تاثيرگذاري بر جامعه بينالملل است.
شبكه خبري "بيبيسي " انگليس نيز به انعكاس اين خبر پرداخت و به نقل از "جان لين"، خبرنگار بخش فارسی اين شبكه اعلام داشت که اين اقدام ايران يك نوع مقاومت و بياعتنايي بزرگ است كه احتمالا تقابل مستقيم درباره برنامه هستهاي ايران به بار خواهد آورد. روزنامه آمريكايي "نيويوركتايمز " همچنین می نویسد: «ايران يكشنبه با عصبانيت به تقاضاي آژانس اتمي براي توقف كار بر روي سايت جديد هستهاي (فردو) پاسخ داد.» اين روزنامه ادامه می دهد: «ديپلماتهاي اروپايي طرح ايران براي توسعه عظيم غنيسازي را يك هدف و اشتياق ملي ميدانند تا اينكه آن را يك تهديد نزديك قلمداد كنند!» شبكه خبري "الجزيره " انگليسي اما در گزارشي متفاوت با اشاره به خبر احداث 10 سايت جديد غنيسازي اورانيوم ايران اعلام كرد: «دولت ايران به سازمان انرژي اتمي اين كشور دستور احداث 10 سايت غنيسازي اورانيوم جديد را صادر كرد، اقدامي كه ظرفيت غنيسازي اين كشور را به طور چشمگيري افزايش ميدهد.» خبرگزاري رويترز نیز در تحليلي در اين زمينه نوشت: «وعده ايران براي احداث 10 سايت غنيسازي جديد اين انگيزه را به قدرتهاي بزرگ خواهد داد تا درباره تحريمهاي جديد بحث كنند.»
همچنین شبكههاي خبري ديگر از جمله "يورونيوز "، "سيانان "، "راشا تودي "، "دويچه وله "، "فاكس نيوز "، "سيبياس " و مطبوعات ديگر از جمله روزنامه "تايمز "، "گاردين "، "فايننشال تايمز "، "اينديپندنت " در گزارشهايي به خبر جديد هستهاي ايران پرداختند. اما آن چه كه در رسانههاي غربي به ويژه آمريكايي نمود داشت، تلاش اين رسانهها براي ناكافي جلوه دادن توانايي ايران براي دستيابي به اين طرح بود. ایشان با استفاده از مطالب و كارشناسان دم دست خود تاكيد ميكردند كه يا ايران توانايي يا منابع لازم براي احداث چنين سايتهايي براي غنيسازي اورانيوم را ندارد؛ البته در حالی رسانه های آمریکایی از پوچ بودن این تصمیم می نویسند که به نظر با کمی صبر توانایی بالای متخصصین ایرانی در رسیدن به این قله بر همگان عیان خواهد گردید.
"دبیر کل حزب اعتماد ملی به همراه جمعی از اعضای این حزب به دیدار بهزاد نبوی رفتند." خبر این دیدار برای بسیاری از سیاسیون عجیب می نمود؛ چراکه پیش از این، کروبی و نبوی تند ترین اظهارات را در مخالفت با یکدیگر ابراز داشته و عملا از دلایل انشقاق در اردوی اصلاح طلبان به شمار می رفتند.
این دیدار البته در حالی انجام می گیرد که مروری بر حال و روز این ایام "شکست خورده دو دوره پیشین انتخابات ریاست جمهوری" به خوبی عیان می سازد که این شخصیت و اطرافیانش برای بقای در صحنه به هر وسیله ای چنگ زده اند و ملاقات اخیر و پوشش وسیع آن نیز بر این اساس ارزیابی می شود.
نکته مهم آنکه اصرار مهدی کروبی به برخی مواضع خود درباره مسائل بعد از انتخابات که حالا رنگ و بوی دیگری نیز گرفته است از سوی رسانه های خارج از کشور به "مخالفت با نظام" تعبیر می شود. بر این اساس در مقاله ای که روزنامه "نووایا گازیتا" منتشر ساخته نویسنده در تشریح رویکرد فوق الذکر این نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم می نویسد: «مهدی کروبی یکی از نامزدان انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران است که با دیدن وی نمی توان حدس زد که طی ماه های اخیر دفاتر وی تحت بازرسی قرار گرفته و هوادارانش بازداشت شده اند. روزنامه وی را توقیف کردند و او را به بازداشت و حتی به نوعی به اعدام تهدید کردند. اما واکنش کروبی که با تمام وجود آن را به نمایش می گذارد، کاملا غیر منتظره بود: "ما هنوز به مبارزه ادامه می دهیم".»
مولف مقاله که خبرگزاری ریانوستی نیز مطلبش را منعکس ساخته بر پایه اتفاقاتی که روی داده خاتمی و موسوی را رهبران مخالفان نظام می نامد و ادامه می دهد طی چهارماهی که از پیروزی "محمود احمدی نژاد" در انتخابات ریاست جمهوری و نا آرامی های مربوط به آن در ایران می گذرد، رژیم تهران به طرز شدیدی صدای اپوزیسیون را خفه ساخته است! نگارنده آنگاه کروبی را مفتخر به لقب "آیت الله" کرده و او را رسما مخالف نظام قلمداد می کند؛ وی می نویسد: «اما آیت الله کروبی یکی از سیاستمداران اصولگرا که زمانی از یاران نزدیک آیت الله "خمینی" بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود، ناگهان به مخالف اصلی رژیم ایران مبدل شد. وی حکومت را به فساد مالی، تقلب در نتایج انتخابات و شکنجه شرکت کنندگان اعترضات متهم می کند. در پاسخ رژیم تهران خود کروبی را به تدارک بی نظمی ها و کمک به دشمنان خارجی ایران متهم می نماید. »
در این مقاله گفته می شود که دادگاه روحانیت مسئله پرونده کروبی 72 ساله و جلب وی را آغاز نموده است. به زعم نویسنده پاسخ کروبی که در اینترنت منتشر شد قاطع بود "که من نه تنها از حاضر شدن در دادگاه هراسی ندارم بلکه با تمام وجود منتظر آن هستم. "
اگر پیش از این برخی محافل و شخصیتهای داخلی چنین القابی به اقای کروبی نسبت می دادند و طرفداران ایشان شائبه رقابت برای کسب قدرت را دلیل چنین سخنانی ارزیابی می کردند حالا نه یک رسانه داخلی بلکه روزنامه ای از دل غرب لقب مخالف نظام را به ایشان نسبت می دهد. باید دید در ادامه این شیخ ساده لوح چگونه با عملکرد خود برای نظام هزینه خواهد تراشید و در مقابل نظام مقدس تا کجا با وی مدارا می نماید.

این روز ها وضعیت مسلمان کشی در جنوب شبه جزیره عربستان نگرانی ملت های اسلامی و غیر اسلامی سراسر جهان را معطوف خود ساخته است. اين درگيريها كه از سپتامبر 2004 در يمن آغاز شد در كمتر از يك ماه گذشته وضعیت بحرانی ویژه یافته و طیف وسیعی از خانواده های شيعي يمن در مدت اخیر به دست ارتش اين كشور و نيز جنگنده های سعودی به خاک و خون کشیده شده اند. درگيريهاي دو هفته اخير از شديدترين نوع درگيريهاي نظامي در اين كشور است كه بين نيروهاي حامي «عبدالمالك الحوثي» با دولت يمن و نیروی بیگانه رخ داده است. در روزهای اخیر با وارد عمل شدن عربستان بحران دوچندان شده، به جز نیروی دولتی عربستان گروههاي مردمی افراطی در جنوب عربستان كه با شمال يمن و محل استقرار نيروهاي الحوثي و استان «صيده» مجاورت داشتهاند نیز وارد عمل گردیده اند تا با نيروهاي الحوثي نبرد كنند. آنچه تعجب هر ناظري را بر مي انگيزد آن كه مقامات رسمي يمن اعلام كردهاند كه مردم يمن و استان صيده به خاطر مسائل مليگرايي عليه الحوثي بجنگند! به گزارش خبرگزاريها، نيروهاي سعودي اكنون از زمين و هوا براي سركوب مبارزان شيعه حمله ور شدهاند. به گفته ناظران ورود كشورهاي عربي به اين بحران و جانبداري آنها از عربستان جنگ يمن را حالت فرامنطقهاي خواهد بخشيد. دولت سعودي پس از گشودن جبهه جنگي تازه در يمن از هفته گذشته توانسته حمايت شماري از كشورهاي عربي را در مداخله نظامي اش در منطقه آشوبزده صعده جلب كند. در اين راستا دولت كويت نيز رسماً آمادگي خود را براي همكاري با ارتش سعودي در جنگ با حوثيها اعلام كرده است. همزمان با حمايت كويتيها، پادشاه اردن نيز كه جزو شركاي خاورميانهاي رياض محسوب ميشود از تصميم سعوديها در ورود به جنگ يمن حمايت كرد. دولت عربستان، حوزه يمن را عمق امنيت ملي خويش ميخواند. گفتنی است دولت عربستان از ابتداي بحران با اين هدف كه ممكن است پيروزي طيف شيعيان يمن بر ارتش علي عبدالله صالح موجب تقويت پايگاه شيعيان اين كشور شود، به جانبداري از دولت صنعا پرداخته بود.
اما رويارويي همه جانبه سعودي و متحدانش با مبارزان يمن بازتاب زيادي در محافل خبری در پي داشته؛ اغلب ناظران گفتهاند دخالت عربستان در جنگ يمن، موجب طولانيتر شدن اين جنگ و تبديل شدن آن به كانون بحران خواهد شد. این در حالی است که به گزارش خبرگزاري اسلام تایمز رئيس ستاد ارتش يمن قراردادي شتابزده امنيتي و نظامي با آمريكا به امضا رسانده كه با اين قرارداد آمريكا رسما وارد درگيري هاي استان ناآرام صعده خواهد شد. روزنامه « الشرق الاوسط » در خبری پیرامون این قرارداد می نویسد: «در پي امضاي توافق نامه نظامي مشترك واشنگتن با صنعا از اين پس آمريكا در سركوب و حملات نظامي عليه نيروهاي جنبش حوثي به ارتش يمن كمك خواهد كرد.» همچنین خبرگزاری رویترز گزارش می دهد: « چندي پيش در حاشيه مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك هيلاري كلينتون وزير خارجه آمريكا در نشستي با وزراي كشورهاي عرب خليج فارس از اين كشورها خواست تا در جنگ يمن و كشتار شيعيان اين كشور به علي عبدالله صالح كمك كنند.» در این میان اما روزنامه صهيونيستي اورشليم پست در گزارشي مدعي گشته که جنگ صعده در یمن در حقیقت نبرد میان تهران و ریاض است. جالب آن که رادیو فرانسه در موضعی مخالف اعلام داشته که بر اساس تحقیقاتش ایران کمکی به شورشیان یمن نداشته است.
در پایان لازم است یادآوری شود که اقدامات جنايت كارانه عليه شيعيان منطقه در حالي صورت مي گيرد كه سازمان هاي بين المللي، بويژه سازمان ملل متحد و همچنين رسانه هاي بين المللي و منطقه اي با بي تفاوتي فاحش از كنار اين فجايع انساني عبور کرده اند.

