توقف قطار گزارشات البرادعی در ایستگاه پایانی

آخرین گزارش ماموریت البرادعی منتشر شد

روز دوشنبه 25 آبان ( 16 نوامبر) آژانس بين المللي انرژي اتمي گزارش تازه اي از فعاليت هسته اي ايران منتشر کرد.  این گزارش آخرین بیانیه البرادعی در طول فعالیت به عنوان دبیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره ایران بود. البته این گزارش آخر هم به مانند گزارش‌های پیشین تکراری ارزیابی گردید. تاکید آژانس به باقی بودن سئوالاتی در مورد تاسیسات اتمی قم به واقع ابعاد مثبت این گزارش را که شامل نکات تکراری مطرح شده در گزارش‌های قبلی است؛ زیر سوال می برد. برآیندی که از نگاه آژانس به تاسیسات اتمی فردو بدست می‌آید این است که تاخیر ایران در افشای این سایت نگرانی‌ها درباره احتمال وجود سایت‌های مخفی دیگر ایران را افزایش داده است. به گفته البرادعی "اعلام تأسیسات جدید، سطح اعتماد در مورد عدم ساخت و ساز تاسیسات هسته‌ای دیگر را تقلیل داده و پرسش‌هایی را بوجود آورده مبنی بر این‌که آیا تاسیسات هسته‌ای دیگری که به آژانس اعلام نشده باشد وجود دارد یا نه." البرادعي الیته در عین حال در بخشی متفاوت و متضاد از گزارش گفته است که ايران پيشرفت قابل توجهي در روشن ساختن ماهيت و گستره برنامه اتمي خود براي آژانس کرده اما همچنان بايد در دادن اطلاعات بيشتر در اين زمينه به آژانس فعال باشد. در گزارش آمده که ايران طبق برنامه از پيش تعيين شده، به بازرسان آژانس امکان دسترسي به افراد دست اندرکار برنامه اتمي را داده و به پرسشها در مورد پاسخ گفته اما همچنان پرسشهاي ديگري بدون پاسخ مانده است!

از سوی دیگر علی اصغر سلطانیه نماینده دائم ایران در آژانس بلافاصله پس از انتشار آخرین گزارش البرادعی نسبت به آن واکنش نشان داد و آن را عادی و تکراری عنوان کرد. وی همچنین به اعضای آژانس توصيه کرده است که به مسيری که او تکراری و خسته ‌کننده دانست، پایان دهند.

سلطانیه در خصوص انتشار خبرهایی مبنی بر توقف فعاليت‌های غنی ‌سازی ایران در نیروگاه نطنز نیز‌گفت: «اين اطلاعات غلط بوده و دقيق نيست؛ چون در گزارش آژانس صراحتا ذکر شده ايران به فعاليت‌های غنی سازی ادامه می‌دهد.» نماینده دائم ایران در آژانس همچنین تنها مورد جديد در گزارش آخر را مربوط به بازرسی از سايت فردو دانسته و معتقد است در اين گزارش به صراحت نوشته شده که اطلاعاتی که بازرسان در طول بازرسی از اين تاسيسات داشتند کاملاً با اطلاعات ارائه شده توسط ايران مطابقت داشته است.

 به این ترتیب مقامات کشورمان تنها نکته جدید گزارش آخر البرادعی را مرتبط با همکاری مثبت خود با آژانس می‌دانند و شاید همین نکته جدید در گزارش اخیر را بتوان نکته مهم و مثبت و البته متفاوت این گزارش نیز دانست؛ چرا که با بررسی نکات دیگر می‌توان گفت که تمامی این نکات به طور مداوم در گزارش‌های مختلف البرادعی به عنوان پایه‌های ثابث در گزارش‌های او پیرامون ایران ذکر شده است.

پایانی بر رؤیای شیرین مخملی ها

با ورود دوباره موسوی به عرصه سیاست و شکست مفتضحانه وی علیرغم همه تبلیغات و جو سازی ها، محرکان پشت پرده وی که هدر رفت هزینه های میلیاردی خود را در پیش رو می دیدند وی را دیگر بار و در بازی تازه ای تحریک به اعتراض و اغتشاش طلبی داشته تا بازی باخته در روز انتخابات را در کف خیابان پیروز گردند. با اعلام زود هنگام نتايج کذب انتخابات نخست وزیر کوپنی وارد بازي مهلکي گردید که با توجه به سابقه بیست سال دوری از سیاست و نیز شخصيت وي ارزیابی ها عدم توان خروج از این مخمصه را نشان می داد. این روز ها اما شکست همگی طرح ریزی ها و سياست هاي اتخاذي در اين بازي خطرناک، سران جريان فتنه را در سردرگمي عجيبي قرار داده است که راهي براي برون رفت از آن دیده نمی شود. این نکته خصوصا در روزهای پس از 13 آبان و در حالي که جمعيت کم و محدود معترضان در این روز پس از تبليغات چشم گير و گسترده داخلي و خارجي براي حضور در خيابان ها، فشار رواني زيادي را بر اين جريان قانون گريز وارد کرده است؛ این مساله تا به آنجا جدی گشته که "آينده" سايت وابسته به اصلاح طلبان نيز طي يادداشتي به کم شدن جمعيت معترضان و دست کشيدن آنان از اعتراضات خياباني اعتراف می کند تا این روزها ایام ناکامی جنبش مخملی در سياست های خود از جمله تاکيد بر ابطال انتخابات، ايجاد اغتشاشات، زیر سوال بردن نهادهای قانونی، نامشروع خواندن رئيس جمهور منتخب، به خيابان کشاندن هوادران به بهانه مناسبتهاي ملي ،مذهبي چون روز قدس و 13 آبان به رخ ایشان و حامیان غربیشان کشیده شود.

این جماعت در ادامه به خوبی می دانند که فقدان موقعیتی برای عرض اندام دوباره در 3،2 ماه آینده و در ادامه، سیل حضور چشم گیر همه ساله مردم در راهپیمایی 22 بهمن رنگ و رویی از سبز مخملیشان را باقی نخواهد گذاشت؛ ضمن آنکه سياست دلخوش کردن به مناسبت ها، در تجربه های پیشین شکست خورده و حتی برای حامیان اندک این به اصطلاح جنبش نیز تاريخ مصرف گذشته است. همچنین تلاش براي راه اندازي تشکيلاتي تحت عنوان "راه سبز اميد" نيز پاسخگوي خروج از وضعيت بحران در اردوگاه فتنه گران نبوده و با استقبال مواجه نشده است، به نحوي که مدتي است ديگر سخني از آن به ميان نمي‌آيد.

در این میان موسوي ناتوان‌تراز آن است که بتواند مديريت اين فتنه عميق را به عهده گيرد و کروبي ساده لوح‌تر از آن که بدنه فتنه‌گران وي را جدي بگيرند و گوش به حرفش باشند؛ خاتمي نیز البته عافيت‌طلب‌تر از آن که ياراي ايستادگي در معرکه‌هاي سخت را داشته باشد. بدين سان طيف‌هاي مختلفي از ضد انقلاب و دستگاه هاي جاسوسي نظام سلطه با اهداف و اغراض متفاوت در گستره فتنه سبز از بدنه تا راس آن نفوذ کرده و برای برهه ای کار را از دست نامزدهاي کم اقبال انتخابات دهم خارج ساختند! در همین حال با محاکمه سران فتنه انگيز احزاب و گروه های نامشروع سازمان مجاهدين و مشارکت و نیز چهره هایی که به نحوي هدايت موسوي و کروبي را در ايام انتخابات برعهده داشتند، به نظر محرکان پشت پرده نیز حساب خود را کرده اند و موسوی را بامشکلاتش تنها گذاشته اند تا توان تصميم گيري از وي گرفته شده و موسوي در وضعيتي قرار گیرد که به نظر از حضور دوباره در سياست بعد از غيبت 20 ساله به شدت پشيمان گردد. تنها ماندن در ميان معرکه و انسداد تمامي راه هاي پيش رو و تخريب پل هاي پشت سر، راه رفتن به جلو و يا بازگشت به عقب را مسدود ساخته و موسوي را به شدت مستاصل کرده است، به نحوي که گویی وي توان مديريت اوضاع را نداشته و کنترل فتنه از دست وي خارج شده است.

در این بین آنچه تحت عنوان بازگشت به قانون اساسي و تلاش براي اجراي آن چه در بيانيه شماره 14 موسوي مورد توجه قرار گرفته نيز توسط ساختارشکناني که شش ماه تمامي اصول قانون اساسي را زيرپا گذاشته اند مضحک به نظر مي‌رسد.  از طرفی اولين گام در مسير بازگشت به قانون اساسي تسليم شدن در برابر خواست ملت و انتخابات تائيد شده توسط نهاد قانوني شوراي نگهبان و تنفيذ حکم رياست جمهوري توسط رهبري است. نتيجه ای که موسوي و تعداد قلیل اردوگاهیانش از پذيرش آن گريزانند. با این وجود آزمودن فضا برای برگشت طلبکارانه به نظام سیاستی است که حتی توسط دیگر اصلاح طلبان نیز به طور هماهنگ به پیش می رود.

با عیان شدن دورنمای شکست، اظهارات بازگشت مدارانه خاتمی بر همین اساس تحلیل می گردد. به نوشته حیات نو و در مطلبی که ذیل عنوان "اعمال خشونت موجب تضعيف نظام مى‌شود"  منعکس شده رئيس دولت اصلاحات با اخذ موضع حق به جانب گفته است: «انتظار اين بود که کم کم فضا غير امنيتى شود، نه اينکه انتقاد و نقد کردن اين همه هزينه براى جامعه داشته باشد. بايد به خاطر داشت کسى که نقد مى‌کند برانداز نيست بلکه دلسوز انقلاب و جامعه است.» پایگاه خبری نواندیش براین اساس در مصاحبه با یکی دیگر از چهره های جبهه اصلاحات چنین می نویسد: «بعضی ها نانشان در دعوا پخته می شود لذا آنها برای این که حضور خود را توجیه کنند نیازمند این هستند که در جامعه اختلاف و درگیری وجود داشته باشد؛ این خشونت طلبی ها بایستی پایان پذیرد.»

صادق زيباكلام نیز سه شنبه گذشته در مناظره با محمد كاظم انبارلوئي(رئیس مرکز سیاسی حزب موتلفه) منطبق با خط در پیش گرفته موسوی و خاتمی می گوید: «معتقدم كه چاره‌اي نداريم مگر اينكه در چارچوب نظام حركت كنيم كه اين تنها لق‌لقه زبان و يك تاكتيك نيست كه آن را از روي مصلحت بيان كنيم بلكه بايد با همه وجود اين كار را انجام دهيم و در همين چارچوب و قانون اساسي و پذيرش تمام اركان و نهادهاي آن اقدام كنيم.»

این سیاست که آخرين فضاي زيست محيطي فتنه گران ارزیابی می شود با تدبير صحيح امور و افزايش کارآمدي مديريت کشور در سايه همکاري و تفاهم قواي سه گانه و ديگر نهادهاي تاثير گذار از بين خواهد رفت و موسوي را به اتخاذ مجدد سياست دو دهه گذشته خويش مطمئن خواهد ساخت. در این بین سیاست منطقی و معقول مسئولین امر در کنار رسیدگی به اتهامات جزء به جزء همگی صدر تا ذیل آشوبگران، خروج نظام را از این معرکه چون گذشته عزت مدارانه خواهد ساخت.

متروی تهران و واگن پرمشکلات پیش روی

مشکلات این روزهای متروی تهران به عنوان وسیله ای حساس و تاثیر گذار در زندگی روزمره پایتخت در دو هفته اخیر به مسئله شماره یک کشور تبدیل گشته است. در این میان مسئولین مترو به جای پاسخگویی به مردم، در روزهای گذشته بحث بودجه را پیش کشیدند تا هم از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده باشند و هم توپ را در میدان حریف سیاسی انداخته بیندازند. بعد از این فرافکنی بود که در یک سناریوی مشترک، رسانه های اصلاح طلب، دولت را در جایگاه پاسخ گویی نسبت به مشکلات مترو نشاندند تا تبرئه خود از اغتشاشات اخیر را در حاشیه آن نتیجه گرفته و موضوع آشوب ها در قالب موضوع فرعی فراموش گردد. در این بین و  در حالی که نارضایتی کارکنان و راهبران مترو از تصمیمات مدیرعامل شرکت بهره‌برداری مترو عامل اصلی تأخیرهای کلافه‌کننده قطارها شده و این کارکنان معتقدند شرکت مترو کمبود اعتبارات را بهانه کرده تا مردم را نسبت به دولت بدبین کند، شبکه تهران وقت مفصلی را به محسن هاشمی برای دفاع یک‌طرفه از خود اختصاص داد؛ وی در این برنامه تقصیر را بر گردن دولت انداخته و از سوء مدیریت خویش شانه خالی نمود. البته فرافکنی مسئولان متروی تهران با بالا گرفتن انتقادات موضوع جدیدی نیست. بازخوانی روند چندین ساله مدیریت مترو تصویری روشن از این دست برخوردها ارائه می کند. به عنوان مثال سال 78 بود که حرف و حدیث ها در مورد مشکلات مترو و ناکارآمدی مدیریت مترو شدت گرفت. در عین حال، اخباری مبنی بر ریزش تونل های مترو منتشر شد که مشکل را برای مسئولین آن دو چندان می کرد. آن روزها محسن هاشمی، مدیر عامل متروی تهران، خود در گفتگو با روزنامه "صبح امروز" به جوسازی و سیاسی کاری های مسئولین مترو اعتراف کرد. وی با صراحت تمام گفت: «شایعه ریزش مترو را خودمان دامن زدیم تا پول بگیریم!» او همچنین تاکید کرد: «گاهی در کشور برای جذب مسئولان به سوی پروژه ها و گرفتن اعتبارات لازم، احتیاج به مقداری جوسازی داریم!» در واقع اینکه گفته می شود مشکل متروی تهران سیاسی است و نه فنی، واقعیتی است انکارناپذیر که متاسفانه در مصاحبه آن روز های محسن هاشمی  نیز دیده می شود. اين مسائل و مشكل مديريت شهري كه به مسئله کاملا سياسي نزد مخالفان دولت تبديل شده به جايي رسيد كه احمدي نژاد سكوت را بشكند تا در خصوص مديريت شهري به ويژه مسئله متروي تهران از برنامه زنده "تهران ۲۰" كه حدود يك ساعت و ۴۵ دقيقه بطول انجاميد با مردم سخن بگويد. احمدي نژاد در بخشي از اين برنامه زنده تلويزيوني به مسئله متروي تهران و بودجه آن اشاره کرده و سوال نمود " 30 سال است كه كارهاي مترو در تهران انجام مي‌شود، اما اين سوال مطرح است كه ما چند كيلومتر مترو داريم و در چند كيلومتر آن قطار حركت مي‌كند؟" رئیس دولت همچنین تاکید داشت: « مجموع كمك دولت براي ساخت مترو قبل از اين دولت در حدود 100 ميليارد تومان بوده اما در اين دولت بيش از 600 ميليارد تومان به مترو كمك شده است.» بعد از این سخنان بود که بحث بودجه مترو بحث روز روزنامه‌ها و رسانه‌ها شد تا اينكه شهرداري يك روزه و در كمترين زمان بودجه قابل توجهي را به مترو داد تا شهرداری نیز در این میان از آب گل آلود مترو براي خود ماهي بگيرد. همچنین پس از این محسن هاشمي در مصاحبه‌ با روزنامه اعتماد انتقادات به جای احمدي نژاد را با آمار و ارقامی گنگ پاسخ داد. این در حالی است که در اذهان عمومی سخنان سردار رویانیان در گفتگوی ویژه خبری اخبار شبکه دو و نیز واگویی حقایق از جانب رییس جمهور در برنامه تهران 20 بخش مهمی از حرف و حدیث ها را پایان بخشیده بود. گفتنی است در این روزها دولت همچنین اعلام آمادگی کرده تا خود مدیریت مترو را در دست بگیرد و یک بار برای همیشه به مشکلات مترو که تاخیرهای مکرر و اعتراضات کارکنان را شامل می شود، پایان بخشد. اعلام تصمیم جدید دکتر محمود احمدی نژاد ریس جمهور  برای حل مشکلات حمل و نقل و معضل ترافیک شهر تهران بویژه باز گرداندن مدیریت شرکت راه آهن شهری تهران و حومه (مترو) به دولت بازتاب گسترده ای در میان مردم تهران و محافل رسانه ای داشته است؛ در حالی که این تصمیم دولت بر اساس اظهارات رییس جمهور در برنامه تلویزیونی شبکه تهران بر اساس بررسی های کارشناسی و در پی ثمر بخش نبودن کمک های دولت به مدیریت فعلی شرکت مترو اتخاذ شده و درچارچوب نگاه علمی و غیرسیاسی به حل مشکل ترافیک تهران موجب امیدواری مردم تهران به حل مشکلات ترافیکی پایتخت شده است برخی از فعالان سیاسی در اظهار نظراتی که در رسانه های منعکس شده ، این تصمیم را خلاف قانون ارزیابی کرده اند. این در حالی است که به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت مرور گذرایی بر تاریخچه شرکت راه آهن شهری تهران و حومه نشان دهنده آن است که تصمیم گیری درباره مدیریت آن در چارچوب اختیارات هیأت وزیران می باشد؛ همانطور که انتقال مدیریت این شرکت به شهرداری تهران در سال 79 و بر اساس مصوبه هیئت وزیران انجام شده است.  به هرترتیب به نظر می رسد این مشکلات که ارتباط مستقیم با طبقه متوسط جامعه دارد می بایست هرچه زود تر از مجرای قانونی و منطقی پایان پذیرد.

 

حزب الله و بازی مؤثر در آرایش سیاسی لبنان

نخست وزیر لبنان، سرانجام پس از پنج ماه طی هفته گذشته موفق به تشکیل دولت وحدت ملی لبنان با شرکت احزاب و سازمان های مختلف سیاسی این کشور از جمله حزب الله لبنان شد.

نکته مهم آنکه تشكیل دولت دستاورد سیاسی مهمی است كه میزان ضعف قدرت های غربی و آمریكایی ‌ها را در بدست گیری اوضاع لبنان و ایجاد مناقشه و جنگ داخلی در این کشور نشان می دهد؛ ضمن اينکه حضور دو مسئول سرشناس حزب الله که به رغم مخالفت آمريکا و تهديد رژيم صهيونيستي صورت مي گيرد شکست دیگر واشنگتن و تل آويو در تأثیر گذاری بر معادلات سياسي لبنان به شمار می رود.

اما بن بست اخیر پس از آن چهره جدی خود را نشان داد که سعد حریری پس از پیروزی ائتلاف تحت رهبری او در انتخابات پارلمانی گذشته مأمور تشکیل کابینه گشته بود لیکن به علت وجود اختلاف نظر میان اکثریت و اپوزیسیون تحقق این امر تا دوشنبه گذشته به درازا کشید. معرفی کابینه اما پس از آن صورت گرفت که رهبران گروه های مخالف موسوم به ۸ مارس شامل سیدحسن نصر الله دبیر کل حزب الله، نبیه بری رئیس پارلمان، میشل عون رئیس جریان ملی آزاد و سلیمان فرنجیه رئیس جریان المرده در نشست شامگاه جمعه ۱۵ آبان ماه موافقت خود را با شرکت در کابینه پیشنهادی اعلام کرده بودند.

دولت جدید لبنان که سه شنبه گذشته نخستین جلسۀ خود را تشکیل داد دارای سی عضو است؛ از این عده پانزده نفر به اکثریت پارلمانی کشور تعلق دارند؛ ده تن از اپوزیسیون لبنان اند و پنج عضو بی طرف کابینه منصوب میشل سلیمان، رئیس جمهوری لبنان به شمار می روند؛ این 5 عضو را وزیر دفاع ومعاون نخست وزیر، وزیر کشور و سه تن از وزرای مشاور تشکیل می دهند. گفتنی است در کابینه وحدت ملی لبنان هیچ حزب و گروهی از حق وتو برخوردار نیست و حق داوری یا حکمیت در موارد مورد اختلاف با میشل سلیمان، رئیس جمهوری است. همچنین در کابینۀ جدید دو زن حضور دارند و پست های وزیر کشاورزی و وزیر مشاور در امور اصلاحات اداری نیز به حزب الله لبنان رسیده است که برای سومین بار در تاریخ تشکیل خود وارد کابینه می شود.

با توجه به ترکيب کابينه وحدت ملي و دستيابي گروه هاي اسلامي و ملي به يک سوم موثر در آن، رویداد اخیر پيروزي آشکار براي جريان حامي استقلال و تماميت ارضي لبنان به شمار مي رود. افزایش حضور نمایندگان حزب‌الله در تركیب جدید دولت، پیام مسرت بخشی به دوستان و نیز هشدار به لابی یهود و جامعه جهانی مبنی بر افزایش قدرت سیاسی حزب‌الله نسبت به پیش از جنگ جولای 2006 بشمار می رود.

در همين حال اکثریت احزاب و گروه هاي لبنانی نیز از تشکيل کابينه وحدت ملي استقبال کردند. در این البته برخي گروه هاي منتصب به جريان 14 مارس تا به امروز به صورت علني يا تلويحي مخالفت يا ابراز نارضايتي خود را از نحوه شکل گيري کابينه اعلام داشته اند؛ حتي برخي از احزاب مانند حزب کتايب تهديد به تعليق عضويت در کابينه داشته اند. معترضان نحوه شکل گيري کابينه اما به سه دسته تقسيم مي شوند: دسته نخست گروهی اند که در کابينه جديد جايي ندارند؛ دسته دوم احزابي هستند که از سهم اختصاص يافته در کابينه راضي نيستند و دسته سوم مانند حزب مسيحي نيروهاي لبناني به رياست سمير جعجع يا فالانژهاي هم دست اسرائيل در جنگ هاي داخلي که از حضور قوي حزب الله در کابينه ناراحت هستند و اين نارضایتی را تحت عنوان امتياز دهي بيش از حد به جريان هشت مارس ابراز مي دارند.  

فارغ از تعریف ها و تمجیدهای احزاب سیاسی، تشکيل کابينه وحدت ملي بازتاب گسترده اي در بين مردم این کشور لبنان داشته است. لبناني ها که 136 روز در انتظار تشکيل کابينه بودند از اين بابت ابراز رضايت مي کنند و اميدوارند با توجه به مشارکت واقعي همه گروه هاي سياسي مؤثر در کابينه، دولت جديد اين کشور بر مشکلات سياسي، امنيتي و اقتصادي فائق آيد. رسانه های داخلی لبنان نیز البته از اظهار نظر پیرامون این اتفاق مهم مبری نبوده اند؛ با توجه به گرايش رسانه ها به گروه هاي سياسي مواضع آنها تحت تاثير گرايش اين گروه ها قرار گرفته و از اين رو اکثر رسانه های پر مخاطب لبنانی با ديد مثبت به اصل تشکيل کابينه وحدت ملي می نگرند. همچنین برخي از رسانه هاي ارتباط جمعي لبنان با اشاره به مواضع منفي و تهديد آميز آمريکا و رژيم صهيونيستي درباره مشارکت حزب الله در کابينه، حضور قوي مقاومت را پاسخ قاطع به اين تهديدات و دخالت ها دانسته اند. در این میان رسانه های خارجی نیز هریک به زعم خویش این رویداد را نقد و بررسی نمودند. در این میان شبکه عربی زبان العالم تشکيل دولت وحدت ملي را خواسته مردم لبنان دانسته و اين رویداد را در ذیل تأیید و حمایت معنوی ایران، سوريه و دیگر هم پيمانان مقاومت در لبنان دانسته است. بی بی سی اما توافق بر سر تشکیل کابینه پس از چهار ماه بحث و نزاع را در پذیرش حزب الله و متحدانش برای حضور در دولت سعد حریری تحلیل می نماید.

دویچه وله نیز در تحلیلی روند شکست این بن بست را در دیدار چندی پیش سید حسن نصرالله رهبر حزب‌الله لبنان و ولید جنبلاط رهبر "حزب سوسیالیست مترقی" که ارگان اصلی دروزی‌ها است می داند. گفتنی است سخنگوی جدید وزارت امور خارجه کشورمان نیز در اولین موضع گیری رسمی خود با ابراز امیدواری از چشم انداز پیش روی دولت جدید لبنان اظهار داشته بود: «امیدواریم دولت جدید بتواند در پرتو همدلی و هوشمندی، مشارکت و همکاری واقعی نمایندگان کلیه گرایشات سیاسی داخلی در تصمیمات مهم و حس مسئولیت دلسوزانه اعضای جدید کابینه وحدت ملی، گام های استواری را در مسیر تحکیم ثبات، رشد و توسعه همه جانبه بردارد.» رامین مهمان پرست همچنین خاطر نشان ساخته ایران از اینکه مردم، گروه ها و رهبران لبنان پس از 15 ماه بن بست سیاسی توانستند با اجماع داخلی به عنوان تنها عنصر پیشبرد سازنده امور، دولت مورد نظر خود را تشکیل دهند، خرسند بوده و ازتحولات دلگرم کننده استقبال می نماید. بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد، نیکلا سارکوزی رئیس جمهوری فرانسه و فرانکو فراتینی وزیر امور خارجه ایتالیا از دیگر شخصیت های رسمی سایر کشورهایی اند که دوشنبه شب گذشته در پی اعلام تشکیل دولت جدید لبنان، ضمن ابراز خرسندی از این امر به نخست وزیر لبنان تبریک گفتند.

ایران و قدرت نمایی در آب های نیلگون جنوب

هفته گذشته با حضور وزرای دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، راه و ترابری و صنایع و معادن دو فروند یدک کش نسل جدید با قدرت 2 هزار و 400 اسب بخار با نام خلیج فارس 1 و 2 رونمایی شد.

این رونمایی که در حاشیه برگزاری یازدهمین همایش صنایع دریایی و چهارمین نمایشگاه بین المللی صنایع دریایی و دریانوردی در کیش انجام پذیرفت برگ زرین دیگری بر سوابق درخشان پیشرفت های تسلیحاتی کشومان به شمار می رود. نکته مهم آنکه مراحل طراحی، ساخت و تولید این شناورها به دست توانای متخصصین افتخارآفرین صنایع دریایی کشورمان صورت گرفته است. ساخت این یدک کش ها تحت نظارت موسسه بین المللی LR صورت گرفته که طی یک دوره 45 روزه کلیه آزمایشات لازم با حضور ناظرین و مشاورین کارفرما با موفقیت انجام و گواهینامه آن از سوی موسسه مذکور صادر شده است.

از ویژگی های این شناور تجهیز آن به سیستم تجزیه کننده آلودگی در دریا است که در صورت ایجاد آلودگی در بنادر و دریاها قادر به رفع آلودگی از آب دریا خواهد بود. همچنین این شناور ها با داشتن دیزل پمپ آتش نشانی قابلیت اطفای حریق در سواحل و دریا را دارند.

در هفته اخیر همچنین یک فروند شناور مسافربری ساخت وزارت دفاع نیز رونمایی شد. این شناور با مواد ترکیبی کامپوزیت با روشی نوین بدون استفاده از دست و به طور کاملا اتوماتیک ساخته شده که سرعت آن 20 به علاوه 2 گره دریایی و با ظرفیت جابه جایی 33 مسافر و خدمه است.

این رونمایی ها در کنار انتشار خبر توليد چند نوع جت شکاري همچون صاعقه و بمب هاي هوشمند و ليزري همچون رعد، همچنین توليد زيردريايي، ناوشکن، پهباد و شناورهاي رادارگريز و انواع موشکها تنها بخشي از توانمندي هاي بومي آزمایش شده از ابتداي سال جاري تا به امروز است.

پیشرفت های علمی و فناوری کشورمان در سال های گذشته علیرغم شرايط تحريم و بدون کمک خارجي همواره برای مردم ايران و دوستداران نظام جمهوري اسلامي موجد احساس امنيت و غرور و اتکا به توان بازدارندگي در برابر تجاوز دشمنان بوده است؛ در عین حال این توانمندی ها غرب را وادار به تجدید نظر پیرامون نوع نگاه به ایران نموده است. جالب آنکه با وجود گرايشات غربی برخی کشورهای همسایه ایران و با وجودی که ظرفيت نگراني در برابر نمايش توانمندي هاي ايران را دارا هستند، کشورهای فوق در طول این سال ها با آرامش خاطر نظاره گر نمايش توانمندي هاي ايران بوده اند. ایشان به خوبي مي دانند که علیرغم جو سازی های غرب در اصول سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، تجاوز و اشغال جايي نداشته و احترام به تماميت ارضي و استقلال ملت ها از مباني غيرقابل تغيير تهران به شمار مي آيد. مطمئنا وجود ايرانی قدرتمند به عنوان قدرت منطقه اي در مقایسه با حضور بیگانه در الگوهایي چون افغانستان و عراق بسیار بیشتر به صلاح منطقه و کشورهای آن خواهد بود.

13 آبان، روز ناامیدی و ناکامی بیگانه

سيزدهم آبان 1358 یاد آور خاطره تسخیر ساختمان سفارت آمريكا در تهران توسط جمعي از دانشجويان انقلابی وقت است. تسخیر لانه جاسوسی اما از آنجا پر اهمیت می نمود که از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران تا زمان حمله به سفارت، ديپلمات هاي آمريكايي مستقر در سفارتخانه‌ از هيچ تلاشي در جهت مقابله با نظام نوبنياد جمهوري اسلامي ايران فروگذار نمي‌كردند. تماس با سركردگان گروه هاي ضد انقلاب، ارتباط حمايتي با شبكه‌هاي كودتا و براندازي در داخل كشور و تأمين مالي گروهك هاي تروريستي كه در غرب و جنوب ايران به انفجار در لوله‌هاي نفتي و يا ايجاد ناامني و بي‌ثباتي در مناطق كردنشين مشغول بودند و... از جمله بخشی از عملكرد مأموران سياسي فعال در ساختمان سفارت آمريكا بود. با اين حال سفارت آمريكا زماني توسط دانشجويان تسخير شد كه این کشور خواست مشروع ملت ايران در استرداد شاه و اموال و دارايي‌هاي بلوكه شده ايران را ناديده گرفت و حتي امكاناتي وسيع در اختيار فراريان حكومت شاه گذاشت تا تشكيلات خود را عليه انقلاب سازماندهي و فعال كنند.
تسخير لانه جاسوسي آمريكا در تهران از ابتدا با حمايت امام خميني مواجه گرديد. امام تصرف لانه جاسوسي توسط دانشجويان را «انقلاب دوم» لقب دادند و در سخناني تاریخی، از اين اقدام با جملات ذیل حمايت قاطع نمودند: «شما مي‌بينيد كه الان مركز فساد ‌آمريكا را جوان ها رفته‌اند گرفته‌اند و آمريكایي ها را هم كه در آنجا بودند گرفتند و آن لانه فساد را بدست آوردند و آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند...»

بدین ترتیب 13 آبان روزی تاریخی براي ابراز آشكاراي انزجار از استكبار لقب گرفت. استكبار امروز اما با 30 سال پيش در شكل و قيافه، توان، هدف و برنامه هايش تفاوت هاي زيادي دارد. با ظهور انقلاب اسلامي و پيشرفت روز به روز اين انقلاب كه در گذر زمان روز به روز عيان تر و آشكارتر به چشم مي‌آيد طبيعتا توان دشمن آن كمتر شده و درنتيجه شيوه هاي نبردش متفاوت‌تر؛ بر این مبنا جنگ نرم و رسانه ای در رویکرد جدید استکبار به عنوان ابزاری نوین مورد استفاده قرار گرفته است. با وجود بهره مندی از امکانات وسیع تبلیغاتی راهپيمايي 13 آبان امسال اما در تهران باشكوه تر از سال هاي قبل برگزار شد. این خبر بیش از هر چیز برای رسانه های کشورهای خارجی مأیوس کننده می نمود؛ رسانه هایی که با تلاش گسترده به حضور مخالفان و تضعیف نظام چشم امید دوخته بودند. جالب آنکه بر اساس برآوردها ميزان حضور گسترده مردم در مراسم روز ملي مبارزه با استكبار جهاني در مقابل لانه جاسوسي چندين برابر سال‌هاي گذشته ارزيابي مي‌ شد. این میزان حضور پاسخی کوبنده به تكاپوي تشنج طلبان و رسانه‌‌هاي بيگانه در غلبه حضور مخالفان در برابر مدافعان نظام مقدس جمهوری اسلامی و شکست مفتضحانه استکبار در تحریف این روز تاریخی با وجود گذشت سی سال از انقلاب است.

این در حالی است که شبکه های خبری غرب که از مدت ها پیش تلاش مشترکی را برای وارونه نمایی این روز انجام داده بودند؛ برای تاثیر گذاری بیشتر از هیچ امری چشم پوشی نداشتند.

بر این اساس بی بی سی رسانه انگلیسی هفته گذشته در برنامه ای تلویزیونی چنین گزارش نمود: «بسیاری از مخالفان بر استفاده از مراسم دولتی 13 آبان به عنوان یک تجمع اعتراضی دیگر تاکید کرده اند و درخواست ها برای شرکت معترضان در این تظاهرات در هفته های اخیر اوج گرفته است.»

بی بی سی تاکید دارد :«اولین بار که معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری از یک مراسم دولتی برای ادامه اعتراضات خود استفاده کردند به روز قدس در روز 27 شهریور مربوط می شد، اما اکنون با بازگشایی دانشگاه ها و مدارس، به نظر می رسد آنها مقدمه چینی مفصل تری برای 13 آبان کرده باشند.» این شبکه می افزاید همزمان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از احزاب اصلاح طلب در بیانیه ای به مناسبت 13 آبان بر اهمیت آن در مبارزه با استبداد داخلی تاکید کرده است. این سازمان می نویسد: "همچنان که نمی توان تحت سلطه خارجی به تحقق آزادی و حاکمیت اراده ملت بر سرنوشت خویش دل بست، با حضور استبداد و دیکتاتوری نیز نمی توان به استقلال و عزت و سربلندی کشور در برابر قدرت های بیگانه امید داشت."

همچنین پیش تر این شبکه استعماری با نقل گزارشی از پایگاه اینترنتی"موج آزادی"از فراخوانی ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و موسوی برای شرکت معترضان در این راهپیمایی و در پاسخ به دعوت رئیس جمهوری قانونی! میرحسین موسوی خبر داده بود. به گزارش شبکه تلویزیونی روباه پیر مهدی کروبی و میر حسین موسوی، به عنوان رهبران اصلی جنبش سبز و همچنین شمار دیگری از گروه ها و تشکل های اصلاح طلب با صدور بیانیه هایی خواستار حضور طرفداران خود در تظاهرات روز چهارشنبه شده بودند.

"بامداد خبر" وبسایت نزدیک به دانشجویان افراطی دوم خرداد نیز با تبعیت از حامیان بیگانه اش از تصمیم به حضور بی سابقه دانشجویان معترض در 13 آبان گزارش می نمود.

خبرگزاری دولتی فرانسه دیگر شبکه موثر در تبلیغات اخیر بود. این شبکه گزارش خود را در پایگاه خبریش ذیل عنوان " وحشت رژیم از تظاهرات ضد حکومتی 13 آبان" درج نمود.

خبرگزارى فرانسه همچنین  از تبدیل مراسم 13 آبان امسال به جلوه اعتراضات خيابانى عليه دولت احمدى نژاد خبر داده بود. صدای آمریکا دیگر شبکه این مجموعه، حضور گسترده معترضان را در این روز پیش بینی می نمود.

با فرا رسیدن 13 آبان اما غرب بار دیگر دریافت که در تحلیل ها پیرامون مردم ایران به خطا رفته است. حضور قشر بسیجی و متدین در این روز چنان جلوه گر بود که حضور کم رنگ سبز پوشان را سایه گونه می نمود.

بر این پايه خبرنگاران و گزارشگران رسانه‌هاي بيگانه مسحور حضور توفنده مردم غيرتمند ايران اسلامي به ارسال گزارش‌هايي درباره اين مراسم ‌پرداختند و جالب آنکه در این میان مشهود بودن غلبه مدافعان انقلاب در مقابل معترضان بر پایه دخالت های پلیس تعبیر شد. شبکه  voanewsبر این اساس گزارش نمود: «پليس ايران با تظاهرکنندگان مخالف که تظاهرات عليه دولت را در سالگرد اشغال سفارت آمريکا در تهران از سر گرفتند، درگير شد.»

در همین حال خبرگزاری های "رویترز" و "فرانس پرس" در مطلبی کذب از توسل پلیس به باتوم و گاز اشک آور برای متفرق نمودن معترضان خبر داده اند.

همچنین گزارشات بی بی سی که در دروغ پردازی شهره است در خصوص استفاده از سلاح گرم توسط پلیس و جراحت چندین نفر از شرکت کنندگان در تجمع 13 آبان و با نقل از شاهدان خیالی جلب توجه می نمود.

در پایان گزارش باید اشاره نمود که شبکه بی بی سی در پایگاه خبریش همچنین در خبری بحث بر انگیز با انتشار موضع گیری خائفانه منتظری برای القای تجدید نظر ایرانیان در رابطه با آمریکا چنین درج می نماید: «آیت الله حسینعلی منتظری، از مراجع تقلید شیعه در قم، در پاسخ به سوالات وبسایت "موج سبز آزادی" در مورد اشغال سفارت آمریکا در سال 1358 آن را اقدامی نادرست ارزیابی کرده است.» هماهنگ با این سیاست که مبتنی بر واگویی وارونه حقیقت و اعلام پشیمانی دروغین ایرانیان در قطع رابطه با آمریکا است  ديلی تلگراف مي نويسد مخالفان تسخیر لانه جاسوسی قصد دارند با نوشتن نامه ای به اوباما بگويند که امروزه تنها گروهی اندک به گروگانگيری کارکنان سفارت افتخار می کنند، کسانی که امروز مردم ايران را به گروگان گرفته اند! در حالی این روزنامه چنین خبر داده بود که حضور پرشکوه مردم در 13 آبان 1389، با اثبات یاوه گویی های این رسانه ها، برگ زرینی را در تاریخ انقلاب رقم زد.

 

رؤیای کاذب غرب در اختلاف افکنی میان مجلس و دولت

در حالی که بحث کارشناسی دولت و مجلس برای هدفمند ساختن یارانه ها در این روز ها بالا گرفته همزمان شبکه های خارجی این اتفاق را چون گذشته به اختلاف و دو دستگی اصول گرایان تعبیر نموده اند. بر این اساس دویچه وله صدای آلمان در ذیل گزارشی با عنوان "احمدی‌نژاد هزاران میلیارد بدون نظارت مجلس می‌خواهد" از ریاست جمهوری ایران انتقاد نموده است. صدای آمریکا اما با تیتر " هشدار احمدی نژاد به مجلس؛ لایحه یارانه ها را پس می گیرم" نوشته است: «محمود احمدی نژاد بدون اطلاع قبلی در جلسه علنی مجلس حاضر شد و در یک سخنرانی غیرمنتظره هشدار داد که اگر نمایندگان در صدد باشند لایحه هدفمند کردن یارانه ها را به لایحه بودجه متصل کنند، لایحه هدفمند یارانه ها را پس بگیرد.» بی بی سی اما  گزارش خود را بر محوریت اکراه لاریجانی در پذیرش درخواست احمدی نژاد برای سخنرانی قرار داد. این شبکه در پایگاه اینترنتی خود می نویسد: « حضور ناگهانی آقای احمدی نژاد در جلسه مجلس و سخنرانی او با انتقاد برخی از نمایندگان نیز مواجه شده و از جمله احمد توکلی، نماینده تهران، گفته است که اقدام رئیس جمهوری در ایراد سخنرانی از پیش اعلام نشده غیرقانونی بوده است.»

اما در حالی این رسانه ها از اختلاف مجلس و دولت می نویسند که پس از سخنان رئیس جمهوری در صحن علنی مجلس درباره نگرانی دولت از تصویب واریز تمام منابع حاصل از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها به حساب خزانه‌داری کل، علی لاریجانی رئیس مجلس با تائید نگرانی دولت بابت تصمیم نمایندگان، اظهار داشت: «ما این دغدغه که لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها نباید دستخوش تغییرات لحظه‌‌ای شود را قبول داریم.» در پایان بایستی خاطر نشان ساخت که امید است مردم و کارشناسان با بی توجهی به تشنج آفرینی تبلیغاتی دشمن با کمی صبر از این موضع حساس نیز سربلند بیرون آیند.

 

کیش و مات غرب در شطرنج سیاسی با ایران

تحولات مربوط به مذاکرات اتمی ایران از ماه گذشته تا کنون افت و خیز بالایی را نشان می دهد؛ مذاکرات دچار رکود گروه 1+5 با ایران اما با سفر جلیلی به سوئیس پس از ماه ها تکانی خورده و با مذاکرات ماه گذشته ژنو دورنمای جدیدی به روی مناسبات ایران و جهان قابل تصور گشت. در این میان پافشاری عزت مدارانه کشورمان بر حق قانونی خود در تداوم روند غنی سازی اورانیوم و یا پذیرفتن پیشنهاد تحویل اورانیوم غنی شده با غلظت کم به یک کشور ثالث و دریافت اورانیوم غنی شده بیست درصد و تن دادن غرب به پذیرش ایران هسته ای، اروپا و آمریکا را بر سر دو راهی دشواری قرار داد. با این حال این تمام ماجرا نبود چون ایران پیشنهاد دوم را کنار گذاشته و شرایط را برای غرب بیش از پیش بحرانی نمود.

در این بین آژانس در مذاکرات خود پیشنهاد نمود تا با تضمین حقوقی این نهاد، ایران 1200 کیلوگرم از مجموع 1500 کیلوگرم اورانیوم غنی شده خود با غلظت پایین را به کشوری دیگر به فرستد تا در ازای آن سوخت لازم برای راکتورهای اتمی را دریافت کند. این طرح به تائید آمریکا، فرانسه و روسیه نیز رسید اما آنچه باعث شد این طرح نیز غرب را از فضای بسته پیش رو نجات نبخشد، مخالفت مسئولین جمهوری اسلامی با طرح فوق است؛ از جمله این مسئولین علی لاریجانی رئیس مجلس ایران بود که این پیشنهاد را "فریبکاری غربی ها " توصیف کرده بود. منوچهر متکی وزیر امور خارجه نیز از "هوشیاری" کشورمان سخن گفته و افزوده بود: «جمهوری اسلامی و نظام ودولت درارتباط با مسائلی که با آنها روبرو ست، در دام هیچ دولتی نخواهد افتاد.»

پاسخ غیر مستقیمی که از سوی ایران به طرح آژانس داده شد عملا در جهت مخالف توافقات کشورهای غربی است. بر این اساس به نظر مسئله تحویل اورانیوم ایران به کشور ثالث به کلی از روی میز کنار رفته و ایران خودش را به عنوان خریدار اورانیوم بیست درصد معرفی نموده است. غرب اینک مردد است که این چرخش در کل روند بحث های اتمی چه جایگاهی دارد و از کجا ناشی می شود؛ الزامات سیاست ایران برای این موضع کدام است و پیامدهای آن برای وجهه غرب چگونه پیش بینی می شود؟ از طرفی 1+5 به خوبی می داند که در صورت امتناع از فروش اورانیوم 20 درصد به ایران، کشورمان در این زمینه نیز بر منوال گذشته با خود اتکایی به تنهایی بر این مهم نائل می شود. آچمز شدن غرب البته از دید رسانه های این کشورها نیز پنهان نمانده؛ دویچه وله، صدای آلمان در این باره گزارش می نماید: «امروز در زمینۀ غنی سازی ایران نسبت به سال های دهۀ هشتاد میلادی، از موضع محکم تری برخوردار است. تعلیق غنی سازی و بازگشت به وضعیت مذاکرات در زمان آقای خاتمی غیر ممکن است. وضعیتی که در آن محمد خاتمی تعلیق را پذیرفته بود ولی غرب به تعهدات خود یعنی بازگرداندن پروندۀ هسته ای ایران از شورای امنیت به آژانس عمل نکرد.» رسانه های غربی همچنین با اشاره به مذاکرات اخیر چنین تحلیل می نمایند: «جمهوری اسلامی با مهارت دو استراتژی را دنبال کرده است؛ یکی فرسایشی کردن مذاکرات و خرید وقت و دیگری ایجاد شکاف در میان طرف های مذاکره کننده؛ کنار گذاشتن فرانسه از لیست کشورهای متقاضی فروش اورانیوم 20 درصد در همین چارچوب قابل ارزیابی است.»

فضای این چنینی غلبه ایران در هفته های گذشته البته باعث شد تا مقامات رژیم اشغالگر قدس به کمک متحدانشان برآمده و با طرح خیالی مذاکره با ایران به عنوان اتفاقی پر حاشیه،  سعی در منحرف ساختن رسانه ها و جلوگیری از معطوف شدن نگاه ها به موفقیت ایران داشتند.

براساس گزارش غیر واقع روزنامه هاآرتص چاپ تل آویو، این دیدار را سلطانیه نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی و خانم زفری – ادیز مدیرکل سیاست گذاری و کنترل تسلیحات کمیسیون انرژی هسته ای اسرائیل  در هتل "فور سیزنز" قاهره و در جریان نشستی به میزبانی کمیسیون بین المللی منع گسترش تسلیحات و خلع سلاح اتمی با یکدیگر داشته اند! بنا بر گزارش این روزنامه در این جلسه نمایندگان کشورهای دیگری از جمله چند عضو اتحادیه عرب مانند اردن، مصر، تونس، مراکش، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و همچنین، ترکیه و آمریکا و هیدتی از اتحادیه اروپا هم حضور داشتند و در حالی که جلسه پشت درهای بسته و به طور کاملا محرمانه برگزار گشته روزنامه استرالیایی ایج (Age) از طریق منابع دولتی این کشور به خبر برگزاری این جلسه و کلیات مذاکرات آن دست یافته است! در ادامه و در پاسخ به سئوال بی بی سی در مورد صحت گزارش روزنامه هاآرتص، سخنگوی کمیسیون انرژی هسته ای اسرائیل و سخنگوی دولت این کشور کلیات این گزارش ها را مورد تایید قرار داده اند اما در مقابل واحد مرکزی خبر کشورمان به نقل از علی شیرزادیان، سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران در واکنش به این خبر، گزارش نمود: "این دروغ عملیاتی روانی برای تاثیرگذاری روی موفقیت مستمر دیپلماسی پویای ایران در نشست های ژنو و وین است."

 به هرحال در نگاه کلی به فضای بین الملل و با عنایت به تحلیل کارشناسان از جمله متخصصان غرب چنین بر می آید که منش دولت اصولگرا در مذاکره از موضع قدرت به نظر جواب داده و اینک غرب مجبور به پذیرش شکست در عرصه دیپلماسی و پایان بازی سیاسی در مقابل تهران است؛ البته بی شک با گذشت زمان زوایای دیگر ناکامی غرب بیش از پیش عیان خواهد شد.

اردوغان و سفر پرحاشیه به تهران

رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه و هیأت ۲۰۰ نفره از صاحب منصبان سیاسی و اقتصادی این کشور در سفری به تهران طی مذاکراتی جدی، افزایش تبادلات تجاری و همکاری های اقتصادی را دنبال نمودند؛ البته در حالی این سفر مرتبط با مباحث انرژی خوانده شد که روزنامه های کشورهای اروپایی اهمیت سفر اخیر را در مذاکره پنهان آنکارا برای میانجیگری در روابط ایران و آمریکا تفسیر نمودند.

از جمله روزنامه‌های ترکیه  ضمن اشاره به اهمیت اقتصادی این سفر خبر می‌دهند که نخست وزیر این کشور پس از دیدار با مقامات تهران به دعوت باراک اوباما به آمریکا سفر خواهد کرد تا پیام رسان تهران- واشنگتن باشد. روزنامه نیویورک تایمز نیز در آستانه سفر اردوغان خبری منتشر کرد مبنی بر اینکه نخست وزیر ترکیه برای میانجیگری بین ایران و آمریکا در تلاش است. البته اعتماد جریده داخلی نیز  از همین احتمال سخن گفته است. 

 این گمانه زنی ها البته از آنجا آب می خورد که اردوغان پس از ورود به تهران در شامگاه دوشنبه چهارم آبان نه تنها به گفتگو با رئیس جمهوری اقدام نمود که در دیدارهایی پر اهمیت با مقام معظم رهبری، ریاست مجلس و وزیر امور خارجه نیز دیدار نمود.

البته با صرف نظر از گمانه زنی ها آنچه مبرهن می نماید اهمیت فراوان سفر اردوغان از منظر سیاسی و اقتصادی است. هر دو کشور مصمم هستند سطح مناسبات تجاری را از ۱۱ میلیارد دلار به ۲۰ میلیارد دلار ارتقاء دهند؛ همچنین با پشتوانه مردمی مشترک، دو کشور میل جدی در نزدیکی سیاسی و استراتژیکی در زمینه ها و عرصه های گوناگون دارند. بر همین اساس وزیر امور خارجه ترکیه، وزیر انرژی و منابع طبیعی، وزیر مشاور در امور تجارت خارجی، ۱۸ نماینده مجلس، حدود ۱۰۰ نماینده صاحبان صنایع و تجار از بخش خصوصی این کشور و همچنین بیش از ۴۰ تن از نمایندگان رسانه‌های مهم ترکیه اردوغان را در این سفر همراهی می‌کردند.

گفتنی است ایران و ترکیه عضو سازمان همکاری اقتصادی اکو و اجلاس کشورهای اسلامی هستند و مطابق آنچه خبرگزاری ایرنا درباره مناسبات دو کشور می‌نویسد "دارای بیش از ۵۰۰ سال مرزهای امنیت و صلح بوده و قدمت روابطشان بیشتر از تاریخ حیات بسیاری از کشورهای دنیا است؛" همچنین سالانه ۵۰۰ هزار ایرانی بدون نیاز به دریافت ویزا برای کار یا استراحت به ترکیه مسافرت می‌کنند. در حال حاضر اما مهمترین عرصه‌ همکاری ایران و ترکیه انرژی است. ترکیه دارای بالاترین مبادلات گازی با ایران و پل ارتباطی صادرات احتمالی انرژی ایران به شرق اروپا محسوب می‌شود و شرکت‌های ترک نیز که به لحاظ سرمایه گذاری های خارجی در ایران دومین رتبه را دارند بنا بر موقعیت جغرافیایی و استراتژیکی ویژه ایران علاقه مند جدی به گسترش روابط به شمار می روند.

نکته ای که در این برهه دو کشور را بیش از پیش در صحنه بین المللی در کنار یکدیگر قرار داده  موضع‌گیری مدافعانه اردوغان در خصوص مسئله هسته ای ایران و اعلام رسمی مخافت با برخورد دوگانه غرب در خصوص مسئله هسته ای کشورمان و نیز انتقادات تند وی به شیمون پرز در اجلاس داووس و نیز دستور لغو پرواز هواپیماهای اسرائیلی بر فراز خاک ترکیه است. تصمیم ترک ها در مشخص ساختن خط قرمز ها با اسرائیل تا حدی رژیم صهیونیستی را به واهمه انداخته که رسانه های این کشور در گزارشی با عنوان" اسراییل متفقانش را از دست می دهد" نوشتند: «جنجال سیاسی میان اسراییل و ترکیه در حالا بالا گرفتن است.» مقامات اسرائیلی نمی خواهند اوضاع به وجود آمده را بیش از پیش غم انگیز جلوه دهند.  با این حال یکی از مقامات وزارت امور خارجه اسراییل به "ورمیا نووستی" اطلاع داد که اوضاع در خصوص روابط با ترکیه کاملا جدی است. همزمان با فاصله گرفتن ترکیه از اسرائیل این کشور تلاش می‌کند کشورهای همسایه را از نظر توجه ویژه در اولویت قرار دهد. در راستای همین سیاست ترکیه با سوریه ۱۲ قرار داد همکاری امضا کرد و علاوه بر این سوری‌ها نیز مثل ایرانی‌ها می‌توانند بدون صدور روادید به ترکیه سفر کنند. اخیرا اردوغان در دیدار از عراق نیز ۴۸ قرارداد دوجانبه امضا کرد. برخی از روزنامه‌های ترکیه می‌نویسند سیاست خارجی جدید این کشور نقش ترکیه را در میان کشورهای مسلمان منطقه تقویت خواهد کرد و سفر اردوغان به پاکستان و ایران نقطه اوج این سیاست خواهد بود.

"پیشین"و بازگویی جان فشانی جاودانه

 

سالیان سال است که خدمتگزاران سپاه، جان برکفان بسیجی و مردمی، سربازان نیروی انتظامی و عموم ساکنین سیستانی مورد حملات وحشیانه گروهک های مورد حمایت غرب قرار می گیرند. در آخرین مورد هفته گذشته مزدوران وابسته به استکبار، گروهي از سران قبايل عشاير و نیز تعدادی از برادران سپاهی را در منطقه "پیشین" حد فاصل شهرستان های سرباز و چابهار در جنوب سیستان و بلوچستان، به شهادت رساندند. از جمله اهداف این حمله انتحاری سردار نورعلی شوشتری، جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرمانده قرارگاه قدس،‌ سردار محمدزاده فرمانده سپاه استان سیستان و بلوچستان، فرمانده سپاه ایرانشهر و فرمانده سپاه سرباز و فرمانده تیپ امیرالمومنین (ع) بوده اند که همگی به درجه رفیع شهادت نائل گشتند.

اكنون پس از انجام این ترور ناجوانمردانه، افكار بیش از همه به سوی گروه تروریستی عبدالمالك ریگی به  عنوان متهم احتمالی معطوف شده است. این گروه كه ید طولایی در اقدامات تروریستی، قتل و غارت و گروگانگیری علیه مردم سیستان و بلوچستان و جان بركفان نیروی انتظامی و سپاه دارد، تا كنون در فجایعی چون تاسوكی، دارزین و سراوان ده ها تن از هموطنان را كشته و مجروح كرده یا ربوده و 3 سال پیش هم با حمله به اتوبوس كاركنان سپاه زاهدان، شماری را به شهادت رساند. سایت نزدیك به این گروه هم این عملیات را استشهادی! و ذیل عنوان" حمله مبارزان جان بركف مقاومت بلوچستان" خواند و مدعی كشته شدن 60 تن شد. هرچند البته گزارش ها تعداد شهدای این اقدام كور تروریستی را حدود 20 نفر تخمین می زنند.

در این میان آنچه بیش از همه قلب انقلابیون و دوستداران را لرزاند البته بی شک از دست دادن چهره ای چون سردار نورعلی شوشتری است. وی که از فرماندهان پر افتخار و یارگاران نامدار دفاع مقدس محسوب می شود در دوران قبل و بعد از انقلاب و در عملیات های مختلف و در همرزمی با شهیدان بزرگواری همچون مهدی باکری نامی طلایی از خود بر جای گذاشت. با وقوع عملیات مرصاد وی به توصیه مقام معظم رهبری مسئولیت این عملیات غرور آفرین را بر عهده گرفت و به نقل از شهید صیاد شیرازی فرماندهی خوبی از خود به نمایش گذاشت تا جایی که در تماس مرحوم حاج سید احمد خمینی با وی و ابلاغ گزارش پیشرفت عملیات توسط آن مرحوم به امام خمینی (ره)، حضرت امام خطاب به سردار شوشتری می فرمایند: "در این دنیا که نمی توانم کاری بکنم. اگر آبرویی داشته باشم در آن دنیا قطعاً شما را شفاعت خواهم کرد." فرماندهی لشگر5 قرارگاه نجف، قرارگاه حمزه و جانشینی فرمانده نیروی زمینی سپاه بخشی از مسئولیت های این فرمانده بزرگ و شهید والا مقام است. وی از اول فروردین 88 نیز با حفظ سمت، فرماندهی قرارگاه قدس زاهدان را عهده دار شد و موفق گردید با تلاشی پیگیر و مجاهدتی خستگی ناپذیر ایجاد اتحاد بین طوایف شیعه و سنی را در این استان به افتخارات خود بیفزاید. سردار بارها در جمع همرزمانش گفته بود آرزو دارم جسم ناقابلم در راه خدا تکه تکه شود. وی با اطلاع بر خطرات منطقه مرزی خود پیش بینی کرده بود: «از خدا خواسته ام اینجا محل شهادتم شود و دلم گواهی می دهد که خداوند آرزوی مرا برآورده خواهد کرد. امیدوارم خداوند با شهادت من مشکلات این منطقه و معضلات آن را حل کند...»

اما این اقدام تروریستی در سطح شبکه های خبری جهان بازتاب گسترده و متفاوتی یافت. این ادعا را دویچه وله صدای آلمان اعلام می کند.  بر این اساس روزنامه الشرق الاوسط با گرایشات صهیونیستی خود در مقاله‌ای به قلم طارق حمید، به حادثه تروریستی در بلوچستان ایران پرداخته و در مقاله ای ذیل عنوان "ایران، بازگشت ترور به خانه" دولت ایران را متهم می‌کند که از تروریسم برای صدور انقلاب به خارج استفاده می‌کرده و اکنون خود طعم ترور را می‌چشد. به نظر طارق حمید، دولت ایران بایستی از این حادثه درس عبرت بگیرد و از حمایت از تروریسم دست بکشد! روزنامه فرانسوی “اوت مارن” اما در گزارشی هشداردهنده می‌نویسد: «گسترش خشونت در این منطقه از جهان بسیار نگران‌کننده است. در حال حاضرحس دشمنی‌ای که بین شعیان و سنی‌مذهبان در عراق وجود دارد، تبدیل به جنگ داخلی شده است. دقیقا همین دشمنی که نشأت گرفته از درگیری‌های قومی و مذهبی است، در ایران و پاکستان نیز شدت می‌گیرد. غرب، به‌ویژه آمریکا موقعیتی سخت در میان این جبهه‌ها دارند و دائما به دست‌داشتن در این درگیری‌ها متهم می‌شوند.» اما برخی جراید ایتالیا با اشاره ضمنی به دستان پشت پرده این گونه حوادث چنین به این موضوع پرداخته اند که این عملیات تروریستی می‌تواند پی‌آمد‌هایی به همراه آورد که بسیار گسترده‌تر از آن چیزی است که عاملان آن در نظر داشتند. احتمال دارد که تأثیرات آن از محدوده‌ محلی خارج شود و روش بازی دومینو را پیش گیرد و به این ترتیب پی‌آمد‌های آن متوجه پاکستان، اسرائیل، بریتانیا و بویژه آمریکا نیز ‌به شود.» “تاگس اشپیگل” اما به کشته شدن فرماندهان سپاه پاسداران در این حمله انتحاری اشاره می‌کند و در ادامه می‌نویسد: «این انفجار، ستون مرکزی قدرت را در ایران لرزاند، ستونی که محمود احمدی‌نژاد و آیت‌الله خامنه‌ای به آن بسیار وابسته هستند. در عین حال حمله تروریستی در بلوچستان بازگوکننده مشکلات قومی و مذهبی است که به دلیل رویدادهای جنجال‌برانگیز پس از انتخابات به حاشیه رانده شده بودند. بخشی از این کشمکش‌ها مربوط به اقلیت هفت میلیونی سنی مذهبان در ایران است که خود را از جانب حکومت شیعی زیر فشار می‌بیند و برای احقاق حقوق خود تلاش می‌کند. هرچند این تلاش‌ها توسط نیروهای مسلح سنی‌مذهب با اقدامات خلافکارانه‌ای از جمله قاچاق انسان و مواد مخدر گره خورده است. بنابراین، این حادثه همچنین مشکلاتی را بازگو می‌کند که با قاچاق و خرید و فروش تریاک در ارتباط هستند.»

فارغ از تحلیل های متناقض این رسانه ها آنچه بر مردم کشورمان عیان گردید این نکته حیاتی بود که شهادت شوشتری و همرزمانش گواه آن است که همچنان پس گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی توانمند ترین چهره های بسیجی و سپاهی که توسط اصلاح طلبان به دیکتاتوری متهم می شوند،  جان خویش را در طبق اخلاص داشته اند و فارغ از جو سازی ها و ناجوانمردی های برخی جراید و رسانه ها  در راه حفاظت از مرزهای فکری و جغرافیایی این مملکت از بذل همه داشته هایشان دریغی نداشته اند. جالب آنکه چندی پیش یکی از سایت های وابسته به اصلاحات برای ایجاد رعب و دلهره در دل این شیرمردان تحت عنوان نظرات بینندگان طرح ترور فرمانده شجاع و افشاگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرلشگر جعفری را به خاطر رسوا کردن چهره زشت موسوی خوئینی ها، خاتمی و موسوی عنوان کرده بود.

پیشنهادی بی جا نیست اگر این مدعیان فدایی وطن و حامیان سبز رنگشان که همواره در تجمعات، شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» سر می دهند را دعوت کنیم تا به مناطق مرزی آمده و خود قضاوت کنند که به اندازه چند «دیکتاتور» شهامت دارند که برای دفاع از ایران جسم و جان خویش را ورای شعارهای رنگین فدا سازند. البته این دوگانگی عمل و شعارها نه تنها در دامان خطرها که حتی به دور از مخاطرات نیز دیده می شود. آنجا که ایشان با انگیزه بالا بردن آمار شهدای خیالی خود، برای دختران فراری مجلس ختم می گیرند، بیانیه صادر می کنند و نامه می نویسند اما با شهادت سربازان و فداییان واقعی وطن تنها به لب گزیدن بسنده می نمایند.

سید خندان و کیک تولدی که تاریخی شد

ای دل دریاییت امیدوار آَسمان شو، ابر شو، باران ببار؛  آب باران باغ صد رنگ آورد، موج سبز از سینه سنگ آورد...

این اولین جمله از وبلاگی است که با گذشت 66 سال از 21 مهر ۱۳۲۲ تولد رئیس جمهور پیشین را تبریک گفته است. در مراسمی که به گرامی داشت تولد وی برگزار شده بود دوستان و یاران به همراه 66 شاخه گل رز و كیك تولدی كه از سوی دوست دوران طلبگی رئیس دولت اصلاحات، حجت الاسلام سیدمحمود دعایی تدارك دیده شده بود حاضر گشتند. اما تقارن این نشست با شب شهادت رئیس مذهب جعفری امام صادق (ع) و حسن سلیقه دعایی در تهیه کیک تولدی سنگ قبر گونه! آنقدر تعجب آور بود که توجه نویسندگان هفته نامه شما جلب شده و بر طریق مطایبه در این باره اظهار شگفتی کنند.

اما این طنز بر برخی جراید و رسانه ها سنگین آمد و از آن جمله روزنامه اعتماد در این باره نوشت: «نشریه "شما" ارگان مطبوعاتی حزب موتلفه اسلامی در شماره اخیر خود با زیرنویس عکسی به خاتمی و اصلاح طلبان دهن کجی کرده است. این نشریه عکسی از خاتمی را که مقابل کیک مستطیلی سفیدرنگ بزرگی در سالگرد تولدش نشسته منتشر کرده و در زیرنویس آن نوشته است: «سنگ قبر اصلاحات». پایگاه اینترنتی تابان نیز از اقدام نشریه حزب موتلفه با عنوان بی احترامی به خاتمی یاد کرده است. پایگاه های خبرآنلاین، فرارو و تابناک نیز ناراحتی اصلاح طلبان را از این مطایبه پوشش دادند. اما در حالی به "شما" خورده گرفته شد که در پایگاهی اینترنتی طنز دیگری با عنوان " تولد تولد تولدت مبارک!" و بر سبیل شوخی با سید خندان چنین کار شده است:

«این روزها تولد نی نی  محمد خاتمیه. به همین مناسبت دوستانش امروز با همدیگه رفتند سراغش تا جشن تولدش رو برگزار کنند. صدای جیغ و هیاهو از سر ذوق به گوش می رسید که کیک تولد هم رسید. بعد حاضران همه با هم سرود تولدت مبارک را با هم همخوانی نموده و به یاد دوستان در بندشان آب خنک میل کردند. البته همگی خوشحال و شاد بودند و گل رز قرمزهم آورده بودند و فضا هم خیلی رمانتیک بود و همگی لبخندی بر لب داشتند با این مضمون که خوب شد ابطحی نیست وگرنه کیکی به ما نمی رسید. در آخر هم کادوها باز شد و دیده و شد و پسندیده هم شد. یکی دوتا عبای شکلاتی، تعدادی گفتگوی با تمدن ها از جمله مهمترین هدایا بود.در ضمن به پاس زنده نگه داشتن جنبش سبز دسته چاقو و حاشیه کیک سبز بود تا ماهیت جنبش سبز در اذهان باقی بماند!»