دوست دشمنان و دشمن دوستان

مواضع اصلاح طلبان در واکنش به ادعای ریئس جمهور
رئيس جمهور در سخنراني اخير در اجلاس جامعه مدرسين حوزه علميه قم از طرح ناكام ربايش و ترور خود در جريان سفر به عراق پرده برداشت.
احمدي نژاد در سخنان اخيرش از موضوعي سخن گفت كه با مرور مسائلي كه در سفرش به عراق گذشت، به خوبي مي توان به عمق و صحت ماجرا واقف شد.
رئيس جمهور گفت: "من اولين رئيس دولتي بودم كه با اعلام قبلي، دو روز به اين كشور سفر رسمي كردم. پيش از من رؤساي دولتهاي آمريكا و انگليس به واسطه حضور گسترده نظاميان خود در اين كشور چند ساعتي حضور پيدا كرده، اما هيچ كدام از آنها شب را در عراق نماندهاند. ما در اين سفر حاضر نشديم در منطقه تحت كنترل آمريكاييها (منطقه الخضرا) اقامت كنيم. ضمن اينكه براساس اطلاعات موثق، دشمنان طرح ربودن و ترور خادم ملت را در سفر به عراق برنامهريزي كرده بودند كه به فضل الهي با تغيير يكي دو برنامه، در اراده و تصميم آنها تزلزل ايجاد شد و وقتي متوجه موضوع شدند كه عراق را ترك كرده بوديم و آنها همچنان مبهوت ماندهاند."
روزنامه ها و منابع خبری اصلاح طلب در پی اعلام این موضوع به شدت به کذب بودن این ماجرا پرداختند و ادعای رئیس جمهور را مانور تبلیغاتی خواندند.
مردم سالاری روز یکشنبه سرمقاله خود را به همین موضوع اختصاص داده و آن را از نوع کارهای هوگو چاوز دانسته و ابراز تعجب کرده که چرا بعد از سه سال هنوز احمدی نژاد حرف های پخته تری نمی زند در حالی که کسی مانند علی لاریجانی سخنان و رفتار امروزش شباهتی به گفته هایش در پانزده سال پیش ندارد.
این روزنامه نوشته: این که چنین موضوعی از سوی شخص احمدی نژاد مطرح می شود و آن را ملا کی برای شان و جایگاه خود می داند، رفتاری خارج از هنجار دیپلماتیک است.
سردبیر آفتاب یزد در مقاله خود با اشاره به خبر ربودن رییس جمهور توسط آمریکا نوشته در گفتگوها با مقامات دولت عراق باید در این باره گفتگو شود و از همین حالا حضور رییس دولت در مجامع بین المللی با توجه به جایگاه حقوقی وی باید به گونه دیگری باشد و مشخص نیست که چرا پس از معلوم شدن نیت آمریکائی ها ، باز هم او به سفر رم رفت که با توجه به روابط ویژه دولت فعلی آن کشور با کاخ سفید ، تفاوت چندانی با حضور او در عراق نداشت.
صادق زیبا کلام در مقاله ای در اعتماد ملی با بی سابقه خواندن چنین امری چنین سئوال مطرح کرده و نوشته اگر قرار بود موضوع ربودن احمدی نژاد علنی نشود ،چرا پخش شد؟
این استاد دانشگاه با اشاره به گزارش روزنامه ایران که تنها گزارشی است که درباره آن سفر منتشر شده نوشته است ارگان رسمی خبرگزاری کشور پس از درج خبر در صفحه اول و دوم خود، در صفحه دوم و ذیل یک ستون بلندبالا با تیتر جزئیات اقدامات خرابکارانه در سفر دکتر احمدینژاد به عراق نزدیک به یکچهارم صفحه را به جزئیات افشای طرح ربودن رئیسجمهور میپردازد. اما تنها مطلبی که در آن ستون وجود ندارد اتفاقا همان جزئیات طرح ربودن رئیسجمهور است که حالا برملا شد.
زیباکلام سپس نوشته جورج بوش قبلا اعلام کرده که در راستای مبارزه با تروریسم بینالمللی از تعقیب و بازداشت مظنونین و متهمین به حمایت و همکاری با تروریستها، حتی مقامات رسمی کشورها، خودداری نخواهند کرد. بازداشتشماری از مقامات رسمی کشورمان در خاک عراق در حقیقت تداوم همین سیاست آمریکا است، اما رئیسجمهور رسمی کشور، حکایت دیگری است. اما اگر واقعا مقامات واشنگتن چنین قصد و غرضی داشتند که ایشان را از عراق ربوده و به آمریکا ببرند در آن صورت چرا زمانی که احمدینژاد با پای خودشان آمده بودند به نیویورک، آن طرح یا اقدام را به اجرا نگذاردند؟
همه این انتقادات کودکانه و نابخردانه در حالی مطرح شد که شبکه خبری آمریکایی فاکسنیوز اعلام کرد: «جورج بوش رییس جمهور آمریکا تصمیم به اجرای عملیات ترور بزرگی گرفته که از لبنان شروع و به افغانستان ختم میشود .وی دستورالعملی محرمانه را امضا کرده که بر اساس آن قرار است رهبران سیاسی بارز در منطقه از جمله محمود احمدینژاد رییسجمهور ایران ترور شده و از گروههای اپوزیسیون و مخالف حمایت شود. در این زمینه قرار است که از سازمان مجاهدین خلق [منافقین] حمایت گسترده مالی و تسلیحاتی به عمل آید.
بر اساس اعلام شبکه فاکسنیوز، هزینه این عملیات گسترده بالغ بر سیصد میلیون دلار است که جورج بوش دستور تامین آن را هفته گذشته صادر کرده است.
به راستی مشخص نیست علت اصلی دروغ خواندن ادعای رئیس جمهور و اصرار بر تبرئه مقامات کاخ سفید از اتهام وارده از سوی اصلاح طلبان چه می تواند باشد؟ آیا ایشان خود را حافظ منافع آمریکا می دانند که چنین در پی اعاده حیثیتش بر آمده اند؟ به نظر نمی رسد گروهی ازیشان دایه مهربان تر از مادر برای دشمنان و از سخت ترین منتقدان و تخریبگران نسبت به دولت مردمی کشورمان می باشند؟آیا اقدامات و مواضع ایشان بر خلاف ادعایشان مبنی بر احترام به افکار و آرائ مردم نیست؟
پروردگارا چه تنگ و تيره و تاريک می نماید راهي که دلالت تو در آن نيست و چه روشن و حقيقت نما و منير، صراطی که هدايت تو قرین آن است. خداوندا! تو خود می دانی که در هر شروع از تو کمک خواسته ام و این بار نیز؛ باشد که در ادای تکلیف و در طی این مسیر پر خطر، پرچم بر زمین نیفتد.