هر روز خبری پیرامون مناسبات دو دولـت ایـران و آمـریكا در جراید و فضـای مـطبوعاتی كشورمان به چشم میخورد كه برخی كهنه یا سوخته اند و بـرخـی جـذاب و در عیـن حـال ساده انگـارانـه. گـاهـی خود را در مناسبات غیـر رسمـی خـود را نشان می دهد و گاهی هم در قالب مجلسین دو كشور یا نهادهای دولتی دیگر.
بـــا صـــرف نـــظـــر از مــراودات نـاخـواستـه كـه در راهروها و جلسات مـخـتلــف بـیـنالمللـی و در مجـامـع عمومی شاهدش بوده ایم مثل بازدید اخـیـر نـمـایـنـدگـان مجلس هشتم از سنای آمریكا و همچنین با گذشت از درخـواسـت مـذاكـره چـند باره نانسی پلـوسـی رئـیـس كـنـگـره آمـریكا و نیز فعالیت ها و پادرمیانی برخی واسطهها و دلالان سیاسی و حتی با بی توجهی بـه آمـادگی سفر جوزف بایدن معاون اوباما به ایران آنچه در این روزها محل بحث و مشاجره میان اهل رسانه شده اسـت افـشای خبر نامه نگاری دولت ســابــق بــه مـقــامــات كـاخ سـفـیـد و آشكارشدن رفتار دولتمردان آمریكا با ایـن نامه بوده است. اگرچه خبر فوق نـسـبـت دیگـر اخبـار در رسـانـههـای عـمـومی و بیطرف انعكاس بیشتری داشـته اما تریبون ها و جراید مدعیان اصلاحات درباره اش سكوت اختیار كـرده انـد، الـبـتـه مـاجـرا جـدی تـر از آنیست كه بشود لاپوشانی نمود.
شواهد ازین قرار است كه ارسال نامه به دولت آمریكا بلافاصله پس از تـصـرف عـراق صورت گرفته است و در ایـن مـیـان پـیـشنهاد معامله بر سر برخی اصول بنیادین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، در آن برهه به شـدت كشور را در موضع انفعال قرار داده، هــم اكــنــــون نــیــــز اثـــرات و پیـامـدهـایـش، دیپلمـاسـی مستقـل و عـزت محور ایران را دچار مشكلات عدیده نموده است.
این رخداد اما اول بار در سپتامبر سال 2006 (5 مهر 85) توسط شبكه چهار رادیو بی.بی.سی مخابره گردید. بنا به آنچه كه این شبكه رادیویی اعلام كـــرد، دولــت وقــت ایــران در نــامــه فـوقالـذكـر برای حل همه اختلافات فـیمـابـیـن پـیـش قـدم شده و در این مـعـاملـه حـتـی حـاضـر به فدا نمودن مبانی اعتقادی و سیاسیش بوده است. افـشـای ایـن مـاجـرا در آن بـرهه اما با تـكـذیـب سـخـنـگـوی دولـت سـابـق مـواجـه شده و عبدالله رمضانزاده در گفـتوگـویـی به كلی چنین نامهای را تكذیب كرد.
در ایـن میـان طـی هفتـه گـذشته مشـاور روِسـای جمهور سابق آمریكا در امـور خاورمیانه در مقاله ای كه در شمـاره جـدیـد نیـوزویك منتشر كرد، ضمـن تـأكیـد بر لزوم متوقف ساختن بـرنـامـه هسته ای ایران، از نامه ننگین 2003 دولـت خـاتمـی بـه آمـریكا – با واســطــهگــری سـفـارت سـوئیـس در تهران– به عنوان نشانه ای برای اثبات كـارآمـدی افـزایش فشارها و تهدیدها علیه ایران به منظور وادار ساختن این كشـور بـه عقـب نشینـی یاد كرد. وی چنیـن می نویسد: »تاریخ نشان داده اسـت كـه ایـران در پاسخ به فشارها و تهـدیـدهای خارجی اقدام به محدود كردن اعمال خود می نماید. برای مثال در سـال 2003 پـس از نـابـودی ارتش عراق توسط نیروهای آمریكایی، ایران كـه نتوانسته بود طی 8 سال جنگ به این كار نایل شود، به سرعت از طریق سـفـیــر سـوئیـس در ایـران پیـامـی بـه واشـنـگـتـن ارسـال كـرد تـا بـا ایـن كار نگرانیهای آمریكا را درباره برنامههای تـسلـیـحاتی تهران و حمایت ایران از حـزباللـه و حماس تا حدی كاهش دهد. «
پـس از افـشـای این نامه، اگرچه بــرخــی مـقــامــات دولــت ســابـق بـا دسـتـپـاچگی به تكذیب آن پرداختند امــا انـتـشــار اصــل نـامـه در روزنـامـه واشنگتـن پسـت و برگردان فارسی آن در برخی خبرگزاری ها و سایت های داخلــی و بــا پـیــدایــش ابـهـامـات و سوالات بسیار حول این نامه نگاری، عـامـلان آن نیز اجبارا به موضع گیری اقـدام نـمـودنـد. بـرایـن اساس صادق خرازی سفیر سابق ایران در فرانسه و مـشـاور سیـد محمـد خـاتمـی رئیـس جمهور سابق كه واسطه تقریر این نامه در سفارت سوئیس بوده است، اقدام دولـت سـابـق را چـنـیـن توجیه نمود: »دیوار بی اعتمادی بلندی میان ایران و آمـریـكـا وجـود داشـت و هـر لحظه ممكن بود آمریكا به ما حمله كند، بیم و هـراس هـای مـقـامـات ایـران در آن زمان، ایشان را مجبور به اعتماد سازی می نمود...«
در حـالـی مشاور رئیس جمهور سـابـق ایـن چنیـن ساده انگارانه اقدام اشتباهش را توجیه می نماید كه برخی تحلیلگـران تأكید دارند كه هزینه این مـوضـوع بـرای كشور همسنگ هزینه ماجرای "ایران گیت" برای آمریكا بوده است. خسارتی كه دولت مردان وقت آمـریكـا بـا استعفـا و نهـایتا خودكشی خود پرداختش نمودند!