رقابت راهبردي ايران و ايالات متحده آمريكا در منطقه  خلیج فارس

در حال حاضر دورنماي راهبردي حاكم بر منطقه خليج‌فارس متاثر از رقابت بين ايران، عراق، آمريكا و كشورهاي حاشيه جنوبي خليج‌فارس و با هدف كسب حوزه نفوذ نظامي، سياسي و اقتصادي است.بنابر استدلال تحلیل گران، در اين ميان، ايران براي گسترش نفوذ خود در كل منطقه خليج‌فارس، بازداشتن آمريكا از اقدامات نظامي، كاهش نفوذ واشنگتن و تثبيت جايگاه خود به عنوان قدرت مسلط در منطقه تلاش مضاعفي دارد.
در طول سه دهه گذشته، جمهوری اسلامی ایران پایداری چشمگیری از خود نشان داده است. این کشور در این مدت توانسته از یک جنگ هشت ساله با عراق، درگیری نظامی گروه های قومی مخالف، تحریم های اقتصادی فزاینده و ناآرامی های داخلی و انتخاباتی به سلامت عبور کند. ایران از اشتباهات دشمنان که باعث خلق فرصت هایی برای گسترش روابط این کشور با جنش های شبه نظامی در عراق، لبنان و سرزمین های فلسطینی شده، استفاده کرده و نفوذ خود را در روز به روز افزایش داده است. انقلاب های اخیر علیه دولت های عربی که از دیرباز هم پیمان واشنگتن بودند، دولت ایران را متقاعد کرده است که خود را در قامت کانون «جدید» خاورمیانه ضدغربی متصور کند.
در مقابل، آمريكا درصدد يافتن راهي براي مهار ايران و تحديد نفوذ تهران بر كشورهاي حاشيه جنوبي خليج‌فارس است. در اين راستا، مقامات واشنگتن تقويت روابط خود با يكايك كشورهاي حوزه خليج، همكاري با اتحادهايي مثل فرانسه و بحرين، كمك به مذاكره صلح اعراب – اسرائيل، کمک به جبهه سعودی، همسو نمودن قابليت‌هاي عراق، کویت، امارات متحده عربی و سایر كشورهاي حاشيه جنوبي خليج‌فارس براي بازدارندگي و مقابله با ايران را در دستور كار قرار داده‌اند.
به عنوان بخشي از اين تلاش، آمريكا درصدد تحديد توان ايران در استفاده از نفوذ سياسي، روابط با ساير كشورهاي منطقه، نفوذ در عراق، بهره‌برداري از مناقشه اعراب– اسرائيل و توانمندي جنگ نامتقارن است.
عربستان سعودي هم‌اكنون مهمترين متحد آمريكا در خليج‌فارس است و مادامي كه گروه‌بندي سياسي و راهبردي در منطقه نامشخص بماند، رياض اين روابط راهبردي با واشنگتن را بطور جدی حفظ خواهد. اين به معناي آن نيست كه منافع عربستان سعودي دائماً همسو با منافع آمريكا است؛ بلكه يعني ايالات متحده آمريكا و عربستان سعودي در تهديد و مهار ايران و نيز در تضمين امنيت خليج‌فارس، جريان ثابت صادرات نفت منطقه و مواردی دیگر منافع مشتركي دارند.
نتيجه نهايي، تركيب پيچيده‌اي از روابط است كه رقابت عربستان سعودي با ايران را شكل مي‌دهد و نيز عواملي كه دليل همراهي عربستان با سياست‌هاي آمريكا و سياست آمريكا در قبال عربستان سعودي است. لازم به ذكر است كه عوامل فوق سياست ايران در قبال عربستان را نيز جهت مي‌دهد و اينكه دو كشور چگونه از روابط خود براي رقابت یا رفاقت با آمريكا سود مي‌برند.
پس، در اين رقابت راهبردي آمريكا و عربستان سعودي در يك طرف ميدان و ايران در سوي ديگر ميدان ايستاده‌اند و هر جبهه در واقع به دنبال پيشبرد منافع خود در ميان كشورهاي حوزه خليج‌فارس است.
اما كشورهاي كوچك شوراي همكاري خليج‌فارس به اشكال مختلف تحت حمايت دو جبهه قرار مي‌گيرند و هريك نيز متقابلاً‌ نقش متفاوتي را در اين رقابت ايفا مي‌كنند:
رويكرد كويت در قبال رقابت راهبردي ايران و آمريكا‌، بيشترين شباهت را به عربستان سعودي دارد. مقامات اين كشور ايران را به دليل دخالت آشكار در امور شيعيان كويت، توان فزاينده نظامي و برنامه هسته‌اي تهديدي جدي براي ثبات خود مي‌پندارند. كويت يكي از اصلي‌ترين متحدان نظامي آمريكا در منطقه است و در برخي سطوح از جمله تأمين پايگاه هاي موردنياز با واشنگتن همكاري دارد. بحرين با اقليت نخبگان سني و اكثريت جمعيت شيعه از دخالت آشكار ايران در امور شيعيان ناراضي خود در بيم و هراس است. آنها با حفظ روابط قوي سياسي و امنيتي با آمريكا و عربستان سعودي سعي در مقابله با اين تهديد دارند. كشور بحرين ميزبان فرماندهي ناوگان پنجم آمريكا است و بيشترين بودجه نظامي آمريكا را دريافت مي‌كند. امارات متحده عربي به دليل تفاوت برداشت از ايران در هر يك از امارت‌هاي خود از رويكرد متفاوت‌تري تبعيت مي‌كند. دعوي بر سر مالكيت جزاير ابوموسي و تنب كوچك و بزرگ به غير از دبي در ساير امارت‌ها مبناي برداشت اصلي آنها از تهران است. دبي به دليل شبكه‌هاي مالي و تجاري مشترك همچنان بر حفظ روابط مثبت خود با تهران اصرار دارد. امارات متحده عربي همچنین از ثروت خود براي خريد تسليحات پيشرفته از آمريكا و نيز تقويت روابط امنيتي با واشنگتن بهره مي‌گيرد.
عمان نقش خاصي در منطقه دارد. آنها عموماً خود را با سياست ايران همراه مي‌سازند، با عربستان سعودي تنش دارند،‌ روابط نزديكي با بريتانيا داشته و به عنوان متحد راهبردي اصلي آمريكا در خدمت تأمين منافع نظامي و سياسي آنها هستند. در نتيجه، اين كشور نقشی ميانجي را بازي می کند.
قطر از رقابت راهبردي بين منافع آمريكا و عربستان و منافع ايران در راستاي ايفاي نقش مستقل در منطقه بهره‌برداري كرده است. در اين چارچوب، اين كشور بيشتر به طرف ايران گرايش دارد تا عربستان سعودي اما در عين حال ميزبان بيشترين پايگاه هاي نظامي آمريكا در منطقه براي كنترل فشار بر ايران است.
يمن همچنان يك كشور شكننده و ضعيف است كه رژيم آن به شدت درگير مسائل و تهديدات داخلي بوده و نمي‌تواند در اين رقابت نقش مهمي ايفا نمايد.
در این میان همانگونه كه آمريكا همكاري نظامي خود با این كشورهاي حوزه خليج‌فارس را با هدف كاهش تهديد اقدامات تروريستي و مقابله با نفوذ ايران تقويت مي‌كند، رقابت راهبردي با ايران نيز همچنان روز به روز داغ‌تر مي‌شود. اين رقابت تحت تأثير چندين متغير در نظام سياسي حاكم بر منطقه است از جمله ماهيت دولت های آينده منطقه، تأثير تحريم‌هاي اقتصادي بر محاسبات سياسي ايران، جانشيني ملک عبدالله بیمار در عربستان، روی کار آمدن گروه های اسلامی در پی بهار عربی، تحول در مناقشات اعراب- اسرائيل و ثبات اقتصاد جهاني.
با وجود اين متغيرها، ‌به نظر مي‌رسد كه اين رقابت احتمالاً‌ همانند سال‌هاي اخير به همان صورت ادامه يابد. روابط دوجانبه بين ايران و عربستان برمبناي رضايت عمومي و تاكيد بر بي‌اعتمادي ريشه‌دار و رقابت در حوزه اقتصادي، سياسي و نظامي پايه‌گذاري خواهد شد. ايران همچنین از اختلاف بين كشورهاي حاشيه جنوبي خليج‌فارس براي كسب حوزه نفوذ و تضعيف سياست همكاري نظامي و امنيتي آمريكا در خليج‌فارس بهره‌برداري مي‌كند. همكاري نظامي آمريكا با عربستان سعودي نیز در راستاي تأمين منافع متقابل براي مهار تهديد ايران عليه ثبات اقتصادي خليج‌فارس تقويت مي‌گردد. به منظور تحقق اين هدف، آمريكا براي مقابله با توان فزاينده موشكي و غيرمتقارن دريايي ايران، تجهيزات دفاعي مورد نياز را در اختيار عربستان سعودي قرار مي‌دهد. اما، واشنگتن در عين حال از تسليح عربستان به ضرر ديگر كشورهاي خليج‌فارس اجتناب مي‌ورزد. با اين حال، نمي‌توان پيش‌بيني كرد كه آيا ايران در واكنش به اين تحولات، تحريم‌هاي بين‌المللي يا فشار داخلي محاسبات سياست خارجي خود را تغيير خواهد داد. آنچه كه روشن و بديهي است اينكه ايران، آمريكا و عربستان سعودي بسترهاي قانوني و ساختاري لازم براي رقابت اقتصادي و نظامي در منطقه را دارند. بعيد است كه اين زمينه‌هاي رقابت در آينده‌اي نزديك از بين برود، پس قطع به يقين ايران براي كسب حوزه نفوذ در منطقه همچنان با آمريكا و عربستان سعودي رقابت خواهد كرد. با این حساب منطقه خلیج فارس همچنان از اصلی‌ترین مناطق مورد مناقشه ایران و ایالات متحده باقی خواهد ماند.

سوریه، دوستان و دشمنان

بحران سوریه فقط روابط خارجی با ایران را در بر نمی گیرد. این بحران بر روابط دمشق – آنکارا و دمشق – دوحه نیز اثر مستقیم گذاشته است. ترک‌ها و قطری‌ها که هر دو بر هم‌پیمانی با سوریه حساب‌ گسترده‌ای داشته اند، اکنون در پی تحولات داخلی این کشور به شدت احساس نگرانی کرده و تلاش دارند در سیاست خارجی خود در قبال سوریه بازنگری نمایند.

سوریه و ناآرامی های این کشور همچنان در رأس اخبار بین المللی قرار دارد. با سقوط طرابلس و متواری شدن معمر قذافی اکنون اصلی ترین پرسش این است که آیا بشار اسد می تواند قربانی بعدی این دومینو باشد یا خیر؟ نیویورکر هفته نامه تحلیلی و تخصصی پرتیراژ آمریکایی با نگاهی به موضع گیری کشورهای منطقه در قبال تحولات سوریه مینویسد:

نزدیک به شش ماه از نخستین روزهای ناآرامی در سوریه می گذرد. در این برهه اکنون بیش از هر زمان دیگری میتوان سوریه را ابزاری دانست برای دور کردن ایران و ترکیه از یکدیگر. بازی که در سوریه آغاز شد در ابتدا سکوت مقام های ترک را به دنبال داشت اما اندک اندک ترک ها از نقش انفعالی بیرون آمدند و میزبانی مخالفان بشار را بر عهده گرفتند. در چند هفته اخیر فعالیت مخالفان بشار در سوریه شدت گرفته و به نوعی پارلمان سایه تشکیل داده و مقدمات انتقال قدرت را مهیا می کنند.در همین حال ترک ها در تحریم کشور همسایه با متحدان خود در ناتو یعنی همان قاره سبز نشین همراه شدند و تحریم هایی را بر گاز و نفت سوریه اعمال کردند.

 

    چنته ترکیه در سوریه پر زور است چرا که این کشور اصلی ترین سرمایه گذار در سوریه بوده و با نیم اشاره ای میتواند اقتصاد سوریه در روزهای بحران سیاسی را از این رو به آن رو کند. میزان سرمایه گذاری های ترکیه در دمشق به بیش از 25 میلیارد دلار رسیده و همین مساله زنگ خطری برای خاندان اسد است. آنکارا بارها به صراحت از اسد خواسته است که کرسی قدرت را ترک کند و زمام امور را به دولتی موقت بسپارد. این موضع مورد حمایت عربستان سعودی و متحدانش در خلیج فارس نیز می باشد. به نظر می رسد که اروپایی های گرفتار در لیبی هم ترجیح می دهند زمام کنترل امور در سوریه را به دست ترک ها بسپارند و این به معنای تصدیق سیاست های آنها است. در این میان ایران همچنان موضع نخست خود در قبال سوریه را حفظ کرده و بر حمایت از دولت بشار اسد تأکید دارد. برای ایرانی ها سوریه در چند سال گذشته چیزی بیش از یک متحد بوده است. برخی رسانه های غربی ادعا می کنند که ایران در چند سال اخیر برای کمک به اقتصاد بیمار سوریه بیش از 20 میلیارد دلار سرمایه گذاری اقتصادی، اجتماعی و نظامی کرده است. این ادعاها تا بدان جا بالا گرفت که بسیاری از کمک تسلیحاتی 150 میلیون دلاری تهران به دمشق هم خبر دادند. ادعایی که تهران همواره تکذیب کرده است اما اتحادیه اروپا بر اساس همین مستمسک سپاه قدس ایران را تحریم نمود. باید اشاره داشت از روزی که بشار اسد قدرت را از پدر تحویل گرفت بر میزبان رفاقت میان دمشق و تهران هم افزوده شد. ایران 14 نمایندگی فرهنگی در سرتاسر سوریه دارد و گفته می شود که اصلی ترین مسئولیت این دفاتر ترویج شیعه گری است. همچنین ایران و سوریه توافقنامه امضا شده ای دارند که بر اساس آن همکاری های نظامیان دو کشور جنبه منفعتی دوجانبه پیدا می کند.

نیویورکر در ادامه با ادعایی بی اساس تأکید میکند: تهران نقش آفرینی منفی ترکها به بشار اسد را بی پاسخ نخواهد گذاشت و معادلات برسر بازی با کارت گروهک پ.ک.ک را گسترده تر از پیش دنبال خواهد کرد!

گفتنی است در حال حاضر تنها سید حسن نصرالله که رهبری شیعیان لبنان را بر عهده دارد مانند ایران از بشار اسد حمایت کرده است. در این میان عمده رهبران کشورهای عربی حاشیه خلیج ترجیح داده اند عقب مانده و نه پا در جبهه حمایت از بشار بگذارند و نه به طیف مخالفان وی بپیوندند. نوری مالکی نخست وزیر عراق هم موضع جانبدارانه محکمی را در حمایت از بشار اسد اتخاذ نکرده است. جلال طالبانی رئیس جمهوری عراق اما به صراحت اعلام کرده که بشار اسد باید قدرت را واگذار کرده و برود. این کشور که چندی است از شر حزب بعث راحت شده ترجیح می دهد ریشه های بعث در سوریه را نیز بخشکاند و دولتی جدید و همخوان با خود را در دمشق ببیند.  اردن اما با توجه به اینکه ملک عبدالله تلاش حافظ اسد برای کشتن پدر خود ملک حسین را از یاد نبرده ترجیح می دهد حمایتی از بشار به عمل نیاورد. در کشورهای عربی دولتمردان به این گمانند که تا زمانی که آمریکا نخواهد رفتن بشار قطعی نمی شود.

در دیگر سو اما تحلیل روند سیاست خارجی قطر نیازمند مداقه و تأملی جدا از تحلیل نیویورکر است.

علی الخصوص آن که سفر شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر قطر به تهران برای بسیاری از ناظران تحولات منطقه ناگهانی بود وبر این اساس طی چند روز گذشته بسیاری از روزنامه‌های عربی از سفر امیر قطر به تهران در بحبوحه تحولات منطقه عربی، ابراز تعجب کرده‌اند و پرسیده‌اند که در وضعیت فعلی منطقه سفر امیر قطر به تهران چه معنایی دارد و آیا در کنه آن تعامل سیاسی پشت پرده‌ای صورت گرفته است؟

روزنامه النهار، چاپ لبنان در یادداشتی به این موضوع پرداخته و می‌نویسد: از سفر ناگهانی شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر قطر به ایران و دیدارش با محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری ایران سه برداشت عمیق، پر مغز و اثرگذار می‌توان  داشت؛ اولا، بلافاصله پس از پایان مذاکرات امیر قطر با احمدی‌نژاد قطر تلاش کرد مجددا سوریه را ترغیب کند که به طور واقعی اصلاحات حقیقی را انجام دهد و آن را مجدانه در در دستور کار خود قرار دهد. شیخ حمد بن خلیفه اتخاذ رویکرد امنیتی در سوریه را بی نتیجه و موجب ادامه ناآرامی‌ها در این کشور دانست. اهمیت این کلام این است که اولا، امیر قطر از تهران این اظهارات را بیان داشته و این در حالی است که ایران از حامیان سرسخت اسد و هدایت گر این سخنان محسوب می‌شود. ثانیا، این گفته چراغ سبزی به بشار اسد به حساب می‌آید،  ثالثا صحه گذاری بر سیاست های اصلاح گرانه مقامات دمشقی است. چراکه تصمیم‌گیران اصلی در سوریه نیز تأکید می‌کنند که اصلاحات را باید مجدانه پیگیری کنند . در ادامه این یادداشت آمده است: در دیگر سو، سفر امیر قطر به تهران نخستین سفر یک مقام ارشد عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس پس از به تنش کشیده شدن روابط این شورا با تهران پس از تحولات بحرین است که بی ربط به وخامت محاسبات منطقه‌ای پس از زلزله‌های سیاسی اخیر در سوریه به عنوان هم‌پیمان استراتژیک ایران و قطر نخواهد بود.

نویسنده در همین راستا به صحبت‌های احمدی‌نژاد در گفت‌وگو با شبکه المنار لبنان که اخیرا انجام داده، اشاره می‌کند و می‌نویسد: هم‌زمان با سفر امیر قطر به ایران احمدی نژاد مصاحبه‌ای با شبکه المنار انجام داد و از حکومت سوریه و مردم این کشور خواست که با یکدیگر به تفاهم برسند و از هر گونه تنشی اجتناب کنند. 

نویسنده روزنامه النهار در پایان از پیشنهاد ایران پرده بر می دارد و می‌نویسد: هم‌زمان با سفر شیخ حمد به تهران، احمدی نژاد به رجب طیب اردوغان پیشنهاد داده که «مجموعه واسطه‌ای» تشکیل شود تا بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه را برای آمدن به راه صحیح توجیه کند.

بهرحال باید اذعان داشت بهار عربی فرصتی را برای شکل گیری مجدد خاورمیانه به وجود آورده است. سؤال اینجا است که برنده این بازی چه کسی خواهد بود و در این میان روابط و مراودات ایران، ترکیه و قطر به عنوان بازیگران تأثیر گذار در صحنه معدلات جهان اسلام به کدام سو خواهد رفت.

همچنین در نهایت بد نیست اشاره داشته باشیم که در این میانه، نسخه تجویزی ورود ایران به عرصه میانجیگری غیر رسمی و سپس رسمی باید با چند هدف صورت گیرد:

1- توقف خونریزی ها به عنوان فوری ترین و انسانی ترین هدف و نیز برای حفظ وجهه آزادی خواهی و انسان دوستی ج.ا.ایران در منطقه و جهان اسلام؛

2- توجه دادن اسد به مطالبات مردم و انجام اصلاحات در خواستی آحاد مردمی برای ایجاد مقبولیت ایران در خاک سوریه؛

3- ادامه رایزنی با قدرت های منطقه ای همچون ترکیه، قطر، روسیه و... برای استحکام بخشی به جبهه موافقان بشار اسد.

3- در صورتی که با احتمالی ولو اندک گمانه زنی های فوق محقق نشود و دورنمای حکومت فعلی دمشق سقوط باشد، هدف جایگزین ایران در گفت و گو با مخالفان،  باید قرابت با حاکمان جدید سوریه باشد تا بتواند در حد امکان، در حکومت آینده سوریه منافع منطقه ای خود را دنبال کرده و عرصه شامات را برای مخالفان منطقه ای، خصوصاً عربستان، فراخ نگذارد.

Wikileaks, an Opportunity for the Iranian Diplomacy

Politicians and the world public opinion have shown different reactions to recent spate of disclosures on Wikileaks website. Calls from certain Arab leaders for military confrontation with Iran were the most controversial part of new documents released on the website. Mohammad Farazmand, former Iranian ambassador to Bahrain and an expert on the Arab world, has discussed reverberations of the recent disclosures and their impact on Iran’s relations with Arab countries.

The publication of secret documents on Wikileaks has been a great diplomatic shock to both the United States and other countries enjoying diplomatic relations with Washington. Apart from ambiguities surrounding release of so many documents, it seems that the current state of affairs will greatly change the more hidden aspects of international diplomacy. From now on, diplomats and political officials will speak more cautiously in private sessions because they are no longer sure about security of classified information.

The most important questions raised after publication of Wikileaks documents include:

1. What is the main reason(s) behind publication of such a huge volume of secret documents and information on the American diplomacy and US military operations in Iraq and Afghanistan?

2. Have the American officials been unable to prevent the leak? Or is the US security system really so debilitated as to allow for simultaneous release of thousands of documents in a short time?

3. What effect will publication of this information and documents have on relations among countries and international relations on the whole?

4. What will be the situation of secret documents and private diplomacy of countries after publication of Wikileaks documents?

In reality, no solid answers have been thus far found to these questions and perhaps it would take months before the real impact of these documents on international relations would transpire.

The documents are too diverse and too numerous. Although the US diplomacy and its allies have been hit the hardest by the documents, no country can treat the leaked documents through a one-way approach due to the diversity of information provided in them.

The Israeli prime minister was, perhaps, the sole politician who tried to use the documents in his country’s benefit by claiming that the content of documents showed beyond any doubt that concern about Iran’s nuclear program was common to the whole Middle East. This issue is very important and should be taken onboard in any analysis of the documents.

A one-way, general approach will not be able to shed light on the hidden aspects of these documents, but the most trivial details should be also taken into account. For example, revelations about US talks with Syria prove that there is no contradiction between Damascus’ covert and overt diplomacy on Iran and the Syrian officials have been honest with Tehran. The documents, however, reveal considerable contradiction between public and private positions taken by some Arab countries enjoying relations with Iran.

Some analysts maintain that Wikileaks documents actually reveal no secret because what they have brought into the limelight about content of secret negotiations among Arab leaders on Iran was quite expectable. It is also true that information in Wikileaks documents conform to the realities on the ground, which has made it difficult for the United States and other involved parties to deny them. In my opinion, however, conformity to realities does not reduce importance of those documents because it firstly makes it difficult to deny the truth of the leaked information. Secondly, it should be noted that documents on hidden aspects of diplomacy, even those which go public after many decades, are important sources of information for political analysts and researchers. These documents are related to ongoing affairs and will undoubtedly shed light on the hidden aspects of international relations and foreign policy workings. They will also leave undeniable marks on secret diplomacy of involved countries.

For example, Arab leaders who have secretly called on the United States to attack Iran can no more repeat their hypocritical remarks in further dealings with the Iranian officials. Some of these documents can provide the Iranian diplomatic apparatus with a good opportunity (provided that it is taken good advantage of in line with expert views) to prevent Arabs, who are in shame of their disclosed positions, to hold their past ground.

Let’s not forget that Arab leaders who have asked for military attack on Iran are those who were once supporting Saddam in his invasion of Iran and have never regretted what they did. I think that lenience toward Arab states in the past few years has backfired and made them misunderstand Iran’s real purpose. Therefore, Wikileaks documents should be taken advantage of as an opportunity to show red cards to Iran’s southern neighbors who have regularly treated their big northern neighbor in a hypocritical manner.

The main blow, however, has been dealt to the US diplomatic apparatus and that of its regional allies. Therefore, countries like Iran who have no relations with Washington are relatively immune to their risks and should have no concern about their possible impacts. The Arab public opinion should be also taken into account. Mass media in Saudi Arabia and some other Arab countries have been comatose in past days in order to cover up the new diplomatic scandal involving their high-ranking politicians. More independent Arab media, however, have reflected consternation of the Arab public opinion over support of Arab leaders for a military attack on Iran and wonder why Arab leaders should foster a new regional war in support of the United States and Israel?

Interestingly, despite positions taken by some Arab leaders against Iran, who have called for the “head of the serpent” to be cut, recent polls in the Arab world whose results were published by the Guardian this week, have revealed that 88 percent of regional people consider Israel as the main source of threat. This fact reveals the wide credibility gap between the Arab public opinion and officials policies adopted by certain Arab states.

Although President Ahmadinejad has played down importance of the documents and their impact on Iran’s relations with the Arab world, silence of the Arab states which, according to leaked documents have taken hostile positions on Iran, is quite meaningful. They are undoubtedly averse to their private talks going public and are not willing to assume responsibility for their hostile positions.

Certain evidence in the past pointed to possible negative stances of Arab leaders on Iran which were only voiced in their private negotiations with the American officials and some analyses were indicative of their support for tougher treatment of Iran. However, if they are not willing to assume responsibility for their hostile positions, they cannot also shun it by remaining silent.

The Iranian diplomatic apparatus should raise the expectation that Arab countries mentioned in the documents better make up for untoward impact of these revelations on diplomatic relations and public diplomacy and try to appease Iran as well as the public opinion in the Arab world. by  Iranian Diplomacy

اوباما به ایران کمک می کند!

نشریه آمریکایی فارین پالیسی، در مقاله ای به قلم "فلینت لِوِرِت" به بررسی واقعیت هایی پیرامون خیزش های اخیر کشورهای مسلمان و شرایط جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. آنچه که در ادامه می خوانید، متن کامل ترجمه شده این مقاله است.
دست و پا زدن بي نتيجه آمريكا در خیزش‌هاي اخیر خاورميانه،‌ بازي كردن در راستاي اهدافيست كه ايران مي‌خواهد. اگرچه جورج سوروس در گفت‌وگو با سي ان ان شرط بسته است كه جمهوري اسلامي ايران،‌ يك سال ديگر شكست خواهد خورد اما بايد گفت كه به نظر مي رسد تحولات اخير خاورميانه نه تنها سبب مانايي جمهوري اسلامي ايران بلكه سبب موازنه قدرت در اين منطقه و حركت شرايط در مسيري شده است كه به نفع جمهوري اسلامي ايران است.
در حدود 10 سال قبل و پس از حمله به برجهاي دوقلو در آمريكا،‌ اين آمريكا بود كه به متحدانش در خاورميانه پيام ها و دستوراتي داد. آمريكا پايگاه هايش را در خاورميانه بنا نهاد و اين در حالي بود كه كشورهايي مثل مصر، اردن، عربستان سعودي، تركيه و ... نسبت به مقولاتي مثل صلح با اسرائيل و همكاري هاي استراتژيك با آمريكا روي خوش نشان مي‌دادند.
از سوي ديگر نيز اين جمهوري اسلامي ايران بود كه بر موضع همكاري و اتحاد با سوريه ايستاده بود و به رابطه به گروه هاي مسلح و نه چندان نيرومندي همچون حماس و حزب الله متهم بود.

و اين مسئله تمام شد تا اينكه به مراسم تحليف اوباما در سال 2009 در آمريكا رسيديم. و اين تحليف در شرايطي برگزار مي‌شد كه جنگ عراق عملاً روند صلح اعراب و اسرائيل را با شكست مواجه كرده بود و ديپلماسي قوي منطقه اي ايران و متحدانش نيز سبب ايجاد تعادل در قدرت و نفوذ در منطقه خاورميانه شده بود.

روابط استراتژيك سوريه و ايران بهبود يافت، حزب عدالت و توسعه در تركيه به قدرت رسيد و با روابط استراتژيك ايران و سوريه همراه شد و حماس و حزب الله نيز قدرت گرفتند و بازيگران قدرتمندي در عرصه فلسطين و لبنان شدند.

به دنبال آن بود كه روابط استراتژيك و معني دار عراق با واشنگتن نيز كاهش يافت و حتي مي توان گفت كه به جاي آن روابط بغداد با ايران، سوريه و تركيه افزايش يافت.

اين قضيه البته در مورد ساير كشورهاي حاشيه خليج فارس نيز وجود داشت و روابط آنها با حزب الله در زمينه بازسازي‌هاي پس از جنگ اسرائيل، بيانگر همين مسئله است.

همچنين بايد گفت كه جمهوري اسلامي ايران تعميق اتحاد خود با سوريه، تركيه و عراق و همچنين گسترش نفوذ خود در فلسطين و لبنان در حال تلاش است.

و تمام اينها در حالي صورت مي‌گيرد كه نظرسنجي ها نشان مي‌دهد، رهبران اين حركت‌ها همچون احمدي نژاد ، نصرالله، بشار اسد، اردوغان و خالد مشعل، جملگي محبوبتر از رؤساي كشورهايي مثل اردن، تشكيلات خودگران فلسطين و عربستان سعودي كه همدستان طراز اول آمريكا محسوب مي‌شوند، هستند.

و هم اكنون دولت اوباما در مقابل تهران، براي افزايش نفوذ خود در كشورهاي خيزش كرده اي همچون مصر، بحرين، تونس و ... درمانده شده است. جبنش هاي اعتراضي در اين كشورها كمتر مايل به همكاري استراتژيك با آمريكا هستند.

بايد گفت كه مثلا بديهي است كه هم اكنون هر دولتي كه در مصر بر سر كار بيايد و حتي اگر به نوعي نماينده حسني مبارك هم باشد، حاضر نخواهد بود در ادامه محاصره غزه با اسرائيل همكاري كند و يا اينكه مطالبات "سيا" را عملي كند.

و به همين ترتيب بايد به نظم سياسي جديد در بحرين نيز اشاره كرد كه اكثريت اين كشور را شيعيان تشكيل مي‌دهند كه قطعا مخالفت استفاده آمريكا از خاك اين كشور براي اقدام نظامي عليه ايران خواهند بود.

در سال آينده ، اين تحولات و چرخش هاي قدرت در خاورميانه؛ بر ضد آمريكا و به نفع ايران خواهد بود.

در برابر تمام اين نكات ارائه شده، اين جورج سوروس، رسانه‌ها و نخبگان آمريكا و دولت اوباما هستند و تمام اين بازيگران همان كساني بودند كه در حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري در ايران بسيار هيجان زده بودند و ما را در مقابل اين ادعاي بي اساس قرار دادند كه در انتخابات ايران دزدي صورت گرفته است و گفتند كه جنبش سبز نظام ايرانيان را سرنگون مي‌كند و اين صحبت ها و اقدامات به پيش بيني‌ اخير سوروس نيز شباهت داد. البته آنها زمان‌هاي مختلفي را در پيش بيني هايشان برای سرنگونی ایران بيان مي‌كنند؛ مثل سال 2009 يا سال 2010 و اينك سال آينده...

در پایان آن که تمام اينها بيانگر قصور فاحش و تأثير مخرب صحبت هاي كساني است كه در تجزيه و تحليل مسائل جمهوري اسلامي ايران ناتوانند.

بررسی مشروعیت تحریم های یکجانبه در حقوق بین الملل

تحريم هاي يكجانبه امريكا عليه كشورمان كه فراتر از تحريم هاي مذكور در قطعنامه هاي شوراي امنيت است از جهات مختلفي مغاير با حقوق بين الملل تلقي مي شوند. پيش از پرداختن به اين دلايل لازم است اشاره اي گذرا به انواع تحريم هاي مورد اشاره در قطعنامه هاي شوراي امنيت عليه ايران داشته باشيم.

شوراي امنيت تاكنون شش قطعنامه در رابطه با فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران تصويب كرده است كه عبارتند از قطعنامه‌های 1696 (2006)، 1737 (2006)، 1747 (2007)، 1803 (2008)، 1835 (2008) و 1929 (2010). شوراي امنيت دراين قطعنامه ها تحريم هاي نظامي و مسافرتي را عليه برخي موارد و اشخاص وارد نمود. مطابق ماده 12 قطعنامه 1737 کلیه کشورها موظف‌اند اعتبارات، دارایی‌های مالی و منابع اقتصادی موجود در کشور خود را که تحت کنترل یا متعلق به افراد یا نهادهای مشخص‌شده در ضمیمه قطعنامه یا توسط شورای امنیت یا کمیته هستند، مسدود نمایند. این موارد شامل افراد یا نهادهایی است که به‌طور مستقیم در فعالیت‌های حساس هسته‌ای به‌ لحاظ اشاعه یا برنامه موشکی کشور دخیل هستند و یا از این گونه فعالیت‌ها حمایت می‌کنند و در عین حال افراد یا نهادهایی را که به نمایندگی از سوی آنها یا به دستور آنها از طرق غیرقانونی اقدام می‌کنند نیز شامل می‌شود. ماده 4 قطعنامه 1747 بر لزوم تسری اقدامات تعیین شده در مواد 12، 13، 14 و 15 قطعنامه 1737 به افراد فهرست شده در ضمیمه این قطعنامه تأکید می‌کند. ماده 7 این قطعنامه نیز کلیه کشورها و مؤسسات مالی بین‌المللی را موظف می‌کند جز در موارد انساندوستانه و توسعه‌ای با جمهوری اسلامی ایران در خصوص قرارداد کمک‌های بلاعوض، مالی و امتیاز وام وارد هیچ‌گونه عهد جدیدی نشوند. ماده 9 و 10 قطعنامه 1803 کشورها ملزم می‌شوند نسبت به پذیرش تعهدات جدید برای ارائه حمایت مالی دولتی از ایران همچون اعطای اعتبار صادرات، ضمانت‌نامه‌ها یا بیمه به اتباع یا مؤسسات آنها که در چنین تجارتی دخیل هستند و نسبت به فعالیت‌های مؤسسات مالی در کشورشان با کلیه بانک‌هایی که در ایران هستند، به ‌ویژه بانک ملی، بانک صادرات و کلیه شعبات و مؤسسات تابعه آنها در خارج از کشور جلوگيري به عمل آورند. قطعنامه 1929 اسامي بيشتري را به ليست شركتها و افراد تحريم شده در قطعنامه هاي قبلي اضافه مي كند و دولت‌ها می‌توانند به استناد این بند اقدام به بازرسی کلیه محموله‌های به مقصد ایران و یا حمل شده از ایران بنمایند و در صورت کشف کالاهای مشمول تحریم آن ها را ضبط نمایند.
تحريم هاي يكجانبه اي كه فراتر از اين موارد وضع شده اند و عموماً از سوي امريكا عليه كشورمان به كار گرفته مي شوند به دلايل مختلفي مغاير با قواعد حقوق بين الملل است. در اينجا به  عمده دلايل حقوقي اشاره مي رود.
1. تحريم هاي يكجانبه نقض اختيارات شوراي امنيت: با توجه به برخي اصول منشور ملل متحد مي توان به تعارض تحريم هاي يكجانبه با اهداف ملل متحد پي برد. زماني كه منشور ملل متحد در كنفرانس سانفرانسيسكو تهيه مي شد ملل متحد تصميم گرفتند براي پرهيز از يكجانبه گرايي كه موجب بروز دو جنگ جهاني شد اختيار اقدام قهري را به ركني سازمان يافته يعني شوراي امنيت واگذار نمايند. ماده 39 منشور ملل متحد وظيفه اصلي حفظ صلح و امنيت بين المللي را به عهده شوراي گذاشت تا در صورت تشخيص توصيه و يا تصميمات مقتضي را اتخاذ نمايد و به طور مثال طبق ماده 41 تحريم ارتباطي يا اقتصادي را اعمال نمايد. احراز يكجانبه نقض صلح و امنيت بين المللي و اقدام يكجانبه از سوي كشورها اولاً بازگشت به دوران پيش از منشور ملل متحد است و ثانياً موجب ناديده گرفتن اختيارات شوراي امنيت است. به عبارت ديگر اعطاي صلاحيت مسئوليت اوليه حفظ صلح و امنيت بين المللي از سوي كشورها به شوراي امنيت موجب سلب اين اختيار از سوي اعضاي ملل متحد مي شود. جالب تر آنكه مبتكران اصلي تحريم هاي يكجانبه اعضاي دائمي شوراي امنيت هستند كه اقدام آنها مي تواند به معناي اعلام شكست قدرت اين ركن از سوي اعضاي دائم اين ركن باشد.
2. انحراف تحريم هاي يكجانبه از رهنمودهاي قطعنامه هاي سازمان ملل متحد: اعلاميه اصول حقوق بين الملل در خصوص روابط دوستانه و همكاري ميان ملل مورخ 1970 (قطعنامه شماره 2625) اصل مبنايي عدم مداخله را مطرح مي كند و بيان مي دارد كه هيچ كشوري حق تشويق استفاده از فشار اقتصادي، سياسي يا هرگونه فشار ديگري براي مجبور كردن كشور ديگر براي تبعيت از حاكميت كشور مقابل باشد. بسياري از قطعنامه هاي سازمانهاي بين المللي مختلف به نامشروع بودن تحريم هاي يكجانبه يا به طور كلي يا صرفاً آنهايي كه ويژگي فراسرزميني دارند (مانند قوانين داماتو كندي و هلمز برتون) اشاره داشته اند. قطعنامه A/RES/46/210 مجمع عمومي سازمان ملل متحد مورخ 1991 از كليه كشورها مي خواهد كه فشارهاي اقتصادي يكجانبه را كه با هدف مداخله در تصميمات اتخاذ مي شوند را لغو نمايد. بند 2 اين قطعنامه، فشارهاي اقتصادي را كه شامل مسدود كردن سرمايه و اموال مي شود را مغاير با منشور ملل متحد مي داند. قطعنامه A/RES/51/22 مجمع عمومي سازمان ملل متحد مورخ 1996 تحت عنوان «حذف تدابير فشار اقتصادي به عنوان وسيله اجبار سياسي و اقتصادي» ضمن غيرقانوني دانستن تحريم هاي يكجانبه با ويژگي فراسرزميني اين قوانين را مغاير با حق دولتها در تعيين سرنوشت اقتصادي خود مي داند. بند 2 اين قطعنامه واضعان اين قوانين را ملزم به حذف قوانين يكجانبه با ويژگي فراسرزميني مي كند كه تحريم هايي را عليه شركت ها و افراد بار مي كند. بند 3 از كليه كشورها مي خواهد كه تدابير اقتصادي يكجانبه با ويژگي فراسرزميني را به رسميت نشناسند. هرچند اين قطعنامه ها الزام آور نيستند و نمي توان گفت كه مفاد آن ويژگي عرفي پيدا كرده است اما تخطي كشورهاي غربي از اصول اين قطعنامه بيانگر بي احترامي به تمامي كشورهاي رأي دهنده به اين قطعنامه ها است كه عموماً جهان سومي هستند.
3. موضع انفرادي و جمعي كشورها: اعلاميه مربوط به ممنوعيت اجبار نظامي ،سياسي يا اقتصادي در انعقاد معاهدات منضم به كنوانسيون حقوق معاهدات مورخ 1969 كه از سوي شركت كنندگان كنفرانس تهيه كنوانسيون به تصويب رسيد فشارهاي اقتصادي در انعقاد معاهدات را محكوم كردند و حتي برخي از اين كشورها بر اين باور بودند كه فشار اقتصادي مي تواند به بطلان معاهده منجر شود. بايد توجه داشت كه بسياري از كشورها در قبال تحريم هاي يكجانبه امريكا بيانيه داده اند و يا موضع گرفته اند كه مي تواند حاكي از رويه متشتت در خصوص مشروعيت تحريم هاي يكجانبه باشد مانند طرح دعواي اتحاديه اروپا عليه امريكا در سازمان تجارت جهاني به دليل تحريم هاي فراسرزميني امريكا كه بعضاً به محكوميت امريكا نيز منجر شده است.
4. مغايرت تحريم هاي يكجانبه با حقوق بشر: كميسيون حقوق بشر (كه اينك به شوراي حقوق بشر تبديل شده است) همواره در مقابل كميته تحريم سازمان ملل موضع گرفته است. به گزارش كميسيون فرعي اقليتها، كميته تحريم شوراي امنيت اطلاعات كافي براي تعليق سريع تحريم ها ندارد در زماني كه آن تحريم منجر به صدمه به مردم شود. تحريم هاي يكجانبه ناقض حقوق بشر: بند 1 ماده 25 اعلاميه جهاني حقوق بشر و بند 1 ماده 11 ميثاق حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به حقوق بنيادين رفاه و بهداشت انساني و امكان دسترسي به دارو اشاره داشته اند و بند 2 ماده 1 ميثاق مذكود بيان داشته كه به هيچ وجهي مردم نبايد از حق بر امرار معاش محروم شوند. اين موضوع به تأييد اعلاميه محو گرسنگي و سوء تغذيه در كنفرانس جهاني غذا مورخ 1974 نيز رسيده است. همچنين براساس اعلاميه وين 25 ژوئن1993حق توسعه، به عنوان حق جدايي ناپذير انساني شناخته شده است لذا مي توان اقدامات تحريمي را ناقض اين اصل مهم حقوق بشري دانست. قطعنامه هاي شوراي امنيت مبتني بر تحريم دسته جمعي كه در سالهاي اخير صادر مي شود نيز مقرراتي را براي استثنا كردن لوازم حياتي مانند دارو و غذا براي مردم پيش بيني كرده اند. لذا مي توان گفت به طور اولي تحريم هاي يكجانبه بدون لحاظ كردن ظرايف حقوق بشري مشروعيتي نخواهند داشت.
5. فقدان دادرسي منصفانه از سوي شهروندان: در حالي كه در بيانات ديپلماتيك هدف از تحريمها فشار به حكومت و مسئولين براي تغيير رفتار ذكر مي شود اما در عمل مشاهده مي شود كه شهروندان و افراد غيرنظامي كه از اين تحريم ها متضرر مي شوند راهي براي جبران خسارت خود ندارند. در واقع برخلاف شوراي امنيت و اتحاديه اروپا كه سازوكار لازم براي بازنگري در تحريم يا تضمين حقوق بشر را وضع كرده اند (كه از آن به آمبودزمن  ياد مي شود) در تحريم هاي يكجانبه بسياري از كشورها چنين فرصتي را فراهم نكرده اند. به طور مثال ديوان اروپايي حقوق بشر در قضيه كادي و البركات به دليل نقض اصل دادرسي منصفانه و حق مالكيت، قطعنامه شوراي امنيت را بدون اعتبار اعلام نمود لذا تحريم هاي يكجانبه به طوراولي بايد باطل باشند.
6. تحريمِ حق ملت و نه تخلف دولت: فلسفه ايجاد تحريم ها در روابط بين الملل اين بود كه حكومت متخلف را به رفتار مطابق با حقوق بين الملل بازگرداند. در حالي كه موضوع هسته اي در ايران موضوعي است كه در جامعه ايراني ريشه دارد و تحريم براي آن به معناي فشار به يك ملت (و نه فقط حكومت) براي چشم پوشي از حقوق خود است. لذا مي توان گفت حتي اگر شوراي امنيت به دليل صلاحيت نامحدود خود مي تواند حتي ملتي را تحريم نمايد (!) اما تحريم هاي يكجانبه تحريم حقي از ملت ايران است و نه تحريمي به دليل تخلف دولت ايران.
7. تحريم هاي يكجانبه به مثابه نقض غرض: حقوق اقتصادي اجتماعي مقدمه وجود حقوق سياسي و مدني است و لذا نقض حق بر حيات، بهداشت، صلح و توسعه باعث مي شود تا حقوق مدني و سياسي نيز به منصه ظهور نرسد. بسياري از تحريم ها با هدف احقاق حقوق نسل اول (مدني و سياسي) مانند حق بر دموكراسي دست به اعمال تحريم مي زنند (مانند موارد هائيتي و عراق) در حالي كه در رهگذر اين تحريم ها حقوق نسل دوم (اقتصادي و اجتماعي) نقض مي شود. هرچند تحريم هاي يكجانبه كشورهاي غربي عليه ايران با هدف اعلامي دموكراسي صورت نمي پذيرد اما نقض غيرمستقيم حقوقي مانند حق حيات كه به دنبال تحريم هوانوردي ايران صورت گرفته است مي تواند موجب تشديد نارضايتي ملت ايران از سازوكارهاي بين المللي شود كه خود مغاير با هدف اعاده صلح و امنيت ميان ملل متحد است.
8. تحريم به دليل حق هسته اي نافي حق تعيين سرنوشت: استناد به اين اصل مي تواند حتي مشروعيت تحريم هاي شوراي امنيت را زير سؤال ببرد چرا كه طبق ماده 24 منشور ملل متحد تنها تبعيت از قطعنامه هايي الزامي شمرده شده كه مطابق با حقوق بين الملل باشد و از سوي ديگر حق تعيين سرنوشت حقي است كه به زعم ديوان بين المللي دادگستري جاي آن در رديف قواعد آمره است. بايد توجه داشت كه حق تعيين سرنوشت تنها محدود به سرنوشت سياسي نيست بلكه شامل سرنوشت اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نيز مي شود. تحريم هاي يكجانبه با ناديده انگاشتن حق هسته ای ایران، يكي از حقوق جمعی ملتها را ناديده مي گيرند.
9. تحريم هاي يكجانبه نقض تعهدات قراردادي برخي از دولتها: برخي از دولتها طي موافقتنامه هاي دوجانبه مودت و آزادي تجارت يكديگر را متعهد به برقراري تجارت آزاد كرده اند. موافقتنامه مودت و تجارت ميان ايران و امريكا يكي از بهترين نمونه هاست كه پس از فراز و نشيب هاي بسيار در روابط دو كشور كماكان از سوي دو دولت معتبر قلمداد مي شود. اين معاهده طرفين را ملزم به برقراري تجارت آزاد ميان اتباع يكديگر كرده اند و تحريم هاي يكجانبه امريكا عليه ايران نقض صريح بند 2 ماده 8 اين معاهده است. لازم به ذكر است اين معاهده رجوع اجباري به ديوان بين المللي دادگستري را پيش بيني كرده است كه جاي آن دارد كه مسئولين اين امكان را مورد توجه قرار دهند. علاوه بر امريكا كشورها تحريم كننده ديگر نيز بعضا ً موافقتنامه مشابهي با ايران دارند كه نياز به بررسي ماهوي اين معاهدات است.
10. تعارض تحريم يكجانبه با نظم نوين اقتصادي: قطعنامه 3281 مورخ 1974 (منشور حقوق و وظايف اقتصادي دولتها) تحريمهاي يكجانبه را نمي پذيرد. ماده 7 اين منشور از مسئوليت دولتها در ترويج توسعه اقتصادي و اجتماعي شهروندان سخن به ميان آورده است و ماده 32 اتخاذ فشارهاي اقتصادي را ممنوع كرده است و تنها استثناي اين اصل را اقدام دسته جمعي در چارچوب منشور ملل متحد مي داند. كنفرانس تجارت و توسعه ملل متحد نيز در قطعنامه اي تدابير تحميلي اقتصادي، اعمال تحريم هاي اقتصادي از سوي كشورهاي توسعه يافته عليه كشورهاي در حال توسعه را ممنوع كرده است. اعمال تحريم هاي اقتصادي خصوصاً عليه سرمايه هاي ملي و شخصي يك كشور مي تواند مغاير با تعهد كشورهاي توسعه يافته مبني بر انتقال فناوري به كشورهاي در حال توسعه است (آنگونه كه در موافقتنامه تريپس تأكيد شده است). لذا تحريم هاي اقتصادي يكجانبه حتي اگر حق كشورهاي توسعه يافته تلقي شود در كمترين وجه با تعهد به انتقال فناوري آنها مغايرت دارد.
11. تعارض تحريم يكجانبه با اصل حاكميت بر منابع طبيعي: ماده1 پاراگراف دوم ميثاق بين الملي مربوط به حقوق اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي اشعار مي دارد «كليه ملت ها مي توانند براي نيل به هدفهاي خود منافع و ثروت طبيعي خود را بدون لطمه به تعهدات ناشي از همكاري اقتصادي بين الملي مبتني بر منافع مشترك و حقوق بين الملل آزادانه به مصرف برسانند». اين اصل در مصوبات مجمع عمومي سازمان ملل متحد و ديگر اسناد بين المللي به كرات مورد تائيد قرار گرفته است. تحريم هاي يكجانبه مي تواند نافي حق دولتها در نحوه مصرف كردن منابع طبيعي خود باشد چرا كه تحريم يكجانبه اي كه به طور مثال سرمايه گذاري در بخش نفت و گاز را ممنوع مي كند مي تواند حق دولت تحريم شده در بهره برداري از آن را تحت تأثير قرار دهد.
12. ممنوعيت تحريم هاي يكجانبه با ويژگي فراسرزميني: حقوق بين الملل حدود صلاحيت دولتها را مشخص كرده است. اعمال صلاحيت بر افراد و شركت هاي تجاري از سوي يك دولت منوط به احراز عنصر ارتباط ميان آن شخص و دولت مدعي است كه در حقوق بين الملل عبارتند از پيوندهاي سرزميني، شخصي فعال، شخصي منفعل، واقعي و جهاني. در حالي كه تحريم هاي فراسرزميني بدون توجه به هيچ يك از اين عناصر ارتباط تنها به دليل تجارت شركت مزبور با كشور هدف مورد تحريم و مجازات كشور تحريم كننده قرار مي گيرد كه از آن به تحريم ثانويه ياد مي شود. تحريم هاي امريكا عليه ايران از اين دست است و از اين جهت مي توان تحريم امريكا عليه شركت هاي ثالث كه مبادرت به تجارت با ايران مي كنند را مغاير حقوق بين الملل قلمداد نمود.

Iran and Political Clout of Social Media

Print E-mail

Social media like e-mail, photo sharing, social networking and text messaging have emerged as powerful political tools in the modern international system which are under strict control of big powers. They enjoy a special status in politico-social developments. Social movements seeking change in the Middle East have used such modern media as a means of achieving their political and social goals and they have been used to good effect in changing internal and regional power equations throughout the region.

Iran’s interaction or confrontation with social media and information networking has been among very important issues which can be analyzed from the viewpoint of western nature, complexity, civil qualities and networking potential invested in such media. Iran’s reaction to globalization is the key point to better understanding of the way Iran has been handling political influence of social media.

The fact that social media are new has sent social and political waves through the Iranian society as such media have elicited different, and at times conflicting, reactions in the Iranian society. The reaction shown to social media in Iran is reminiscent of the confrontation between the Iranian society and early waves of bourgeoisie in the late 19th and the early 20th centuries. Since most Iranians currently believe that social media embody a western phenomenon, there are speculations about such media being forerunners of new threats and conspiracies among the Iranian citizens living both within and without the country. In most cases, this way of thinking has proved to be a major barrier to assimilation of this modern phenomenon into political and social structures of Iran.

Another important issue is complexity of social media. Such characteristics as being multifaceted, versatility, and the potential for positive and negative functions as well as the ability to be rapidly updated have led to various reactions in Iran. In reaction to use of social media in the soft war, three different discourses; that is, maintenance of the status quo, change, and an intermediate discourse, have emerged in Iran as instruments of both fundamental and gradual social and political changes in the Iranian society.

The civil quality of social media has caused doubts in the Iranian society about rapid recognition of or serious confrontation with such new international media. There are many Iranian people, both among the public and elites, who believe that despite their civil façade, social media are used as new means of control by major international actors in order to serve their interests in confrontation with the country’s Iranian and Islamic interests and identity.

At last, none of these variables has been more challenging and led to more controversies among domestic and international Iran experts than the ability and potential for building networks to interact and even counteract the social media. The main reason behind those controversies has been diverging views on the close relationship between political power and networking potential of social media in the political interactions which take place in the public, regional and international spheres. As put by Richard Haas, under present international circumstances, the power is shared in many places. Therefore, it should be noted that networking potential of the social media is a two-edged sword which can be both an opportunity and a threat to Iran.

On the whole, globalizing impact of social media is an emerging trend in international arena. Like all other modern phenomena, Iran has been reeling under the impact of this new phenomenon. Faced with western nature, civil qualities and networking potential of social media, Iran has been wondering as to whether recognize or reject their political power. However, this new source of power is sure to bring Iran under tremendous pressure within framework of upcoming political developments. by Behzad Khoshandam-iranreview

10 چالش امریکا در جهان در سال 2011


دیلی تلگراف ـ توبی هارندن
 
رئیس جمهور آمریکا سال 2011 را در حالی آغاز کرده که با چالش های فراوانی در امور داخلی و سیاست خارجی مواجه است. به نظر می رسد که باید پرسید چه رویدادهایی در سال 2011 رخ خواهند داد؟ باید منتظر ماند و دید که باراک اوباما چگونه با این چالش ها دست و پنجه نرم می کند.
 
مهمترین این چالش ها عبارتند از:

1. افغانستان و پاکستان
برای حدس اینکه مناقشه افغانستان و پاکستان اولین چالش مهم اوباما در سال 2011 خواهد بود ، دیگر نیازی نیست به کسی جایزه داد. اواسط سال 2011 روند خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان آغاز خواهد شد. اعلام روند خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان توسط رئیس جمهور آمریکا از ژوئیه 2011 باعث شده تا شک و شبهات در مورد آینده افغانستان همچنان باقی بماند. پس از گذشت 10 سال از آغاز جنگ افغانستان، روند پیشرفت ها در این کشور کُند است. به رغم یکسری دستاوردها در این کشور، مشکلات بنیادین همچنان در افغانستان پابرجاست. موضوع پناهگاههای اَمن شبه نظامیان در پاکستان نیز شرایط را در جنگ علیه شبه نظامیان در افغانستان و پاکستان سخت تر کرده است. موضوع فساد مالی دولت افغانستان نیز نگران کننده است. همچنین عدم اطمینان به نیروهای امنیتی و پلیس افغانستان شک و تردیدها را در مورد روند واگذاری مسئولیت های امنیتی افغانستان به نیروهای افغان افزایش می دهد.

2. ایران
 قرار است ماه آینده میان ایران و اعضای گروه 1+5 در استانبول مذاکرات دیگری برگزار شود اما بعید است که ایران از برنامه هسته ای خود صرف نظر کند. ایران اکنون به غنی سازی اورانیوم در خاک خود ادامه می دهد و احتمال حمله به اسرائیل به ایران نیز وجود دارد؛ موضوعی که اوباما تلاش کرده از انجام آن جلوگیری کند.

3. چین
امیدهای اولیه اوباما برای ایجاد شراکت استراتژیک با دولت پکن اکنون بیشتر شبیه این است که اکثر اقتصاددانان از آن به عنوان "بی اعتمادی استراتژیک" یاد می کنند. چین از فروش تسلیحات نظامی از سوی دولت اوباما به تایوان و همچنین دیدار اوباما با دالای لاما رهبر معنوی تبت در کاخ سفید خشمگین است. حتی احتمال بروز جنگ ارزی میان آمریکا- چین در سال 2011 نیز وجود دارد. با توجه به اینکه جمهوری خواهان بیشتری در کنگره راه یافته اند، این احتمال وجود دارد که کنگره به اوباما برای اتخاذ یک نگرش سختگیرانه تر در قبال چین فشار آورد. نفوذ فزاینده چین در آسیا و افزایش تقویت امور نظامی این کشور، آمریکا را نگران کرده است. اوباما قطعا در مناقشاتی همچون موضوع برنامه هسته ای ایران و کره شمالی به چین نیاز دارد.

4. کره شمالی
پس از حمله کره شمالی یه یک جزیره کره جنوبی و همچنین حمله به یک زیردریایی کره جنوبی، پیش بینی رفتار دولت پیونگ یانگ در سال 2011 حتی برای آمریکا نیز سخت است. دولت اوباما به خود در فشار آوردن به چین برای مهار کره شمالی در تحولات اخیر در شبه جزیره کره تبریک گفته است. اما در سال 2011 کره شمالی چالشی جدی برای اوباما محسوب می شود.

5. مناقشه اسرائیل- فلسطین
اوباما از زمان به قدرت رسیدن تلاش بسیاری در حل و فصل مناقشه اسرائیل- فلسطین کرده است. حتی در دوران اوباما مذاکرات مستقیم میان اسرائیل-فلسطین از سر گرفته شد اما به دلیل از سرگیری شهرک سازی های اسرائیل این مذاکرات بار دیگر متوقف شد. عده اندکی به حصول توافق نهایی صلح میان اسرائیل- فلسطین امیدوارند. حتی برخی گمانه زنی ها از احتمال بروز جنگ میان اسرائیل با حماس و حزب الله لبنان حکایت دارد. اوباما نتوانسته دولت نتانیاهو را به توقف شهرک سازی ها متقاعد کند.

6. اوباما و جایگاه آمریکا در جهان
محبوبیت اوباما در آمریکا به شدت کاهش یافته و جمهوری خواهان نیز از این شرایط برای انتخابات سال 2012 به نفع خود استفاده می کنند. جامعه جهانی نیز که پیشتر امیدهای فراوانی به اوباما داشته اکنون از وی ناامید شده است. پس از انتخابات اخیر میان دوره ای کنگره بسیاری به این موضوع اعتقاد پیدا کرده اند که قدرت و نفوذ اوباما در داخل و خارج این کشور کاهش یافته است. این موضوع در جایگاه آمریکا در جهان نیز تاثیر گذاشته است. در دوران اوباما، آمریکا آن قدرت همیشگی در تبادلات دیپلماتیک را نداشته است. در این دوران نیز صحبت های فراوانی در محافل مختلف از افول قدرت آمریکا در جهان شده است.

7. لبنان
 با توجه به اینکه دادگاه تحت حمایت سازمان ملل قرار است گزارش خود را در مورد ترور رفیق حریری در سال 2005 اعلام کند، احتمال  بروز خشونت در لبنان وجود دارد. اوباما سفیر آمریکا در سوریه را پس از پنج سال غیبت دیپلماتیک واشنگتن در دمشق منصوب کرد. نقش سوریه در اوضاع لبنان نیز موثر است. اوضاع لبنان اکنون آرام  است اما اوباما ممکن است در سال 2011 با یک لبنان پرتنش مواجه شود.

8. اقتصاد جهان و آمریکا
 انتظار می رود بهبودی شرایط اقتصادی جهان در سال 2011 کُند باشد. به نظر می رسد 2011 سال سیاستهای سختگیرانه دولتهای جهان باشد. اما آسیا در سال 2011  به رشد اقتصادی خود ادامه خواهد داد و ظهور چین به عنوان یک قدرت اقتصادی برای آمریکا نگران کننده خواهد بود. نرخ بیکاری در آمریکا نیز بالا است و به نظر می رسد که دولت اوباما با افزایش کسری بودجه نیز روبرو شود.

9. روسیه
اوباما مدتهاست تلاش کرده روابط خوبی با روسیه ایجاد کند اما در سال 2011 احتمالا نقش ولادیمیر پوتین نخست وزیر روسیه در عرصه قدرت پررنگ تر خواهد شد. چون وی می خواهد در انتخابات سال 2012 شرکت کند. معاهده جدید استارت نیز توانست روابط آمریکا- روسیه را بهبود بخشد اما تصویب نهایی این معاهده در کنگره آمریکا به چالشی جدی برای اوباما تبدیل شده است.

10. ویکی لیکس
انتشار اسناد محرمانه بسیاری از جنگ عراق و افغانستان و همچنین اسناد محرمانه دیپلماتیک آمریکا رویداد بزرگ سال 2010 بود. به نظر می رسد که دولت اوباما تصمیم گرفته جولیان آسانژ موسس سایت ویکی لیکس را تحت پیگرد قانونی قرار دهد و در آمریکا محاکمه کند. اما به نظر می رسد سایت ویکی لیکس نیز همچنان قصد دارد به افشاگری هایش ادامه دهد.

talks with G5+1

Secretary of Iran's Supreme National Security Council Saeed Jalili and EUJalili also focused on last week's terrorist attacks targeting Iranian scientists in Tehran.

He condemned the West and the P-five-plus-one's silence over the attacks, which left one Iranian professor dead and another injured.

He also questioned the involvement of certain countries in these attacks.

The both sides agreed to include issues such as nuclear disarmament, non-proliferation and peaceful nuclear cooperation, which have been touched upon in Iran's package of proposal, on the agenda of the next round of talks on Tuesday.

The P5+1, headed by Ashton, comprises of the deputy foreign ministers of member states.

Russia's Deputy Foreign Minister Sergei Ryabkov and US Undersecretary of State for Political Affairs William Burns were also present at the talks.

Dialogue between Iran and the P5+1 has been stalled since October 1, 2009, when the two sides met in Geneva

اوباما در محاق عقب نشینی مقابل برنامه هسته‌اي ايران

در نوشته‌اي كه اخیرا هافينگتون پست آن را منتشر كرد، جزئيات جديدي از جلسه پستويي اوباما با خبرنگاران در كاخ سفيد را منتشر شده و با استناد به نقل قول‌هاي منابع حاضر در جلسه از آمادگی اوباما برای پذیرش احتمالی برنامه هسته‌اي ايران تحت نظارت ها خبر داد.
اين پيام در حالي از سوي خبرنگاران حاضر در جلسه به تهران منتقل مي‌شود كه دكتر احمدي‌نژاد هفته گذشته پيشنهاد گفت‌وگوي علني با رئيس‌جمهوري امريكا را مطرح كرده بود.

ادامه برنامه هسته‌اي ايران اگر به معناي ادامه غني‌سازي باشد، همان چيزي است كه جمهوري اسلامي بارها بر آن تأكيد و خاطرنشان كرده است كه پيش شرط تعليق به معني بي‌نتيجه بودن هرگونه مذاكره است.

در گزارش زير مشخص است كه اوباما بعد از يك دوره تهديد نظامي ايران كه در رسانه‌هاي غربي عليه ايران پر رنگ شد و حتي رئيس ستاد مشترك ارتش امريكا نيز براي اولين بار صراحتاً از وجود طرحي براي اقدام نظامي عليه ايران سخن گفت، بلافاصله در صدد تغيير فضا برآمده است.

به گفته ديويد ايگناتوس در واشنگتن پست دستور کار باراک اوباما رئيس جمهور امريکا در صحبت هاي دو روز قبلش خطاب به گروهي از گزارشگران در کاخ سفيد درباره ايران ابلاغ اين پيام به رهبران اين کشور بود که امريکا ممکن است قراردادي را بپذيرد که به ايران اجازه دهد مادامي که اقدامات اعتماد ساز در تاييد منحرف نشدن برنامه هسته اي غيرنظامي اش به سمت ساخت بمب به عمل مي‌آورد، به اين برنامه ادامه دهد.

اينکه رئيس جمهور امريکا احساس مي کند بايد گزارشگران غربي را فرابخواند تا پيامي به تهران ابلاغ کند شاخصي بد مبني بر موفق نشدن دولت اوباما براي برقراري يک مجراي مطمئن براي ارتباط با رهبران ايران است. ايگناتوس خاطر نشان مي کند اوباما سال گذشته دو نامه سري براي رهبري جمهوري اسلامي ارسال کرده بود اما اوباما همچنين ترجيح داد به نامه تبريک محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران پس از انتخابات رياست جمهوري 2008 پاسخ ندهد، کاري که احمدي نژاد گفت بي سابقه بود و انجامش براي وي آسان نبود. نامه هاي اوباما به آيت‌الله خامنه‌اي در تهران تلاش براي تماس با مقامي بالاتر از رئيس جمهور منتخب ايران قلمداد شد. اما تکراري ديگر از تلاش دولت‌هاي امريکا براي برقراري مجاري ارتباطي با رهبران ايران به طور منفرد و نه رفتار با جمهوري اسلامي به عنوان يک نظام، الگويي شکست خورده است که به رسوايي رونالد ريگان در مسئله ايران کنترا باز مي گردد و نه خوشايند آيت الله خامنه اي است نه احمدي نژاد.

به علاوه معلوم نيست ايرانيان هر پيامي را که رئيس جمهور امريکا سعي کند از طريق ملاقاتش با گروهي از گزارشگران غربي ابلاغ کند، دريافت کنند. به نظر مي‌رسد همه گزارشگران نيز پيام را نگرفته اند. در حالي که ايگناتوس بر عمق تفکر راهبردي و علاقه واقعي اوباما به يک راه حل صلح آميز براي مسئله هسته اي تاکيد مي کند. پيتر ديويد اقتصاددان گزارش مي دهد اوباما هيچ سياست جديدي ارائه نداد و بيشتر درباره گزينه هاي نامشخص ديگر صحبت کرد.

مارک امبيندر از نشريه آتلانتيک معتقد است نکته واقعي ابلاغ اين پيام به شنوندگان بين المللي غير ايراني و داخل امريکا بود که سياست اوباما مبني بر تعامل توأم با تحريم تاثير مطلوبي در منزوي ساختن ايران از جامعه بين الملل داشته است و حداقل يک سال طول مي‌كشد تا تهران به توانايي فرار هسته اي رسيدن به نقطه غيرقابل بازگشت که به لحاظ نظري ممکن باشد، حتي نزديک شود.

جفري گلدبرگ همکار امبيندر اين برداشت را داشت که آن جلسه نوعي موفقيت براي گروه امنيت ملي اوباما بود. ايگناتوس و چند تن ديگر از حضار گزارش دادند رئيس جمهور به نشانه هايي از تاثيرات سياسي تحريم هاي جديد عليه ايران اشاره کرد. يک مقام عالي رتبه دولت اوباما به خصوص به اعتصاب بازار در ماه گذشته به عنوان مثال اشاره کرد اما اين شاخص بد ديگري در اين خصوص است که تجزيه و تحليل دولت اوباما از رويدادهاي داخلي ايران بر چه اطلاعات بدي استوار است. اعتصاب بازار که عملا تکرار رويداد مشابهي در سال 2008 بود، عمدتاً تلاشي موفق توسط نخبگان تجاري سنتي براي مقاومت در برابر اعمال ماليات هاي اضافي از سوي دولت ايران بود چيزي که صندوق بين المللي پول توصيه مي کند هيچ نشانه اي وجود ندارد که بازاري ها اکنون در نتيجه تحريم ها به آنچه که از جنبش سبز باقي مانده، پيوسته اند اما صرف نظر از همه اين مسائل بررسي مضمون اصلي اظهارات رئيس جمهور امريکا مهم است.

ايده هاي اوباما درباره تعامل با جمهوري اسلامي در يک سطح تعميم نسبتا بالا بد نيست و قطعا از ايده هاي اکثر مقامات اصلي و فرعي کابينه که وي آن‌ها را براي کار بر روي سياست مربوط به ايران تعيين کرده است، بسيار بهتر است اما مانند گذشته سؤال واقعي اين است که آيا اوباما حاضر است سرمايه سياسي کار با فرض مخاطرات سياسي را توسعه دهد و تصميمات سختي در زمينه سياست اتخاذ کند که ايده هاي آن را در مقابل تهران موثر سازد. تاکنون اوباما آمادگي چنين کاري نداشته است و همين امر نه سرسختي ايران يا اختلافات داخلي ادعا شده، علت واقعي بي ثمر بودن تلاش هاي وي براي تعامل بوده است.

در جبهه هسته اي، مسئله اصلي اين است که آيا امادگي بسيار محدود رئيس جمهور براي پذيرش قراردادي که به تهران اجازه دهد برنامه هسته اي غيرنظامي اش را حفظ کند، تمايل به پذيرش ادامه غني سازي اورانيم تحت پادمان بين المللي در خاک ايران را هم شامل مي شود يا نه.

قبل از مذاکرات هسته اي جديد که احتمالاً ماه آينده آغاز خواهد شد، برخي مقامات ايران مي گويند اگر جامعه بين‌الملل تأمين سوخت جديد براي راکتور تحقيقاتي تهران را تضمين کند و بيانيه مشترک ايران با برزيل و ترکيه در خصوص موضوعات هسته اي را بپذيرد، حاضر است غني سازي اورانيم تا سطح 20 درصد را که براي تامين سوخت راکتور تهران لازم است، متوقف کند. چيز تازه اي در اين مواضع ايران که قطعا نتيجه تشديد تحريم هاي بين الملل امريکا و اروپا نيست روي نداده است. ايرانيان از ابتداي مطرح شدن موضوع سوخت راکتور تهران تلاش براي غني سازي 20 درصدي را به همکاري نکردن جامعه بين الملل براي کمک به تأمين سوخت راکتور تحقيقاتي تهران ارتباط داده بود.

ايران با وجود چند قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل مبني بر توقف همه فعاليت هاي غني سازي در اين کشور مي خواهد حق آن در غني سازي اورانيم به عنوان يک شرط مهم براي پيشرفت به سمت يک قرارداد هسته اي بزرگتر به رسميت شناخته شود.

دولت اوباما همچنان درگير اختلاف نظرهاي داخلي درمورد مسئله غني سازي است. اگر اوباما بالاخره حاضر شود نقشي واقعي در اين مسئله ايفا کند و غني سازي تحت نظارت در ايران را بپذيرد، مي تواند به يک توافق هسته اي دست يابد و روابط با جمهوري اسلامي را در مسير مثبت تري قرار دهد. اوباما اگر اين کار را نکند، فرصت ديگري را براي ديپلماسي موثر در قبال تهران از دست خواهد داد.

در مسئله افغانستان سوال اصلي اين است که آيا اوباما واقعا مايل است اقدامات لازم را اتخاذ کند که به ايران نشان دهد منافع ان در افغانستان در واقع هنوز با منافع امريکا مرتبط است. در پي حملات تروريستي يازده سپتامبر 2001، تهران با امريکا در افغانستان همکاري کرد. از جمله براي آنکه واشنگتن را به بازنگري در خصومت ديرينه اش در قبال جمهوري اسلامي ترغيب کند اما تهران همچنين از آن جهت همکاري کرد که اظهارات امريکا را پذيرفت که واشنگتن خواهان افغانستاني مستقل و با ثبات است که با ايران خصومت نخواهد داشت. هيلاري مان لورت يکي از معدود مقامات امريکا در مباحثات با همتايان ايراني در مورد نحوه برخورد با افغانستان و القاعده طي اين دوره بود.

اکنون که دولت اوباما به تلاش‌هاي حامد کرزاي رئيس جمهور افغانستان براي مذاکره با طالبان در مورد تقسيم قدرت به عنوان راهي براي تسهيل روند کاهش نيروهاي امريکايي رضايت مي دهد، تهران ديگر قائل به حسن نيت واشنگتن يا کفايت رهبردي ان در افغانستان نيست. اوباما و مشاورانش ظاهرا درک نمي کنند اوضاع در افغانستان از نقطه نظر ايران چقدر تغيير کرده است. امروز اوباما بايد گام هاي مثبتي بردارد که سياست گذاران ايران را متقاعد سازد قصد ندارد افغانستان را به طالبان قويا ضد ايران و حاميان خارجي اصلي آن يعني پاکستان و عربستان سعودي که دو رقيب منطقه اي مهم ايران هستند، تحويل دهد. در غير اين‌صورت، افغانستان احتمالا به يک نقطه تنش فزاينده بين واشنگتن و تهران نه عرصه اي براي همکاري تبديل مي شود.

از يک ديدگاه مثبت، صحبت هاي اوباما حداقل تاييد مي کند وي معتقد نيست هيچ علتي در کوتاه مدت يا ميان مدت براي رويارويي نظامي وجود داشته باشد اما در عين حال، هيچ دليلي ارائه نمي دهد که اوباما يک طرح اساسي براي قرار دادن روابط امريکا- ايران بر مبناي با ثبات تر و به لحاظ راهبردي مؤثرتر داشته باشد.

لکه ننگی که بر دامان رهبر شیعیان لبنان نخواهد نشست

سید محمدحسین فضل الله از مراجع تقلید شیعیان لبنان یکشنبه گذشته ۱۳ تیر در هفتاد و پنج سالگی در بیروت درگذشت. حال جسمانی مرجع شیعیان لبنان که از مدتی پیش دچار بیماری کبد شده بود از چندی پیش رو به وخامت نهاد که منجر به بستری شدن مجدد ایشان در بیمارستان ادامه حیات با تنفس مصنوعی شده بود.

سیدمحمدحسین فضل‌الله که در شهر نجف در عراق متولد شده پس از پایان تحصیلات حوزوی خود در این شهر، به لبنان بازگشته  و در طول این سالیان به بلندپایه‌ترین رهبر روحانی شیعیان لبنان بدل گشته بود. نزدیکان وی و حتی دوستانی که به میزان خیلی کم با ایشان و افکارشان آشنا بودند به خوبی واقفند که ایشان از حامیان سرسخت مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین بوده و ارادت خاصی هم به امام خمینی (ره) داشتند؛ همچنین از حامیان سرسخت جمهوری اسلامی ایران بودند. مروری بر سخنرانی ها و موضع گیر های این روحانی برجسته در مورد ایران و لبنان و اسرائیل در طول  ۱۰-۱۵ سال گذشته به روشنی موید این مسله است. جالب آنکه از آخرین حمایت های ایشان می توان به وقایع سال گذشته ایران اشاره نمود. پس از انتخابات سال ۸۸ ایشان موضع گیری های جالب و تحسین برانگیزی داشتند همانند جایی که خاطر نشان ساختند: «مردم ایران همواره در كنار دولت و رهبری اسلامی باشند و این پیام قاطعانه را به استكبار برسانند كه ایران یك جبهه واحد و به هم پیوسته را در مقابل برنامه‌ها و توطئه‌های دشمنان برای بر هم زدن امنیت و از بین بردن حقوق استراتژیك آن تشكیل داده است. »

همچنین ایشان تاکید داشتند: «اتفاقات پس از انتخابات در ایران بر دست آوردهای مثبت و بزرگ آن تأثیری نداشته است. به‌ویژه اینكه نظام جمهوری اسلامی زمینه وسیعی برای آزادی و فعالیت آزادانه است اگرچه برخی رسانه‌های غربی و برخی دستگاههای اطلاعاتی سعی كردند چنین وانمود كنند كه جمهوری اسلامی آزادی‌ها را سركوب می‌كند و اتهام‌های كذب و باطلی را به ایران وارد كردند.»

وی تصریح می نمود: «اوضاع جمهوری اسلامی در مسیر درست حركت می‌كند و ایران بار دیگر توانسته ویژگی و مشخصه دیگری به تجربه‌های خود اضافه كند و دشمنان را از نفوذ به صحنه داخلی خود باز دارد.»

با وجود این موضع گیری ها و نیز سابفه روشن نزدیک به بیست سال زعامت معنوی شیعیان لبنان اما  در روزهای گذشته پس از خبر فوت علامه فضل الله بقایای فرقه سبز داخل و خارج نشین دست به خبر سازی و دروغ گویی گسترده زدند تا معظم له را مخالف ولایت فقیه معرفی نمایند. برخی دیگر از ایشان نیز به کذب در خبرهای خود ابراز داشتند سید بعد از وفات امام خمینی(ره) انتقادات جدی به ایران و آیت الله خامنه ای داشته و از حامیان آیت الله منتظری بوده است.

یادداشت های محمد علی ابطحی و جواد اکبرین در وبلاگ هایشان در همین راستا نوشته شد. سایت هایی همانند کلمه و بالاترین نیزمطالب کذب دیگری را بازتاب داده اند.

وال استریت ژورنال ادعا می کند نظرعلامه فضل الله با تئوری ولایت فقیه فاصله بسیار دارد. بی بی سی نیز مدعی است اگرچه سید محمد حسین فضل الله با رهبران ایران ارتباط داشت اما این رابطه طی سال های اخیر چندان گرم نبوده و محمد حسین فضل الله، به عنوان بلندپایه ترین روحانی شیعه لبنان بارها در موضع مخالف و منتقد نسبت به ایران و حزب الله قرار گرفته است!

در این میان آنچه  مضحک می نمود ادعای "سایت جرس" بود، این سایت پس از تحلیل های کذب خود حتی مدعی شد مصاحبه ای با ایشان داشته که به زودی منتشر می سازد!

این موضع گیری ها از آن حیث عجیب و دور از انتظار است که که پیروان فرقه سبز یک سال است بر خلاف روش و سیره ی امام (ره) و خط انقلاب و اسلام حرکت کرده و شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران را  سر دادند! پس از این نوع موضع گیری ها اکنون منافقانه ملعون خود را نزدیک به فقیهی همانند علامه سید محمد حسین فضل الله می دانند در حالی که ایشان به صراحت در دقایق آخر عمر هنگامی که از وی سوال می کنند چه خواسته ای دارید می گوید یک خواسته دارم و آن هم نابودی اسرائیل است. حالا این دغدغه را مقایسه کنید با موضع سبزها در مقابل فلسطین و اسرائیل و مقاومت اسلامی و اساس تقلید  و مقلد در جهان تشییع و یا ارادت خاص ایشان به امام خمینی (ره) و در عین حال موافق و حامی اپوزسیون نظام و مرحوم منتظری بودن!

این نفاق ها و دورویی های مدعیان اصلاحات البته برای عامه مردم عادی شده است. ایشان عادت نموده اند که یک روز بشنوند اصلاح طلبان مخالف مقاومت اسلامی و روحانیون شیعه و مساله لبنان و فلسطین هستند و روز دیگر آنان را در صف سوگواران مرجع تقلیدی لبنانی حامی مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین ببینند!

در پایان باید باز منتظر بود و از سر تعجب مشاهده نمود بازماندگان این فرقه دیگر بار برای اثبات ادعای حیات ننگین خود به کدام دروغ سازی دیگر دست خواهند زد؟

ایران بر اساس نیاز خود غنی سازی می کند

Iran to enrich fuel only on needs-basis

On the US abduction of Iranian scientist Shahram Amiri from Saudi Arabia, Mottaki insisted that US lies were exposed in this case. The American government, he said, first claimed that they had no knowledge of the matter, but it was later revealed that Amiri was being kept in the US.
The foreign minister emphasized that Iran will continue its efforts, through its embassy in Saudi Arabia, its interests section in Washington as well as other channels, to return Amiri safely back to Iran and his loved ones.  

Amiri was abducted in Saudi Arabia last June while on a Hajj pilgrimage to the holy city of Mecca. US and Saudi Arabia had originally expressed total unawareness about his case. He later sent a video message confirming his abduction as an attempt to use him as a bargaining chip against Iran in nuclear negotiations.  attack on the Freedom Flotilla aid convoy bound for the besieged Palestinian coastal strip of Gaza. Addressing the council's members, Mottaki blasted their silence and lack of action towards "another obvious crime that a regime [Israel] committed by violating international regulation and killing innocent humans in international waters."
Mottaki added that Tehran is preparing responses to questions raised by the Vienna group, the US, Russia and France, and will soon submit its official reply.  

He noted that Turkey and Brazil had already entertained questions from the Vienna group concerning the Tehran Nuclear Declaration, according to which Iran agrees to a fuel swap deal in Turkey.
Responding to a question on the possibility that the P5+1 group, five permanent members of the UNSC and Germany, may reject Iran's new conditions for dialogue, he said, "These are not conditions that they can reject."  

Iran's new conditions, spelled out by President Ahmadinejad on Monday, calls for a clarified position on Israeli nuclear arms as well as the status of Iran in the negotiations and the inclusion of Turkey and Brazil in fuel exchange negotiations with the Vienna Group.
On whether Iran's new conditions would serve as the final negotiating opportunity for the West, Mottaki said there are no deadlocks in diplomacy and "we will create opportunities." However, he added, the P5+1 group must rid itself of its limited circle and look for some sort of expansion

در پس پرده قطعنامه جدید الصدور شورای امنیت

اشاره: قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل پس از کش و قوس های فراوان نهایتا بدون حصول اجماع به تصویب گردید. اخبار پیرامونی این قطعنامه اما در شماره گذشته نشریه "شما" منتشر شد اما آنچه در این مقال در پی آنیم روشنگری پیرامون اهداف پشت پرده و انگیزه های نهان طراحان غربی آن است؛ بر این اساس در ادامه تصمیم شورای امنیت و فرایند تصویب قطعنامه را ذیل نگاهی نو مرور می نماییم.
مقطع زمانی تصویب قطعنامه اخیر سوالات زیادی را به ذهن متبادر می سازد و امور متعددی را آشکار می سازد. به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران سیاسی این تصمیم بیش از آنکه اثر اقتصادی و ماهیت مجازات داشته باشد دارای پیامدهایی سیاسی و فرا مرزی و بخصوص پیام هایی برای جریانات سیاسی داخل ایران است. اظهارنظر مقامات غربي طي ماههاي گذشته نشان مي دهد كه هدف اصلي واشنگتن از پيش قدم شدن در اعمال دور جديدي از تحريم ها عليه ايران حمايت از جريان فتنه بوده است.
در همين رابطه، پايگاه اينترنتي شوراي روابط خارجي آمريكا با ارائه تحليلي درباره روند اعمال تحريم ها عليه ايران نوشته است: «گرچه جنبش اپوزيسيون در چند ماه گذشته تا حدودي خاموش شده است، اين مسئله هنوز يك عامل تعيين كننده است و شما در لايحه كنگره عليه ايران قطعا شاهد آن هستيد.» بيان مطالبي همچون «بايد با تحريم ها به اپوزيسيون در ايران كمك كرد»، «آمريكا بايد با افزايش تحريم ها به اپوزيسيون كمك كند»، «هدف تحريم ها اين است كه مردم از دولت رويگردان شوند» و «بيشترين اميد به مهار ايران از داخل است» كه بارها از سوي مقامات اروپايي و آمريكايي بيان شده، بيانگر حساب ويژه اي است كه اين كشورها بر روي جريان ضدانقلاب در داخل كشور باز كرده اند. در همين راستا، كيم آر هولمز، تحليلگر ارشد نشريه واشنگتن تايمز حدود دو ماه پيش در سرمقاله اين نشريه نوشت: «تحريم به تنهايي كافي نيست. ما بايد ديپلماسي عمومي را به نقض حقوق بشر در ايران متمركز كنيم. جمهوري اسلامي به دليل وجود اپوزيسيون داخلي دچار نقاط ضعف شده و بايد بر اين نقطه فشار وارد كرد.»
همچنين ريچارد هرتسينگر، چند هفته پيش در روزنامه آلماني «ولت» نوشت: «توان گروههاي اپوزيسيون ايران براي تغيير رفتار مقامات اين كشور كافي نيست. به همين علت است كه غرب بايد همزمان تهديدهاي چندباره خود در اعمال تحريم هاي سخت عليه ايران را در پيش بگيرد.»
در طرف مقابل، استقبال گسترده و عريان جريان اپوزيسيون داخلي از تحريم ها عليه ايران و انتقال اين پيام از طريق اپوزيسيون خارجي- با واسطه هاي نظير محسن سازگارا، عطاءالله مهاجراني، عليرضا نوري زاده و... -به سران كاخ سفيد، نشان مي دهد كه اين جريان رسما پذيرفته است كه به عنوان پياده نظام اهداف غرب عليه حاكميت ايران انجام وظيفه كند و در واقع، حيات خود را كه در ماههاي اخير بشدت به مخاطره افتاده، مديون حمايت خارجي مي داند. در واقع تصويب قطعنامه جديد تحريم عليه ايران را مي توان يك بازي دوسويه ارزيابي كرد كه يك وجه آن را دشمنان خارجي جمهوري اسلامي ايران تشكيل مي دهند و وجه ديگر آن را اپوزيسيون داخلي مي سازند.
مجله تايم هم چندي پيش در اين باره مي نويسد:
اگر چه تحريم ها چندان موثر نبوده اند، اما دولت اوباما اميدوار است اقدامات جديدي كه منافع طبقه حاكم ايران را هدف قرار داده، منجر به بروز شكاف عميقي ميان مردم و حاكميت شود، به خصوص اين كه جنبش مخالفان- كه اعترضات خياباني آنها با سركوب گسترده نيروهاي نظامي وابسته به دولت مواجه شد- درصدد است تا از معضلات رو به افزايش اقتصادي، براي فربه تر كردن و منسجم تر ساختن بدنه مخالفان رژيم بهره بگيرد و اين چالش را تبديل به فرصت كند.
اظهارات سفير رژيم صهيونيستي در آمريكا در حمايت از جريان فتنه و تحريم ايران نشان مي دهد كه هدف اصلي از قطعنامه 1929حمايت آشكار از اين جريان بوده است.
مايكل اورن در اين باره مي گويد: ملت ايران در پي انتخابات رياست جمهوري با برقرار شدن تحريم هاي جدي نيز، رهبران رژيم را مسئول وضعيت تلقي خواهد كرد نه آمريكا يا اسرائيل را، و تحريم ها شكاف ميان حكومت با ملت ايران را بيشتر مي كند و رژيم را ضعيف تر خواهد كرد.
در همين رابطه، «آدام ارلي» سفير آمريكا در بحرين سال گذشته همزمان با مذاكرات ژنو كه ميان ايران و 1+5 برگزار شد. در جلسه اي با برخي از مسئولان كشورهاي عربي در منامه تاكيد كرده كه آمريكا قصد دارد در ماه هاي آينده حمايت خود از اصلاح طلبان در ايران را «رسمي و علني» كند. ارلي در اين جلسه كه به تشريح راهبرد تدوين شده دولت اوباما درباره ايران اختصاص داشته، گفته است: «كاخ سفيد همزمان با انجام مذاكرات ايران و 1+5 نحوه حمايت از «رهبران معارض جديد» در ايران را پيگيري مي كند.» ارلي در اين سخنان كه پيش از اول اكتبر 2009 و برگزاري مذاكرات ژنو بيان شده تصريح كرده است: «تحت هر شرايطي حمايت از اصلاح طلبان در ايران جزو گزينه هاي اصلي سياست اوباما باقي خواهد ماند و ما روز به روز آن را پرقدرت تر خواهيم كرد.» ارلي سپس به توصيف دقيق «گام بعدي» آمريكا پرداخته وگفته است: «اگر مذاكرات ژنو موفقيت آميز نباشد و در آن پيشرفتي حاصل نشود، آمريكا قصد دارد همزمان با تشديد تحريم ها، اعمال فشار سياسي عليه تهران را با حمايت «رسمي»، «علني» و «گسترده» از موسوي و خاتمي وسعت بخشد چرا كه هيچ فشاري به دولت ايران بدون تقويت جريان هاي طرفدار غرب در ايران كارساز نيست.» وي در بخش پاياني سخنانش مي گويد: «همين حالا هم اين موضوع پنهاني نيست كه ما از موسوي و خاتمي حمايت مي كنيم اما علني شدن اين حمايت همزمان با اعمال تحريم ها مي تواند اين فايده را داشته باشد كه مردم ايران به اين نتيجه برسند كه تنها راه رهايي از تحريم ها گرايش به اين افراد است.»
فارغ از این طرح ریزی ها آنچه در پایان باید بدان اشاره داشت اینکه  با گذر زمان ثابت خواهد شد منطق زور و تهدید در مقابل منطق دیپلماسی و مذاکره شکست خورده و همانطور که آمریکا و غرب در طی این سی سال تحریم به هیچ یک از اهداف خود مبنی بر منع ایران از دستیابی به تکنولوژی های روز دست نیافت ، بلکه ایران روز به روز قوی تر شده و با اعتماد به نفس و اتکای به خود پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد، به همین ترتیب تحریمها و مجازاتهای جدید موجب شکست و مفتضح شدن بیشتر آمریکا و غرب در عرصه بین المللی و پیروزی ها و موفقیتهای چشمگیر و روز افزون برای ایران خواهد شد.

اقدام قاطع جهانی الزامی در برخورد با جنایت اخیر رژیم صهیونیستی

رژیم صهیونیستی که سابقه دو جنایت تاریخی در جنگ‌های 33 روزه و 22 روزه سال های اخیر را در پرونده ننگین خود دارد، با حمله وحشیانه به ناوگان آزادی، جنایت جدیدی را پدید آورد که برای تمام جهانیان بهت‌آور بود. نظامیان اسرائیل در هفته گذشته با حمله به کاروان آزادی غزه در جنایتی بی سابقه  بیش از بیست نفر را شهید و تعدادی بالاتر از۵۰ نفر را زخمی نمودند. كاروان آزادي مركب از ‪ ۹كشتي حامل ‪۱۰هزار تن كمكهاي انسان دوستانه از كشورهاي مختلف ازجمله تركيه ، يونان و پارلمان اروپا به مردم غزه بود. دراين كاروان ديپلمات های سابق اروپا و جمعي از خبرنگاران نيز حضورداشتند؛ با این وجود هلیکوپتر در حالی که کاروان آزادی به 50 مایلی ساحل غزه نزدیک شده بود کشتی های صهیونیستی در آب های بین المللی کاروان آزادی را محاصره کردند و با بالگردهای جنگی آن را هدف قرار دادند.

گفتنی است این کاروان دریایی، شامل مدافعان صلح و طرفداران حقوق بشر از چند ملیت و از پیروان مذاهب گوناگون و دارای نیات مشخص بشردوستانه بوده اند که مطابق قوانین بین‌المللی و وجدان انسانی با اعلام قبلی و بدون هیچگونه سلاح و مهمات جنگی و تنها با انگیزه‌های انسانی به سمت غزه در حرکت بودند. به جز تعداد زیادی از اعضای این کاروان امدادی که با تهاجم وحشیانه کماندوهای رژیم صهیونیستی کشته شده اند بقیه نیز به اسارت نیروهای رژیم اشغالگر فلسطین درآمده و به اردوگاه‌های از قبل تعیین شده منتقل شدند تا دنیا، منطق ستمگری و تجاوزگری صهیونیست‌ها را دوباره تجربه کند.

اما این جنایت همان گونه که پیش بینی می شد تاثیرات بسیار منفی و قابل توجهی بر روابط سایر کشور ها با این رژیم داشته است؛ بر این اساس طبق گزارش ها وزارتخانه های امور خارجه کشورهای آسیایی و نیز اعضای اتحادیه اروپا با احضار سفیر رژیم صهیونیستی در این كشورها نسبت به حمله نیروهای این رژیم به کشتی حامل کمک های انسان دوستانه به غزه، اعتراض كرده اند.

وزارت امور خارجه بلغارستان با احضار سفیر رژیم صهیونیستی و غیر قابل توجیه خواندن حادثه حمله نظامیان این رژیم به کشتی های حامل کمک های انسان دوستانه به غزه و کشته و زخمی شدن شماری از افراد این كشتی ها از جمله دو روزنامه نگار بلغارستانی، پاسخگویی رژیم صهیونیستی را خواستار شده است.

رئیس جمهوری سوریه هم تاكید كرد که رژیم صهیونیستی باید به علت جنایات ضد بشری به ویژه جنایت اخیر در حمله به ناوگان آزادی مجازات شود. همچنین دولت اتریش سفیر این رژیم را برای ارائه توضیحات به وزارت امور خارجه این كشور احضار کرده و در بیانیه وزارت امور خارجه این کشور هم درباره حادثه خونین کشتی های موسوم ناوگان آزادی فلسطین که حامل کمک های بین المللی برای مردم غزه بود، ابراز نگرانی شده است.

ترکیه در واکنش به حمله نیروهای رژیم صهیونیستی به كشتی های حامل كمك ها برای مردم فلسطین و كشته و زخمی شدن شماری از فعالان ارسال كمك های انسان دوستانه، سفیر این رژیم را برای ادای توضیحات احضار کرده  و سخنگوی وزارت امور خارجه ترکیه نیز گفته است: «این حمله نشان می دهد که اسرائیل هیچ ارزش و احترامی برای قوانین و حقوق بین الملل قائل نیست.» همچنین پیشتر ترکیه درباره پیامدهای حمله رژیم صهیونیستی به كاروان آزادی هشدار داده بود و وزارت امور خارجه این كشور در بیانیه ای اعلام کرده بود: «حمله رژیم صهیونیستی به کشتی های حامل کمک های بشردوستانه، پیامدهای جبران ناپذیر برای این رژیم خواهد داشت .» اخبار حاکی از آن است که هزاران نفر از مردم تركیه هم با شنیدن خبر حمله وحشیانه صهیونیست ها به كاروان غزه، با تصرف كنسولگری رژیم صهیونیستی، این مقر را به سنگ بستند.  هزاران نفر از مردم عراق نیز در اعتراض به كشته شدن فعالان طرفدار فلسطین در حمله رژیم صهیونیستی به كشتی حامل كمك ها به غزه، در خیابان های بغداد راهپیمایی كردند. تظاهركنندگان كه پرچم های عراق و فلسطین را با خود حمل می كردند، علیه رژیم صهیونیستی و آمریكا شعار سردادند.

سوئد نیز سفیر رژیم صهیونیستی را احضار كرد.  كارل بیلت، وزیر امور خارجه سوئد گفت: «در تلاش برای آشكار شدن مسئله حمله به كاروان های امدادرسان عازم غزه، سفیر رژیم صهیونیستی را احضار كرده ایم. »

بیلت همچنین خواستار پاسخ صریح اتحادیه اروپا در قبال حمله  نظامیان رژیم صهیونیستی به كاروان های كمك های انسانی به غزه شد.  وزیر امور خارجه سوئد افزوده: «تشكیل هرچه سریع تر یك نهاد برای بررسی اتفاقی كه افتاده بسیار حیاتی است و در صورتی كه این حمله در آب های بین الملل اتفاق افتاده باشد، پیامدهای جدی برای اسرائیل در پی دارد.» صدها نفر از مردم انگلیس هم در اعتراض به حمله نظامیان رژیم صهیونیست به ناوگان حامل كمك های بین المللی برای مردم بی دفاع غزه در برابر دفتر دیوید كامرون، نخست وزیرانگلیس تظاهرات كردند.  فعالان ضد رژیم صهیونیستی در انگلیس با سردادن شعار"فلسطین را آزاد كنید"پرچم فلسطین و پارچه نوشته هایی را كه در آنها"جنایات جنگی "اسرائیل محكوم شده بود به اهتزاز درآوردند. این در حالیست كه انگلیس با لحن جانبدارانه، تنها نسبت به این اقدام ابراز تاسف كرد.

مردم در ژنو هم مقابل مقر سازمان ملل متحد در اعتراض به تهاجم خونین نیروهای رژیم صهیونیستی به كاروان كمك های بشر دوستانه در سواحل باریكه غزه تظاهرات كردند.

تظاهر كنندگان پرچم های فلسطین و همچنین پارچه نوشته هایی در دست داشتند كه روی برخی از انها نوشته شده بود: «باید "رژیم صهیونیستی به علت جنایات جنگی محاكمه كنیم "، "1600 نفر در جنگ غزه و امروز نیز نوزده فعال بشر دوست در سواحل این منطقه به دست ارتش اسرائیل كشته شدند." »

مردم بحرین هم ضد اقدام صهیونیست ها تظاهرات كردند.  مردم منامه، پایتخت بحرین با برپایی تظاهراتی در برابر دفتر سازمان ملل متحد حمله نظامیان رژیم صهیونیستی را به ناوگان كمك به غزه محكوم كردند.

در همین حال  به گزارش رحماء دبیر كل سازمان ملل متحد گفت از شنیدن خبرحمله اسرائیل به ناوگان كمك به غزه آسیب روحی دیده است. همچنین لبنان خواستار اقدام بین المللی ضد رژیم صهیونیستی شد. وزارت امورخارجه روسیه هم در بیانیه ای اعلام كرد: «روسیه تهاجم رژیم صهیونیستی را به ناوگان كمك به فلسطینیان در غزه به شدت محكوم می كند.»

وزارت امور خارجه روسیه افزود: «بدیهی است استفاده از سلاح علیه غیرنظامیان و توقیف بدون علت كشتی ها درآب های آزاد، نقض آشكار معیارهای حقوق بین الملل به شمار می رود.» چین هم در واكنش به اقدام رژیم صهیونیستی در حمله به كاروان آزادی ، این حمله را محكوم و بر رعایت قوانین و قطعنامه های بین المللی از سوی رژیم صهیونیستی تاكید كرد. رئیس جمهور و نخست وزیر پاكستان نیز حمله به كاروان كشتی های حامل كمك های بشر دوستانه به غزه را محكوم كردند.

وزیر امور خارجه این كشور هم با محكوم كردن این اقدام رژیم صهیونیستی از ناپدیدشدن یك خبرنگار پاكستانی و دو تبعه دیگر این كشور كه در یكی از كشتی های تركیه حضور داشتند ابراز نگرانی كرد .

دولت یونان اما رزمایش هوایی مشترك با رژیم صهیونیستی  را لغو  و سفیر این رژیم  در آتن را احضار كرد.  دولت های اسپانیا، نروژ، دانمارك و آلمان نیز سفیران رژیم صهیونیستی در كشورهای خود را فراخواندند.  ناوی پیلای، كمیسر بلند پایه حقوق بشر سازمان ملل گفت:"از حمله نظامیان رژیم صهیونیستی به كشتی های فعالان هوادار فلسطینیان و كمك های بشر دوستانه كه به كشته شدن شمار زیادی از فعالان بشر دوست انجامید، شوكه شده است.

اقدام رژیم صهیونیستی مبنی بر حمله به كاروان آزادی و به خاك و خون كشیدن دهها نفر ، خشم ساكنان پاریس را نیز بر انگیخت.  صدها نفر از مردم پاریس هم امروز در اعتراض به حمله خونین نظامیان صهیونیستی به كشتی حامل كمك های انسان دوستانه به مردم غره، در مقابل سفارت رژیم صهیونیستی در فرانسه تظاهرات كردند.

خبرنگار فرانس بیست و چهار در این باره گزارش داد: همه خیابان های منتهی به سفارت اسرائیل در پاریس بسته شده است و بسیاری از مردم ساكن پاریس در خیابان شانزه لیزه و خیابان های اطراف اقدام به تظاهرات كردند.

مردم سودان هم در اعتراض به حمله به ناوگان آزادی تظاهرات كردند.  سودانی ها در مقابل ساختمان پارلمان این كشور در اعتراض به حمله رژیم صهیونیستی به ناوگان حامل كمك ها بشر دوستانه به غزه تظاهرات كردند.

عمان حمله رژیم صهیونیستی به ناوگان كمك های ارسالی به باریكه غزه را محكوم و اعلام كرد، این اقدام با قوانین بین المللی تعارض دارد.  عمان همچنین از جامعه بین المللی اقدام فوری برای پایان محاصره باریكه غزه را خواستار شد.  مجلس عمان از جامعه بین المللی اتحادیه بین المجالس و سازمان های حقوق بشر اقدام برای جلوگیری از حملات مكرر رژیم صهیونیستی را به ملت فلسطین خواستار شد.

فلسطینان ساكن باریكه غزه در محكومیت حمله خونبار رژیم صهیونیستی به كاروان صلح و آزادی تظاهرات كردند.  تظاهر كنندگان فلسطینی در حالیكه پرچم های فلسطین و كشورهای شركت كننده در كاروان آزادی را با خود حمل كردند، با تجمع در بندر غزه راهی مقر سازمان ملل متحد در غزه شدند.  فلسطینیان خان یونس در جنوب باریكه غزه هم در محكومیت جنایت رژیم صهیونیستی در حمله به كاروان آزادی تظاهرات كردند.

جنبش مقاومت اسلامی فلسطین حماس هم در اعتراض به تهاجم رژیم صهیونیستی به كاروان كمك های انسان دوستانه، از سه شنبه اعتصاب عمومی در باریكه غزه اعلام کرد.

ورای این اجماع جهانی آنچه تامل برانگیز می نماید این نکته است که همزمان با تهدیدات رژیم صهیونیستی علیه این کاروان در روزهای قبل، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برای هماهنگی با کاخ سفید در آمریکا به سر می‌برد که عملی شدن این تهدید نشانگر پشتگرمی صهیونیست‌ها به حمایت سران کاخ سفید در این اقدام تروریستی و دزدی دریایی وحشیانه می‌باشد. در واکاوی این جنایت باید اشاره داشت که هر چند نفس این جنایت علیه یک کاروان غیر نظامی و بی‌دفاع حکایت از ضعف و فلاکت رژیم صهیونیستی است که قبل از هر چیز به جبران عقده حقارت برخاسته از شکست‌های پیاپی سالیان اخیر، نظر دارد، اما عوامل دیگری در تشویق این رژیم به چنین اقدام شرم‌آوری نقش دارد.

نبودن عزم و جسارت برای اقدام عملی علیه جنایات رژیم صهیونیستی در سران کشورهای اسلامی که حتی استفاده از حربه نفت و تحریم اقتصادی را هم علیه صهیونیست‌ها و به نفع مظلومان فلسطین دریغ می‌کنند.

همچنین بی‌تفاوتی و مواضع ذلیلانه کشورهای مسلمان، به ویژه مدعیان پان عربیسم که در ماه‌های اخیر با چشم‌پوشی از مصائب یک سال‌و‌نیم محاصره غزه حتی به خیانت دولت خودخوانده ابومازن و مذاکرات بیهوده‌ او با رژیم صهیونیستی و تلاش برای انزوای مقاومت، سکوت اختیار کرده بودند. و در کنار این دو مورد حمایت بی‌حد و مرز آمریکا، انگلیس، فرانسه و برخی دیگر از قدرت‌های جهانی از رژیم غاصب فلسطین و عدم نگرانی رژیم صهیونیستی از واکنش به چنین جنایتی در شورای امنیت و سازمان ملل به برکت حق وتوی آمریکا.

لذا مجموعه‌ای از این عوامل سران صهیونیست‌ را تشویق می‌کند تا در آب‌های بین‌المللی به کاروان آزادی و فعالان حقوق بشر و انسان‌دوستی تهاجم برده و لبخند امید را بر لب استقبال کنندگان محاصره شده در ظلم و جور صهیونیست‌ها و بی‌تفاوتی و وحشت اعراب بخشکانند. البته این واقعه تلخ و مظلومیت کاروان آزادی یک پیام بلند و غیرتمندانه را فریاد می‌زند و آن هم فراخوان عواطف و احساسات انسانی تمامی ملت‌های جهان و وجدان‌های پاک انسانیت برای دفاع از محاصره شدگان و مظلومین فلسطینی و فریاد علیه ظلم صهیونیست‌های متکی به ستمکاران لیبرال دموکراسی آمریکایی است که با معیارهای دوگانه حقوق بشر و مبارزه با تروریسم، تروریسم دولتی را به وحشیانه‌ترین وجه ممکن اعمال می‌کنند.

پیش نویس قطعنامه جدید، لگد پراکنی غرب به اقتدار دیپلماسی ایران

پیش نویس چهارمین قطعنامه تحریمی شورای امنیت علیه ایران هفته گذشته توسط اعضای دائم این شورا و آلمان تدوین شده و به ده عضو غیر دائم این نهاد ارائه شد. اعلام عدم مخالفت ضمنی چین و روسیه با طرح رسمی پیش نویس قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل علیه برنامه هسته ای ایران با وجود توافق نامه مبادله سوخت هسته ای تهران با ترکیه و برزیل از جمله اتفاقات مهم و کلیدی روز های اخیر دنیای سیاست قلمداد می گردد.
باید اذعان داشت روند طرح پیش نویس قطعنامه در حالی انجام می پذیرد که بیانیه مشترك اجلاس سران گروه 15 در تهران و همچنین توافقنامه حاشیه ای اما بسیار مهم ایران، تركیه و برزیل برای مبادله سوخت هسته‌ای نیات صادقانه کشورمان را به مجامع و کشورهای جهانی خاطر نشان می ساخت.
حسن نیت کشورمان در شفاف سازی فعالیت های صلح آمیز هسته ای و امضای بیانیه سه جانبه با کشورهای برزیل و ترکیه که به نمایندگی از طرف جامعه جهانی به تهران آمده بودند گام بلند و هوشمندانه از طرف دولت در جهت نیل به اهداف ملت ایران محسوب می شد. این نکته از دید رسانه های جهانی پنهان نمانده و بر این اساس شبکه تلوزیونی "فاکس نیوز" آمریکا از قول "جان بولتون"  سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل خاطر نشان می سازد ابتکار عمل ایران یک حرکت "جودو" است که سیاست های اوباما را نقش بر زمین می کند.
همانگونه که پیشتر نوشته شد توافق تهران دولت های غرب و خصوصا کاخ سفید و تل آویو را در انفعالی دیپلماتیک و سیاسی قرار داد و یک بازی برد-برد را برای تهران رقم زد؛ بر این منوال که  اگر 1+5 و آژانس انرژی اتمی به تعهدات خود در زمینه تامین سوخت هسته ای 20درصدی عمل کنند که ایران به موفقیت رسیده است و اگر در برابر انظار جهانی طرف های مذکور به دنبال تصویب قطعنامه تحریمی بر آیند زورگویی غرب  در مقابل مواضع اصولی ایران برای افکار عمومی داخلی و خارجی به اثبات خواهد رسید و پس از آن دست تهران برای اقدامات بعدی خود باز شده و مشروعیت جهانی نیز پیدا خواهد کرد. 
بر اساس گمانه زنی ها گویی غرب مسیر دوم را انتخاب نموده و در حالی که ایران به عنوان یکی از امضا کنندگان پیمان منع گسترش سلاح های اتمی(ان پی تی) از حق دستیابی به چرخه سوخت هسته ای از جمله غنی سازی اورانیوم برخوردار است، اما شورای امنیت از ایران می خواهد برای اعتماد سازی نه تنها این فعالیت ها را متوقف کند که بر تحریم هایی که علت و چرایی آن نامشخص است نیز گردن نهد.
سوزان رایس، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد در جمع خبرنگاران اهداف واهی این قطعنامه را "افزایش هزینه ای که مقام های ارشد ایران به دلیل ادامه سرپیچی از جامعه بین المللی می پردازند" و "تشویق ایران به حل و فصل صلح آمیز نگرانی ها درباره برنامه اتمی اش" اعلام کرده است.
سفیر آمریکا گفته است قطعنامه جدید با طرح تبادل سوخت اتمی اخیر که با تلاش ترکیه و برزیل، ایران با آن موافقت کرد ارتباطی ندارد، بلکه به گفته او، قطعنامه به دلیل ادامه غنی سازی اورانیوم توسط ایران تدوین شده است!
همچنین هیلاری کلینتون که اولین مقام آمریکایی است که خبر تدوین پیش نویس قطعنامه را اعلام کرده و لی بائودانگ، سفیر چین در سازمان ملل متحد تحریم ایران را بخشی از روند دیپلماسی در برابر ایران دانسته اند. البته ایشان خود اعتراف دارند که هدف تحریم این است که طرف ایرانی به میز مذاکره برگردد و نباید به روابط تجاری عادی کشورها لطمه بزند."
گفتنی است بنا به پیش بینی برخی دیپلمات های مقر سازمان ملل در نیویورک چهارمین قطعنامه تحریمی علیه ایران احتمالاً در دو هفته نخست ماه ژوئن ( تا یک ماه دیگر ) در شورای امنیت به رای گیری گذاشته خواهد شد. البته نباید از نظر دور داشت با وجود همراهی ضمنی چین و روسیه، اعضای غیر دائم علی الخصوص برزیل، ترکیه و لبنان در تحرکات سیاسی وسیع برای توقف و شکست این روند گام هایی موثر برداشته اند.
به هرحال آنچه در جمع بندی اشاره بدان لازم می آید این نکته است که ورای هرگونه تصمیم گیری شورای امنیت، ایران با امضای توافقنامه سه جانبه تهران حقانیت اصولی خود را به کشورهای جهان نشان داده و براین اساس ضمن اتمام حجت با طرف های غربی هرگونه ماجراجویی سیاسی ایشان را مقدمه اقدامات قاطعانه خود در پیشبرد متفاوت بازی قلمداد خواهد ساخت.

توافق هسته ای تهران، نمایشی از فرصت شناسی دیپلماسی ایران

اجلاس سران گروه 15 در تهران با صدور بیانیه ای مشترك به کار خود پایان داد. مهمترین رویداد این اجلاس اما فراتر از پیشنهادات مهم احمدی نژاد به G15 و واگذاری ریاست این اجلاس به سریلانكا، توافقنامه حاشیه ای ایران، تركیه و برزیل برای مبادله سوخت هسته‌ای قلمداد می شد.

بدون شک باید اذعان داشت حسن نیت جمهوری اسلامی ایران در شفاف سازی فعالیت های صلح آمیز هسته ای و امضای بیانیه سه جانبه با کشورهای برزیل و ترکیه که به نمایندگی از طرف جامعه جهانی به تهران آمده بودند یک گام بلند و هوشمندانه از طرف دولت در جهت نیل به اهداف ملت ایران محسوب می شود، خصوصا آنکه با قرینه زمانی طرف مقابل در مسیر منزوی ساختن جمهوری اسلامی ایران و به تبع آن تلاش برای تصویب تحریمی تازه علیه تهران گام بر می داشت. این نکته را ،شبکه تلوزیونی "فاکس نیوز" آمریکا نیز اعلام می کند و خاطر نشان می سازد صرف نظر از این که توافق هسته ای مذکور چقدر پیشرفت خواهد داشت کار دولت اوباما برای پیگیری اعمال تحریم های جدید علیه ایران بسیار سخت خواهد شد. "جان بولتون" سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل در خصوص توافق نامه اخیر و ابتکار عمل ایران در مصاحبه با این شبکه تلوزیونی می گوید: «اگر این روند ادامه پیدا کند تلاش های دولت آمریکا برای اعمال دور جدید تحریم ها به جایی نخواهد رسید و به نظر من این ابتکار عمل ایران یک حرکت "جودو" است که سیاست های اوباما را نقش بر زمین می سازد.» وی در ادامه اعتراف می نماید: «اقدام اخیر ایران بهانه های کافی را به دو کشور روسیه و چین دو عضو قدرتمند شورای امنیت و ترکیه و برزیل اعضای غیر دائم این شورا می دهد تا از اعمال تحریم های جدید علیه ایران حمایت نکنند. »

همانگونه که مشاهده می شود این توافق به نوعی دولت های غرب و خصوصا کاخ سفید و تل آویو را در انفعالی دیپلماتیک و سیاسی قرار داده و در آخر در هر صورت یک بازی برد برد را برای تهران رقم خواهد زد؛ بر این منوال که  اگر 1+5 و آژانس انرژی اتمی به تعهدات خود در زمینه تامین سوخت هسته ای 20درصدی عمل کنند که ایران به موفقیت رسیده است و اگر در برابر انظار جهانی طرف های مذکور خلف وعده کنند مواضع قاطع ایران برای افکار عمومی داخلی و خارجی به اثبات خواهد رسید و پس از آن دست تهران برای اقدامات بعدی خود باز شده مشروعیت جهانی نیز پیدا خواهد کرد.

از همین رو است که این توافق خشم مقامات رژیم صهیونیستی را برانگیخته و رسانه های این رژیم و نیز برخی دیگر از رسانه های وابسته همچون العربیه در تلاش برای القای عقب نشینی کشورمان از مواضع اصولی خود در زمینه هسته ای هستند. این رسانه ها در مصاحبه ای با مقامات بلند پایه رژیم صهیونیستی در تلاش برای بدبین کردن نگاه ها به این توافق مهم و البته متهم ساختن جمهوری اسلامی ایران به بازیچه ساختن ترکیه و برزیل بر آمدند.

باید اشاره داشت ورای این خبر رسانی های مغرضانه و هدف دار توافق  نامه مبادله سوخت بازتاب بسیار گسترده ای در دیگر رسانه های جهان نیز داشته به طوری که درصدر اخبار، گزارش ها و تحلیل های مهمترین رسانه های گروهی مختلف قرار گرفته است. بر این اساس شبکه الجزیره در گزارشی درباره واکنش رژیم صهیونیستی نسبت به این بیانیه تأکید کرد: «اسرائیل نمی خواست پرونده هسته ای ایران به طور صلح آمیز حل شود.» الجزیره این اقدام ایران را یک حرکت ابتکاری دیپلماتیک توصیف کرد و اعلام کرد: «اسرائیلی ها در اولین واکنش نسبت به مفاد این توافق تشکیک کرده و مدعی شده اند که ایران در حال بازی با آنکارا و برازیلیا در زمینه تبادل سوخت است.»

در همین حال سی ان ان گزارش می کند: «گفت وگوهای هسته ای میان ایران و واشنگتن و قدرت های غربی همیشه بازی پیچیده ای بوده است اما این اقدام اخیر ایران تحولی بزرگ و کوبنده بود.»

روزنامه صهیونیستی "یدیعوت آحارونوت" نیز بلافاصله پس از انتشار خبر امضای بیانیه سه جانبه ایران، برزیل و ترکیه درباره تبادل سوخت هسته ای نوشت: «مقامات اسرائیلی در حال مطالعه جزئیات معامله تبادل سوختی است که در تهران به امضا رسیده است.» همچنین شبکه بی بی سی در گزارشی از به تفاهم رسیدن ایران با ترکیه و برزیل برای تبادل سوخت سخن گفته و اعلام می دارد که اخبار منتشر شده از توافقات اخیر نشان دهنده پیش بینی غلط وزیر امور خارجه آمریکا درباره شکست این مذاکرات بوده است.  همچنین الحیات روزنامه فرامنطقه ای درخصوص احتمال توافق ایران با غرب برای تبادل سوخت هسته ای به نقل از یک منبع آگاه تاکید کرد که تهران فقط خواستار ضمانت های عینی و ملموس است. الحیات با اشاره به حضور «لوئیس لولا داسیلوا» رئیس جمهوری برزیل در ایران و گفت وگوی وی با «محمود احمدی نژاد» همتای ایرانی خود درباره توافق برای تبادل سوخت هسته ای ایران با غرب ابراز خوش بینی کرد که این توافق گامی رو به جلو باشد.

روزنامه های عربی تشرین، الثوره، البعث، الوطن، خبرگزاری سوریه (سانا)، حریت و ملیت نیز تیتر اول خود را به جلسه سه جانبه ایران، برزیل و ترکیه اختصاص داده و با انتشار عکس هایی از این مذاکرات نسبت به آینده بیانیه امضا شده ابراز خوشبینی کردند. خبرگزاری شین هوا چین هم با بازتاب دادن این حادثه در تهران در گزارشی نوشت: «این یک فرمول مشترک در ارتباط با تبادل اورانیوم است.» همچنین شبکه خبری «ان تی وی» این خبر را با عنوان امضای تاریخی در تهران به اطلاع بینندگان خود رساند. شبکه خبری دولتی «تی.آر.تی و ترک» هم با برجسته کردن نقش ترکیه و برزیل در کمک به حل بحران هسته ای ایران این خبر را مخابره کرد. این شبکه خبری در تحلیلی تاکید کرد: «ایران با امضای این قرارداد نشان داد که بمب هسته ای نمی خواهد.»

در پایان باید توجه داشت که به رسمیت شناختن این توافق از سوی رسانه ها و انظار جامعه جهانی به منزله پذیرش حق مسلم ایران در دسترسی به انرژی صلح آمیز هسته ای خواهد بود و همین معنا است که یک پیروزی دیپلماتیک دیگر را برای ایران رقم می زند. موفقیتی که با درایت و تدبیر بدون هزینه های اضافی به ارمغان آورده شد.

دیپلماسی فعال ایران و برگزاری موفق اجلاس سران گروه 15

سیاست خارجی ایران در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با تغییرات قابل توجه و مشهودی همراه بوده است. این امر مبتنی بر قواعد رفتار سیاسی و دگر­گونی دائمی در محیط ساختاری است. در اوایل انقلاب و به دنبال خروج لیبرال­ها از عرصه سیاسی و انفعال سایر گروه­های غیر مذهبی در تأثیر­گذاری بر روند سیاست­های داخلی و خارجی، و رادیکالیزه شدن روند انقلاب در پی جنگ تحمیلی، صدور انقلاب و رویارویی کشور با قدرت­های منطقه­ای و بین­المللی و اولویت منافع ایدئولوژیک و اسلامی بر منافع ملی، رویکرد سیاست خارجی ایران معطوف به تغییر در قواعد و ساختارهای نظام بین الملل بود. در ادامه و در طول سالیان اخیر اما رویکرد توسعه ای روابط در دستور کار سیاست گذاری های خارجی نظام قرار گرفته است. موقعیت تاریخی – تمدنی ، ژئوپلتیک و سیاسی – امنیتی ایران درنظام امنیت منطقه ای و  بین­المللی به گونه ای است که اتخاذ ارتباطات گسترده با مجامع بین المللی را طلب می نماید. بر این اساس توجه به گروه 15 به عنوان محملي براي توسعه همكاري‌هاي اقتصادي بين كشورهاي در حال توسعه و سپس به عنوان جايگاهي براي پيگيري اهدافي نظير ايجاد فضاي مناسب جهت گفت‌وگوي سياسي و همكاري‌هاي اقتصادي بين كشورهاي در حال توسعه و پيشبرد مسائل توسعه جهاني و از سوي ديگر به عنوان هماهنگ‌كننده روابط شمال - جنوب و نهايتاً نيز به عنوان تشكلي قدرتمند براي هماهنگي و تنظيم سياست‌ها و برنامه‌هاي كشورهاي در حال توسعه مهم قلمداد می شد. گروه 15 در سال 1989 به منظور رایزنی و هماهنگی در سیاست های مشترک با حضور 15 کشور تاسیس شد که در نهایت 4 کشور دیگر به عضویت آن در آمدند و هم اکنون 19 عضو دارد اما با همان نام G15 (گروه 15) شناخته می شد. 

آن گونه که فارس می نویسد تلاش‌ها براي عضويت جمهوري اسلامي ايران در گروه 15 اما در آستانه برپايي اجلاس سران جنوب كه در تاريخ 30 فروردين 1379 با حضور سران و مقامات عاليرتبه 133 كشور عضو گروه 77 در هاوانا برگزار شد آغاز و با توجه به حسن مناسبات دوجانبه با اكثر كشورهاي عضو گروه و تلاش‌هاي منسجم دستگاه ديپلماسي كشور و وزير امور خارجه نهايتا منجر به پذيرش ايران در دهمين اجلاس سران گروه 15 در 30 خرداد 1379 در قاهره شد.  بدين ترتيب ايران به عنوان هجدهمين عضو گروه 15 پذيرفته شد و براساس بند 31 بيانيه نهايي دهمين اجلاس سران گروه 15، از ايران جهت شركت در يازدهمين اجلاس سران گروه در جاكارتا دعوت به عمل آمد و عضويت كشورمان به صورت كامل از اجلاس يازدهم در جاكارتا آغاز شد.

ايران براي اولين‌بار در سطح معاون اول رئيس‌جمهور در يازدهمين اجلاس سران گروه 15 جاكارتا (خرداد 1380) شركت كرد. طي اين اجلاس و نشست‌هاي حاشيه‌اي آن، پيشنهادات مختلفي از سوي هيئت ايراني در قالب سخنراني‌ها و تبادل نظر مطرح شد. از جمله موارد پيشنهادي موضوع اخلاق انفورماتيك بود. اين پيشنهاد با توجه به لزوم رعايت موازين و مرزهاي اخلاقي و ارزشي در استفاده از شبكه جهاني اينترنت و با عنايت به اهميت رعايت اصل تنوع فرهنگ‌ها در اين شبكه با استقبال حاضرين مواجه شد و در بيانيه نهايي سران انعكاس يافت. 

در اجلاس وزراي تجارت گروه 15 در حاشيه اجلاس يازدهم، دو پيشنهاد دیگر نیز از سوي هيئت ايراني در خصوص ضرورت هماهنگ كردن مواضع كشورهاي عضو قبل از اجلاس سازمان تجارت جهاني در دوحه و تشكيل گروه كاري به منظور بررسي راه‌هاي تسهيل تجارت بين كشورهاي عضو بود كه به تصويب رسيد.  سيزدهمين اجلاس سران گروه 15 كه در هاوانا تشكيل شد، همراه با حضور فعال جمهوري اسلامي ايران با پيشنهادات متعددي بود كه از آن جمله مي‌توان به بندهاي پيشنهادي جمهوري اسلامي در بيانيه مشترك در خصوص لزوم استفاده صلح‌آميز از تمامي اشكال انرژي به ويژه انرژي هسته‌اي اشاره كرد كه نهايتاً با حمايت برخي از اعضا از جمله ونزوئلا و مالزي به تصويب رسيد. در ادامه و پس از رياست جمهوري اسلامي ايران كه از سال 2006 آغاز شده و به منظور بررسي گسترش راه‌هاي همكاري اعضا، جمهوري اسلامي ايران اقدام به برپايي دو اجلاس در زمينه «مديريت منابع آب» و همچنين «توسعه روستايي و كشاورزي» در تاريخ 4 - 2 سپتامبر 2007 در تهران كرد و طي آن مذاكراتي در خصوص ظرفيت‌سازي، ايجاد شبكه‌هاي اطلاعاتي، تشكيل شوراي آب، توسعه روستايي و لزوم تشكيل صندوق آب انجام شد و كارگروه مديريت منابع آب و كارگروه توسعه و عمران روستايي در دهمين نشست به رياست جمهوري اسلامي ايران تعيين شد.

جمهوري اسلامي ايران اكنون در پايان دوره رياست خود بر اين گروه درصدد برگزاري چهاردهمين اجلاس سران با حضور روساي دولت‌ها و كشورهاي عضو بر آمد تا ضمن هم‌انديشي با ديگر كشورها در خصوص مسائل بين‌المللي، سازوكارهاي لازم در جهت استفاده از ظرفيت‌هاي عظيم اقتصادي برخي از اعضاي گروه را ارائه كند.

از نظر جمهوري اسلامي ايران، علي‌رغم مشاهده نسبي اوضاع اقتصادي بين‌المللي، وجود بحران‌هاي مختلف نظير بحران انرژي، بحرن غذا، بحران‌هاي آب و هوايي و محيط زيستي در سطح جهاني و گذشته از آن كاهش قيمت مواد اوليه (يعني اصلي‌ترين و حياتي‌ترين كالاي قابل عرضه توسط جنوب) تاثيرات منفي بر صادرات كشورهاي درحال توسعه، حركت منفي جريان سرمايه‌هاي خصوصي، بيكاري فزاينده و نهايتا كاهش اعتماد به سيستم اقتصادي بين‌المللي، عواملي است كه در مجموع مي‌تواند دستيابي به اهداف توسعه‌اي در كشورهاي جهان سوم را در معرض خطر قرار دهد. در حالي كه با توجه به وجود مزيت‌هاي رقابتي در بين كشورهاي در حال توسعه در برابر كشورهاي توسعه يافته، اين امكان وجود دارد كه فضاي دسترسي به بازار كالا، خدمات و سرمايه بين كشورهاي در حال توسعه از جمله گروه 15 گسترش يابد.

به نظر می رسد حضور هیئت های بلند پایه کشور های عضو، خصوصا ورود میهمانان عالی رتبه دست کم 8 کشور در تهران برگ برنده ای در دست کشورمان برای قدرت نمایی های بیشتر در عرصه مناسبات جهانی خواهد بود؛ بر این اساس اجلاس جی 15 ، 27 اردیبهشت در سطح سران و در تهران برگزار می شود.  هند، جمهوری اسلامی ایران، اندونزی، مالزی و سریلانکا از قاره آسیا، الجزایر، کنیا، مصر، نیجریه، زیمبابوه و سنگال از قاره آفریقا، ونزوئلا، مکزیک، کلمبیا، پرو و جامائیکا اعضای آمریکایی گروه 15 هستند. باید اشاره داشت که  جمهوری اسلامی ایران اکنون در پایان دوره ریاست خود بر این گروه در صدد برگزاری چهاردهمین اجلاس سران با حضور روسای دولت‌ها و کشورهای عضو است و در نظر دارد تا ضمن هم‌اندیشی با دیگر کشورها در خصوص مسائل بین‌المللی، سازوکارهای لازم را در جهت استفاده از ظرفیت‌های عظیم اقتصادی برخی از اعضای گروه ارائه کند.

طی روزهای آینده در پرتو همکاری های این حوزه مطمئنا شاهد رشد و توسعه جایگاه گروه 15 و نیز نقش پررنگ تر جمهوری اسلامی در مناسبات آن و در سطحی بالاتر در عرصه میدان سیاست های جهانی خواهیم بود.

 

انرژی هسته ای برای همه،سلاح هسته ای برای هیچ کس

نخستين كنفرانس بين‌المللي خلع سلاح و عدم اشاعه با شعار « انرژي هسته‌اي براي همه، سلاح هسته‌اي براي هيچ‌كس» هفته گذشته طی دو روز (28 و 29 فروردين) با حضور بيش از 14 وزير امور خارجه، 10 معاون وزير و 8 نماينده از سازمان‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي در تهران ضمن توافقات سازنده و توفیقات بسیار برگزار گردید.

در مراسم افتتاحيه اين كنفرانس پيام مقام معظم رهبري توسط علي اكبر ولايتي مشاور عالي معظم له قرائت گردید و پس از آن محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور كشورمان به عنوان سخنران افتتاحيه اين كنفرانس به ايراد سخنراني پرداخت.  رئیس جمهور در مراسم آغاز به کار کنفرانس، تشکیل نهادی جهانی به منظور نظارت بر خلع سلاح هسته ای را خواستار شد، وی گفت: «ضرب المثل ایرانی می گوید: "چاقو دسته خودش را نمی‌برد" و انتظار برقراری امنیت از صاحبان حق وتو و بزرگترین فروشندگان سلاح در جهان، انتظاری غیرمنطقی است.»

احسان اوغلو، دبیركل سازمان كنفرانس اسلامی، منوچهر متكی وزیر امورخارجه كشورمان، ولید المعلم وزیر خارجه وزیر امور خارجه سوریه، هوشیار زیباری، وزیر خارجه عراق و برخی دیگر از مقامات بلند پایه دیگر کشورهای دعوت شده مهمترین سخنرانان این نشست فشرده بودند.

در این بین دفاع مقامات سیاسی کشورهای چین و روسیه به عنوان اعضای دائم شورای امنیت از برنامه صلح آمیز ایران نیز مهم می نمود. «چنگ کوپنک» معاون وزیر امور خارجه چین در این همایش از دوستی دیرینه کشورش با ایران سخن گفت.  «سرگئی ریابکوف» معاون وزیر خارجه روسیه در امور خلع سلاح هسته ای نیز اظهار داشت: «مسکو برای دستیابی به راه حل درخصوص برنامه هسته ای ایران همچنان گزینه دیپلماتیک را ترجیح می دهد.»

اما فارغ از اظهارات مدعوین همایش، برگزاری این کنفرانس بین المللی بازتاب وسیعی در رسانه های جهان به ویژه رسانه های غرب داشت. این کنفرانس که با حضور نمایندگان نزدیک به 70 کشور دنیا در تهران برگزار شد تا روزها در صدر اخبار و گزارشات رسانه ها و محافل خارجی قرار داشت. رسانه‌های جهان در بازتاب نشست خلع سلاح هسته‌ای در تهران، خصوصا فتوای آیت الله العظمی خامنه ای مبنی بر حرام بودن استفاده از بمب‌های اتمی را  مورد توجه قرار دادند. بر این اساس  خبرگزاری فرانسه در گزارشی از نشست بین المللی خلع سلاح هسته ای در تهران، دو موضوع حرام اعلام شدن استفاده از بمب های هسته ای توسط حضرت مقام رهبری و همچنین تاکید محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران بر ایجاد یک نهاد مستقل بین المللی برای خلع سلاح را در صدر اخبار خود قرار داد.

شبکه تلویزیونی "فرانس 24" نیز طی گزارشی در بازتاب کنفرانس بین‌المللی خلع سلاح و عدم اشاعه در تهران گزارش کرد: محمود احمدی نژاد رئیس‌جمهوری ایران خواستار تشکیل یک سازمان بین‌المللی مستقل برای نظارت بر خلع سلاح هسته‌ای و اشاعه آن شد و تاکید کرد که به عضویت آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز پایان داده شود. تلویزیون فرانسه در بخش دیگری از بازتاب نشست امروز تهران افزود رئیس‌جمهوری ایران که در مراسم گشایش این کنفرانس سخنرانی می‌کرد، گفت: «درخواست اصلاحات در معاهده عدم گسترش سلاح‌های کشتار جمعی (‌ان‌پی‌تی) باید از سوی کشورهای مستقل که تسلیحات اتمی ندارند، صورت گیرد.» 

در همین حال، دیگر شبکه تلویزیونی فرانسه یعنی " تی‌وی ‌5" نیز در گزارشی درخصوص کنفرانس بین‌المللی خلع سلاح تهران و اظهارات رئیس‌جمهوری کشورمان اعلام کرد: «جمهوری اسلامی ایران که از سوی کشورهای قدرتمند غربی به تشدید تحریم‌ها تهدید شده است، در این نشست به ضد حمله علیه این کشورها دست زد.»
در همین حال دیگر شبکه فرانسوی نیز در گزارشی از این نشست، تاکید مقام معظم رهبری بر حرام بودن استفاده از بمب‌های هسته‌ای و نیز تاکید رئیس‌جمهور در تشکیل یک نهاد مستقل بین‌المللی برای خلع سلاح را مورد توجه قرار داد. 

خبرگزاری آلمان با اشاره به حضور جمع کثیری از مقامات ارشد 70 کشور جهان در نشست اتمی تهران، شعار «انرژی صلح آمیز هسته ای برای همه و بمب هسته ای برای هیچ کس» را در کنار فتوای مقام معظم رهبری به عنوان شعار این نشست در صدر اخبار خود قرار داد.

این خبرگزاری، تاکید نشست بین المللی هسته ای تهران را روی خلع سلاح جهانی دانست و در ارزیابی آن، اثبات صلح آمیز بودن نیات هسته ای جمهوری اسلامی به مردم جهان را هدف نهایی برگزاری این نشست دانست.

این خبرگزاری غربی، افشای ماهیت تهدیدآمیز بمب های هسته ای رژیم صهیونیستی را از دیگر اهداف نشست بین المللی خلع سلاح اتمی در تهران تحلیل کرد. خبرگزاری آلمان به حضور هیئت هایی از آلمان، انگلیس، آمریکا، روسیه و چین به عنوان اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد و کشمکش موجود بین این قدرت ها برای تحریم جمهوری اسلامی ایران نیز اشاره کرد.

همچنین رسانه‌های روسی نیز در گزارش‌هایی، برگزاری کنفرانس بین‌المللی خلع سلاح هسته‌ای در تهران را به طور گسترده بازتاب دادند و رادیو دولتی این کشور نیز اجلاس تهران را پاسخی به نشست هسته‌ای اخیر آمریکا در واشنگتن دانست.  رادیو مسکو به نقل از یک کارشناس مسایل سیاسی این کشور گفت: «اجلاس تهران با شعار "انرژی هسته‌ا ی برای همه - سلاح هسته‌ای برای هیچکس "، جواب مستقیم ایران به نشست اخیر واشنگتن است.»
خبرگزاری اینترفکس نیز اعلام کرد: «تهران به دنبال غیر هسته‌ای شدن تمامی کشورهای جهان است و عاری شدن منطقه خاورمیانه از این سلاح‌ها را نیز با جدیت پیگیری می‌کند.» این منبع افزود: «تهران قصد دارد از طریق این کنفرانس پیام خلع سلاح هسته‌ای در منطقه خاورمیانه را به گوش تمامی جهانیان برساند. »

 رادیو "اکو مسکو" هم با بازتاب پیام مقام معظم رهبری به شرکت‌کنندگان در اجلاس هسته‌ای تهران گفت: «رهبر ایران با کاربرد و توسعه سلاح‌های کشتار جمعی به شدت مخالفت کرد و احمدی‌نژاد رئیس‌جمهوری ایران نیز خواستار تشکیل یک ارگان مستقل بین‌المللی برای خلع سلاح هسته‌ای شد.»   "ایتارتاس" دیگر خبرگزاری روسیه با بازتاب اجلاس هسته‌ای تهران نوشت: «برای نخستین بار چنین همایشی در پایتخت ایران برگزار می‌شود و هیات‌های رسمی و غیر رسمی از حدود70 کشور جهان از جمله چین، آلمان، انگلیس، روسیه و آمریکا در این اجلاس شرکت دارند. »
همچنین روزنامه سوئیسی "نوی زوریخر سایتونگ" طی گزارشی اذعان داشت: «کنفرانس تهران به‌عنوان یک نشست در برابر نشست امنیت هسته‌ای  باراک اوباما رئیس‌جمهوری آمریکا است.» خبرگزاری رسمی سوئیس نیز در رابطه با برگزاری این کنفرانس بین‌المللی در تهران نوشت: «ناظران سیاسی، برگزاری این کنفرانس را اقدامی از سوی مقامات ایران برای اثبات صلح آمیز بودن برنامه‌های اتمی این کشور توصیف می‌کنند.»

 در همین حال یکی دیگر از خبرگزاری های غربی طی گزارشی می نویسد: «همانطور که می دانیم غرب مدعی آن است که ایران در تلاش برای تجهیز به سلاح اتمی است و این کشور را تهدید به اعمال تحریم کرده است و این کشور نیز در واقع علیه آنها ضدحمله یا حمله متقابل ترتیب داده است.» روزنامه الجریده چاپ کویت نیز دراین باره نوشت: «ایران با برگزاری کنفرانس خلع سلاح هسته ای به اجلاس اخیر واشنگتن واکنش نشان داد.» روزنامه انگلیسی ایندیپندنت هم برگزاری کنفرانس خلع سلاح تهران را پاسخ ایران به زورگویی های هسته ای آمریکا ارزیابی کرد. براساس این گزارش، ایران، با حمله شدید به آمریکا و انگلیس آنها را متهم کرد که از تسلیحات هسته ای شان برای زورگویی و ارعاب کشورهای فاقد سلاح اتمی استفاده می کنند.

همگی این نوع تحلیل ها از توفیق بالای کنفرانس اخیر تهران حکایت می کنند، نوع پوشش و نیز تأکید خبری گسترده رسانه ای از توان دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران هدفی بود که بدون شک محقق گردید. از سویی پذيرايي گرم ايران از ميهمانان خارجي به گونه اي بود که آنان هنگام ايراد سخنراني و يا در گفت و گو با خبرنگاران بر اين نکته تأکيد داشتند که به جمهوري اسلامي ايران علاقه داشته و با تمايل براي حضور در کنفرانس تهران به اين سفر آمده‌ و در نشست های آتی نیز حضوری پر رنگ خواهند داشت. 

کلاف پیچیده قدرت در شطرنج سیاسی عراق

 

حدود سه هفته پس از برگزاری انتخابات پارلمانی عراق، نتایج رسمی آن بعد از ظهر روز جمعه 6 فروردین (۲۶ مارس) اعلام شد. براساس این نتایج، ائتلاف «العراقیه» به رهبری ایاد علاوی نخست‌وزیر سابق عراق، پیروز این انتخابات در گام نخست بود. ائتلاف «العراقیه» ائتلاف سکولارهای عراق محسوب می‌شود که حامیانی بعثیون، سنی‌ها و نیز غرب دارد.

بر اساس نتایج اعلام شده از سوی کمیسیون انتخابات، ائتلاف العراقیه ۹۱ کرسی و ائتلاف دولت قانون ۸۹ کرسی مجلس عراق را به دست آورده‌اند. گروه اتحاد ملی عراق به رهبری عمار حکیم که از حمایت مقتدا صدر نیز برخوردار است، ۷۰ کرسی مجلس را از آن خود ساخته‌اند. در این میان به‌رغم پیشتازی ائتلاف سکولار ایاد علاوی، هیچ گروهی از موقعیت نیم به علاوه یک در پارلمان عراق برخوردار نیست و این امر به معنای آغاز فرایند بسیار پیچیده‌ تعامل و ائتلاف برای تشکیل دولت جدید در عراق است. برخی ناظران حتی احتمال می‌دهند که اوضاع عراق در پی اعلام نتایج انتخابات آشفته تر شود. بر این منوال پس از اعلام نتایج انتخابات، انفجار تنها دو بمب در استان سنی‌نشین جلیله، ۴۲ نفر را به کام مرگ کشید و بیش از ۶۵ نفر زخمی به جای گذاشت.

به دنبال نا امنی ها نيروهاي نظامي آمريكا در پادگانهاي نظامي عراق به حالت آماده باش در آمده اند.  نيروهاي نظامي آمريكا كه مدت ها از عمليات و حضور نظامي در عراق به دور بوده اند اكنون دستور دارند براي برخورد با هر نوع اتفاقي در عراق آمادگي كامل داشته باشند.

آگاهان مسائل سياسي و نظامي بر اين باورند كه تحولات روي داده در جابجایي نيروهاي آمريكايي يك هشدار براي دولت نوري مالكي و ائتلاف هاي مرتبط با او همانند جريان حكيم و مجلس اعلاء و گروه صدر است . ضمن اينكه آمريكايي ها فشار بر روي برخي منابع كرد را براي جدا شدن از ائتلاف با مالكي پيشبيني كرده اند.  این حوادث همگی نشان از آن دارد که تلاش کشورهای غربی در به عقب راندن شیعیان نزدیک به ایران و روی کار آوردن ائتلاف العراقیه به رهبری ایاد علاوی گزینه نزدیک به خود استوار است. این کشور ها برای دستیابی به این هدف حتی از دست بردن در نتایج انتخابات نیز ابایی نداشته اند تا آن جا که "عدنان السراج" از نزدیکان نوری المالکی يكشنبه گذشته در مصاحبه با شبكه خبري "العالم" اعلام كرد كه ما دلايل و شواهد محكمي درباره از بين رفتن صدها هزار رأي در اختيار داريم و اين اسناد و شواهد به عنوان دليلي بر پافشاري ائتلاف دولت قانون درباره تقلب در نتايج انتخابات به دادگاه فدرال ارايه خواهد شد.

جدای از پیگیری مسئله تقلب و دستکاری های گسترده امید می رود شیعیان با درایت اختلافات را کنار گذاشته و با دستیابی به ائتلافی حداکثری راه را بر طرفداران عربستان و آمریکا سد کرده و هم چنان که بر اساس شنیده ها ائتلاف دولت قانون به ریاست مالکی و ائتلاف ملي عراق به رهبری عمار حکیم و مقتدی صدر و همچنين فهرست‌هاي كردستان درباره اين مساله به توافق هایی ابتدایی دست یافته اند این روند تا وصول به نتیجه نهایی دنبال شود.

دنياي عرب در بند جدایی و تفرقه

اتحادیه عرب نام مجموعه‌ای از کشورهای جنوب غربی آسیا و شمال آفریقا است که در ۲۲ مارس ۱۹۴۵ و با حضور کشورهای مصر، عربستان، عراق، سوریه، لبنان، یمن و اردن تأسیس شده‌ و هم اکنون نیز اعضای آن به ۲۲ کشور عربی افزایش یافته است. اینک اما با گذشت بیش از نیم قرن از تأسیس، این اتحادیه از گسیختگی و اختلاف رنج برده و تشكيل اجلاس اخیر سران آن در «سرت» ليبي اوج انفعال و درماندگي در قبال حوادث پرشتاب محيط پيراموني را بيش از پيش متجلي ساخت.

بیست و دومین اجلاس اتحادیه عرب هفته گذشته با حضور ۱۴ کشور و با عنوان "اجلاس پایداری قدس"در شهر سرت لیبی اما در حالی برگزار شد که رهبران قریب به نیمی از اعضا به دلایل سیاسی شرکت نداشتند. میشل سلیمان(رئيس جمهور لبنان)، حسنی مبارک(رئيس جمهور مصر)، ملك عبدالله(پادشاه عربستان)، علي عبدالله صالح(رئيس جمهور يمن)، اسماعيل عمر گيله(رئيس جمهور جيپوتي)، محمد ششم(پادشاه مغرب)، جلال طالباني(رئيس جمهور عراق)، شيخ خليفه بن زايد آل نهيان(امیر امارات) و شيخ صباح الاحمد (امير كويت) رهبران کشورهایی هستند که در این نشست حاضر نشدند.

اين اجلاس اگرچه در غياب اكثر مقامات كليدي دنياي عرب تشكيل شد ولي يكبار ديگر نشان داد كه دنياي عرب از مسائلي رنج مي برد كه حتي با حضور این مقامات كليدي هم كاري از پيش نخواهد رفت؛ چرا كه وحدت گمشده اصلي دنياي عرب بوده و خواهد بود. اين براي دنياي عرب ننگ بزرگي است كه سران عرب حتي حاضر نيستند همگي در زير يك سقف گردهم آيند و به بررسي مسائل و مشكلات خود بپردازند.  البته هر يك از مقامات غايب در اجلاس سرت توجيهاتي براي عدم حضور در اجلاس سران عرب داشته اند؛ با این وجود صرف نظر از اينكه اساسا چنين دلايلي تا چه اندازه واقعی است اصل تركيب كشورهاي حاضر و غايب در اجلاس نشان مي دهد كه توانمندي ها، قابليت ها و كارائي چنين اجلاسي به لحاظ تركيب سران و نقش مورد انتظار از آنها به كلي و از اساس به زير سئوال رفته است؛ به طوري كه حضور يا عدم حضور آنها تفاوت ماهوي چنداني در اصل موضوع و در نتايج اجلاس و حتي برگزاري يا فقدان انجام چنين نشستي ايجاد نكرده و نخواهد كرد. 

نکته ای که جای تامل و مداقه بسیار دارد تفوق و برتری روز افزون جمهوری اسلامی ایران در کنار این جمع پراکنده کشورهای عربی منطقه است. این نکته از نگاه سران این کشورها پنهان نمانده تا جایی که در جلسه افتتاحيه، بخش عمده سخنان عمر موسي دبيركل جامعه كشورهاي عربي به آن اختصاص می یابد؛ در افتتاحیه این اجلاس عمرموسي ضمن غير قابل كتمان وتاثير گذار ناميدن نقش ايران درمنطقه بر گسترش روابط كشورهاي عرب با آن به عنوان گزينه استراتژيك و بي ترديد كشورهاي عرب تاكيد كرد. وي گفت: «ايران به يك قدرت بزرگ در همه بخش ها از جمله دانش هسته اي به قدرتی بزرگ تبديل شده است وما بايد ضمن به رسميت شناختن نقش ايران در منطقه ،از اين اقتدار استفاده كنيم وبراي حل مشكلاتمان در برخي زمينه ها مثل مواجهه با رژيم صهيونيستي در تمام زمينه ها مشاركت داشته باشيم.» عمر موسي كه درميان سياستمداران عرب به ايجاد وگسترش روابط باايران تمايل دارد هم چنين تاكيد كرد كه ايران مهمترين كشور منطقه است و ما براي مقابله با اسرائيل بايد به ايران تكيه كنيم. وي ايجاد يك بازار با سازمان منطقه اي با كشورهاي مهم منطقه،از جمله تركيه وايران را پيشنهاد كرد. عمر موسي ضمن پذيرش برخي اختلاف نظرها ومنافع بين ايران وكشورهاي عرب گفت: «در عين وجود اختلاف منافع مشترك وريشه هاي تاريخي وديني وجغرافيایي زيادي كشورهاي عربي و ايران را به هم ربط مي دهد. مابايد به جاي تاكيد بر اختلافات وبزرگنمایي آنها به وجوه مشترك ميان طرفين اصرار كنيم.» به نظر می رسد كشورهاي عربي بعد از اينكه سال ها نمي خواستند ايران را در قمت یك قدرت منطقه اي بزرگ بپذيرند، خصوصادر 3 سال اخير در برابر يك واقعيت مهم وآن قدرت و تفوق و برتري ايران در منطقه قرار گرفته  و برغم برخي تمايلات ناسيوناليستي و يا حسادت گونه به آن تن داده اند.

همانگونه که مشخص است ايران امروز درنظر كشورهاي منطقه وعربي به صورت كلي يك قدرت جدی است. آنها پذيرفته اند كه حداقل، مقابله با اسرائيل جز با وجود وحضور ايران امكان پذير نيست. موقعيت كنوني فرصت خوبي است كه کشورمان بتواند تاثيرات خود را درراستاي منافع ملي دررابطه با كشورهاي عرب گذارده و از موقعيت كنوني که به مدد برخي تحولات مهم اتفاق افتاده به عنوان سکوی پرشی در روابط روزافزون در آید. البته هنوز ايران بدخواهاني را در بين این كشورها دارد ولي با توجه به افكار عمومي و تمايلات شديد مردمي به  نفع ايران اينگونه كشورها دراين فضا محو شده و اجازه عرض اندام نمي یابند.

ورای لزوم اصلاح روابط اعراب با کشورمان در دیگر سو با مطالعه بيانيه پاياني اجلاس « سرت » و با جمع بندي روند تحولات منطقه و جهان به اين نكته حياتي خواهيم رسيد كه دنياي عرب در سیاست های داخلی خود نیز با مشکلات مهمی روبرو است که لازم می نماید جهت ايجاد وحدت و حفظ منافع خود در اين زمينه نیز دست به اقدام  زند و سبب خدمت به ملت هاي عرب و مسلمان را فراهم آورد. در این صورت است که به جاي خدمت به اجانب در راه اعتلاي فرهنگ غني اسلام گام برداشته و يقينا از لغزش و انحراف به مسير مورد نظر بيگانگان اجتناب خواهد كرد.

 

فلسطین و ناکامی ابدی سازشکاران

طی هفته هایی كه چرخ مذاكرات طیف گروه ها و مجامع سازش کار خاورميانه و غرب متوقف شده دیگر سوی این معادله متشکل از بازيگران تاثیر گذار لبنان، فلسطين و سوريه دامنه تحركات سياسي و دیپلماسی خويش را گسترش داده‌اند. گويي خون تازه ای در رگ های مذاكرات اصولی خاورميانه آغاز شده كه در آن «بازيگران و مذاكره‌كنندگان قديمي» در جايگاه تماشاچي نشسته‌اند و گروه‌هاي حاشيه‌نشين ديروز در مركز تصميم‌گيري‌ها جای دارند. بر اساس این رویکرد طی هفته گذشته تهران آغوش استقبال به روي مجاهداني گشود كه در سال ها بيرق دفاع از كيان مسلمانان و اعراب را به دست دارند.

دو روز پس از دیدارهای محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، با دبیرکل حزب الله لبنان وسران گروه‌های فلسطینی مخالف صلح در دمشق، رهبران «گروه‌های جهادی» در تهران با آیت الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران دیدار کردند.

در این دیدار رهبر کشورمان روند صلح و موضع کشورهای عربی در قبال مسئله فلسطین را بار دیگر مورد انتقاد قرار داده و تنها راه‌حل مسئله فلطسین را مقاومت عنوان کردند. رهبر انقلاب همچنین با اشاره به گزارش گلدستون درباره حمله به غزه، از اینکه مسئولان اسرائیلی مورد تعقیب قضایی نگرفته‌اند انتقاد کرده و خاطر نشان ساختند: «آمریکا و دیگر حامیان صهیونیست‌ها، فجیع‌ترین و گسترده‌ترین نقض حقوق بشر در غزه را کاملاً نادیده گرفتند و فقط وقتی ملت‌های جهان با راهپیمایی و تظاهرات به میدان آمدند، برخی اروپایی‌ها و سازمان‌های مدعی آزادی و حقوق بشر برای جلوگیری از رسوایی بیشتر، به محکوم کردن لفظی آن جنایات پرداختند.»

خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس، رمضان عبدالله، دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین، احمد جبرئیل، دبیرکل جبهه مردمی آزادی فلسطین، ماهر طاهر، مسئول جبهه خلق برای آزادی فلسطین، خالد عبدالمجید، دبیرکل جبهه مبارزه مردمی فلسطین، رهبران حزب کمونیست فلسطین، حزب الصائقه و جبهه آزادیبخش فلسطین، همراه با هیئتی که نمایندگان حرکت فتح- انتفاضه به حساب می آمدند از جمله میهمانان تهران در نشست اخیر بودند. همچنین فاروق قدومی، شخصیت بارز «ساف» که با پیمان‌های صلح اوسلو مخالفت می‌کند و رقیب سرسخت محمود عباس، رئیس تشکیلات فلسطینی است، یکی دیگر از مدعوین به نشست تهران بود. عبدالله قیصر نیز به عنوان نماینده حزب الله لبنان در همایش تهران حضور داشت.

نشست دو روزه تهران در محل مرکز مطالعات وزارت خارجه تهران و برای بررسی «راه‌های ادامه مقاومت فلسطینی و عربی علیه اسرائیل» برگزار می شد. خبرگزاری های مهر و فارس پیشتر اعلام کرده بودند که همایش با نام «حمایت از مقاومت در برابر اشغالگری های رژیم صهیونیستی» برگزار می‌شود اما خبرگزاری‌ها شنبه گزارش دادند که همایش ذیل نام «بزرگداشت غزه- همبستگی ملی و اسلامی برای آینده فلسطین» کار خود را آغاز کرده است.  

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، که پنجشنبه در دمشق با همین گروه از سران فلسطینی‌های مخالف صلح دیدار کرده بود، عصر یکشنبه، نهم اسفند سخنران ویژه همایش تهران بود. منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران نیز شنبه سخنران افتتاحیه همایش و علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی_پس از بازگشت از ژاپن_ دیگر سخنران این نشست بود. آیت‌الله آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه نیز در این نشست سخنانی را ایراد نمود.

لازم به ذکر است برای خالد مشعل، رمضان عبدالله شلاح، نائف حواتمه، خالد عبدالمجید و فرحان ابوالهیجی و دیگر سران «جبهه مقاومت» برنامه‌های دیگری نیز درتهران تدارک دیده شده بود؛ از جمله شرکت در برنامه گفتگوی ویژه خبری، نشستی خبری مشترک و سخنرانی در«همایش تشکل‌های دانشجویی» در برابر دانشجویان دانشگاه تهران.

در پایان بد نیست اشاره شود که اسرائیل پس از نبرد ژوئن ۲۰۰۶ با حزب الله لبنان و درگیری سهمگین در ژانویه ۲۰۰۹ با حماس گروه‌های ده‌گانه «جبهه مقاومت» را «گروه های تروریستی» می‌داند. اسرائیل و آمریکا ایران را به دادن کمک‌های تسلیحاتی، افزون بر کمک‌های کلان مالی به این گروه‌ها متهم می‌کنند. کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز این گروه‌ها را تروریستی تلقی می‌کنند.

با این وجود محمود احمدی نژاد پنجشنبه هفته قبل در دیدار با سران این گروه‌ها در دمشق به آنها «اطمینان» داد که این نگرش به زودی برچیده شده و «نابودی» اسرائیل «قطعی» خواهد بود. محمود احمدی نژاد در دیدار پنجشنبه دمشق از «احتمال جنگ» سخن گفته بود و خاطر نشان می ساخت: «حفظ آمادگی، یک ضرورت است و اگر صهیونیست‌ها خواستند که خطای خود را مجددا تکرار کنند، باید به کلی ریشه‌کن شوند و وعده الهی نابودی آنها و پیروزی بزرگ، نزدیک است».  

محمود احمدی نژاد درنشست خبری مشترک با بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه نیز گفته بود: «تکرار اشتباهات گذشته رژیم صهیونیستی به منزله مرگ قطعی آن است.»  جالب آنکه این موضع گیری ها و نیز نشست های مشترکی چون اجلاس اخیر تهران به کام برخی رهبران محافظه کار منطقه خوش نیامده است؛ بر این اساس احمد ابوالغیط، وزیر خارجه مصر، در ماه گذشته دراشاره‌ای تلویحی به حمایت ایران از حماس، گفته بود که تماس‌های آشتی داخلی فتح و حماس به دلیل دخالت‌های برخی عوامل منطقه‌ای ناکام مانده است.