
این روزها مصادف است با سالگرد رحلت شخصیت ارزشمند انقلاب ،اباذر دوران،آیت الله طالقانی.ایشان از ایام جوانی در بطن حوادث سیاسی کشور قرار داشت و در سال 1331شمسی به صلاحدید آیت الله العظمی بروجردی برای شرکت در اجلاس بیت المقدس به فلسطین و مصر سفر کرد. آیت الله طالقانی در سال 1341 به اتهام فعالیت برضد رژیم پهلوی دستگیر و زندانی شد، اما پس از آزادی در مسجد هدایت به افشاگری چهره رژیم پهلوی ادامه داد .
این روحانی مبارز در قیام 15خرداد 1342 شمسی به اتهام تهیه و تنظیم اعلامیه ضد دولتی ؛ و تشویق قوای نظامی به تمرّد از رژیم، محکومیتی 10 ساله یافت.
وی پس از آن زمان بارها دستگیر، زندانی و تبعید گشت . با پیروزی انقلاب به دستور امام خمینی (ره) ریاست شورای انقلاب و امامت جمعه تهران را برعهده گرفت. هم چنین وی در مقام نمایندگی مردم تهران به مجلس خبرگان راه یافت.
اما قصد این نوشته بیان مظلومیت این شخصیت بزرگوار پس از وفاتش است. در حالی که عده ای انحصار طلب با فریاد وا اسفاه سر دادن خواستار گسترش اندیشه های آن معلم آسمانیند، خود بیشترین استفاده را از مهجور ماندن اندیش هایش برده اند. از هم رزمان او کیست که سرسختی آیت الله را در مبارزه با استکبار نداند یا تلاشش را برای جاری ساختن احکام شریعت اسلام ناب محمدی کتمان کند؟ امروز گروهی وی را به نفع خود مصادره می کنند که کوچکترین نسبتی با اسلام خواهی یا مبارزه با استکبار در وجودشان دیده نمی شود.
شاید لازم است از رفتار آیت الله طالقانی با سایر گروههای قبل از انقلاب، نکاتی به اجمال ذکر شود. آیت الله طالقانی - همانطور که آیت الله مهدوی کنی در خاطراتش ذکر می کند- بیشتر از این که دافعه داشته باشد برای تمام اقشار جاذبه داشت. همین جاذبه باعث می شد گروهایی در صدد مصادره به مطلوب از شخصیت آیت الله طالقانی برآیند. این جریان بعد از انقلاب به سبب افزایش فشار بر گروهای منحرف و التقاطی تشدید شد.
اما امام (ره) با درایت کامل و با اعتمادی که به آیت الله طالقانی داشت، ایشان را به امامت جمعه تهران منصوب کردند و ایشان را "ابوذر زمان و مالک اشتر دوران" نامیدند. این خود جوابی محکم و قاطع بود به منافقانی که ادامه حیاتشان را تحت لوای روحانیت می دانستند اما به جای آنکه خود با روحانیت همراه شوند، قصد داشتند نشان دهند روحانیت همراه آنان است.
البته آیت الله طالقانی هم هیچ گاه در این فضا سازی ها و تبلیغات منفی هضم نشد و در دام هیچ یک از آنها نیفتاد. چنانچه محمد جواد حجتی نقل می کند که شب عید فطر که با آقای طالقانی راجع به این گروه ها صحبت کردم، به من گفتند :«شما خیال می کنید که من طرفدار این گروهها هستم. من مطمئنم اگر این گروه ها بفهمند که من حرفی بر خلافشان زده ام یا بزنم، از من می برند. من غرضم از مدارا با این ها این است که این ها به اسلام جلب شوند.»
همچنین آیت الله طالقانی در اواخر عمر با برکتشان می فرمودند : « تا من هستم نخواهم گذاشت حكومت به دست ليبرال ها بيفتد»
دکتر شیبانی که خود از بنیان گذاران نهضت آزادی بود، می گوید: «آیت الله طالقانی از از نظر سیاسی و مبارزه خیلی عمیق تر از بازرگان بود، البته فعالیت تشکیلاتی نمی کرد و داخل تشکیلات نهضت آزادی هم عمل نمی کرد، یعنی ایشان را نمی توان اصطلاحا نهضتی دانست.»
البته اثبات نزدیکی آن زمان آیت الله طالقانی با نهضت آزادی چندان مفید فایده نیست چرا که به هر حال ملاک حال افراد است . شاید اگر سایه پر برکت آیت الله طالقانی تا آخر بر سر دولت موقت و نهضت آزادی بود و همان نقش ارشادی خودشان را در قبال آنها ایفا می کردند، چنین سرنوشت شومی گریبان نهضتی ها را نمی گرفت و یا با نگاه از زاویه دیگر، اگر ایشان حیاتشان تداوم پیدا می نمود چه بسا که خود به شدت از وضع نهضت آزادی در سال های بعد تبری می جستند. همچنان که در 25 خرداد 1360 امام صحبت های بسیار تندی علیه جبهه ملی و نهضت آزادی ایراد فرمودند و در این سخنرانی جبهه ملی را مرتد اعلام کرده و تاکید نمودند: «.... جبهه ملي از امروز محكوم به ارتداد است. جدا كنيد حساب را از این مرتدها...».
در سال1366 امام(ره) در پاسخ به نامه وزير كشور (آقاي محتشمي)، راجع به احراز یا رد صلاحیت اعضاء نهضت آزادی برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس سوم نکات قابل توجهی راجع به نهضت بیان فرمودند: « آنچه بايد اجمالا گفت آن است كه پرونده اين نهضت و همين طور عملكرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت مي دهد كه نهضت به اصطلاح آزادي طرفدار جدي وابستگي كشور ايران به آمريكا است و در اين باره از هيچ كوششي فروگذار نكرده است ... در هر صورت به حسب اين پرونده هاي قطور و نيز ملاقات هاي مكرر اعضاي نهضت چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمريكا و به حسب آنچه من مشاهده كردم از انحرافات آنها كه اگر خداي متعالي عنايت نفرموده بود و مدتي در حكومت موقت باقي مانده بودند، ملت هاي مظلوم به ويژه ملت عزيز ما اكنون در زير چنگال آمريكا و مستشاران او دست و پا مي زدند و اسلام عزيز چنان سيلي از اين ستمكاران مي خورد كه قرن ها سربلند نمي كرد و به حسب امور بسيار ديگر نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانونگذاري يا قضايي را ندارند و ضرر آنها به اعتبار آن كه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بي مورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تاويل هاي جاهلانه موجب فساد عظيم ممكن است بشوند، از ضرر گروهك هاي ديگر حتي منافقين - اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان - بيشتر و بالاتر است... نتيجه آن كه نهضت به اصطلاح آزادي و افراد آن چون موجب گمراهي بسياري از كساني كه بي اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مي گردند، بايد با آنها برخورد قاطعانه شود و نبايد رسميت داشته باشند.»
البته همان طور که ذکر شد گروهی در پی مصادره کنونی ایشانند و منافقانه از مهجور ماندن عقایدش تاسف می خورند.در آخر بد نیست مروری بر نوشته های جراید اصلاح طلبان در سالگرد او داشته باشیم
اعتماد ملی در مقاله ای با عنوان" طالقاني؛ فرزانه زمانه ما" تاکید می کند:
« طالقاني ترجمان ديگرگونه زيستنها بود؛ امروز اصولگرايان ميگويند چرا گروهي خاص آن را مصادره ميكنند؛ طنز تاريخ آن است كه در دوره حياتش كس به مصادرهاش برنخاست؛ در دوره مماتش چگونه مصادرهاش ميكنند.»
مردم سالاری نیز با گزینش تیتر " طالقاني، خاتمي و هراس اقتدارگرايان"، سالگرد آیت الله طالقانی را بهانه ای برای حمایت از خاتمی دانسته و می نویسد:
«سيد اصلاحات امروز تنها کسي است که تبلور انديشه پدر است و با احياي شوراها به واقع نشان داد که رهرو خوبي براي مدافع بزرگ شوراها است و هراس اقتدارگرايان نيز به آن دليل است که نگران ظهور طالقاني ديگرند.»
محمد خاتمی رییس جمهور پیشین خود نیز در مصاحبه ای با ایلنا چنین می گوید«:سال هاست تفکری که هیچ نسبتی با اندیشه امام و آیت الله طالقانی و جهت گیریهای ایشان ندارد، میخواهد خودش را متصدی و متولی انقلاب و تنها سخنگوی ارزشهای انقلاب معرفی کند. »
«محمد بستهنگار» داماد مرحوم آیتالله طالقانی نیز در گفتوگو با خبرگزاری آفتاب ضمن انتقاد از بیتوجهی دستگاههای حکومتی به آثار و اندیشههای ایشان تاکید می کند:«تفکر مرحوم طالقانی با تفکر برخی اشخاص که امروز دستاندرکار امور هستند هیچ همخوانی ندارد و ما شاهد آن هستیم که اندیشههای ایشان همواره مهجور ماندهاست ».
در اخر تنها یک سوال:چه کسانی از مهجور ماندن عقاید طالقانی و طالقانی ها بیشترین استفاده ها را برده اند؟حاکمان نظام مقدس اسلامی یا مخالفان آنها؟