تعطیلی بازار، دیالوگ ها و بازیگران

شهریورماه سال 1287 شمسی  یاد آور بسته شدن بازار تهران به مخالفت با محمد علی شاه است.100 سال بعد اما در حادثه ای شاهد پایین آمدن كركره مغازه های پایتخت و یكی دو شهر بزرگ دیگر بودیم اما تفاوت میان این دو حادثه بسان فاصله زمین و آسمان است .در ارائه گزارشی اجمالی باید گفت كه بازارهای برخی از شهرهای بزرگ ایران هفته پرتب و تابی را پشت سر گذاشتند. با این كه هم اكنون اعتصاب های نصف و نیمه پایان یافته و بازاریان كسب و كار عادی خود را از سر گرفته اند، اما مشكل اصلی یعنی مناقشه بر سر مالیات ارزش افزوده– البته  به شكلی خفیف– به جای خود  باقی است.

تنش میان دولت و بازاریان از روز اول مهر ماه آغاز شد.وقتی كه دولت قانون جدید مالیات به اجرا گذاشت. براساس این قانون، »مالیات بر ارزش افزوده« جای سیستم پیشین اخذ مالیات كه بر اساس تولید و فروش كالا و خدمات، محاسبه و دریافت می شد را خواهد گرفت، .

»قانون مالیات بر ارزش افزوده« در اواسط اردیبهشت ماه سال جاری در مجلس به تصویب رسید تا از اول مهرماه امسال به مدت 5 سال به طور آزمایشی به اجرا گذاشته شود. اما اجرای آن با مشكل روبه رو گشت.

اعتراض ها نخست از اصفهان آغاز گردید. سپس به تبریز، مشهد و سرانجام به تهران سرایت كرد. در تهران اعتراض و اعتصاب بازاریان گسترده تر از دیگر شهرها بود. روز یكشنبه 21 مهر، بخش هایی از بازار تهران تقریبا به حالت تعطیل درآمده بود.

دولت در واكنش به اعتصاب بازاریان، اجرای قانون را به مدت دو ماه به تعویق انداخت. در این بین رد پای توطئه گران به وضوح دیده می شد  نكته ای كه در اطلاعیه »جامعه انجمن های اسلامی  اصناف و بازار« چنین بازتاب داشت: »بازاریان با هوشیاری خود مانع از سوء استفاده بدخواهان نظام شوند.«

تجربه چند ساله از روند اجرای خواسته‌های دولت، نشان داده است كه دولت نهم تصمیمات نهایی خود را انجام می دهد و از تهدید و ارعاب احدی بیم به خود راه نداده است.باید منتظر ماند و مشاهده نمود در مورد اجرای مصوبه اخیر– هرچند با تعویق دو ماهه مواجه شده است–دولت تا چه حد به رویه خود پایبند است.

در انتهای كلام لازم است به سخنان مقام ولایت در دیدار هفته اخیر با ائمه جمعه توجه داشت، آنجا كه با اشاره به ایستادگی ملت ایران بر آرمان ها و اصول انقلاب اسلامی می فرمایند: »برخی تلاش دارند به هر بهانه ای مردم را ناامید كنند«

سوال اینجاست با توجه به نكته مورد توجه معظم له حركت روزنامه های اصلاح طلب ریختن آب به آسیاب دشمن تلقی نمی شود؟آنجا كه به عنوان مثال  كارگزاران می نویسد: »برخلاف شایعه دست داشتن عوامل نفوذی طی روزهای گذشته تمام روسای اتحادیه‌های صنفی سعی داشتند تا به گونه ای اثبات كنند كه این جریان ریشه ای صنفی دارد.«.

اعتماد ملی نیز با انتخاب تیتر" چراغ بازار همچنان خاموش است"نوشته: »خبرهای رسیده به روزنامه حاكی از آن است كه گروهی از فعالان بازار می خواهند چراغ آن را خاموش كنند«!

خبرگزاری آفتاب وابسته به اصلاح طلبان نیز با بیان خواسته غیر قانونی گروهی از تجاركه سودهای كلان خود را در خطر می بینند آورده است: » بازاریان تعلیق این قانون توسط رئیس جمهور را كافی ندانستند و درخواست لغو اجرای این قانون را ارائه داده ‌اند.«

‌ ‌مشخص نیست در حالی كه اصلاح طلبان رئیس جمهور را برای لغو این قانون تحت فشار قرار داده اند – در حالی كه قانون مصوب مجلس بوده و لغو آن خارج از عهده دكتر احمدی نژاد می باشد –چرا خود ایشان نامه احمدی نژاد را به حداد– رئیس وقت مجلس مبنی بر تذكر به تصویب  قانونی كه به تشخیصش خلاف مواد قانون اساسی بود به شدت محكوم و مورد حمله قرار دادند؟

اصلاح طلبان و انتخابات ریاست جمهورى دهم

بـه عقیـده تحلیلگـران انتخابات مجلس مقـدمـه ای بـرای انتخابات ریاست جمهوری است؛ از این رو جبهه اصلاحات با تمام سعی و تلاش هـا در پـی كسـب كـرسـی هـای سبـز نـمـایـنـدگـی بود تا بتواند با پیروزی نسبی در انتخابات مجلس هشتم، راه انتخابات ریاست جمهوری را هموارتر كند كه در عمل این اتفاق رخ نـداد . بـعـد از آنـكه مرحله دوم انتخابات مـجلـس هـشـتم پایان یافت و پرونده مجلس هـشـتم بـسـتـه شـد، نـگاه احزاب و گروه های سـیـاسـی اعم از اصـول گـرا و اصلاح طلب به سمت انتخابات دهم ریاست جمهوری رفت و از آن زمـان این موضوع بحث داغ احزاب یا رسانه های گروهی است. همچنین رسانه های داخلی و خارجی این روزها به شكل ویژه ای به آمـدن یـا نـیـامـدن خـاتـمـی بـرای رقـابـتـهـای انتخابات ریاست جمهوری دهم می پردازند.

بــرخــی از اصـلاح طلبـان بـر ایـن عقیـده استوار هستند كه اگر رئیس جمهور سابق پا به عـرصـه انـتخابات ریاست جمهوری بگذارد، قـطـعـا بـر سـر مـعـرفـی یك كاندیدا به اجماع خواهند رسید و همچنین ویژگی دیگر خاتمی رای آوری او در مـیـان اقـشار مختلف جامعه اسـت. بـه همین دلیل هم در ماه های گذشته فـشـارهـای زیـادی از سـوی احزاب، گروه ها، جـــوانـــان، روزنـــامـــه نــگــاران و. . . بــرای كاندیداتوری خاتمی وجود داشته است اما او تاكنون تصمیمی برای آمدن ندارد، اعلام آمدن یا نیامدنش را همچنان به آینده و موكول می كند و این بحث را مطرح می كند كه آمدنم بستگی به شرایط كشور دارد.

الـبـتـه ایـن كـه چـرا اصلاح طلبان پس از چـهار سال سراغ رئیس جمهوری می روندكه هـشـت سال حضور در پاستور را تجربه كرده اسـت و هـر چـه در چنته داشته است در این هـشت سال رو كرده است خود از ضعف دوم خـردادی هـا در نـیـرو سازی خبر می دهد اما جـدای ازیـن نـكـته شرایط فكری خاتمی نیز برای اصلاح‌‌طلبان درد سر ساز شده است.

خـاتـمـی  بـه ایـن نـكـتـه رسیده است كه موفقیت وی در انتخابات زمانی است كه مردم به واقع خواهان او باشند و این مسئله را نیز باید از رفـتــارهــای مــردم حــدس زد نـه تـشـویـق سیاسیون. اما وسیله نشان دادن تمایل مردم به آمــدن خــاتـمــی چیسـت . امضـای طـومـار، راه‌انــدازی ســایــت یــا تـشـكیـل جلسـات و مـیـتـیـنـگ‌هـای سـخـنـرانی و یا تعارفات افراد سیاسی مثل بهزاد نبوی و سعید حجاریان؟

بـه نـظـر نـمـی رسد توده مردم جایگاهی بـرای خـاتـمـی قـائـل باشند چراكه در زندگی عـادی و غـیـر هـیـجـانـی مردم رد پایی از اسم خـاتـمـی  مـشـاهـده نـمی گردد و هشت سال ریاست جمهوریش عصری طلایی و متفاوت شمرده نمی شود.

یكـی دیگر از دلایل عدم استقبال رییس جمهور سابق از كاندیداتوریش اینست كه در جـمــع اصلاح طلبـان نیـز صحبتـی جـدی از حـضـور خـاتـمـی نـیست و به جز مجاهدین انقلاب و حزب مشاركت دیگر اصلاح طلبان هوای غیر از خاتمی را به سر دارند و این همان پیامی است كه خاتمی به خوبی فهمیده و وی را بـرای حـضـور دوبـاره دچـار تـردیـد نـمـوده است.از جمله مهمترین رقیب داخل جناحی خاتمی، رییس اسبق قوه مقننه است.

منـابـع نزدیك به جبهه اصلاحات با بیان ایـن مـطلب گفته اند: هر چند كروبی شخصاً در این باره تردید دارد اما تصمیم خود را درباره نـامزدی در انتخابات به تصمیم حزب موكول كـرده و حـزب اعتمـاد ملی نیز تصمیم قطعی خود را برای حضور آقای كروبی در انتخابات آینده ریاست جمهوری گرفته است .

 

پاكستان ریيس جمهور جديدش را شناخت

زرداری رهبر حزب مردم پاکستان به عنوان رئیس جمهور جدید این کشور برای یک دوره پنج ساله سوگند یاد کرد.پارلمان پاکستان روز شنبه زرداری را به عنوان رئیس جمهور جدید این کشور برگزید. گفتنی است در مراسم تحلیف، حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان نیز شرکت کرده بود.

آصف علی زرداری، رهبر حزب مردم پاکستان، در رای گیری برای انتخاب رئیس جمهور این کشور، با اکثریت چشمگیری پیروز شد.بر این اساس در حالی که وی برای پیروزی به تنها 353 رای نیاز داشت، توانست از 702 رای کالج انتخاباتی، 459 رای را به خود اختصاص دهد.
زرداری پس از پس از ترور بی نظیر بوتو در ماه دسامبر سال گذشته میلادی وارد عرصه سیاست شد و رهبری حزب مردم پاکستان را در دست گرفت.
این در حالی است که سالها او مورد اتهام فساد مالی قرار داشته و نتوانسته است این سابقه را از اذهان عمومی پاک کند.

با این وجود، این روز ها حاميان حزب مردم هم درپارلمان و هم درخيابانها اين پيروزي را جشن گرفته اند. اما باید به دقت دید که رئيس جمهور پاکستان فرای نلم و عنوانش، با مسائل ومشکلات زيادي روبروخواهد گرديد ومسووليت سنگيني بردوش وي نهاده خواهد شد.

هم اکنون پاکستان با شديد ترين بحران هاي اقتصادي و امنيتي روبه رو است.

آصف زرداري همچنین بايد در اولين فرصت موضع خود را درقبال اسلام گرايان تندرو درمناطق قبايلي را روشن کند. از طرفی از رئيس جمهور انتظارمي رود که نوع همکاري با آمريکا را نیز در اين زمينه مشخص سازد. البته علي رغم اينکه زرداري ، دارای بیشترین مخالفان سياسي بوده است، اما وی را سیاست مداری باهوش می خوانند. زرداری درروزهاي اخير با  درايت خود، پرويز مشرف را مجبور ساخت تا ازسمتش استعفا بدهد. همچنان وي زيرکانه توانست ازنواز شريف رهبرحزب مسلم ليگ فاصله بگيرد، تا جایی که که نوازشريف اعتراف کرد که فريب زرداري را خورده است.

باید اذعان نمود که این اوضاع در رابطه با مردم متفاوت است. مردم پاکستان نوعاً به جاي اينکه به رئيس جمهور خاصي نظرداشته باشند، به اين مسئله مي انديشند که عالی ترین مقام کشورشان تا چه اندازه بحران هاي اقتصادي ، انرژي و امنيتي را مهارخواهد کرد وبه احتمال قوي آينده سياسي هررئيس جمهور به موفقيت او درقبال حل بحرانهاي مزبور وابسته مي باشد.

 از طرفی براي رئیس جمهور پاکستان جمع خواسته هاي طالبان محلي وخواسته هاي آمريکا کار آساني نيست. به ويژه آنکه پرويز مشرف رئيس جمهور سابق نیز نتوانست در زمان قدرت خود اين بحران را کنترل نماید.

همچنین به نظر می رسد هرگاه حزب مخالف نوازشريف، عليه حزب حاکم آصف زرداري وارد صحنه بشود، مشکلات اقتصادي وامنيتي کشور بيشتر خواهد گرديد. به هرصورت هم اکنون حزب مردم پاکستان با آزمايش بزرگي رو به رو است. مردم از اين پس تمامي اقدامات حزب مردم را زيرذره بين خواهند گذاشت واگر درروزهاي آينده حزب مردم نتوانست درجهت ثبات اقتصادي و امنيتي پاکستان گام بردارد، حمايت مردمي را تدريجاً ازدست خواهد داد.

مصادره طالقانی،از حرف تا عمل

این روزها مصادف است با سالگرد رحلت شخصیت ارزشمند انقلاب ،اباذر دوران،آیت الله طالقانی.ایشان از ایام جوانی در بطن حوادث سیاسی کشور قرار داشت و در سال 1331شمسی به صلاحدید آیت الله العظمی بروجردی برای شرکت در اجلاس بیت المقدس به فلسطین و مصر سفر کرد. آیت الله طالقانی در سال 1341 به اتهام فعالیت برضد رژیم پهلوی دستگیر و زندانی شد، اما پس از آزادی در مسجد هدایت به افشاگری چهره رژیم پهلوی ادامه داد .

این روحانی مبارز در قیام 15خرداد 1342 شمسی به اتهام تهیه و تنظیم اعلامیه ضد دولتی ؛ و تشویق قوای نظامی به تمرّد از رژیم، محکومیتی 10 ساله یافت.

وی پس از آن زمان بارها دستگیر، زندانی و تبعید گشت . با پیروزی انقلاب به دستور امام خمینی (ره) ریاست شورای انقلاب و امامت جمعه تهران را برعهده گرفت. هم چنین وی در مقام نمایندگی مردم تهران به مجلس خبرگان راه یافت.

اما قصد این نوشته بیان مظلومیت این شخصیت بزرگوار پس از وفاتش است. در حالی که عده ای انحصار طلب با فریاد وا اسفاه سر دادن خواستار گسترش اندیشه های آن معلم آسمانیند، خود بیشترین استفاده را از مهجور ماندن اندیش هایش برده اند. از هم رزمان او کیست که سرسختی آیت الله را در مبارزه با استکبار نداند یا تلاشش را برای جاری ساختن  احکام شریعت اسلام ناب محمدی کتمان کند؟ امروز گروهی وی را به نفع خود مصادره می کنند که کوچکترین نسبتی با اسلام خواهی یا مبارزه با استکبار در وجودشان دیده نمی شود.

شاید لازم است از رفتار آیت الله طالقانی با سایر گروههای قبل از انقلاب، نکاتی به اجمال ذکر شود. آیت الله طالقانی - همانطور که آیت الله مهدوی کنی در خاطراتش ذکر می کند- بیشتر از این که دافعه داشته باشد برای تمام اقشار جاذبه داشت. همین جاذبه باعث می شد گروهایی در صدد مصادره به مطلوب از شخصیت آیت الله طالقانی برآیند. این جریان بعد از انقلاب به سبب افزایش فشار بر گروهای منحرف و التقاطی تشدید شد.

اما امام (ره) با درایت کامل و با اعتمادی که به آیت الله طالقانی داشت، ایشان را به امامت جمعه تهران منصوب کردند و ایشان را "ابوذر زمان و مالک اشتر دوران" نامیدند. این خود جوابی محکم و قاطع بود به منافقانی که ادامه حیاتشان را تحت لوای روحانیت می دانستند اما به جای آنکه خود با روحانیت همراه شوند، قصد داشتند نشان دهند روحانیت همراه آنان است.

البته آیت الله طالقانی هم هیچ گاه در این فضا سازی ها و تبلیغات منفی هضم نشد و در دام هیچ یک از آنها نیفتاد. چنانچه محمد جواد حجتی نقل می کند که شب عید فطر که با آقای طالقانی راجع به این گروه ها صحبت کردم، به من گفتند :«شما خیال می کنید که من طرفدار این گروهها هستم. من مطمئنم اگر این گروه ها بفهمند که من حرفی بر خلافشان زده ام یا بزنم، از من می برند. من غرضم از مدارا با این ها این است که این ها به اسلام جلب شوند.»

همچنین آیت الله طالقانی در اواخر عمر با برکتشان می فرمودند : « تا من هستم نخواهم گذاشت حكومت به دست ليبرال ها بيفتد»

دکتر شیبانی که خود از بنیان گذاران نهضت آزادی بود، می گوید: «آیت الله طالقانی از از نظر سیاسی و مبارزه خیلی عمیق تر از بازرگان بود، البته فعالیت تشکیلاتی نمی کرد و داخل تشکیلات نهضت آزادی هم عمل نمی کرد، یعنی ایشان را نمی توان اصطلاحا نهضتی دانست.»

البته اثبات نزدیکی آن زمان آیت الله طالقانی با نهضت آزادی چندان مفید فایده نیست چرا که به هر حال ملاک حال افراد است . شاید اگر سایه پر برکت آیت الله طالقانی تا آخر بر سر دولت موقت و نهضت آزادی بود و همان نقش ارشادی خودشان را در قبال آنها ایفا می کردند، چنین سرنوشت شومی گریبان نهضتی ها را نمی گرفت و یا با نگاه از زاویه دیگر، اگر ایشان حیاتشان تداوم پیدا می نمود چه بسا که خود به شدت از وضع نهضت آزادی در سال های بعد تبری می جستند. همچنان که  در 25 خرداد 1360 امام صحبت های بسیار تندی علیه جبهه ملی و نهضت آزادی ایراد فرمودند و در این سخنرانی جبهه ملی را مرتد اعلام کرده و تاکید نمودند: «.... جبهه ملي از امروز محكوم به ارتداد است. جدا كنيد حساب را از این مرتدها...».

در سال1366 امام(ره) در پاسخ به نامه وزير كشور (آقاي محتشمي)، راجع به احراز یا رد صلاحیت اعضاء نهضت آزادی برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس سوم نکات قابل توجهی راجع به نهضت بیان فرمودند: « آنچه بايد اجمالا گفت آن است كه پرونده اين نهضت و همين طور عملكرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت مي دهد كه نهضت به اصطلاح آزادي طرفدار جدي وابستگي كشور ايران به آمريكا است و در اين باره از هيچ كوششي فروگذار نكرده است ... در هر صورت به حسب اين پرونده هاي قطور و نيز ملاقات هاي مكرر اعضاي نهضت چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمريكا و به حسب آنچه من مشاهده كردم از انحرافات آنها كه اگر خداي متعالي عنايت نفرموده بود و مدتي در حكومت موقت باقي مانده بودند، ملت هاي مظلوم به ويژه ملت عزيز ما اكنون در زير چنگال آمريكا و مستشاران او دست و پا مي زدند و اسلام عزيز چنان سيلي از اين ستمكاران مي خورد كه قرن ها سربلند نمي كرد و به حسب امور بسيار ديگر نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانونگذاري يا قضايي را ندارند و ضرر آنها به اعتبار آن كه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بي مورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تاويل هاي جاهلانه موجب فساد عظيم ممكن است بشوند، از ضرر گروهك هاي ديگر حتي منافقين - اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان - بيشتر و بالاتر است... نتيجه آن كه نهضت به اصطلاح آزادي و افراد آن چون موجب گمراهي بسياري از كساني كه بي اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مي گردند، بايد با آنها برخورد قاطعانه شود و نبايد رسميت داشته باشند.»

البته همان طور که ذکر شد گروهی در پی مصادره کنونی ایشانند و منافقانه از مهجور ماندن عقایدش تاسف می خورند.در آخر بد نیست مروری بر نوشته های جراید اصلاح طلبان در سالگرد او داشته باشیم

 

اعتماد ملی در مقاله ای با عنوان" طالقاني؛ فرزانه زمانه ما" تاکید می کند:

« طالقاني ترجمان ديگرگونه ‌زيستن‌ها بود؛ امروز اصولگرايان مي‌گويند چرا گروهي خاص آن را مصادره مي‌كنند؛ طنز تاريخ آن است كه در دوره حياتش كس به مصادره‌اش برنخاست؛ در دوره مماتش چگونه مصادره‌اش مي‌كنند.»

 

مردم سالاری نیز با گزینش تیتر " طالقاني، خاتمي و هراس اقتدارگرايان"، سالگرد آیت الله طالقانی را بهانه ای برای حمایت از خاتمی دانسته و می نویسد:

«سيد اصلاحات امروز تنها کسي است که تبلور انديشه پدر است و با احياي شوراها به واقع نشان داد که رهرو خوبي براي مدافع بزرگ شوراها است و هراس اقتدارگرايان نيز به آن دليل است که نگران  ظهور طالقاني ديگرند.»

محمد خاتمی رییس جمهور پیشین خود نیز در مصاحبه ای با ایلنا چنین می گوید«:سال هاست تفکری که هیچ نسبتی با اندیشه امام و آیت الله طالقانی و جهت گیری‌‏های ایشان ندارد، می‌‏خواهد خودش را متصدی و متولی انقلاب و تنها سخنگوی ارزش‌‏های انقلاب معرفی کند. »

 

«محمد بسته‌نگار» داماد مرحوم آیت‌الله طالقانی نیز  در گفت‌وگو با خبرگزاری آفتاب ضمن انتقاد از بی‌توجهی دستگاه‌های حکومتی به آثار و اندیشه‌های ایشان تاکید می کند:«تفکر مرحوم طالقانی با تفکر برخی اشخاص که امروز دست‌اندرکار امور هستند هیچ همخوانی ندارد و ما شاهد آن هستیم که اندیشه‌های ایشان همواره مهجور مانده‌است ».

در اخر تنها یک سوال:چه کسانی از مهجور ماندن عقاید طالقانی و طالقانی ها بیشترین استفاده ها را برده اند؟حاکمان نظام مقدس اسلامی یا مخالفان آنها؟ 

تاکیدی بر پوست اندازی جهان سیاست

سفر رایس به مقصد لیبی

قواعد بازی سیاست در  دنیا عوض شده است. آنچه مشاهده می نماییم همچون کتاب قصه ای است که به صفحات غیر قابل پیش بینیش رسیده باشد. سارکوزی رئیس جمهور فرانسه به دیدار مجری ایجاد بزرگ ترین چالش پیش روی اروپا در مسکو می رود. هم­زمان سوری­ها مشغول مذاکره با اسرائیل هستند و در گوشه ای دیگر از جهان  کاندو لیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا به لیبی سفر می­کند و با معمر قذافی در مراسم افطار شرکت می­کند.

کم تر کسی گمان می­کرد به این زودی، روزی همچون امروز فرا برسد که مقام­های ارشد طرابلس و واشنگتن در یک خیمه کنار هم بنشینند و با هم قهوه بخورند. این تصور محال بود تا این که مصالح ایجاد کرد که چنین شود.

 

کاندوالیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا _ به عنوان نخستین مقام ارشدی آمریکایی که از سال 1953 تاکنون از لیبی دیدار می­کند _ در طرابلس با عبدالرحمن شلغم، وزیر امور خارجه لیبی دیدار کرد و پس از آن به دیدار معمر قذافی رئیس جمهور لیبی رفت و در مراسم افطار با وی در باب العزیزیه دفتر معمر قذافی همان جایی که در سال 1986 توسط جنگنده­های آمریکایی بمباران شد و طی آن فرزند معمر قذافی کشته شد، شرکت کرد.

 

رایس در این دیدار پیام رئیس جمهوری آمریکا را به اطلاع قذافی رساند و گفت و گوهای خود را با گردبادهایی که به تازگی آمریکا را در نوردیده آغاز کرد و پس از آن از مهمان نوازی طرف­های لیبی خود قدردانی کرد.

 

سپس مذاکرات مفصلی را درباره نفت، تروریسم، ایران و فعالیت­های هسته­ای آن و آموزش و پرورش با رهبر لیبی انجام شد..

 

گفتنی است قذافی چند روز قبل از سفر وزیر امور خارجه آمریکا به لیبی گفته بود، آمریکا نه دوست ما است و نه دشمن ما. اما به مصلحت ما نیست که به مخالفتمان با ایالات متحده ادامه دهیم اما در عین حال هم نمی­خواهیم در برابرشان زانو بزنیم.

 

رایس قبل از آن به شلغم گفته بود، انتخاب­های استراتژیک باعث می­شود، آمریکا به کشورهایی که قرار نیست تا ابد دشمن باشد، نزدیک شود.

 

رایس همچنین خبر از انتخاب سفیر جدید آمریکا در طرابلس داد و گفت: «بسیار مهم است که ما باب گفت و گوها را با لیبی باز کردیم. اما باید درباره حقوق بشر نیز با مقام­های ارشد این کشور گفت و گو کنیم.»

 

وی همچنین به فتحی الجهمی منتقد دولت لیبی که در سال 2004 به حبس محکوم شد اشاره کرد و تاکید کرد، آزادی بیان و رعایت اصول حقوق بشر باید به هر هزینه، رعایت شود.

 

شلغم نیز در پاسخ به اظهارات رایس گفت: «لیبی به امور ملتش اهمیت می­دهد و نیازی نیست درباره حقوق بشری که از اساس با قوانین کشورمان مغایرت دارد، بحث و گفت و گو کنیم. »

 

او همچنین گفت: «در گفت و گوهایمان درباره موضوعات عراق و فلسطین، روابط آمریکا با سوریه، اهمیت نقش سوریه در دنیای عرب، وضعیت فعلی لبنان، دگرگونی­های منطقه­ای و روابط ایران و آمریکا و تنش­های موجود میان آنها به طور مفصل گفت و گو کردیم و بر لزوم یافتن برون رفتی از تنگنای موجود در روابط واشنگتن – تهران تاکید شد.»

رایس قبل از رسیدن به لیبی در هواپیما به خبرنگاران همراهش گفته بود، این سفر سفری بسیار مهم است. یک لحظه تاریخی که با صراحت بگویم که به هیچ وجه گمان نمی­کردم روزی آن را انجام دهم. این سفر آغاز کار است و هنوز کارهای بسیاری باقی مانده که برای عادی شدن روابطمان با طرابلس باید انجام دهیم.

 

وی در ادامه افزود: «در برابر ما راه طولانی وجود دارد. این سفر نشان داد که ایالات متحده دشمنان دائمی ندارد و اگر کشورها در دیدگاه­هایشان به صورت جوهری تغییری انجام دهند ایالات متحده آماده است، با آنها همکاری کند.»

 

سفر رایس به لیبی با انتقادهای تندی در درون ایالات متحده مواجه شده است. بسیاری از مقام­های آمریکایی لیبی را متهم می­کنند که غرامت حادثه دیدگان هواپیماربایی لاکربی را هنوز به طور کامل نپرداخته است. سازمان­های حقوق بشری نیز به دلیل نقض آشکار قوانین حقوق بشر توسط نظام حاکم بر لیبی از رایس برای سفرش به طرابلس انتقاد کرده­اند.

  در این میان روزنامه های کشور نیز به بازتاب سفر رایس پرداختند.

 

مردم سالاری با انتخاب تیتر" ايران به راه ليبي نمي رود " می نویسد:

«آمريکا با برگزاري گفت وگوها بين وزير خارجه خود و رهبر ليبي اميدوار است کره شمالي و ايران به اين موضوع توجه کنند و به عبارتي از آن «يادداشت برداري» کنند.  اين در شرايطي است که آمريکا هنوز به تعهدات خود در قبال اقدام ليبي به کنار گذاشتن برنامه هسته اي خود عمل نکرده و اين موضوع باعث خشم مقامات ليبي شده است.به نظر نمی رسد شرایط ایران و لیبی شبیه به هم باشد.»

 

کیهان نیز تحت عنوان "روابط آمريكا و ليبي به سطح سفير ارتقا يافت" نوشت:
«روابط كامل ديپلماتيك ميان آمريكا و ليبي برقرار شد.قذافی گفته است: من او
(رايس) را دوست دارم و به او افتخار مي كنم، چرا كه يك زن آفريقايي الاصل و سياهپوست است. »

ایران، بولیوی، آمریكای لاتین و منافع مشترك

در هفتـه گذشته رئیس جمهور بولیوی، پس از دیدار از لیبی وارد تهران شد. سفر اوو مورالس رئیس جمهـوری بـولیـوی بـه تهـران از اهمیـت بسیـاری بـر خوردار است، نخست از زوایه مناسبات دو جانبه كه در اواخر سال 1385 با گشایش دفتر نمایندگی ایران در بولیوی ابعاد رسمی تر خود را آغاز كرد.طبعا سفر اوو مورالس در صدر هیاتی بلند پایه به تهران می تواند این مناسبات نوپا را گام بزرگ دیگری به پیش ببرد.  در سفر كوتاه رئیس جمهور كشورمان در مهر ماه سال 1386 به بـولیوی 4 تفاهم نامه همكاری در زمینه های انرژی، معادن، منابع طبیعی و كشارزی به ارزش 100 میلیون دلار بـه امـضا رسید، و در ادامه در تهران نیز توافقات جدیدی میان دو كشور به امضا رسید.  همچنین سفر مـورالـس از روسـای جـمـهـور ملـی و استقلال طلب آمریكای لاتین از زاویه مناسبات منطقه ای ایران با این مـنطقه نیز دارای اهمیت است.  در واقع مورالس در ادامـه مـوج جـدیـد آمـریـكا ستیزی در آمریكای لاتین روی كار آمد و در نخستین اقدام موثر خود نفت این كشور را ملی اعلام؛ و دست وابستگان به آمریكا را از صـنـعـت نـفـت ایـن كـشـور قطع كرد؛ به همین دلیل عناصر آمریكایی در این كشور ظرف یك سال گذشته بحران هایی را برای دولت مورالس به وجود آورده اند، و اكنون نیز این تنش ها ادامه دارد.  با این حال مورالس بـه عنوان نماد اراده بومی و ملی مردم بولیوی در برابر تـرفـنـدهـای آمـریـكـا و عناصر وابسته آن ایستاده و بر استقلال كامل و توسعه مناسبات با كشورهای مستقل نظیر ایران تاكید دارد.  ‌ ‌

گفتنی است محمود احمدی نژاد در مهرماه سال گذشته در سفر خود به آمریكای جنوبی، از بولیوی نیز دیدار كرد. او آن زمان وعده داد كه جمهوری اسلامی ایـران یـك میلیـارد دلار در صنـایع گاز و نفت بولیوی سرمایه گذاری خواهد كرد. در سپتامبر (شهریور) سال گذشته موافقتنامه همكاری سیاسی میان دو كشور به امضا رسید و روابط دیپلماتیك میان آنها برقرار شد. ‌ ‌

كشـور بـولیوی دارای ذخایر سرشار گاز است و دولـت ایـن كشـور درصـدد یافتن امكاناتی برای تولید بیشتر و صادرات گاز خود به كشورهای دیگر، از جمله آرژانتین و برزیل است. دولت بولیوی همچنین قصد دارد بــا كمـك ایـران و ونـزوئلا طـرح هـای اقتصـادی دیگری را به مرحله  اجرا برساند كه یكی از مهم ترین آنها، ایجاد یك كارخانه  سیمان است.

روزنامه های داخلی نیز به بازتاب سفر مورالس پرداختند.مردم سالاری با گزینش تیتر " سرمایه‌گذاری یـك مـیلیارد دلاری ایران در بولیوی" از قول مورالس نوشته است: از توسعه صنعتی و كشاورزی كه در ایران بــه وجـود آمـده اسـت، متعجـب شـدم .حـال بـا ایـن دیداری كه صورت گرفته روابط موجود بین دو كشور گسترش بیش تری در بخش های گوناگون از جمله بازرگانی پیدا خواهد كرد.. ‌ ‌

خراسان نیز از برگزاری مذاكرات احمدی نژاد و مــورالــس خـبــر داده و مــی افــزایـد: »محـور اصلـی گفتگوها، گسترش روابط و همكاری های دوجانبه و تـبـادل نظر درباره مسائل بین‌المللی بود.«پس از این گـفـت وگـوها روسای جمهور ایران و بولیوی در یك نشست خبری به تشریح اهداف این سفر پرداختند.

روزنامه آفرینش در گزارشی با عنوان " عزم ایران و بـولیوی بر گسترش روابط دو جانبه" نوشت: رئیسان جمهور ایران و بولیوی پس از پایان مذاكراتشان، روابط تهران – لاپاز را خوب توصیف كردند و عزم  دو كشور را برای گسترش روابط و همكاری ها مصمم خواندند.

سیاست روز نیز چنین می نویسد:

"تعامل استراتژیك ایران و بولیوی"

تــوسـعــه روابـط تـهـران بـا كشـورهـایـی چـون بولیوی، ونزوئلا، كوبا كه از جایگاه ویژه ای در آمریكای لا تین برخوردارند می تواند زمینه ای برای حضور فعال تـر ایـران در كـل مـنطقه باشد كه مسلما دستاوردهای بسیاری بویژه در بعد سیاسی و اقتصادی به همراه دارد. نتیجه این روند بازیگری درحیات خلوت آمریكا و به چـالـش كـشـانـدن ایـن كشور است كه می تواند ابعاد تهدید را از مرزهای ایران به دوردست ها انتقال دهد.

شیخ اصلاحات و گرهی بر كلاف ائتلاف در انتخابات

با اعلام رسمی حضور كروبی در انتخابات صورت گرفت

در حـالـی كـه كمتـر از نـه مـاه بـه آغاز رقــابــت دهمیـن دوره انتخـابـات ریـاسـت جـمهوری اسلامی ایران باقی مانده است؛ فـعـالـیـت سـتـاد هـای انـتـخـابـاتی برخی از چهره‌هایی كه خواهان تصاحب كرسی این دوره ریـاسـت جـمهوری اسلامی هستند، آغاز شده است. برخی از شخصیتها و افراد به صورت ضمنی حضور خود را به عنوان كـانـدیـدای انـتـخـابـات ریاست جمهوری اعـلام نـمـوده انـد و بـرخی دیگر نیز به رغم فعالیت های غیر رسمی، حضور خود را به عنوان كاندیدای ریاست جمهوری منوط به شـرایـط خـاصـی نـمـوده انـد. در ایـن مـیان گـروهـهـای اصـلاح طلـب كه مدتهاست با رای قـاطـع مـردم از مـیـدان سیاست اخراج شده‌اند جدی تر از همیشه فعالیتهای خود را بـرای حـضـور در انـتـخـابات آینده شروع كـرده‌انـد.یـكـی از گـزیـنـه هـای مـطرح آنها مـحـمـد خاتمی است و برخی از ایشان كه هـنــوز در رویــای كـسـب دوبـاره آرای دوم خرداد می‌سوزند! سعی در به صحنه آوردن مجـدد رییـس جمهور سابق دارند هرچند تـجــربــه تلــخ هــزیـنــه كـردن خـاتمـی در انـتـخـابـات مـجلـس هشتم به راحتی قابل چـشم پـوشـی نـیـست. در این بین كسانی هستند كه مخالف حضور خاتمیند. طیفی از آنـهـا بـه جـهت آگاهی از عدم مقبولیت مـجـدد خـاتـمـی در افكار عمومی و طیف دیـگـر بـه علـت  اینكه خاتمی را گزینه ای مــنــاســب بــرای پـیـشـبــرد اهــداف خــود نمی‌دانند؛ از جمله می توان به حزب اعتماد ملی اشاره كرد. ‌ ‌

شورای مركزی حزب اعتماد ملی در جلـسـه اخـیـر خـود كاندیداتوری كروبی را تـصــویــب كــرد امــا پــذیــرش حضـور در انـتـخابات ریاست جمهوری منوط به نظر قطعی كروبی دانست.

اعلام تصمیم این حزب واكنش های مـخـتلـفـی در بـیـن اصـلاح طلـبـان داشـتـه اســت.چـرا كـه پیـش از ایـن قـرار بـود كلیـه نیروهای اصلاح طلب در یك ائتلاف بزرگ گرد هم آیند و با هم رأCیی بتوانند یك نفر را به عـنـوان كـانـدیـدای واحد جبهه اصلاحات برگزینند.

اسـمـاعـیـل گـرامی مقدم، سخنگوی حـزب اعـتـمـاد ملـی می گوید این حزب، خودش پیشنهاد دهنده ائتلاف بوده و قرار نیست از این پیشنهاد دست بكشد!

امـا خـانـجـانـی عـضو شورای مركزی حزب كارگزاران، در گفت و گو با خبرگزاری جـمـهـوری اسـلامـی ایـران، ایـرنـا، مـعرفی كـروبی به عنوان نامزد انتخابات را از سوی حـــزب اعـتـمــاد ملــی یــك »تـعـجـیــل« خـوانـد.همچنین شمس الواعظین سردبیر روزنـامـه هـای تـوقیف شده جامعه، توس، نـشـاط و عصر آزادگان در واكنش به اعلام كاندیداتوری مهدی كروبی از سوی حزب اعـتماد ملی، در گفتگویی اعلام كرد: اعلام ایـن كـانـدیداتوری موقعیت وی را در میان اصـلاح طلبان بشدت تضعیف كرد، لذا از ایـن پـس كـروبـی دیـگـر شـیـخ اصلاحات نـیـسـت و صـرفـا شـیـخ حزب اعتماد ملی محسوب می شود.

وی خـاطـر نـشـان كـرده است: "بنده كــانـدیـداتـوری آقـای كـروبـی را خـروج از اجـمـاع اصلاح طلبـان مـی دانـم و در واقـع انـگـیزه ایشان از كاندیدا شدن این است كه اصــلاح طلــبـــان را در یـــك بـــن بــســت تـصـمیـم‌گیـری گـرفتـار آورد. حـركـت ایـن حـــزب نــتــیـجــه‌ای جــز شـكـسـتــن آراء اصـلاح‌طلبان را در پی نخواهد داشت و به عـقـیـده من چنین كاری باعث اختلال در انتخاب اصلاح طلبان می‌شود."

شـورای مـركـزی سـازمـان مـجـاهدین انقلاب هم با حمله به كروبی ادعا كرد: در شـرایـطـی كـه هـمـه احـزاب عـضـو جـبـهه اصـلاحــات از خـاتـمـی بـرای حـضـور در انـتـخـــابــات آتــی دعــوت كــردنــد، اعـلام كــانــدیــداتــوری كــروبـی از سـوی حـزب مــتــبــوعــش در مـقــطــع فـعلــی، عـملــی غیراخلاقی بود.     ‌ ‌

شـكــوری راد حـضـور ارشـد حـزب مشـاركـت نیـز در واكنـش بـه كاندیداتوری مهدی كروبی گفت: بنده هم به عنوان یكی از اعضـای جبهـه مشـاركـت بـه صـراحـت اعــلام مــــی كــنــم، حــضـــور كـــروبـــی و تـصـمـیـمـــاتــش بــر حـضــورخــاتـمــی و تصمیمات ما هیچ تاثیری نخواهد گذاشت و حامیان حضور خاتمی بی توجه به مسائل حاشیه ای هم چنان پی گیر كسب رضایت رئـیــس جمهـور سـابـق، بـرای شـركـت در انتخابات هستند.

در ایـــن مــیـــان قــائـم مـقــام حــزب اعتمادملی در پاسخ به برخی انتقادات مبنی بر معرفی زودهنگام كروبی از سوی حزب اعتمادملی برای كاندیداتوری در انتخابات پـیـش رو، گـفـت: حزب اعتمادملی اولین حـــزب در جـبـهــه اصـلاحــات نـبــود كــه كـانـدیـدای خـود را مـطـرح كرد بلكه جبهه مشاركت و سازمان مجاهدین از دو ماه قبل از مـعــرفــی كـروبـی، شـعـار یـا خـاتـمـی یـا هیچكس را سر دادند. ‌ ‌

هـمـچـنـین حجت الاسلام میرهادی عـضـو ارشـد حـزب اعتمادملی، اظهارات بـهـزاد نـبـوی درباره مخالفان كاندیداتوری خاتمی را غیرعاقلانه خواند و تصریح كرد: ما بارها گفته‌ایم كه افراد و احزاب برای مطرح كـردن كـاندیداهای خود دست به تخریب دیـگـر كـانـدیـداهـا و احزاب وابسته به آنها نزنند. بهزاد نبوی در سخنانی كسانی را كه به دنـبـال مـعـرفـی كـانـدیـدایی غیر از خاتمی هستند؛ فاقد حداقلی از شعور نامیده بود!

و امـا گـفـتـه مـی شـود اعـلام موافقت كـروبـی بـا نـظر شورای مركزی حزبش در گـردهـمـایـی آتـی ایـن حزب اعلام خواهد شد؛ بنا شده است در این گردهمایی كه از هم اكـنون با تبلیغات گسترده ای حمایت مـی شـود چـهـره هـای شـاخص سیاسی و حزبی، فارغ از گرایش های سیاسی حضور داشـتـه بـاشـنـد.رئـیـس سـتـاد كنگره حزب اعتماد ملی از خاتمی، هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، قالیباف، موسوی خوینی ها، عـبــداللــه نــوری، كـربـاسـچـی، مـحـسـن میردامادی و رضا خاتمی به عنوان برخی از میهمـانـان ویـژه اولین كنگره اعتماد ملی نام برد. همچنین وی گفته است تلا ش داریم علا وه بر حضور آقایان هاشمی رفسنجانی و خـاتمـی در مـراسـم افتتاحیه از نظرات و دیــدگــاه هـایشـان بهـره منـد شـویـم و آنـان سخنران افتتاحیه اولین كنگره حزب اعتماد ملی باشند. البته موضوع شركت هاشمی در ایـن كـنـگـره بـلافـاصلـه تـوسـط دفـتر آقای هاشمی تكذیب شد.

و اما جراید كشور به پوشش كامل خبر كـانـدیـداتـوری كـروبـی و واكـنشهای بدان پـرداخـتـنـد.روزنـامـه اعـتـماد در گزارشی با عـنـوان "كـروبـی نخستیـن نـامـزد ریـاسـت جــمــهـــوری" نـــوشـــت: بـــا تـصــویــب كـانـدیـداتـوری مـهـدی كـروبـی در جلـسه حـزب اعـتـمـاد ملـی اولـیـن نـامـزد ریاست جـمـهوری انتخابات سال آینده وارد میدان شـد. جـام جم نـیـز چنین گزارش می كند: ایـنك مصوبه نهایی شورای مركزی حزب اعتماد ملی به كروبی ابلاغ شده است.گفته می شود مهدی كروبی پس از بررسی ‌های لازم، نـظـر خود را در هفته ‌های آینده اعلام خـواهـد كـرد.  هـمـچـنـیـن كـیهان از حمله سـازمـان مـجـاهـدیـن بـه كـروبـی خـبر داده است. ‌ ‌

روزنــامــه خــراســان  نـیـز بـا پـوشـش واكنـش‌هـا بـه اعلام كاندیداتوری كروبی از قـول محمد هاشمی می نویسد:حضور كـروبی باعث انشقاق در جبهه اصلاحات می شود.

جنگ المپیك و ادامه بازى روسیه با غرب

روسیه استقلال اوستیاى جنوبى و آبخازیا را به رسمیت شناخت

قریب بیست سال پس از گسست و جدایی 15 جـمهـوری از پیكـره اتحـاد شـوروی، اكنـون شـماری از این ملیت ها برای برقراری دوستی با مسكو گام بر می دارند.در این میان روسیه نیز بر اساس مصالح سیاسی و اقتصادیش با آغوش باز از چنین كشورهایی استقبال كرده است.بر همین اسـاس نـمـایـنـدگـان دومای روسیه (مجلس) كه تـعـطـیـلات تـابـستانی خود را نیمه كاره رها كرده بـودند، در نشستی فوق العاده برای بررسی اعلام استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی، یكبار دیگر خاطرات روسیه بزرگ و مقتدر را مرور كردند و به خـواسـت آبـخـازیـا و اوسـتـیـای جنوبی مبنی بر استقلال از گرجستان پاسخ مثبت دادند.

نـكـتـه قـابـل تأمل این است كه قانونگذاران روس در امضای این تصمیم كه بدون شك فصل جـدیـدی از رقـابـت را بـا غـرب خواهد گشود به همان اصلی استناد كرده اند كه غرب ماه فوریه در اسـتـقـلال كـوزوو بـدان مـتـوسـل شد، یعنی حق تـعـیـیـن سـرنـوشـت ملـت ها.آبخازیا و اوستیای جنوبی كه سال هاست خواستار استقلال خود از گرجستان هستند،  این مناطق از روز ی كه ارتش روسـیـه عـقـب نـشـیـنـی كـرد بر خواسته خویش پـافـشـاری كـردنـد. الـبـته وضعیت برای اوستیای جنوبی اندكی متفاوت است. این بخش در عین اسـتـقـلال طلـبـی تـمایل خود را برای پیوستن به اوسـتـیـای شـمـالـی و خاك روسیه نیز اعلام كرده است.

دیـمـیـتـری مـدودف پس از نشست شورای امـنـیـت ملـی ایـن كـشـور، در هـمین حال دیگر كـشـورهـا را هم تـرغـیـب كـرد تـا اسـتـقـلال ایـن جمهـوری هـا را به رسمیت بشناسند.وی علت این تصمیم را طی شدن همه راه های دیپلماتیك و همچنین این مساله دانست كه رییس جمهور گـرجستـان حاضر نشد مشكلات مربوط به این دو جمهوری جدایی طلب را از طریق روش های سیاسی حل و فصل كند.

رونـد تحـولات قفقاز نشان می‌دهد كه چند سناریوی پنهان، هم زمان درحال انجام است. در آغاز ماجرا چنین به نظر می‌رسید كه گرجستان از فرصت بازی های المپیك بهره برده و برای نشان دادن قـدرت و زهـر چشـم گـرفتـن از آبخازیا، به تسخیر اوستیای جنوبی اقدام كرده است.

ولـی واكنـش سـریـع و بـه هنگـام روسیـه در حـملـه مـتـقـابـل بـه گـرجـستان واخراج نیروهای نظامی گرجستان از اوستیای جنوبی و حتی اعلام تـصـرف تفلیـس، روسیـه را در وضعیـت بـرتـری كشانید. مخصوصاً زمانی كه اعلام شد، روس ها مـاه هـا پـیـش بـرای حـملـه بـه اوسـتـیـا و تصرف گرجستان اقدام به برگزاری مانورهای نظامی كرده بودند.

هـمـان گـونـه كـه ذكـر شـد جـمـهوری های قـفـقاز، پیوندهای مستحكمی را با آمریكا برقرار سـاخـتـه‌انـد. مـتـعـاقـب آن اسـرایـیـل جـای پـای مـحـكـمــی در قفقـاز بـرقـرار سـاختـه اسـت. در آذربـایـجـان، ارمـنـستان و مخصوصا گرجستان، اســرایـیـل تـوانـسـتـه، پـایـگـاه مـحـكـمـی ایـجـاد كند.چنانكه  میخائیل ساكاشویلی رئیس جمهور گـرجستـان خـود اعتـراف نمـوده كه كشورش در سیـطـره اسرائیلی هاست و تصمیمات مربوط به جنگ و صلح را آنان می گیرند.

‌ ‌از سـوی دیگـر وقـوع انقلاب هـای نرم در بخش غربی روسیه یعنی جمهوری های اوكراین و مجـارستـان و چـك و فرو افتادن گرجستان در دستان دوستان آمریكا، بحران امنیت برای روسیه را تشدید كرده است.

ازیـن رو روس هـا بـه شدت به صف آرایی مجـدد در مقابل غرب پرداخته است.امری كه از سـوی غـرب بـی جـواب نمـانـده؛ بـر این اساس سـازمان امنیت و همكاری اروپا با محكوم كردن تصمیـم روسیه در به رسمیت شناختن استقلال دو منطقه اوستیای جنوبی و آبخازیا، آن را نقض اصـول بنیـادی سـازمـان امنیـت و همكاری اروپا توصیف كرد.

فرانسه نیز اعلام كرد این كشور از اقدام روسیه در بــرسـمـیــت شـنــاخـتــن اسـتـقـلال مـنــاطـق جــدایــی‌طلــب آبـخـازیـا و اوسـتـیـای جـنـوبـی گرجستان متاسف است.

سخنگوی وزارت امور خارجه در كنفرانسی خبـری گفـت: فـرانسـه بـه حفظ تمـامیت ارضی گرجستان متعهد است.

همچنین دولت انگلیس اقدام روسیه را در به رسـمـیــت شـنـاختـن استقلال ایـن دو سـرزمیـن قـاطـعـانـه رد و بر حاكمیت گرجستان بر این دو جمهوری جدایی طلب تاكید كرد.

‌مـركـل نیز در كنفرانسی خبری  اعلام كرد ما عقیده داریم شناسایی اوستیای جنوبی و آبخازیا مطابق با حقوق بین المللی نیست.