
این روزها در میان مردم همه از مشایی می گویند و می نویسند. البته عده ای که از اعتماد بالای احمدی نژاد به مشایی مطلعند از انتصاب وی در جایگاه معاون اول رئیس جمهوری چندان شگفت زده نشدند اما آنچه بیش از همه جریان ارزشی کشور را آزار داد نه صرف انتصاب مشایی که بر زمین ماندن نامه رهبر انقلاب است؛ نامه ای که در آن از رئیس جمهور به صراحت خواسته شده بود تا در انتصاب اسفندیار رحیم مشایی تجدید نظر کند. نکته مبهم این جاست كه مسئولین دولت، تا چندی پيش، حتی اصل وجود چنين نامهاي را تكذيب ميكردند. بعدتر اعتراض داشتند که در صورتی که چنین نامه ای وجود خارجی دارد، به کدام سبب بايد محرمانه باشد و چرا نمایندگان مجلس و امام جمعه تهران و مشهد علني نمودن آن را بر عهده گرفته اند؟ در ادامه اما صحبت از این نامه را جنگ تبليغاتي مخالفان رييسجمهور دانستند. مشايي در همين روزها، مخالفت مخالفان خود را ناشي از حسادت آنها اعلام كرد! در كنار اين ها، برخورد آقاي احمدينژاد هم همچنان بياعتنايي به گلایه ها و اعتراضات بود، البته نه بياعتنايي همراه با سكوت، بلكه با حمايت و تاكيد مجدد بر شايستگيهاي آقاي مشايي! به هرحال پس از گذشت حدودا يك هفته، نامه رهبر انقلاب منتشر شد، با انتشار این نامه، انقلابیون در انتظار اقدام فوری آقاي احمدينژاد و ترتیب اثر به نامه رهبری بودند، این انتظار اما به شش روز تعلل رئیس جمهور و نهایتا نه برکناری مشایی، كه در اقدامي قابل تامل، موافقت با استعفای وی و ارسال رونوشت این استعفا به همراه نامهاي کوتاه و تعجب برانگیز به دفتر رهبري منتهی گردید. در این میان اصولگرایان و حامیان ایشان با ادعا و سابقه پیروی محض از ولایت و با گزینش احمدی نژاد بر همین اساس، دلیل تاخیر رئیس جمهور را متوجه نمی شوند. البته برخی تحلیل ها مبنی بر آن بود که تعلل احمدی نژاد امید به از میان رفتن علتی بود که مقام معظم رهبری برای حکمشان بیان داشته اند(سرخوردگی و اختلاف حامیان و در نتیجه مصلحت نبودن آن برای شخص رئیس جمهور و دولت) تا به تبع آن به طور طبیعی معلول نیز (حکم برکنار شدن مشائی توسط معظم له) بلا اثر شود.
برخی نیز بر این باورند که دکتر احمدی نژاد بر این پندار بوده که رهبر انقلاب در جریان بعضی مسائل پیرامون مشایی نبوده و باید موضوع برای ایشان بیشتر باز شود که اگر چنین شود نظر ایشان هم تغییر خواهد کرد. البته در این حالت باید بطور جدی در ولایتمداری احندی نژاد تردید نمود، چه آن که در گذشته، جریان های التقاطی با همین بهانه ها از دستورات ولایت سرپیچی می نمودند.
البته تحلیل متفاوتی نیز از جانب اصلاح طلبان بیان گردید و آن اینکه در اصل ماجرا برای تغییر فضای سیاسی کشور و تغییر جبهه بندی ها به درون اصولگرایان که در نهایت حاشیه نشینی اصلاح طلبان و حامیان میرحسین را در پی داشته باشد؛ تعمدی وجود داشته است.
بر این اساس مجید انصاری در یادداشتی که در روزنامه اعتماد ملی منتشر شد با اشاره به داستان مشایی و اختلافات بعدی پیش آمده در دولت نوشته است: «با وجوديكه زمان چنداني تا پايان عمر دولت نهم باقي نمانده، مطرحشدن خبرهاي داغ و حاشيههاي عجيب هيات دولت نميتواند چندان منطقي جلوه كند، جز اين توجيه كه تنها راهكاري مصنوعي است براي سوق دادن افكار عمومي جامعه ايران به سمت و سويي ديگر. سمت وسويي كه بيش از هر چيز ويتريني است و در آن سوي پردهها خبري از اختلافات عميق نيست.» وی معتقد است عملكرد هماهنگ اعضاي هيات دولت و تاييد هر روزه و هر لحظه عملكرد كلي دولت نميتواند يك شبه تبديل به اختلافاتي اينچنين عميق شود كه اين حلقه در آخرين روزها تاب يكديگر را نياورند و يك شبه چندين وزير عزل شوند. مجتبی واحدی سردبیر روزنامه آفتاب یزد نیز در مطلب مشابهی با عنوان "آنها حق دارند عصبانی باشند" ساده لوحانه چنین تحلیل می آورد:« برخی رسانهها و تریبونداران حامی دولت و رئیس آن در خیال خود، جشن گرفته بودند که سناریوی مشایی میتواند هفتههای طولانی موجب سرگرمی رسانهها شود و اذهان همگان را از برخی حوادث و حواشی دردسرساز ماههای اخیر منحرف سازد. این خوش خیالانِ کم شانس، گمان میکردند با پررنگ کردن کنترل شده حملات به انتصاب مشایی، از شدت حملات به "منصوبکننده مشایی" به خاطر برخی ادعاهای اثبات نشده در ایام انتخابات کاسته خواهد شد و کسی هم به دنبال بررسی بعضی پروندههای پرحرف و حدیث از عملکرد مالی دولت نهم در سالهای 85 و 86 و احتمالا 87 نخواهد رفت! آنها پس از چند روز از آغاز پروژه، متوجه شدند که اصلاحطلبان دست طرف مقابل را خواندهاند و موضوع مشایی را جدی نگرفتهاند. جدی نگرفتن سوژه معاون اول از سوی اصلاح طلبان به معنی شکست کسانی بود که گمان میکردند سرگرمی اصلاحطلبان به این سوژه، موجب غفلت آنها از تعقیب اعتراضات و مطالبات انتخاباتی خواهد شد! اما ظاهراً سناریونویسان ناامید نشدند و تصمیم گرفتند برای سرگرمی مردم، خودشان به بزرگنمایی موضوع بپردازند. خبررسانیهای متعدد و افشای اسرار مگو از داخل جلسات هیئت دولت، روش بعدی این طیف از اصولگرایان بود...» همانطور که مشخص است اصلاح طلبان داستان مشایی را پرده خیمه شب بازی رئیس جمهور معرفی نمودند.
اما داستان مشایی از کجا آغاز شد؟ سرچشمه اتفاقات اخیر از مشهد و جلسه هیئت دولت آغاز گشت. محمود احمدی نژاد که پنجشنبه 25 تیرماه به مشهد رفته بود تا به گفته خودش شکرانه 4 سال خدمت دولت نهم را به جای آورد، همان شب در جلسه هیئت دولت از شش تغییر جدید در کابینه اش خبر داد اما یکی از تغییرات تعجب همه را برانگیخت؛ شاید خود هیئت دولت نیز از سمت جدید مشایی شوکه شدند؛ اما شوک وارد شده هنگامی بیشتر شد که احمدی نژاد روز شنبه 26 تیرماه حکم این انتصاب عجیب را نیز صادر کرد. ابراز دوستی با مردم اسرائیل، رقص زنان ترک و مراسم عجیب حمل قرآن، برخی از مواردی بود که در طول این مدت اعتراضات بسیاری را متوجه رحیم مشایی کرد به طوری که واکنش مراجع تقلید و حتی رهبری را به دنبال داشت. طبیعتا چنین تصمیمی در همان ساعات اولیه انتشار در خبرگزاری ها، با مصاحبه برخی از حامیان احمدی نژاد و اصولگرایان و نارضایتی دیگر گروه ها همراه بود. با این وجود احمدی نژاد سه شنبه شب در مصاحبه با واحد مرکزی خبر بدون اعتنا به نارضایتی حامیانش از این اقدام، بر فعالیت مشایی در سمت معاون اولی تاکید کرد. همان طور که اشاره شد نقطه اوج این داستان پس از انتشار نامه رهبری قلمداد می شود. خصوصا تعریف و تمجیدهای احمدی نژاد از مشایی و در مقابل لحن خطاب به رهبری در نامه کوتاهش طی این روزها مشکل را دوچندان کرد و نوعی تقابل با نظر ولایت را تداعی نمود.
همین مسئله و علی الخصوص تعلل احمدی نژاد در ترتیب اثر به نامه رهبری موجب گردید که برخی وزرا به نشانه اعتراض جلسه هیئت دولت را ترک گفته و در این میان با برکناری وزیر اطلاعات پاسخ تندی از سوی رئیس جمهور دریافت دارند.
همه این اتفاقات خلاف آنچه اعتماد ملی و آفتاب یزد ادعا دارند به خبر اصلی روزهای اخیر قریب به اتفاق خبرگزاری ها و پایگاه های تحلیلی داخلی و خارجی تبدیل گشت. با مروری گذرا اهم این عناوین به قرار ذیل است:
رجانيوز: بركناريهاي غيرمنتظره در فاصله 8 روز تا پايان دولتنهم
الف: زلزله در کابینه؛ عزل پشت عزل
الف: رييسجمهور كابينه را از اعتبار انداخت
تابناك: صفارهرندی عزل شد
تابناك: اژه ای هم برکنار شد
جهان: احمدی نژاد به خاطر مشائی دولت را از رسمیت انداخت
عصر ايران: برکناری چهار وزیر در پی درگیری لفظی با احمدی نژاد
خبرنامه دانشجويان ايران: سونامي شاهكارانه احمدي نژاد؛ 4 وزير دولت نهم عزل شدند!
فارس: صفارهرندي از وزارت ارشاد بركنار و خواجه پيري سرپرست شد
فارس: محسني اژهاي توسط رئيس جمهور بركنار شد
مهر: اژه ای هم برکنار شد؛ اخبار متناقض در مورد برکناری لنکرانی و جهرمی
ايلنا: صفار هرندي بركنار شد
ايلنا: وزير اطلاعات هم بركنار شد
ايسنا: برکناري وزير اطلاعات تاييد شد
برنا: تنها برکناري وزير اطلاعات تاييد شد
برنا: برکناري تامل برانگيز صفار هرندي از وزارت ارشاد
شبكه ايران: احمدینژاد محسنیاژهای را کنار گذاشت
شبكه ايران: صفار هرندی از وزارت ارشاد رفت
فردا: عزل زنجیره ای وزرا
جهان نیوز: ولایت پذیری فقط به دست بوسی نیست
رويترز: احمدينژاد تنها به جمع محدودي از نزديكان خود اعتماد دارد
با وجود این واکنش ها، تأخیر یک هفتهای رئیسجمهور در عمل به حکم حکومتی رهبری، با یک تعجیل همراه بود؛ تعجیلی که با انتصاب مشایی بهعنوان رئیس دفتر رئیسجمهور رخ داد. احمدینژاد براساس حکمی که ساعت 21 شنبه شب گذشته بر روی پایگاه اطلاعرسانی ریاست جمهوری قرار گرفت، مشایی را به سمت مشاور و رييس دفتر رييسجمهوري منصوب کرد. این انتصاب در حالی رخ داد که تنها چند ساعت از موافقت رئیسجمهور با کنارهگیری مشایی از معاون اولی گذشته بود. به هر حال روند کنونی آقای دکتر احمدی نژاد به هیچ وجه پذیرفته نیست و ایشان باید زودتر موضوع را برای همگان روشن کنند. کسی با ایشان عهده اخوت نبسته؛ خط قرمز ما اصول و رهبری است. اگر ایشان در این چارچوب بگنجد از ایشان حمایت خواهد شد و در غیر این صورت دلیلی بر تداوم روند حمایتی اصولگرایان از وی وجود نخواهد داشت. باید توجه نمود معناي ولايتمداري بوسيدن دست رهبري نيست، ولايتمداري رئیس جمهور را بايد در لحظات حساس ببینیم نه در شرايط عادي و در ظاهر!
در آخر امیدواریم رئیس جمهور با تکیه بر تجربه انتصاب مشایی و حوادث پس از آن از معرفی وزرایی که ممکن است برای دولت دردسر ساز و هیاهوآفرین باشند مثل کسانی که از تجربه کافی و تخصص در زمینه آن پست ندارد، همچنین وزرای چند شغله، مسئولین با عملکرد ضعیف، وزرای مسئله دار پیشین، منسوبان به رئیس جمهور و اطرافیان او و هر وزیری که ممکن است در این شرایط پاشنه آشیل قرار گیرد، پرهیز نماید.