ترور، پایان ماجرا نیست

یکی از اساتيد برجسته و انقلابی دانشگاه تهران ترور شد. اين خبر کوتاه بلافاصله بسياري از گمانه زني ها را درباره تعقيب خط ترور و كودتا توسط عوامل دولت آمريكا و وابستگان داخلیشان را در کشورمان بر سر زبان ها انداخت؛ اما اصل ماجرا از حادثه اخیر از آن جا ناشی می شد که متخصص فیزیک هسته ای کشور  در ساعات اولیه صبح سه شنبه هفته گذشته بر اثر انفجار يك بمب كنترل از راه دور در منطقه قیطریه تهران به درجه شهادت نائل آمد.

در پي وقوع اين حادثه تلخ دادستان تهران با تاييد وقوع انفجار در منطقه قيطريه و كشته شدن اين استاد دانشگاه تهران از بررسی و شروع تحقیقات دستگاه‌هاي امنيتي و انتظامي در رابطه با اين حادثه تروريستي و شناسايي عوامل آن خبر داد.

خبر شهادت دکتر مسعود علی محمدی اما لحظاتی پس از انتشار در فضای رسانه ای، موضوع داغ خبری کشور شد و صدر اخبار را در اغلب خبرگزاری‌ها و سایت‌ها به خود اختصاص داد.

جالب آن که گويا نيوز، راديو فردا و برخی دیگر از رسانه های غربی در این میان كوشیدند تا محمدي را به عنوان يك شخص منتقد حکومت معرفی ساخته و شائبه دست داشتن حکومت را در این حادثه به مخاطب القا نمایند.

البته این همگامی پس از آن بود که وبلاگ ها و رسانه های اینترنتی وابسته به نزدیکان ميرحسين موسوي در تلاش برای ايجاد شائبه انتصاب اين ترور به جمهوري اسلامي از هیچ اقدامی فرو گذار نکردند. اتهامی که البته با توجه به گفته های اطرافیان و دوستانی كه از نزديك با وی در تماس بوده اند کذب محض اعلام می گردد؛ همچنین دانشجوياني كه با وي ارتباط داشته اند بالا فاصله با موضع گیری ديدگاه هاي وی را منطبق با ارزش هاي والای جمهوري اسلامي ايران توصيف می کنند.

در ادامه با گذشت چند ساعت از این ماجرا و در میان اطلاعاتی که درباره این عملیات تروریستی هر لحظه در رسانه ها منتشر می شد اعلام تخصص ویژه این استاد انقلابی به نظر مهم ارزیابی می گردید؛ «دکتر علی محمدی در مباحث فیزیک هسته ای و کوانتوم تخصص ویژه داشت وبا رتبه عالی استاد تمامی، مدتی هم رئیس دانشکده فیزیک دانشگاه تهران بود. دکتر علی محمدی همچنین در طول دوران دفاع مقدس با سپاه پاسداران همکاریهایی هم داشته است.» این اخبار تکمیلی بلافاصله اذهان تحلیلگران و کارشناسان را به خود جلب نمود؛ بر این اساس یافتن سرنخ های مرتبطی از این ماجرا که در سالیان اخیر اتفاق افتاده برای یک تحلیلگر امنیتی-رسانه ای چندان دشوار نبود.

بر این مبنا ترور دکتر "ارشیر حسن پور" دانشمند برجسته هسته‌ای کشورمان در نیروگاه اصفهان در اثر خفگی با گاز، ربایش یکی از دانشمندانمان در عربستان و در طی موسم حج و نیز سوء قصد به یکی دیگر از متخصصان میهن در یکی از كشور هاي همسایه از جمله حلقه هاي ديگري از اين ماجرا هستند. آنچه مسلم است رژيم صهيونيستي و آمريكا بعنوان دو متحد مرتبط با يكديگر نقشه گسترده ترور دانشمندان اتمي ايران را در دستور كار خود قرار داده اند. اين ترورها هم از روي ناچاري و درماندگي سران اين كشور ها ناشي مي شود.

ترور دانشمندان هسته اي توسط صهیونیسم در جهان داراي نمونه هاي بسيار زيادي است كه مي توان به برخی داشمندان كشور هاي آسيايي و آفريقايي اشاره كرد اما این رویکرد در خصوص چهره های برجسته دانشگاهی کشورمان نمود دو چندان داشته است. در تحلیل پایانی باید اذعان داشت راهبرد اخیر صهیونیسم بعد از آن اتخاذ می شود که این کشور و متحدانش با روی کار آمدن دولت انقلاب نهم و در ظل درایت مقام عظمای ولایت حتی پس از ارسال پرونده هسته ای کشورمان به شورای امنیت، تحریم ایران در این شورا و همگی دیگر تهدیدات نتوانسته اند قطار بی ترمز هسته ای ایران را متوقف سازند؛ به امید خدا با تخصص و رشد علمی صد ها دانشجوی اساتیدی چون دکتر علی محمدی، غرب در این گام نیز ناکام خواهد بود.

نوش دارو، بعد از مرگ اصلاحات

سيد محمد خاتمي از چهره های اصلي جريان موسوم به اصلاحات در ايران كه اغتشاشات اخير با حمايت و هدايت های وی انجام پذیرفته بود به نظر در گامی به عقب مسيرش را از راديكال ها جدا كرد. بر این اساس ‌خاتمي چند روز پيش در اقدامي بسيار دير هنگام و پس از ايراد خسارات ميلياردي و خسارات غير قابل محاسبه به آبرو و اقتدار جمهوري اسلامي ايران و همزمان با احتمال آغاز برخوردهاي تندروانه نيروهاي ارزشي و هشدار نخبگان به كنترل عصبانيت و شور انقلابي جوانان مومن بالاخره موضع گيري كرد و اقدامات شنيع هواداران موسوي را محكوم كرد. خاتمي در سخنان بسيار قابل تامل تاكيد كرده است كه مي بايست "ميدان را از تندروها بايد گرفت".

تند رو ها طبيعتا همان افرادي هستند كه راهپيمايي عظيم و تاريخي ۹ دي ماه سال جاري در اعتراض به هتاكي آنان عليه عاشورا شكل گرفت. البته ترديد نداريم كه اين جريان با هدايت افرادي نظير خاتمي شكل گرفته است و اين افراد نمي توانند از بار مسئوليتي كه دارند شانه خالي كنند ، اما اين اقدام آقاي خاتمي اقدام درخور توجه و مهمي است.

حتي مي توان اين تحليل را ارائه داد كه خاتمي درصدد است تا با اين چنين اظهاراتي و البته نوشتن نامه اي توبه كارانه به رهبر معظم انقلاب از نابودي كامل جريانش بدست مردم خشمگين جلوگيري كند اما مرور برخي از سخنان وي در جمع اعضاي مجمع ادوار مي تواند مفيد واقع شود.

آقاي خاتمي كه ظاهرا پاسخي در برابر خشم روز افزون مردم و نخبگان متعهد كشور از افتضاحات فتنه گران در خيابانها نداشته است، تاكيد كرده كه شعار همان جمهوري اسلامي هست و بس و شعار ديگري ندارد.

وي همچنين تاكيد كرده:«هر شعار دیگری شعار انحرافی است؛ شعار اصلی "استقلال و ازادی و جمهوری اسلامی" است با همه لوازمی که دارد؛ یعنی ضدیت با استبداد؛ ضدیت با بیگانه و نیز طرفداری از عدالت و اخلاق در جامعه؛ یعنی هم حاکمیت مردم بر سرنوشتشان و هم حاکمیت معیارها و ارزشه ای اسلامی.»

خاتمي با بيان عبارات ذيل رسما از اقدامات فتنه گران خياباني اعلام برائت كرده و تكليف خودش را با مسائل كشور به نحو بارزي مشخص كرده؛ وی خاطر نشان کرده: «افراط‌گرایی و ساختارشکنی برای همه بد است؛ همه باید آن‌را محکوم کنند حتی اگر چند نفر شعار ساختارشکنانه بدهند این باید محکوم شود. موضع ما مشخص بوده و هست؛ اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی.»

كساني كه عليه ولايت فقيه و شخص مقام معظم رهبري شعارهاي هنجار شكن و بي ادبانه سر مي دادند اكنون با اين عبارات رسما در از منظومه وجودي خاتمي حذف شده به شمار مي آيند و بايد بدانند كه حداقل رسما آقاي رئيس دولت ناموفق اصلاحات مثل آنان فكر نمي كند و اين يعني خراب شدن تمامي مسئوليت هاي ناشي از خرابكاري ها بدوش عده ای نادان و از همه جا بي خبر.

بخش هاي ديگري از سخنان خاتمي اگر چه گاه و بيگاه حاوي فرافكني هايي نيز هست اما در مجموع مانند آنچه در بالا گفته است نشان مي دهد كه جريان موسوم به اصلاحات ديگر علاقمند به پرداخت هزينه هاي گزاف براي دفاع از اشتباه و اشتباهات شكست خوردگان سياسي نيست كه از مردم "نه" شنيده اند.

كسانيكه هنوز در سر سوداي به خون كشاندن شهرهاي بزرگ را دارند بايد بدانند در حقيقت خاتمي به عنوان پشت پرده فتنه از مسئوليت پذيري شانه خالي كرده است و نمي تواند پاسخگوي افكار عمومي باشد.

در هر حال خاتمي بخاطر اين مواضع درست اما خيلي دير هنگام و شايد اندكي پس از مرگ سهراب بی ارزش نیست. به نظر از هر ايده آرامش طلبانه و حق طلبانه امروز بايد در كشور استقبال كرد و هر نقطه مثبتي را بايد تقويت كرد حتي اگر گوينده و سراينده آن سخنان و ابيات كسي باشد مثل محمد خاتمي كه بيشتر نا آرامي ها محصول ايفای نقش توسط دوستان اوست.

گام های لرزان موسوی در پایان بازی

 

با گذشت چندین روز از حرمت‌شكنی بی‌سابقه تعدادی از اراذل و اوباش حامی موسوی در روز عاشورای حسینی كه قلب میلیون‌ها مسلمان در داخل و خارج كشور را به درد آورد، وی كه تا پیش از این، رفتارهای ضد ملیش برای كشور دردسرساز شده بود، با صدور بیانیه ای به طور ضمنی خواستار سازش و نادیده گرفتن بازی شش ماهه اش شد.

در این بیانیه برخلاف سابق، میرحسین از موضوع "تقلب در انتخابات ریاست جمهوری" سخن نمی گوید، بلکه آشفتگی ها و بحران های و مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم‌تر می شود را به رخ مخاطبان خود در نظام می کشد. وی همچنین برای اولین بار پیشنهاد "آشتی ملی" را سر می دهد اما بسیار دقت می کند این پیشنهاد آشتی جویانه از نظر هوادارانش "سازش" تلقی نشود. موسوی در این باره تصریح می کند:"راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست. اندیشیدن به این گونه راه حل ها که عده‌ای توبه کنند و عده‌ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است."

بیانیه جدید موسوی اما نه تنها در جملات ابتدایی که سراسر حاوی نكاتی است كه تنها برای متاثرین رسانه های غربی قابل باور است. دروغ ها و تناقض های موجود در این بیانیه خواننده را به این فكر فرو می برد كه براستی نویسنده این سخنان خود را بخواب زده یا فكر می كند كه مردم خواب هستند؟

در حالی موسوی در بخش دیگر این بیانیه اش متوهمانه تلاش کرده مردم خداجویی كه حسین حسین گویان روز عاشورا به صحنه آمدند و هیئت‌ها و دسته‌جات عزداری را به خود نسبت دهد كه حضور این دسته‌جات مردمی سابقه صدها ساله در تاریخ تشیع دارد و تاکنون نیز هیچ ربطی به بیانیه دادن یا ندادن مهره‌های غرب نداشته، چه بسا که با مطرح شدن این سخنان حضوری پررنگ تر داشته است. موسوی البته به نظر آگاهانه سعی داشته تا برای كاهش قبح ضد دینی رفتار محاربان حامیش به مصادره عزاداری‌های با سابقه چندصدساله مردم ایران پرداخته و توهم دارد كه مردم در حمایت از او و جریان فتنه به عزاداری برای امام حسین(ع) پرداخته‌اند؛ همه این ها در حالی است که همین عزاداران حسینی روز چهارشنبه تاریخی نه دی ماه در اعتراض به هتک حرمت عاشورا توسط حامیان وی، خشمگینانه بر علیه او و سیاهی لشگرش فریاد سر داده بودند.

وی در ادامه بدون اشاره به وحشی‌گری‌های حامیان بی‌دینش كه روز عاشورا به شادی، هلهله، ضرب و جرح عزاداران، مأموران انتظامی، آتش زدن كیوسك پلیس، چندین خودرو و بیش از 30 دستگاه موتور و اتومبیل پلیس، تخریب اموال عمومی و خصوصی و... پرداختند و تصاویر و فیلم‌های آن نیز توسط صداوسیما منتشر شده و بعضا به دلیل عمق اهانت‌ها قابل پخش نبوده می‌نویسد: «مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهااست.» جالب آنکه در این فیلم ها مشخص است که در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی عمق از خودگذشتگی و متانت دیده می شده و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز احدی از ایشان به انجام عکس العمل نمی پردازد.

نکته دیگر این بیانیه آنکه نوشته اخیر تنها بیانیه ای است که به محض انتشار مخالفینی همسو نیز پیدا کرد، مخالفینی از دل جنبش سبز که برخی از ایشان در تلاش برای توجیه این سطور نیز بوده اند.

ایشان اما به خوبی می دانند جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیری ها و دیگر تمهیدات نشان از ترس و رعب موسوی دارد؛ بر این اساس است که موسوی با تهدید نظام قضایی درخصوص برخورد با وی و كروبی و ادعای اینكه هرگونه برخورد گره بحران را ناگشودنی می‌كند، ‌ادامه داده: «بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد. سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت.»

این در حالی است که نظام نه از واهمه ارعاب پوچ و توخالی موسوی که از سر لطف در این خصوص بیشترین مدارا از خود نشان داده و هم اکنون نیز یک تیم در رده حفاظتی عالیترین مقامات اجرایی نظام، مسئولیت حفاظت از جان موسوی را بر عهده گرفته است.

در مقابل اغماض نظام، موسوی كه طی ماه‌های اخیر بیشترین حجم حمایت از او توسط سران و رسانه‎های غربی و صهیونیستی انجام شده تاكنون هیچ مرزبندی خارجی با این جریان‌های بیگانه و ضدملی نداشته است. به نظر اما چشم پوشی و متانت بیشتر مسئولین ظلمی به عامه مردم متدین و جمع کثیری است که خواهان مقابله و محاکمه با اقدامات ضد قانونی اغتشاش گرانند؛ بر این اساس باید منتظر روزهای پرخبر آینده بود تا مشخص شود پایان این بازی شش ماهه چگونه انجام می پذیرد.   

صانعی و صلاحیت بر باد رفته

«مگر همان ها (جامعه مدرسین) نبودند که در کوران مبارزه حکم به غیرقانونی بودن سلطنت دادند؟ مگر همان ها نبودند که وقتی یک روحانی به ظاهر در منصب مرجعیت، از اسلام و انقلاب فاصله گرفت، او را به مردم معرفی کردند؟‌ اگر خدای ناکرده این ها شکسته شود، چه نیرویی جای آنها را خواهد گرفت؟ و آیا ایادی استکبار، روحانی نماهایی را که تا حد مرجعیت تقویت نموده است، فرد دیگری را بر حوزه ها حاکم نمی کنند؟»

 (صحیفه نور، جلد 21، صفحه 287)

همه چیز از یک سوال شروع شد؛ هفته گذشته جامعه مدرسين حوزه علميه قم در پاسخ به سئوال برخی از عامه مردم و همچنین تعدادی از اساتید و فضلاي حوزه علميه قم درباره مرجعيت آیت الله صانعي اعلام كرد: «آقاي صانعي فاقد ملاك‌هاي لازم براي تصدّي مرجعيت است.»

البته این برای نخستین بار نیست که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مورد فردی فقدان ملاک های لازم برای تصدی مرجعیت دینی را "رسما" اعلام می دارد، با عقب گردی به گذشته و در لابه لای صفحات تاریخ معاصرمان مشاهده می شود که در سال 1361 جامعه مدرسین حوزه علمیه قم آیت الله سید کاظم شریعتمداری را نیز از فهرست مراجع مورد تایید کنار گذاشته بود. 

این بار البته ملاک برای صدور این رای کاملا فقهی و تخصصی بوده است. آیت الله شیخ محمد یزدی که ریاست جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را برعهده دارد؛ در این خصوص می گوید: «پس از آنکه در جلساتی موافق و مخالف این نظر صحبت ها و استدلال های خود را بیان کردند؛ این نکات را ابراز داشتم که اولا نباید در این موضوع کلمه «خلع» و همچنین مقایسه آن با جریان آقای منتظری و امثال این ها درج شود و ثانیا مساله فقط صلاحیت مرجعیت است و بقیه مسائل ربطی به جامعه مدرسین ندارد.» رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هرچند تعرض به محل سکونت، دفاتر و محل درس آقای شیخ یوسف صانعی را به هیچ وجه مناسب ندانست اما در خصوص تصمیم جامعه مدرسین مبنی بر عدم احراز شرایط مرجعیت وی، برخی آرای فقهی صانعی را بدعت و خلاف قرآن دانست. آیت الله شیخ محمد یزدی با ارایه توضیحاتی به رسانه‌ها اعلام داشت موضوع اخیر پیش از این در کمیسیونی بحث و یررسی شده و مورد تصمیم گیری واقع شد اما طبق آیین نامه مربوطه باید به تصویب نهایی اعضای جامعه مدرسین می رسید؛ بر این اساس گزارش کمیسیون درخصوص وی در یکی از اجلاس های عمومی اخیر جامعه مدرسین طرح و به اتفاق آرا تصویب شد. اعلام رسمی این نظر اما پس از آن انجام گرفت که برخی از مقلدان آیت الله منتظری بعد از درگذشت وی، تبعیت آیت الله یوسف صانعی را به عنوان مرجع تقلید مطرح و مورد سوال قرار داده بودند و این  موضع گیری جامعه مدرسین، پاسخ به این مسئله بوده؛ در متن سئوال مطرح شده اخیر آمده است: 

«مرجعيت شيعه خورشيد پر فروغي است كه در قرون متمادي همواره پشتيبان اسلام و خط راستين اهل بيت(عليهم السلام) بوده است. اين مسئوليت خطير همواره شايسته‌ مرداني بوده كه واجد شرائط شرعي مذكور در روايات ائمه اطهار (عليهم السلام) باشند. نظر به اهميت اين موضوع و با توجه به پرسش هاي مكرّر هموطنان درباره‌ مرجعيت آقاي حاج شيخ يوسف صانعي خواهشمند است آن جامعه محترم كه همواره مرجع تشخيص اين موضوع بوده نظر خود را درباره‌ مرجعيت ايشان اعلام فرمايند.» در ادامه طی پاسخ جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه به امضاي آيت‌الله يزدي رسيده چنین اعلام نظر شده است: «با توجه به پرسش‌هاي مكرّر مؤمنان، جامعه مدرسين حوزه‌ علميه قم براساس تحقيقات به عمل آمده در يك سال گذشته و پس از جلسات متعدد به اين نتيجه رسيده است كه ايشان فاقد ملاك هاي لازم براي تصدي مرجعيت مي‌باشد.»

باید اشاره کرد که در سال های اخیر، آیت الله صانعی فتاوایی متفاوت با فتاوای سایر علمای شیعه صادر کرده که برخی از این فتاوای بدین شرح است: 

ولایت فقیه: بر مبنای ولایت فقیه، هر مجتهدی که جامع شرایط باشد، منصوب برای ولایت است و نسبت به مردم، مشروعیت اجرا در مصالح عامّه ـ که اسلام حکم خاصّی نداردـ منحصراً با نظـر اکثریت مردم و توده آنان را داراست و مشروعیّت، منوط به آرا و رضایت آنان به طور کلّی و یا از طریق اکثریت است.  

قضاوت زنان: ذکوریت در قضاوت، خصوصیّت ندارد و حجّت شرعی بر خصوصیّت هم نداریم و کسی که ولایت بر قضا دارد، می‌تواند آنان را برای قضا (مخصوصاً در امور مربوط به زنان و حقوق خانوادگی) منصوب نماید، و این به خاطر حجیّت اطلاق ادلّه قضا بر عمومیت و شمول است و همچنان که مردان از قبل ائمّه معصوم(علیهم السلام) مجاز در تصدی قضا هستند، زنان هم از قِبل آنها مجازند، مخصوصاً نسبت به شئون زنان و حقوق آنها.

قیمومیت مادر: مادر، قیّم قهری است و مشمول ادلّه احسان و معروف و خیر و بر است و ولایت بر صغیر، بیش از بر و احسان، چیز دیگری نیست و به حکم آیه شریفه: «وَ اُولُوا الاَْرْحامِ بَعْضُهُمْ اَوْلی بِبَعْض»، مادر بر پدربزرگ، اولویت دارد.

 تساوی دیه زن و مرد، جایز بودن صیقه تنها در شرایط اضطرار، جایز ندانستن استرداد مابقی دیه مرد، در صورت قصاص مردی که زنی را به قتل رسانده، محرمیت فرزند خوانده، ربا در قرض های استنتاجی، پاک بودن پوست حیوانات ساخته شده در بلاد غیر اسلامی، تشکیک در حکم ارتداد، ارث بردن کافر از مسلمان، ازدواج مجدد تنها با اجازه همسر اول و … را می توان از دیگر دیدگاه های شاذ وی خواند.

وی همچنین در آشوب های اخیر با طعنه به نظام و با بیان اینکه ظلم ها، آزار و اذیت‌ها، ترفندها، مکرها و دروغ ها نباید موجب یأس و نا امیدی در راه احقاق حق شرعی و قانونی و حاکمیت مردم بر سرنوشتشان گردد، از مردم خواسته بود در راه دفاع از حقوق خود و حاکمیت مردمی از خود پایداری نشان دهند. وی در فتوایی ساده لوحانه سرکوب مردم توسط نیروهای انتظامی و امنیتی را حرام و اعتراف‌های تلویزیونی را فاقد ارزش خوانده بود.

جالب آنکه در پی اعلام نظر جامعه مدرسین، دفتر آیت الله صانعی بنا بر آنچه خود "ابهام در مورد موافقت اکثریت اعضای این جامعه با محتوای نامه" خوانده واکنشی نشان نداده است. بر این اساس به زعم‌ شبکه‌ خبری آشوبگران "جرس"، بیانیه‌ جامعه‌ مدرسین حوزه‌ علمیه‌ قم بدون هماهنگی با اعضای این تشکل منتشر شده است. همچنین پایگاه خبری "کلمه" و "روزنامه اعتماد" نیز با درج مطلبی به این اقدام جامعه مدرسین واکنش جدی نشان داده اند.

نگاه خبرپراکنی بی بی سی نیز بلافاصله با پوشش این اخبار می نویسد: «دفتر آقای صانعی اعلام کرده که در انتظار انتشار اسامی حاضران در جلسات مورد اشاره در نامه منسوب به جامعه مدرسین و همچنین روشن شدن سوابق علمی کسانی است که به عدم صلاحیت آقای صانعی رأی داده اند.»

جالب آنکه دویچه وله، صدای آلمان نیز در گزارشی در خصوص وی می نویسد: «آیت‌الله یوسف صانعی از روحانیانی است که در حوادث پس از انتخابات در ایران، مواضع روشنی در پشتیبانی از جنبش اعتراضی مردم اتخاذ کرد. وی به دلیل محکوم کردن سرکوب و کشتار مردم توسط ارگان‌های امنیتی دولت، بارها مورد انتقاد و اهانت قرار گرفته است.» این شبکه همچنین با بیان اینکه مجمع مدرسین با نظر جامعه مدرسین درباره شیخ یوسف صانعی مخالفت کرده می نویسد: «مرجع تقلید در ایران یک مقام حکومتی نیست که شخص، گروه، نهاد و تشکلی برای خود حقی در نصب و عزل آن قائل باشد».

به هرحال با توجه به اعلام نظر تخصصی جامعه با اتفاق آرا این جو سازی های خبری و رسانه ای در بین مردم متدین کشورمان جایی نخواهد داشت؛ در پایان باید اشاره داشت که عامه مردم کشورمان همواره التزام خود را به توصيه تاريخي امام خميني (ره) مبني بر محور قرار دادن جامعه مدرسين در فعاليت‌هاي سياسي و اجتماعي نشان داده اند.

غرب در عزای منتظری

آیت‌الله منتظری، قائم مقام معزول رهبری در حالی از دنیا رخت بر بست که مرگ او نیز چون حیاتش حواشی بسیاری به خود دید. درباره حیات او، سابقه اش و آنچه در امتحان سال های پایانی عمر مبارک امام(ره) از خود نشان داد گفته‌ها و ناگفته‌ها بسیار است؛ صفحات تاریخ انقلاب و هزاران برگ سند تاریخی عبرت آموزی که بازگو کننده ماجرای تلخ «عزل قائم مقام رهبری» در سال های نفس‌گیر پایان جنگ است، حکایت درد و رنج پیرمرادمان امام والا مقام را زنده می کند که در برابر ساده انگاری و بی بصیرتی «حاصل عمرش» از خدا طلب مرگ کرد.

مع الاسف مرگ منتظری نیز البته فرصتی شد تا ضد انقلاب نهایت استفاده را برده و در تداوم خط بی رنگشان دست مایه ای تازه را برای اجتماعی دیگر مهیا سازند. در این میان آنچه قابل تأمل بود صدور پیام تسلیت از جانب كاخ سفید در كنار صدور پیام تسلیت مریم رجوی همسر سركرده گروهك تروریستی منافقین و همچنین اختصاص كامل برنامه‌‌های تلویزیونی فارسی زبان کشورهای غربی به مرگ او و نیز تشییع و به خاک سپاریش بود که در نوع خود جنجال‌‌ زیادی را به وجود آورد. بر این اساس مایك همر سخنگوی شورای امنیت ملی كاخ سفید روز یكشنبه با انتشار بیانیه ای كوتاه درگذشت آیت‌الله حسینعلی منتظری را رسما تسلیت گفت. در بیانیه كاخ سفید آمده است: «ما درگذشت آیت‌الله العظمی حسینعلی منتظری را تسلیت می‌گوییم. او چهره ای شناخته شده بود و تعهد راسخش در دفاع از حقوق جهانشمول، برای وی احترامی بین‌المللی به همراه آورد.» در این بیانیه آمده است: «خانواده او (آیت‌الله منتظری) و همه جویندگان حقوق جهانشمول و آزادی‌هایی كه او پیوسته مدافع آنها بود در یاد و نیایش او خواهند بود.» بیانیه كاخ سفید در حالی منتشر می‌شود كه دولت آمریكا هیچ‌گاه در زمان حیات آیت‌الله منتظری حمایتی از وی نكرده بود. علاوه بر این كاخ سفید در پیام اخیر تلاش كرده بود كه آیت‌الله منتظری را رهبر مذهبی اغتشاشگران پس از انتخابات معرفی كند كه این موضوع بیان كننده نقش دخالت گرانه دولت آمریكا در امور داخلی ایران، حتی در پس مرگ عادی یك ایرانی است. علاوه بر این مریم رجوی عضو گروهک تروریستی منافقین هم با سوء استفاده از رحلت آیت‌الله منتظری، در حالی که در ابتدای انقلاب رادیوی منافقین با ادبیات سخیف و توهین آمیز بارها به اهانت علیه آیت‌الله منتظری مبادرت می‌کرد، فوت وی را تسلیت گفت.

با انتشار خبر مرگ منتظری و به دنبال خط مقامات کاخ سفید و نیز سرکرده منافقین، مسئولان و دست‌اندركاران شبكه بی بی سی فارسی در راستای سیاست تخریب علیه جمهوری اسلامی ایران اقدام به طراحی و اجرای ویژه برنامه درگذشت آیت‌الله كردند. این ویژه برنامه با قرائت متن پیام تسلیت میرحسین موسوی و مهدی كروبی به روی آنتن رفت و با پخش متن بیانیه مشترك میرحسین و كروبی نیز كه روز دوشنبه را به عنوان عزای عمومی اعلام كرده و حامیان خود را به مراسم تشییع منتظری دعوت كرده بودند، ادامه یافت. پخش این بیانیه‌ها و همچنین نمایش تصاویری از آیت‌الله منتظری تنها بخش كوچكی از برنامه های بی‌بی‌سی برای این داستان بود، چراكه پس از آن عطا‌ءالله مهاجرانی با ظاهر شدن در این شبكه شروع به بیان ویژگی‌‌‌های شخصیتی آیت‌الله منتظری می‌كند. مهاجرانی در این برنامه سعی كرد منتظری را فردی مخالف امام معرفی کند و نظریه‌پرداز ولایت فقیه را در مقابل نظریه خود قرار دهد تا شاید بتواند سیره منتظری را در سال‌‌های اخیر پشتوانه‌ای برای فرقه سبز كند. این در حالی است كه شخص آیت‌الله منتظری كه نظریه پرداز ولایت فقیه است، در سال 1340 پس از فوت آیت‌الله بروجردی، قائل به‏ ‏اعلمیت امام‌خمینی(ره) بوده و زعامت ایشان را به صلاح اسلام و‏ ‏مسلمین تشخیص داد. همچنین وی هرگز در طول حیات خود خللی به نظریه ولایت فقیه وارد نیاورد و به رغم بروز برخی امتحانات الهی برایش، هرگز كلامی در رد این بنیان به زبان نیاورد. البته مهاجرانی كه از حامیان پر و پا قرص فرقه سبز است در این صحبت‌ها ادعا كرده كه امام در خصوص عزل منتظری از قائم مقامی رهبری اشتباه كرده است اما سپس با گفتن این جمله كه ما نمی‌دانیم چه در بین آقای خمینی و آیت‌الله منتظری گذشته است سعی كرد كه به ادعای خط امامی بودن جریان سبز خللی وارد نكند. بی بی سی كه تمامی عزم خود را برای سیاسی كردن فوت آیت‌الله منتظری به كار بسته بود تا رفتار‌‌های اعتراضی این روحانی را سرمشقی برای سبز‌‌های بیننده خود كند در ادامه ویژه برنامه خود ضمن تماسی که با یكی از روحانیون اصلاح‌طلب برقرار كرد، در خصوص شخصیت منتظری با این روحانی اصلاح‌طلب صحبت نمود. این روحانی كسی نبود جز عبداالله نوری كه هنگام مصاحبه تلفنی خود با شبكه بی بی سی در سوگ آیت‌الله گریست. البته گویا آقای نوری فراموش كرده بود كه خود ایشان یكی از مخالفین سرسخت آیت‌الله منتظری بودند و حتی در زمان وزارت خود قصد داشت كه منزل منتظری را به وسیله بلدوزر خراب كند! این تناقض در رفتار و گفتار عبدالله نوری كه مشغول گفتگو با بی بی سی فارسی بود نیز دلیل دیگری شد تا عملكرد این رسانه فارسی زبان بیش از پیش در راستای ایجاد اغتشاش در سطح جامعه روشن شود و البته نهایتاً دعوت از حامیان موسوی و كروبی برای حضور پر رنگ در مراسم تشییع جنازه منتظری آن هم با نماد‌‌های سبز كامل كننده این شوی بی بی سی برای مرگ منتظری بود.

 جالب آنکه علیرغم این تلاش ها البته شرکت کننندگان در مراسم به خاک سپاری منتظری عموما بی توجه به مسائل سیاسی و تنها با نیت ارج نهادن به جایگاه مرجعیت ایشان در تشییع حضور داشتند. نباید از نظر دور داشت که مراسم بزرگداشت مراجع تقلید و علما همواره در این کشور  با آداب و رسوم با شکوهی برگزار شده است. فوت آیت الله منتظری _به رغم اشتباهات فراوان سیاسی اش_ نیز از این قاعده مستثنی نبود؛ از لحظه انتشار خبر فوت وی، مقلدان و علاقمندان به مرجعیت شیعی خود را به بیت او رسانده، تعدادی از علما و مراجع تقلید نیز در بیت وی حاضر شده و به بازماندگان تسلیت گفتند. پس از ساعتی مقام معظم رهبری نیز پیام تسلیتی بزرگ منشانه را صادر فرمودند. همچنین در زادگاه آن فقید یعنی نجف آباد سه روز عزای عمومی و یک روز تعطیل رسمی اعلام شد. مراسم تشییع نیز ساعت ۹ صبح از دفتر وی آغاز شد. این برنامه ها بر طبق روال و عادت همیشگی پیش می رفت تا آنکه چون مراسمات دیگر این ماه ها عده ای از هواداران جنبش سبز با کمال وقاحت شروع به برهم زدن مراسم کردند.

بر این اساس درحالی که جمعی از مقلدان مرحوم آیت الله منتظری از شهرهای مختلف از جمله اصفهان ونجف آباد به قم آمده بودند و در سوگ مرجع خود عزادار بودند، عده ای از سبزها با دادن شعارهای غیرمرتبط نشان دادند که هیچ دلبستگی به مرجعیت و روحانیت ندارند و فقط آمده اند که بهره سیاسی خود را ببرند. بسیاری از مردم شعار می دادند:"عزا عزا است امروز، روز عزا است امروز، مرجع تقلید ما پیش خداست امروز" و در مقابل فرقه سبز شعار می داد: "این ماه ماه خون است، بسیج سرنگون است" جالب آنکه وقتی پیکر منتظری وارد صحن مطهر شد و تشییع کنندگان آماده اقامه نماز میت شدند این جماعت جرئت ورود به صحن را پیدا نکرد و در ادامه نیز مردم با فراغت از دفن مرجعشان، مقارن با ساعات بعد از ظهر همین روز، در مسجد اعظم حضور یافته و یک صدا فریاد برائت از سودجویان و منافقان را سردادند.

در جمع بندی می توان اذعان داشت که مرگ آیت‌الله منتظری در حالی اتفاق افتاد كه تمامی دشمنان ایران با آمادگی كامل، تلاش خود را برای استفاده از این موقعیت كم نظیر جهت اثبات دشمنی‌‌‌های خود به كار بستند، اما چیزی كه بیش از گذشته در این واقعه رخ می‌نمود، عدم انفعال جریان‌‌های داخلی در برابر دام گسترده‌ای بود كه دشمنان در سر می‌پروراندند. صدور بیانیه‌‌‌های مختلف از جانب دلسوزان به همراه بصیرت عامه مردم در جلوگیری از ایجاد التهاب و آشوب و در نهایت پاسخگویی محکم مردم شهر مقدس قم به عده قلیلی که سعی در ایجاد هرج و مرج داشتند سربلندی امت حزب الله در آزمونی دیگر به حساب می آمد.