خواب آشفته ای که محقق نخواهد شد!

دو انفجار هفته گذشته مسجد جامع زاهدان از جمله مهمترین رویدادهای خبری تیرماه قلمداد می شود. این حادثه تروریستی هولناک با برجاگذاشتن27 شهید و حدود 300 مجروح دیگر بار بوی عطر شهادت و جانبازی را در گوشه گوشه زاهدان پراکنده ساخت.
بی شک در این میان انگشت اتهام در حادثه مسجد جامع زاهدان به سوي دولت ايالات متحده آمريكا و فرقه وهابيت اشاره مي‌رود. چرا كه با توجه به اعترافات صريح عبدالمالك ريگي سركرده معدوم گروهك تروريستي شرق ايران عوامل وابسته به سرويس‌هاي امنيتي و اطلاعاتي آمريكا بارها از وي خواسته بودند تا با انجام جناياتي زمينه ناامني را در ايران فراهم كند؛ و پس از اعدامش همچنان این حمایت ها از بازماندگان گروهکش ادامه داشته و به کمک این حمایت ها این گروه به انجام جنایت اخیر دست زده است. 
اما فارغ از عاملان و مسئولین  این جنایت، دو انفجاری که در شب میلاد امام حسین (ع) رخ داد از یکسو جهان را در حیرت فرو برد و از سوی دیگر همچون گذشته اعلام استحکام وحدت و انسجام مردمی شیعیان و سنی مذهبان استان سیستان و بلوچستان را در پی داشت؛ اتفاقی که بی شک با اهداف جنایت هایی از این دست متفاوت است.
نگاهی به جمعیت انبوه حاضر در مراسم تشییع به ویژه هنگامی که نمازگزاران شیعه و سنی در کنار یکدیگر بالای پیکر این شهدا نماز اقامه کردند، خود بخوبی گویای این است که این انفجار نه تنها اهداف تروریست ها را محقق نکرده بلکه موجب اتحاد بیشتر مذاهب شده است.
باید دانست در تاريخ انقلاب اسلامي ايران از بدو تاسيس شاهد انواع جنايات و ترور‌ها بوده است. به طوري كه بايد جمهوري اسلامي ايران را قرباني شماره يك ترور در جهان ناميد. اما جنايات انجام شده در حق مردم ايران در طول اين ساليان نه تنها موجب عقب نشيني مردم ايران از اهداف و آرمان‌هايشان نشده بلكه با ايجاد هوشياري بيشتر نسبت به عوامل فتنه‌گر و جنايت‌كار، اتحاد و استواري هرچه بيشتر مردم و نظام اسلامي ايران را در پي داشته است. اين حادثه و ساير وقايع مشابه که از سوي دشمنان جمهوري اسلامي ايران به خصوص آمريكا، اسرائيل و برخي رژيم‌هاي وابسته عربي منطقه طرح ريزي و اجرا مي‌شود، زمينه هوشياري مردم ايران را فراهم مي‌كند.
بر این اساس مردم منطقه سیستان نیز که طی چندسال گذشته بارها شاهد اینگونه حرکت های غیرانسانی بوده اند بخوبی می دانند که در این شرایط بیش از هرزمان دیگری باید از هرگونه تحرک غیرعادی و تفرقه افکنانه بپرهیزند و در این مسیر نیز موفق بوده اند. باید اذعان داشت هر اندازه میزان و عمق جنایت تروریست ها در این منطقه طی سال های گذشته بیشتر شده، آگاهی مردم نیز از اهداف پشت پرده این حرکات در منطقه ای که مردم شیعه و سنی آن سال های سال در طول تاریخ برادروار زندگی کرده اند و حافظان مرز بوده اند، بیشتر گشته است؛ و این همان نکته ای است که در این شرایط بیش از پیش بعنوان سدی مستحکم در مقابل توطئه عوامل فتنه و نفاق اهمیت خواهد داشت.

لکه ننگی که بر دامان رهبر شیعیان لبنان نخواهد نشست

سید محمدحسین فضل الله از مراجع تقلید شیعیان لبنان یکشنبه گذشته ۱۳ تیر در هفتاد و پنج سالگی در بیروت درگذشت. حال جسمانی مرجع شیعیان لبنان که از مدتی پیش دچار بیماری کبد شده بود از چندی پیش رو به وخامت نهاد که منجر به بستری شدن مجدد ایشان در بیمارستان ادامه حیات با تنفس مصنوعی شده بود.

سیدمحمدحسین فضل‌الله که در شهر نجف در عراق متولد شده پس از پایان تحصیلات حوزوی خود در این شهر، به لبنان بازگشته  و در طول این سالیان به بلندپایه‌ترین رهبر روحانی شیعیان لبنان بدل گشته بود. نزدیکان وی و حتی دوستانی که به میزان خیلی کم با ایشان و افکارشان آشنا بودند به خوبی واقفند که ایشان از حامیان سرسخت مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین بوده و ارادت خاصی هم به امام خمینی (ره) داشتند؛ همچنین از حامیان سرسخت جمهوری اسلامی ایران بودند. مروری بر سخنرانی ها و موضع گیر های این روحانی برجسته در مورد ایران و لبنان و اسرائیل در طول  ۱۰-۱۵ سال گذشته به روشنی موید این مسله است. جالب آنکه از آخرین حمایت های ایشان می توان به وقایع سال گذشته ایران اشاره نمود. پس از انتخابات سال ۸۸ ایشان موضع گیری های جالب و تحسین برانگیزی داشتند همانند جایی که خاطر نشان ساختند: «مردم ایران همواره در كنار دولت و رهبری اسلامی باشند و این پیام قاطعانه را به استكبار برسانند كه ایران یك جبهه واحد و به هم پیوسته را در مقابل برنامه‌ها و توطئه‌های دشمنان برای بر هم زدن امنیت و از بین بردن حقوق استراتژیك آن تشكیل داده است. »

همچنین ایشان تاکید داشتند: «اتفاقات پس از انتخابات در ایران بر دست آوردهای مثبت و بزرگ آن تأثیری نداشته است. به‌ویژه اینكه نظام جمهوری اسلامی زمینه وسیعی برای آزادی و فعالیت آزادانه است اگرچه برخی رسانه‌های غربی و برخی دستگاههای اطلاعاتی سعی كردند چنین وانمود كنند كه جمهوری اسلامی آزادی‌ها را سركوب می‌كند و اتهام‌های كذب و باطلی را به ایران وارد كردند.»

وی تصریح می نمود: «اوضاع جمهوری اسلامی در مسیر درست حركت می‌كند و ایران بار دیگر توانسته ویژگی و مشخصه دیگری به تجربه‌های خود اضافه كند و دشمنان را از نفوذ به صحنه داخلی خود باز دارد.»

با وجود این موضع گیری ها و نیز سابفه روشن نزدیک به بیست سال زعامت معنوی شیعیان لبنان اما  در روزهای گذشته پس از خبر فوت علامه فضل الله بقایای فرقه سبز داخل و خارج نشین دست به خبر سازی و دروغ گویی گسترده زدند تا معظم له را مخالف ولایت فقیه معرفی نمایند. برخی دیگر از ایشان نیز به کذب در خبرهای خود ابراز داشتند سید بعد از وفات امام خمینی(ره) انتقادات جدی به ایران و آیت الله خامنه ای داشته و از حامیان آیت الله منتظری بوده است.

یادداشت های محمد علی ابطحی و جواد اکبرین در وبلاگ هایشان در همین راستا نوشته شد. سایت هایی همانند کلمه و بالاترین نیزمطالب کذب دیگری را بازتاب داده اند.

وال استریت ژورنال ادعا می کند نظرعلامه فضل الله با تئوری ولایت فقیه فاصله بسیار دارد. بی بی سی نیز مدعی است اگرچه سید محمد حسین فضل الله با رهبران ایران ارتباط داشت اما این رابطه طی سال های اخیر چندان گرم نبوده و محمد حسین فضل الله، به عنوان بلندپایه ترین روحانی شیعه لبنان بارها در موضع مخالف و منتقد نسبت به ایران و حزب الله قرار گرفته است!

در این میان آنچه  مضحک می نمود ادعای "سایت جرس" بود، این سایت پس از تحلیل های کذب خود حتی مدعی شد مصاحبه ای با ایشان داشته که به زودی منتشر می سازد!

این موضع گیری ها از آن حیث عجیب و دور از انتظار است که که پیروان فرقه سبز یک سال است بر خلاف روش و سیره ی امام (ره) و خط انقلاب و اسلام حرکت کرده و شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران را  سر دادند! پس از این نوع موضع گیری ها اکنون منافقانه ملعون خود را نزدیک به فقیهی همانند علامه سید محمد حسین فضل الله می دانند در حالی که ایشان به صراحت در دقایق آخر عمر هنگامی که از وی سوال می کنند چه خواسته ای دارید می گوید یک خواسته دارم و آن هم نابودی اسرائیل است. حالا این دغدغه را مقایسه کنید با موضع سبزها در مقابل فلسطین و اسرائیل و مقاومت اسلامی و اساس تقلید  و مقلد در جهان تشییع و یا ارادت خاص ایشان به امام خمینی (ره) و در عین حال موافق و حامی اپوزسیون نظام و مرحوم منتظری بودن!

این نفاق ها و دورویی های مدعیان اصلاحات البته برای عامه مردم عادی شده است. ایشان عادت نموده اند که یک روز بشنوند اصلاح طلبان مخالف مقاومت اسلامی و روحانیون شیعه و مساله لبنان و فلسطین هستند و روز دیگر آنان را در صف سوگواران مرجع تقلیدی لبنانی حامی مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین ببینند!

در پایان باید باز منتظر بود و از سر تعجب مشاهده نمود بازماندگان این فرقه دیگر بار برای اثبات ادعای حیات ننگین خود به کدام دروغ سازی دیگر دست خواهند زد؟

ایران بر اساس نیاز خود غنی سازی می کند

Iran to enrich fuel only on needs-basis

On the US abduction of Iranian scientist Shahram Amiri from Saudi Arabia, Mottaki insisted that US lies were exposed in this case. The American government, he said, first claimed that they had no knowledge of the matter, but it was later revealed that Amiri was being kept in the US.
The foreign minister emphasized that Iran will continue its efforts, through its embassy in Saudi Arabia, its interests section in Washington as well as other channels, to return Amiri safely back to Iran and his loved ones.  

Amiri was abducted in Saudi Arabia last June while on a Hajj pilgrimage to the holy city of Mecca. US and Saudi Arabia had originally expressed total unawareness about his case. He later sent a video message confirming his abduction as an attempt to use him as a bargaining chip against Iran in nuclear negotiations.  attack on the Freedom Flotilla aid convoy bound for the besieged Palestinian coastal strip of Gaza. Addressing the council's members, Mottaki blasted their silence and lack of action towards "another obvious crime that a regime [Israel] committed by violating international regulation and killing innocent humans in international waters."
Mottaki added that Tehran is preparing responses to questions raised by the Vienna group, the US, Russia and France, and will soon submit its official reply.  

He noted that Turkey and Brazil had already entertained questions from the Vienna group concerning the Tehran Nuclear Declaration, according to which Iran agrees to a fuel swap deal in Turkey.
Responding to a question on the possibility that the P5+1 group, five permanent members of the UNSC and Germany, may reject Iran's new conditions for dialogue, he said, "These are not conditions that they can reject."  

Iran's new conditions, spelled out by President Ahmadinejad on Monday, calls for a clarified position on Israeli nuclear arms as well as the status of Iran in the negotiations and the inclusion of Turkey and Brazil in fuel exchange negotiations with the Vienna Group.
On whether Iran's new conditions would serve as the final negotiating opportunity for the West, Mottaki said there are no deadlocks in diplomacy and "we will create opportunities." However, he added, the P5+1 group must rid itself of its limited circle and look for some sort of expansion

در پس پرده قطعنامه جدید الصدور شورای امنیت

اشاره: قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل پس از کش و قوس های فراوان نهایتا بدون حصول اجماع به تصویب گردید. اخبار پیرامونی این قطعنامه اما در شماره گذشته نشریه "شما" منتشر شد اما آنچه در این مقال در پی آنیم روشنگری پیرامون اهداف پشت پرده و انگیزه های نهان طراحان غربی آن است؛ بر این اساس در ادامه تصمیم شورای امنیت و فرایند تصویب قطعنامه را ذیل نگاهی نو مرور می نماییم.
مقطع زمانی تصویب قطعنامه اخیر سوالات زیادی را به ذهن متبادر می سازد و امور متعددی را آشکار می سازد. به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران سیاسی این تصمیم بیش از آنکه اثر اقتصادی و ماهیت مجازات داشته باشد دارای پیامدهایی سیاسی و فرا مرزی و بخصوص پیام هایی برای جریانات سیاسی داخل ایران است. اظهارنظر مقامات غربي طي ماههاي گذشته نشان مي دهد كه هدف اصلي واشنگتن از پيش قدم شدن در اعمال دور جديدي از تحريم ها عليه ايران حمايت از جريان فتنه بوده است.
در همين رابطه، پايگاه اينترنتي شوراي روابط خارجي آمريكا با ارائه تحليلي درباره روند اعمال تحريم ها عليه ايران نوشته است: «گرچه جنبش اپوزيسيون در چند ماه گذشته تا حدودي خاموش شده است، اين مسئله هنوز يك عامل تعيين كننده است و شما در لايحه كنگره عليه ايران قطعا شاهد آن هستيد.» بيان مطالبي همچون «بايد با تحريم ها به اپوزيسيون در ايران كمك كرد»، «آمريكا بايد با افزايش تحريم ها به اپوزيسيون كمك كند»، «هدف تحريم ها اين است كه مردم از دولت رويگردان شوند» و «بيشترين اميد به مهار ايران از داخل است» كه بارها از سوي مقامات اروپايي و آمريكايي بيان شده، بيانگر حساب ويژه اي است كه اين كشورها بر روي جريان ضدانقلاب در داخل كشور باز كرده اند. در همين راستا، كيم آر هولمز، تحليلگر ارشد نشريه واشنگتن تايمز حدود دو ماه پيش در سرمقاله اين نشريه نوشت: «تحريم به تنهايي كافي نيست. ما بايد ديپلماسي عمومي را به نقض حقوق بشر در ايران متمركز كنيم. جمهوري اسلامي به دليل وجود اپوزيسيون داخلي دچار نقاط ضعف شده و بايد بر اين نقطه فشار وارد كرد.»
همچنين ريچارد هرتسينگر، چند هفته پيش در روزنامه آلماني «ولت» نوشت: «توان گروههاي اپوزيسيون ايران براي تغيير رفتار مقامات اين كشور كافي نيست. به همين علت است كه غرب بايد همزمان تهديدهاي چندباره خود در اعمال تحريم هاي سخت عليه ايران را در پيش بگيرد.»
در طرف مقابل، استقبال گسترده و عريان جريان اپوزيسيون داخلي از تحريم ها عليه ايران و انتقال اين پيام از طريق اپوزيسيون خارجي- با واسطه هاي نظير محسن سازگارا، عطاءالله مهاجراني، عليرضا نوري زاده و... -به سران كاخ سفيد، نشان مي دهد كه اين جريان رسما پذيرفته است كه به عنوان پياده نظام اهداف غرب عليه حاكميت ايران انجام وظيفه كند و در واقع، حيات خود را كه در ماههاي اخير بشدت به مخاطره افتاده، مديون حمايت خارجي مي داند. در واقع تصويب قطعنامه جديد تحريم عليه ايران را مي توان يك بازي دوسويه ارزيابي كرد كه يك وجه آن را دشمنان خارجي جمهوري اسلامي ايران تشكيل مي دهند و وجه ديگر آن را اپوزيسيون داخلي مي سازند.
مجله تايم هم چندي پيش در اين باره مي نويسد:
اگر چه تحريم ها چندان موثر نبوده اند، اما دولت اوباما اميدوار است اقدامات جديدي كه منافع طبقه حاكم ايران را هدف قرار داده، منجر به بروز شكاف عميقي ميان مردم و حاكميت شود، به خصوص اين كه جنبش مخالفان- كه اعترضات خياباني آنها با سركوب گسترده نيروهاي نظامي وابسته به دولت مواجه شد- درصدد است تا از معضلات رو به افزايش اقتصادي، براي فربه تر كردن و منسجم تر ساختن بدنه مخالفان رژيم بهره بگيرد و اين چالش را تبديل به فرصت كند.
اظهارات سفير رژيم صهيونيستي در آمريكا در حمايت از جريان فتنه و تحريم ايران نشان مي دهد كه هدف اصلي از قطعنامه 1929حمايت آشكار از اين جريان بوده است.
مايكل اورن در اين باره مي گويد: ملت ايران در پي انتخابات رياست جمهوري با برقرار شدن تحريم هاي جدي نيز، رهبران رژيم را مسئول وضعيت تلقي خواهد كرد نه آمريكا يا اسرائيل را، و تحريم ها شكاف ميان حكومت با ملت ايران را بيشتر مي كند و رژيم را ضعيف تر خواهد كرد.
در همين رابطه، «آدام ارلي» سفير آمريكا در بحرين سال گذشته همزمان با مذاكرات ژنو كه ميان ايران و 1+5 برگزار شد. در جلسه اي با برخي از مسئولان كشورهاي عربي در منامه تاكيد كرده كه آمريكا قصد دارد در ماه هاي آينده حمايت خود از اصلاح طلبان در ايران را «رسمي و علني» كند. ارلي در اين جلسه كه به تشريح راهبرد تدوين شده دولت اوباما درباره ايران اختصاص داشته، گفته است: «كاخ سفيد همزمان با انجام مذاكرات ايران و 1+5 نحوه حمايت از «رهبران معارض جديد» در ايران را پيگيري مي كند.» ارلي در اين سخنان كه پيش از اول اكتبر 2009 و برگزاري مذاكرات ژنو بيان شده تصريح كرده است: «تحت هر شرايطي حمايت از اصلاح طلبان در ايران جزو گزينه هاي اصلي سياست اوباما باقي خواهد ماند و ما روز به روز آن را پرقدرت تر خواهيم كرد.» ارلي سپس به توصيف دقيق «گام بعدي» آمريكا پرداخته وگفته است: «اگر مذاكرات ژنو موفقيت آميز نباشد و در آن پيشرفتي حاصل نشود، آمريكا قصد دارد همزمان با تشديد تحريم ها، اعمال فشار سياسي عليه تهران را با حمايت «رسمي»، «علني» و «گسترده» از موسوي و خاتمي وسعت بخشد چرا كه هيچ فشاري به دولت ايران بدون تقويت جريان هاي طرفدار غرب در ايران كارساز نيست.» وي در بخش پاياني سخنانش مي گويد: «همين حالا هم اين موضوع پنهاني نيست كه ما از موسوي و خاتمي حمايت مي كنيم اما علني شدن اين حمايت همزمان با اعمال تحريم ها مي تواند اين فايده را داشته باشد كه مردم ايران به اين نتيجه برسند كه تنها راه رهايي از تحريم ها گرايش به اين افراد است.»
فارغ از این طرح ریزی ها آنچه در پایان باید بدان اشاره داشت اینکه  با گذر زمان ثابت خواهد شد منطق زور و تهدید در مقابل منطق دیپلماسی و مذاکره شکست خورده و همانطور که آمریکا و غرب در طی این سی سال تحریم به هیچ یک از اهداف خود مبنی بر منع ایران از دستیابی به تکنولوژی های روز دست نیافت ، بلکه ایران روز به روز قوی تر شده و با اعتماد به نفس و اتکای به خود پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد، به همین ترتیب تحریمها و مجازاتهای جدید موجب شکست و مفتضح شدن بیشتر آمریکا و غرب در عرصه بین المللی و پیروزی ها و موفقیتهای چشمگیر و روز افزون برای ایران خواهد شد.

رسانه های غربی در سوگ "مستر ریگی"!



شرور معروف شرق کشور، عبدالمالک ریگی با حكم صادره از سوی دادگاه انقلاب اسلامی و در حضور تعدادی از خانوادهای شهدا و جانباختگان جنایات تروریستیش به دار مجازات آویخته شد. این شرور جنایت کار که مأمور آمریکا و انگلیس در برهم زدن نظم اجتماعی مرزهای شرقی و جنوب شرقی کشورمان بود در هفته اول اسفند ماه سال  گذشته توسط نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران به دام افتاده بود. ریگی قبل از آن جنایت های بسیاری را در منطقه شرق کشور عزیزمان انجام داد. از جمله آن ها وقايع 24 اسفند 1384 در جاده زابل به زاهدان در منطقه تاسوکي و واقعه 23 ارديبهشت 1385 درمحور بم به کرمان در منطقه دارزين می باشد. در 13بهمن 85 نیز چند فرد مسلح این گروه چهار مأمور گشت نيروي انتظامي را به رگبار بسته و به شهادت رساندند. انفجار اتوبوس حامل پاسداران در بامداد 25 بهمن ماه 85 در زاهدان از دیگر جنایات جندالله به حساب می آید. آخرین اقدام تروریستی وی اما حمله به همایش وحدت شیعه و سنی و به شهادت رساندن سردار شهید شوشتری است.
گروهك تروريستي تحت هدايت عبدالمجيد ريگي از سال 82  در مجموع 35 مورد گروگانگيري از اتباع داخلي و خارجي ،‌ 25 مورد اخاذي و بيش از 40 فقره عمليات راهبندي مسلحانه توام با انفجار انجام داده كه در نتيجه اين اقدامات شرورانه ، 154 نفر از نيروهاي انتظامي و مردم بي گناه بدست نامبرده و عوامل اين گروهك شهيد و تعداد 320 نفر نيز مجروح گرديده‌ بودند.
بر این اساس طی برگزاري جلسات محاكمه در يكي از شعب دادگاه انقلاب اسلامي تهران به رياست قاضي توحيدي به اتهام محاربه و افساد في الارض،‌ نامبرده به اتهام 79 مورد اقدامات جنايتكارانه،‌ به استناد مواد 190 ، 191 ،‌ 186 ، 185 و 183 قانون مجازات اسلامي به اعدام از طريق آويختن از چوبه دار با حضور مجروحين و خانواده‌هاي جانباختگان و شهداي جنايات وي محكوم شده بود. این حکم به استناد  مجموعه عناوین جنایی پیش رو است:
• تشكيل و اداره دسته و گروهك تروريستي موسوم به جنبش مردمي جندالله به قصد مقابله با نظام جمهوري اسلامي ايران و ايجاد ناامني در منطقه و كشور
• مباشرت و آمريت در 15 فقره آدم ربايي مسلحانه
• حمل و نگهداري سلاح و مهمات به صورت عمده و قاچاق سلاح و مهمات به داخل كشور
• بوجود آوردن شش فقره راهبندان مسلحانه و ايجاد رعب و وحشت در جاده‌ها و بين مردم
• اقرار صريح به مباشرت در سه فقره قتل عمدي
• آمريت در قتل عمدي ده‌ها نفر از شهروندان و مسئولين نظامي، ‌انتظامي و ... از طريق بمب گذاري و اقدام مسلحانه
• سرقت مسلحانه سلاح ،‌ مهمات و خودرو به دفعات بشرح موجود در پرونده
• تحصيل مال نامشروع از طرق مختلف از قبيل آدم ربايي، گروگانگيري، ‌سرقت از بيت المال، ‌اخذ دلار از سرويس‌هاي اطلاعاتي بيگانه، ‌اخذ وجه از قاچاقچيان مواد مخدر
• فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران از طريق مصاحبه‌هاي متعدد با شبكه هاي معاند و ضد انقلاب
• ارتباط با عناصر سرويس‌هاي اطلاعاتي بيگانه از جمله افسران اطلاعاتي آمريكا و رژيم صهيونيستي، برخي افسران اطلاعاتي بعضي كشورهاي عربي و گروهك هاي ضدانقلاب خارج از كشور مانند گروهك منافقين
• ورود و خروج غير مجاز از خاك جمهوري اسلامي ايران

مجموعه این جرائم اما از نگاه رسانه های بیگانه پنهان ماند تا  خبرگزاری فرانسه طی خبری با اشاره به اعدام ریگی سعی كند این خبر را به گونه‌ای جلوه دهد كه ایران یكی از رهبران گروه‌های سنی مذهب را اعدام كرده است.   خبرگزاری انگلیسی رویترز نیز به خبر اعدام عبدالمالك ریگی اشاره كرد. این خبرگزاری نیز تلاش كرد به خوانندگان خود اینگونه تلقین كند كه حكومت ایران كه اكثریت آن شیعه است، یكی از رهبران گروه‌های سنی را اعدام كرده است.  خبرگزاری آمریكایی "آسوشیتدپرس " نیز خبر اعدام سركرده گروهك تروریستی جندالله را منتشر كرد.  آسوشیتدپرس نوشت كه ریگی كه مرزهای ایران با پاكستان را ناامن كرده بود در فوریه گذشته زمانی كه از دوبی در حال پرواز به قرقیزستان بود دستگیر شد. این خبرگزاری افزود كه وی به دلیل كشتن ده‌ها ایرانی در بمب‌گذاری‌های مختلف به اعدام محكوم شده است.
شبكه خبری الجزیره قطر نیز اعلام كرد كه عبدالمالك ریگی روز یكشنبه در شهر تهران اعدام شد. این شبكه خبری نوشت كه ریگی دشمن آشكار شماره 1 دولت ایران بود و وی متهم است كه از سال 2005 بیش از 150 نفر را كشته است.  خبرگزاری شینهوای چین نیز نوشت كه ایران رهبر گروهك تروریستی جندالله را اعدام كرد. این خبرگزاری نوشت كه مقر اصلی گروهك تروریستی جندالله در پاكستان بوده است.  البته خبرگزاری BBC فارسی نیز خبر اعدام عبدالمالک را انتشار داد. در این گزارش تنها از بمبگذاری و شهادت سردار شوشتری نام برده شده است و دیگر اینکه به هیچ عنوان از عبدالمالک ریگی به عنوان تروریست نام برده نشده است و از آن به عنوان آقای عبدالمالک نام برده شده است که این خود جای تأمل برای این خبرگزاری دارد.
حاشيه اين محاکمه و اعدام نیز البته در استفاده از پیشوند "مستر" برای ریگی در گزارشات این رسانه ها است. در این خبر ها حمايت برخي كشورها به ويژه آمريكا و رسانه‌هاي غربي از تروريستي به نام عبدالماك ريگي بی پرده و صریح می نمود. ريگي البته در تمام طول چند سالي كه به اخلال در امنيت شهروندان جمهوري اسلامي ايران پرداخت؛ توسط رسانه‌هاي غربي و به خصوص آمريكايي حمايت مي‌شد. رسانه‌هايي كه حتي براي نام بردن از خبرنگاران و چهره‌هاي سرشناس خودشان از واژه "آقا " استفاده نمي‌كنند، به ناگاه و پس از مطرح شدن ريگي از او به نام "مستر ريگي " ياد كردند و آنقدر اين واژه را تكرار كردند كه ديگر بسياري از مخاطبانشان از ياد بردند كه حتي نام كوچك ريگي چيست!
رسانه‌هاي غربي بارها و بارها با ريگي مصاحبه هم كردند. البته عمده اين مصاحبه‌ها از سوي شبكه‌هاي تلويزيوني آمريكايي و عربي انجام گرفت. رابطه آنها با ريگي بدان جا رسيد كه ريگي ديگر براي انتشار تصاوير جناياتش نيازي به انتشار مخفيانه تصاوير در ايران نداشت و به راحتي آنها را از سوي همين شبكه‌ها پخش مي‌كرد.
در پایان حاميان ريگي بايد پاسخ بدهند كه چرا در نوشته‌هايشان، يك تروريست را آقا خطاب كردند و حال كه اين تروريست به سزاي اعمالش رسيده سعي دارند او را يك رهبر مذهبي معارض معرفي كنند؟