جراحی تاریخی بر هدفمندی یارانه ها

دولت و مجلس همگام شدند

مجلس شورای اسلامی در هفته اخیر کلیات لایحۀ هدفمند کردن یارانه ها را با رأی قاطع ١٨٨ موافق در مقابل ٤٥ رأی مخالف و ٦ ممتنع  تصویب کرد تا در روزهای آتی به تصمیم گیری درباره جزئیات آن به پردازد.

ضرورت هدفمند کردن یارانه ها و به ویژه یارانه های سوخت برای اولین بار در بهمن ماه سال ٨٥ از سوی دکتر محمود احمدی نژاد مطرح گردید و پس از کار کارشناسی دولت نهایتا ده ماه پیش تسلیم مجلس شد تا عنوان مهمترین لایحه اقتصادی ٣٠ ساله و بلکه ٥٠ سال اخیر کشور را بر ردای خود بیند.

البته تجدید نظر در پرداخت سالانه ١١٠ هزار میلیارد تومان به انواع یارانه ها و به ویژه یارانه های سوخت آن چنان با زندگی اقشار مختلف جامعه رودر رو است که عنوان مهمترین لایحه اقتصادی عمر سی ساله انقلاب بی راه نیست. همین حساسیت ها باعث شده تا بخشی از اجتماع با نگرانی و اضطراب روند آن را دنبال نمایند. بخشی از این تردید نیز البته ابهام در چگونگی و میزان پرداخت های به مردم در قبال حذف یارانه ها می باشد. با این حال، یک چیز روشن است و آن اینکه در اظهارات مسئولین کشور در یک سال اخیر مبالغ مختلفی در ازای حذف یارانه ها به هر ایرانی عنوان شده است. کارشناسان دولت معتقدند با پرداخت مبالغ نقدی مورد نظر از آسیب های تورمی حذف یارانه ها به اقشار کم درآمد جلوگیری خواهد شد اما منتقدان ادعا دارند که حذف یارانه ها، به ویژه یارانه های بنزین و گازوئیل چنان جهش تورمی در کشور ایجاد خواهد کرد که مبالغ در نظر گرفته شده برای دهک های کم درآمد کمترین نقشی را در مقابل فشارهای تورمی ایفا نخواهد کرد. همین مساله به عنوان یکی از دلایل خودداری مجلس از تصویب لایحۀ آزاد کردن قیمت های سوخت تاکنون بوده است. اکنون به نظر می رسد که با تصویب کلیات این طرح دولت و مجلس چنانکه رئیس جمهوری ایران گفته است توانسته اند نظرات خود را به یکدیگر نزدیک کنند تا با طرحی دقیق بزرگترین جراحی اقتصادی عمر 30 ساله انقلاب را رقم بزنند.

بر خلاف سیاه نمایی مخالفان البته این جراحی تلاش متخصصان بسیاری را از ماه ها پیش در سابقه دارد. دولت نهم خود برای تهیه دقیق این لایحه فرصت گذاری کارشناسی بسیاری داشت؛ در عین حال آنچه در صحن علنی مجلس به تصویب رسید چکش کاری و مداقه ده ماهه کمیسیون ویژه پارلمان را در بر خود می بیند.

جالب آن که کار کارشناسی پیرامون این تحول سابقه ای بسیار طولانی دارد. پس از پایان جنگ و آغاز اداره کشور بر اساس برنامه های پنج ساله تدوین شده، تصحیح این روند در دستور کار قرار گرفت اما متاسفانه دولت های گذشته به دلیل ترس از عوارض این جراحی، از  اجرای آن شانه خالی کردند تا دولت نهم و دهم و نیز مجلس هشتم مسئولیت آن را بر عهده گیرد.

در جمع بندی بحث های کارشناسی اکنون دولت می خواهد با آزاد کردن قیمت حامل های انرژی و حذف یارانه ای که به بخشی از جامعه می پرداخت، رابطه بین مصرف و پرداخت هزینه را عادلانه کند. با رساندن حامل های انرژی به قیمت واقعی، هر کس بیشتر مصرف کند، بیشتر هزینه می پردازد. بدین ترتیب تا این جا نیمی از دستیابی به عدالت استفاده از منابع انرژی طی شده و رابطه بین مصرف و پرداخت هزینه عادلانه شده اما همچنان رابطه بین نیازمند و پرداخت یارانه ایجاد نشده است. برای تحقق این بخش دولت قصد دارد بخشی از مبلغ اضافه شده حامل های انرژی را که از اقشار پردرآمد دریافت می کند؛ در بین اقشار کم درآمد توزیع نموده و با این کار ضمن جبران تورم ناشی از این افزایش قیمت، مدیریت مصرف و هزینه کرد این یارانه را به خانواده ها واگذار سازد.

  اما اقدام پیش روی نظام توجه گسترده رسانه های خارجی را در پی داشته است. هدفمند ساختن يارانه‌ها در ايران عنوانی است که این روزها در اکثر شبکه ها و جراید جهان خبر ها و گزارش هایی را به خود اختصاص داده است. بر این اساس روزنامه انگليسي فايننشال تايمز ذیل عنوان "هدفمندكردن يارانه‌ها مورد حمايت اقتصاد دانان‌ است" گزارش مفصلی را از تصمیم دولت ایران بازتاب نموده است. فايننشال تايمز با اشاره به تصويب كليات طرح هدفمند كردن يارانه ها در مجلس نوشت: «پارلمان محافظه كار ايران از حركت به سمت كاهش يارانه ها حمايت كرد.» بر اساس اين گزارش كاهش شديد يارانه ها كه حجم آن 100 ميليارد دلار در سال است، قماري سياسي براي دولت احمدي نژاد است. در عين حال فايننشال تايمز تصريح مي كند اقتصاد دان ها از اين طرح حمايت مي كنند و معتقدند هيچ دولتي در ايران نمي تواند به ارائه يارانه به مردم در سطح كنوني ادامه دهد. البته این روزنامه به خوانندگان این چنین توضیح داده که پرداخت يارانه سنتي ديرينه در ايران است و اين مسئله باعث شده تا مردم ايران آن را حق خود بدانند كه به محض تولید به آن ها مي رسد. خبرگزاري رويترز نيز با پرداختن به اين موضوع در تيتر خبر خود نوشت:«نمايندگان پارلمان ايران از رئوس طرح اصلاح يارانه ها حمايت كردند.» در اين خبر آمده است: «پارلمان ايران كليات لايحه اصلاح يارانه ها را در روز يك شنبه و ماه ها پس از اين كه آن را از لايحه بودجه سال خارج كرد تصويب نمود.»
رويترز راي موافق 188 نفره به طرح هدفمندكردن يارانه ها در مقابل 45 نفر مخالف را براي دولت احمدي نژاد خوشايند دانست.  بر اساس گزارش این شبکه يك سوم درآمد دولت ايران صرف پرداخت يارانه ها مي شود.

صدای آمریکا( voanews) نیز از همگامی مجلس و دولت ایران در تجدید نظر پرداخت های یارانه ای سخن گفته است. البته این تنها رسانه های خارجی نبودند که با آب و تاب به پوشش این تصمیم دولت و مجلس کشورمان پرداختند. جراید و خبرگزاری های داخلی نیز هریک با سلیقه ای به بازتاب این گام اقتصادی مشغول شدند.

خبرگزاری آفتاب که پیش از این هدفمند كردن يارانه ها را (با توجه به زمان احتمالی تصویب آن که مقارن با انتخابات ریاست جمهوری دهم قلمداد می گشت) هديه انتخاباتی اصولگرایان نامیده بود؛ این بار به درج مصاحبه منتقدان پرداخت. پایگاه خبری آینده نیز در صدر خبرهایش از تصویب لایحه جنجالی هدفمند كردن یارانه ها سخن گفته است. ایلنا(خبرگزاری کار ایران) نیز با انتشار اخبار این موضوع تاکید نموده که باید به نحوی حرکت کنیم تا کمترین آسیب در اجرای این لایحه به دهک های پایین وارد شود. خبرگزاری مهر اما در گزارشی مفصل به چگونگی روند تصویب این لایحه در مجلس می پردازد.  هم اندیشی نیز با انتخاب تیتر "با هدفمند شدن يارانه ها ، فيش حقوق کارمندان دو پرداختي مي شود" از قول معاون بودجه، برنامه ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهور می نویسد: «حقوق کارمندان دولت از سال آينده بر اساس قانون جامع خدمات کشوري افزايش مي يابد و با اجراي لايحه هدفمند کردن يارانه ها فيش حقوقي کارمندان دو پرداختي خواهد شد.» همچنین فردا نیوز  با نقل قول رئیس جمهور از مرتفع شدن اختلاف نظرهای دولت و مجلس درباره هدفمند کردن یارانه ها خبر می دهد و ایسنا این لایحه را مهمترین لایحه اقتصادی۳۰ سال اخیر و بلکه از ابتدای قانونگذاری در کشور می داند. تیتری که توسط جام جم نیز در عنوان مشابه "هدفمند کردن یارانه‌ها مهمترین لایحه اقتصادی ۵۰ سال اخیر است" آمده است.

به هر ترتیب باید اذعان داشت لایحه هدفمند کردن یارانه ها هر چند از جهت شکلی یکی از هفت مورد اصلاح طرح تحول اقتصادی دولت است؛ اما از نظر اهمیت و توجه افکار عمومی شاید مهم ترین آنها باشد. امید است دولت و مجلس در این راه سخت که چاره ای جز پیمودن آن نیست مصمم و البته دقیق و پیگیر باشند. ما نیز نباید از یاد بریم که در کنار تلاش دولت و مجلس و بنا به وظیفه ای که در ابتدای سال توسط مقام عظمای ولایت بر آن تاکید شد اصلاح الگوی مصرف لازمه تحقق عدالت و پیشرفت است که می بایست در کنار سایر تصمیم گیری ها و تلاش ها بدان التزام عملی داشت. 

دیدار مردگان

"دیدار مردگان"! این عنوانی است که در یکی از وبلاگ های شبکه جهانی اینترنت توجهم را جلب می نماید. با کلیک روی عنوان وبلاگ نویسنده در خبری از ملاقات مهدی کروبی و میرحسین موسوی خبر داده است. دیداری که هفته گذشته انجام گرفت و جالب آنکه تیتر اصلی برخی جراید وابسته به اصلاح طلبان شد.

این اظهار وجود از سوی این دو مهره سوخته در حالی انجام می گیرد که تخلفات و اتهامات دروغین ایشان به نظام سرنوشت مبهمی را در پپیش رویشان قرار داده است. تشکیک در آینده این دو شخصیت سیاسی در حالی است که امروز این سخن در افواه پیچیده که چگونه امروز نفرات دست چندم مدعی اصلاحات که در ماجرای کودتای مخملین نقش کوچکی داشته اند در دادگاه محاکمه می شوند و هفته  هاست که در زندان به سر می برند ولی رهبران آن ها هم چنان آزادانه به فعالیت های روزمره خود ادامه می دهند؟

ایران و دیکته خواسته هایش

در مذاكرات ژنو چه گذشت؟

صدر خبرهای هفته گذشته همگی جراید کشور و نیز رسانه های سیاسی خارجی مذاکرات فشرده نماینده ایران و اعضای 1+5 بود. توافق بر سر خواسته های ایران البته آن چنان حساس و سرنوشت ساز قلمداد می شود که چنین پوشش گسترده ای را نیز طلب می نمود.

عنوان موفقیت ایران در همسو سازی کشورهای غربی علیرغم خواست مجامع صهیونیستی البته بی راه نیست؛ چرا که مسئول امور سياست خارجى اتحاديه اروپا خود در پایان این گفتگوها در مصاحبه با خبرنگاران اظهار می دارد: " طرف‌های مذاکره توافق اصولی کرده‌اند اورانیومی که در ایران با ضریب پایین غنی‌سازی شده است، برای غنی‌سازی بیشتر به کشورهای دیگر حمل شود." جالب آن که سولانا کتمان نمی کند که این پیشنهاد از سوی ایران طرح و کشورهای غربی ناچارا بر سر آن توافق نموده اند. البته ایران تنها در این بخش از مذاکرات پیروز نبوده است. موفقیت ایران در وادار ساختن 1+5 برای مذاکره حول بسته پیشنهادی ایران و نه مطالبات ایشان پیروزی چشمگیری است که نباید از کنار آن به آسانی گذشت. مهدی صفری، معاون اروپای وزارت خارجه و از اعضای تیم مذاکره کننده پس از پایان نشست در مصاحبه با خبرگزاری فارس خاطر نشان کرده "غربي‌ها در ابتدا در تلاش بودند موضوع مذاكرات را به سمت موضوع هسته‌اي بكشانند، اما با شکست این تلاش ها، بسته پيشنهادي جمهوري اسلامي ايران موضوع غالب در گفتگوها گردید".

موفقیت دیگر ایران اما وادار ساختن آمریکا در اعتراف به اشتباهات گذشته، دست کشیدن از ادعاهایی پوچ و بی اساس خود و حتی ارائه پیشنهاد همکاری هسته ای با ایران در حاشیه اجلاس بود. این حاشیه پر رنگ تر از متن البته از دید رسانه های خارجی مخفی نمانده و به مذاکرات دوجانبه ایران و آمریکا تعبیر شد. ادعایی که البته با استقبال اوباما روبرو بود. وی ساعاتی پس از پایان مذاکرات در سخنانی گفت: "مذاکرات ايران با گروه 1+5 در ژنو آغازی سازنده بود و به شرط آن که ايران تعهدات بين المللی خود را در نظر بگیرد، ما نیز از حق ايران برای استفاده صلح آميز از انرژی اتمی حمايت می کنیم." وی همچنین در گردشی کامل و متفاوت با قبل خاطر نشان ساخته که به تعامل جدی و معنی دار با ايران متعهد است.

اما درکنار این اظهارات و در عرصه خبری نیز پوشش ویژه و فراتر از انتظار قریب به اتفاق رسانه های ملی و بین المللی شگفتی ساخت. در این میان عقب نشینی خبرگزاری ها و پایگاه های معاند نیز جالب توجه می نمود. از جمله لس آنجلس تايمز، جریده آمریکایی نوشت: "ايران برنده مذاكرات ژنو بود." جالب آن که واشنگتن پست دیگر روزنامه آمريكايي شكست هاي آتی بیشتری را نیز در مقابله با ايران پیش بینی می کند. جراید روباه پیر نیز بر همین سیاق گام نهادند، شاهد مثال گزارش روزنامه پر خواننده انگليسي زبان فايننشال تايمز بود که در اين باره نوشت: "توافق به دست آمده در ژنو مشكلات را از سر راه بر می دارد."

رسانه های روسی نیز البته دیدگاه مشابهی را دنبال نمودند. شبكه تلويزيوني راشا تودي روسيه از رسانه هايي بود كه در گزارشات و تفاسیر خود به پيروزي ايران در مذاكرات ژنو اشاره داشته و نتيجه حاصل شده در پايان گفت وگوها را دستیابی ايران به خواسته خود می داند.

عموم جراید داخلی بر همین سبیل پایداری مسئولین هسته ای کشور را نتیجه بخش خوانده و به تمجيد از هيئت اعزامي ايران به رياست سعيد جليلي پرداختند.گزارش ها و عناوین خبری مطبوعات داخلی از دست برتر ایران در مذاکرات خبر می داد. نقطه مشترک این گزارش ها منطق محكم، خلاقيت و ايستادگی و مولفه‌هاي كليدي در استدلالات تهران بود.

اما در حالی که توفيق مذاكره كنندگان ايراني در گفت وگوهاي ژنو چنان آشكار بود كه رسانه هاي غربي هم به جاي انكار واقعيت، به توضيح و تفسیر ابعاد مختلف آن پرداخته و همه چیز را نشان از سازنده بودن گفت‌وگوهای ژنو می خوانند؛ برخی روزنامه‌ها و پایگاه های اصلاح طلبان به این قضیه متفاوت ‌نگریستند.

فارغ از تیتر آفتاب یزد که با انتخاب عنوان "مذاكرات ژنو تحت الشعاع مذاكرات آمريكا و ايران" سعی داشت تا موفقیت مسئولین ارزشی را تحت الشعاع قرار دهد؛ برخی دیگر از این جریده ها – هم چون روزنامه اعتماد- با کتمان واقعیت ها منکر گام روبه جلوی ایران شدند و ناجوانمردانه حتی آن را همسان توافقات تیم مذاکره کننده در دوره محمد خاتمی دانستند. اقدامی که البته از سوی برخی شخصیت ها پاسخ تندی دریافت داشت. از جمله حسین شریعتمداری سه شنبه گذشته در یادداشتی ناگفته های بیشتری را از ابعاد دیگر پیروزی ایران شرح داد. این روزنامه پیشتر نیز در سر مقاله خود تلاش دولت اصولگرا در این زمینه را با عنوان الگوي مقاومت مطرح ساخته بود.

کلام آخر آنکه به هر حال عموم ملت های آزاده و مردم کشورمان خود با شعور سیاسی بالا به دور از انکارنمایی و کتمان سازی ها نه تنها واقعیت را تشخیص می دهند که در گام بعدی تحریف کنندگان و دروغ گوبان رسانه ای و نیز بازی های خبری و شانتاژ مطبوعتی ایشان را به ذهن خواهند سپرد.

 

هاشمی امید از دست رفته ضد انقلاب

اظهارات اصولی و محکم روزهای اخیر آیت الله هاشمی رفسنجانی و تاکید وی بر برابری همه افراد در مقابل قانون و نیز لزوم رسیدگی به تخلفات عموم متهمان از جمله برخی منتسبان به وی چون آب سردی بر پیکر امیدواری های ضد انقلاب در همراه سازی رئیس مجلس خبرگان بود.

مواضع روشن وی در حالی ایراد شد که اگرچه بعضا مواضع و اقداماتش در طول سالیان اخیر با انتقاداتی همراه بوده اما در طول چندین ماه اخیر هدف بیشترین انتقادات گردید. البته برخی از این انتقادات به جا و بر حق قلمداد شد.  کمک به القای شبهه تقلب در انتخابات دهم از چند ماه قبل از برگزاری، نوشتن نامه به دور از ادب به رهبر معظم انقلاب، سکوت در برابر حوادث ناگوار بعد از انتخابات و اظهارات دوپهلوی نماز جمعه 26 تیرماه همگی موجبات دلخوری انقلابیون را از وی فراهم آورده و امیدواری هایی را نزد محافل معاند و براندازان ایجاد ساخته بود.

با این وجود صدور بیانیه اعضای مجلس خبرگان که در آن بر لزوم تبعیت از فرامین رهبری تاکید شده بود، از جمله دلایلی است که باعث شده تا هاشمی به سکوت خود پایان دهد و کمی خبرساز شود و در روزهای اخیر چندین بار به انحاء مختلف از علاقه خود به رهبر انقلاب سخن گوید. اقدام شایسته وی در اقتدا و تبعیت با رهبری در خصوص روز قدس، و نیز نمازعید فطر و همچنین سخنان در مجلس خبرگان مبنی بر آن که جامه رهبری را فقط زیبنده قامت آیت الله العظمی خامنه ای می بیند همه و همه نشانه هایی شد تا رئیس خبرگان خط قرمزهای خود با بدخواهان را روشن تر از همیشه در عمل بازگو نماید. این اتفاقات باعث شد تا در صدر اخبار رسانه های ضد انقلاب این تیتر را مشاهده نماییم که از "دیگ خبرگان نیز آتشی گرم نشد"! "از هاشمی ناامیدیم" نیز دیگر عنوانی بود که در برخی پایگاه های اپوزسیون و در مصاحبه با یکی از عناصر ضد انقلاب مقیم خارج با تاکید بر لزوم عبور از نظام از طرقی غیر از مسیر هاشمی رفسنجانی صورت گرفت.

به هرحال امیدواری دلسوزان آن است که پس از این نیز نخبگان و در صدر ایشان چهره ای چون آیت الله هاشمی رفسنجانی در آزمون های حساس انقلاب سربلند بیرون آمده و دشمنان قسم خورده انقلاب را بیش از همیشه از طمع دوزی به انحراف در مسیر آرمان های امام راحل(ره) نا امید و دلسرد سازند.

تأسیسات هسته ای فُردو، برگ جدید مذاکرات

انتشار گزارش راه اندازی دومین تأسیسات هسته ای جمهوری اسلامی ایران در منطقه فُردو(واقع در 100 کیلومتری تهران) بمب خبری هفته گذشته مطبوعات داخلی و علی الخصوص رسانه های خارجی بود. تأسیسات جدید غنی‌سازی اورانیوم ایران بنا بر ارزیابی کارشناسان، گنجایش سه هزارسانتریفوژ را داشته و به گفته دکتر احمدی نژاد ظرف  ۱۸ ماه به بهره برداری می رسد.

بر این اساس خبر رسانی پیرامون این تأسیسات مطابق قوانین بین المللی، یک سال پیش تر از موعد به آژانس بین المللی انرژی اتمی اطلاع داده شده است.

مقامات غربی اما با بیان اینکه فاصله زمانی افتتاح تأسیسات فُردو تنها سه تا شش ماه است؛ در عین حال اقدام رئیس جمهوری ایران را اعترافی برای "فرار به جلو" خواندند. مجموعه رسانه های این کشورها این گونه گزارش نمودند که خبر رسانی از تأسیسات جدید پس از آن انجام شده که جمهوری اسلامی از میزان اطلاعات سازمان های جاسوسی غرب درباره مرکز اتمی جدید خود باخبر شده و راهی جز اعتراف پیش روی نمی‌دیده است.( در عین حال این رسانه ها اعتراف نداشته اند که سرویس اطلاعاتی کشورمان از چه قدرت بالایی برخوردار است که بر میزان اطلاعات دقیق سایر سرویس های اطلاعاتی این گونه تسلط دارد.)

 همچنین شبکه های خبری غربی توضیح نداده اند که سرویس های اطلاعاتی بیگانه چگونه و از چه طریقی به اطلاعات جدید هسته ای کشورمان دسترسی پیدا نموده اند؛ اما با توجه به این که برنامه اتمی ابتدایی کشورمان در سال 2002 پس از دو دهه فعالیت توسط سازمان مجاهدین خلق فاش شد، خبرگزاری فرانسه این بار نیز سازمان مجاهدین خلق را عامل منتقل کننده اطلاعات به سازمان بین المللی انرژی اتمی دانسته است. این گمانه ناظر به مصاحبه مهدی ابریشم چی عضو "شورای ملی مقاومت"، شاخه سیاسی مجاهدین خلق در پاریس بوده است. وی اخیرا به خبرنگاران گفته است: "منابع مجاهدین موفق به کشف دو مرکزی شده اند که مستقیما روی تسلیحات اتمی کار می کنند و تا حالا مخفی نگاه داشته شده بودند."

با این وجود به نوشته نیویورک تایمز جاسوسان غربی از سال‌های پیش به طور مستقیم از ساخت تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم در نزدیکی قم خبر داشته‌اند. این روزنامه می نویسد: « نزدیک به شش ماه قبل، سازمان‌های امنیتی آمریکا، در زمان قدرت‌گیری دولت جدید به اوباما گزارشی از کم و کیف تأسیسات جدید را ارائه کرده بودند اما رئیس‌جمهور آمریکا صلاح دید که مسئله را برای مدتی مخفی نگاه دارد!» خبرگزاری سی.ان.ان البته  در توجیه علت راز داری شش ماهه اوباما، از قول یک منبع دولتی آمریکا که نخواسته نامش فاش شود چنین می نویسد:«استراتژی دولت اوباما آن است که با روسیه و چین ائتلافی علیه برنامه‌ اتمی ایران تشکیل دهد.» دویچه وله صدای رسمی دولتی آلمان نیز در ادامه این جوسازی رسانه ای برای القای هماهنگی قدرت های اسم برده در این سناریو این تیتر ها را در تلکس خبری خود قرار داد: «دمیتری مدودف رئیس جمهور روسیه با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد ساخت دومین مرکز غنی‌سازی اورانیم توسط ایران، ناقض قطعنامه‌های شورای امنیت است.» همچنین «دولت چین نیز ایران را به همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی فراخواند.»

در عین حال برخی کشورهای اروپایی نیز ایران را به پنهانکاری متهم کرده و هشدار دادند که اگر کشورمان غنی سازی اورانیوم را متوقف نکند، با تحریم های سخت تر روبرو خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا هشدار داد در صورتی که ایران به تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی ادامه دهد، تحریم های بسیار شدیدتری در نظر گرفته می شود. نیکولا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه نیز ایران را همانگونه که لیبراسیون، روزنامه چاپ فرانسه می نویسد "خطر اتمی قریب الوقوع" خوانده و خواهان اتخاذ تدابیر فوری و اجرای آن علیه کشورمان می شود.(این درحالی است که رادیو فرانسه از درگیری لفظی وزیر خارجه  و رئیس جمهور این کشور در نیویورک پیرامون ایران و در حاشیه جلسه مجمع عمومی سازمان ملل متحد خبر می دهد.)

لیبرمن وزیر امور خارجه اسرائیل البته در موضعی مشترک با مواضع سارکوزی، در مصاحبه با رادیو دولتی اسرائیل، آشکار شدن تأسیسات هسته ای جدید در ایران را  مثبت تلاش کشورمان در دستیابی به سلاح اتمی دانسته است. وی گفته است: "من با کارشناسانی از شرق و غرب صحبت کرده ام، هیچ کس تردیدی ندارد که بر اساس اطلاعات فنی منتشر شده، این تأسیسات نظامی است". روزنامه اسرائیلی هاآرتص نیز از قول بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر این کشور، خواهان "تحریم‌های خرد کننده" علیه ایران شده است. همچنان که روزنامۀ معاریو، سخنان تهدیدآمیز ژنرال گابی اشکنازی، رئیس ستاد مشترک اسرائیل، علیه ایران را بازتاب داده است. در این میان، رادیو رسمی اسرائیل نیز با اعلام این خبر که مسئله اتمی ایران، در دستور کار کابینه‌ این کشور قرار دارد به گفته‌ اشکنازی اشاره داشته و در موضعی گستاخانه بیان می کند: «زمان هنوز برای تشدید مجازات‌ها و متوقف کردن ایران از دست نرفته است.»

پس از این جو روانی در حالی که آژانس بارها در گزارش هایش منعکس ساخته که مدرکی از انحراف و تلاش برای تولید سلاح اتمی، توسط ایران موجود نیست؛ باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا، در آن چه صدای آمریکا گزارش نموده مدعی می شود که با اطلاع از اندازه و مشخصات مرکز غنی سازی فُردو که بر اساس گزارش ها، سال ها از آژانس بین المللی انرژی اتمی پنهان نگاه داشته شده بود، اطلاع دقیق دارد که برنامه های ایران با روندی علمی و صلح آمیز مطابقت ندارد.

این اظهارات در حالی بیان می شود که محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران پیش از سخنان اوباما بر خلاف جو سازی مقامات غربی با تاکید بر اجازه به بازرسان آژانس برای بازدید از مرکز فُردو هشدار داده بود: "هرگونه موضع گیری رئیس جمهور آمریکا علیه مرکز غنی سازی جدید ایران، به فهرست مواردی که آمریکا به خاطر آن باید در آینده از ایران عذرخواهی کند، اضافه خواهد شد."

نکته جالب آنکه در حالی اوباما این گونه سخن می راند که رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا در عین حال تاکید می کند که نتیجه ارزیابی سازمان های اطلاعاتی آمریکا در مورد برنامه اتمی ایران همچنان به اعتبار خود باقی است. وی در مصاحبه با شبکه ای بی سی این کشور گفت که اظهارات اخیر باراک اوباما و اعلان خبر وجود مرکز غنی سازی جدید، لزوما با ارزیابی سازمان های اطلاعاتی آمریکا را باطل نمی کند!

(سازمان های اطلاعاتی آمریکا در سال 2007 میلادی انتشار گزارشی اعلام کرده بودند که ایران کار طراحی سلاح اتمی و بخش نظامی برنامه اتمی اش را در سال 2003 متوقف کرده و آن را از سر نگرفته است.)

روند طولانی پرونده هسته ای ایران اما در حالی به نقطه حساس خود نزدیک شده است که کشورهای گروه 1+5 سال گذشته در ملاقات با نمایندگان جمهوری اسلامی مجموعه مشوق هایی شامل کمک های اقتصادی، فنی و سیاسی را در برابر تصمیم ایران به توقف یا تعلیق بخشی از برنامه های هسته ای خود، به خصوص غنی سازی اورانیوم و ساخت رآکتور آب سنگین، مطرح کرده بودند. ایران اما با رد این بسته پیشنهادی و در اقدامی متقابل، پیشنهادهایی در مورد مشکلات عمومی جهانی را ارائه داده (بسته پیشنهادی اخیر جمهوری اسلامی شامل اعلام آمادگی دولت کشورمان برای حل مشکلات بشریت بر اساس روش ها و سیاست های بشر دوستانه، مهرگستری و عدالت محوری است.) و دکتر احمدی نژاد و برخی دیگر از مقامات جمهوری اسلامی تاکید داشته اند که برنامه های هسته ای کشور قابل مذاکره و مصالحه نیست. این که در ادامه این روند، مذاکرات حول کدام بسته پیش رود و تصمیم غرب در مقابل پاسخ قاطع ایران مبنی بر عدم توقف فعالیت های صلح آمیز هسته ای چیست و خصوصا آن که نتایج جلسه مشترک پنج شنبه گذشته کشورمان و 1+5 در عمل به کجا خواهد انجامید، همگی نیازمند گذشت زمان و رسیدن روزهای پر امید آینده است.

قدرت نمایی موشکی ایران، رونمایی از توانایی های نظامی کشورمان

در حالی‌که اختلافات مقامات غربی با تهران بر سر دومین مرکز غنی‌سازی کشور بالا گرفته است، جراید کشور دوشنبه گذشته از آزمایش موشک‌های میان‌برد جدید ساخت صنایع دفاعی کشورمان گزارش دادند. همچنین رزمایش سالانه سپاه پاسدران نیز در روز یک‌شنبه به منظور نمایش آمادگی نظامی ایران برای مقابله با تهدیدات خارجی آغاز شد. مجموعه اقدامات تدافعی و مانور های عملیاتی ایران اما در رسانه های جهان به "پاسخی برای تهدیدات غرب درباره اقدامات تنبیهی جدید علیه جمهوری اسلامی" تعبیر شد.

البته مخابره این پیام چندان بی راه نبود. سردار حسین سلامی فرمانده نیروی هوایی سپاه در همین رابطه می گوید: «ما در مقابل همه كسانی كه موجوديت، استقلال، آزادی نظام و ارزش های ما را تهديد كنند، پاسخ های كاملاً صريح، كوبنده، ويرانگر و پشيمان كننده خواهيم داد و بصورت طبيعی در مقابل همه تهديدات كاملاً آماده و مصمم هستيم و اجرای اين رزمايش نيز كاملاً منطبق با تهديدات موجود است.»

بنا بر گزارش های رسانه های جهان منبعث از گزارش شبکه های العالم و پرس تی‌وی، در جریان این مانورها موشک های شلیک شده از انواع زلزال، فاتح 110 و تندر 69 اعلام شده اند و در جریان این تمرین یک پرتابگر موشک های هدایت نشده (MML) نیز آزمایش شده است که همگی از توان بالای نظامی ایران در قبال هرگونه تهدید بالقوه و بالفعل خواهد بود.

آینده ای مبهم پیش روی ایران و  کشورهای غربی

در حالی که دکتر احمدی نژاد با سفر به قلب آمریکا موج رسانه ای وسیعی را در میان ملت های آزاده و حق طلبان جهان ایجاد کرده اما روابط کشورمان با سردمداران غرب به پر پیچ و تاب ترین روزهای خود رسیده است. این تنگنا پس از مداخله آشکار مقامات غربی در اغتشاشات تهران و نیز در پی سخنان پیش از خطبه های رئیس جمهوری در روز قدس پیچیده تر شد. سخنان اخیر دکتر در میان راهپیمایی کنندگان با واکنش وسیع مقامات غربی همراه بود. دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در روز قدس بار دیگر هولوکاست یا قتل عام یهودیان در جنگ جهانی دوم را "افسانه "، "دروغی بی اساس" و بهانه ای برای تشکیل دولت اسرائیل عنوان کرد و خواستار واکاوی پیرامون آن شد.

به دنبال این سخنرانی داوید میلیبند، وزیر خارجه بریتانیا اظهارات احمدی نژاد را" جاهلانه و نفرت انگیز" خواند و از جامعه جهانی خواست در برابر این اظهارات بیایستد. وزیر خارجۀ آلمان، فرانک والتر شتاین میر، رئیس جمهور احمدی نژاد را "شرمی برای کشورش" ایران توصیف کرد!

سخنگوی کاخ سفید انکار مکرر هولوکاست از جانب احمدی نژاد را" دروغ"، "بی پایه"، "جاهلانه " و "کینه توزانه" خواند و در واکنشی مشابه، فرانسه نیز ، اظهارات رئیس جمهور ایران را "غیر قابل قبول و شوک آور " دانسته با قاطعیت تمام این اظهارات را محکوم کرد. همچنین  کانادا به نوبۀ خود "گفتار ضد یهودیان" احمدی نژاد را محکوم کرده و آن را "غیر مسئولانه  خواند. این واکنش ها البته پس از آن صورت می پذیرد که جمهوری اسلامی ایران از اعزام سفیر به این کشورها خودداری نموده و روابط دیپلماتیک خود با ایشان را به پایین ترین سطح کاهش داده  است. بر این اساس عصبانیت این چنینی مقامات آمریکایی و اروپایی قابل پیش بینی است.

موجی که در میان دریا گم شد

روز جهاني قدس را مي‌توان يکي از برجسته ترين يادگارهاي به جاي مانده از خمینی کبیر دانست. اين روز که به روز جهاني مبارزه با صهيونيسم بين المللی و استکبار جهاني مبدل گرديده در روزهای اخیر ديگر بار به حرکتي جهاني در سراسر کشورها تعمیم یافت خواب صهيونيسم را آشفته تر از پیش ساخته باشد.

در بعد داخلی اما روز قدس امسال با توجه به شرايط سياسي خاص ايجاد شده در کشور از ويژگي‌هاي منحصر به فردی برخوردار بود. در روزهای قبل از فرا رسيدن آخرين جمعه ماه رمضان کودتاگران سبزپوش که از هر فرصتي براي تدوام حيات رو به زوال خود بهره‌برداري مي‌کنند، اعلام داشتند که در راهپيمايي سراسري روز قدس با همه توان شرکت خواهند کرد تا جمعيت ميليوني خود را به رخ جبهه تقلب و استبداد بکشانند.

 

سايت ها و وبلاگ هاي مرتبط با اين جريان انحرافي در روزهايي که گذشت مملو بود از فراخوان هاي مختلف براي به صحنه کشاندن همه مخالفين نظام به خيابان ها و در اين بين خبر حضور موسوي, کروبي و خاتمي نيز در صدر اخبار آشوب طلبان قرار داشت. کروبي خطاب به مسئولین دولت گفته بود: «در روز قدس نيز بار ديگر قدرت مردم را خواهيد ديد و متوجه مي‌شويد که مردم از چه فکر و انديشه‌اي حمايت مي‌کنند.»

جمعه ‌اولين فرصت بعد از انتخابات 22 خرداد بود که بطور همزمان در سراسر کشور امکان حضور همه جانبه ملت در عرصه عیان اجتماع فراهم بود. کودتاگران سبز که در حوادث بعد از انتخابات توانسته بودند با ايجاد بلوا پايتخت را براي روزهايي به آشوب بکشانند، مدعي بودند که در سراسر کشور نيز از حمايت حداکثري برخوردارند، اما هيچگاه فرصت براي سنجش اين ادعا فراهم نشده بود. روز قدس اما فرصتي بود تا اين جريان مدعي، هواداران خود را به صحنه آورد و با همين هدف تبليغات زودهنگام و فراخوان هواداران براي به صحنه آمدن در روز قدس بطور گسترده اي آغاز شده بود. اما آنچه در روز جمعه تمامي ملت ايران شاهد آن بودند رسوايي اين جريان نفاق و دروغ بود.

 

برخلاف پيش بيني اين جريان، هرچند معدود افرادی به خیابان ها آمده بودند که صدایشان با صدای آمریکا و اسرائیل لیکن آنچه در روز قدس به وقوع پيوست بساط معرکه اغتشاش طلبان را براي هميشه جمع نمود. جالب آنکه فرصت طلبان با راهپیمایی جداگانه در روز قدس و با طرح شعارهای برخلاف آرمان های این روز، عملکرد منافقین در سال 59 را تکرار کردند. در حقیقت اقدام آنها تکرار عملکرد سال 59 منافقین بود که با جداسازی راهپیمایی خود ، عملا راه خود را از ملت جدا کردند. روزنامه جمهوری اسلامی در 23 فروردین 59 درباره اقدام راهپیمایی فدائیان خلق می نویسد: «فدائیان خلق، جدا از خلق راه‌پیمایی کردند.» شاید حرکت اخیر حامیان اصلاحات مصداق عینی تری برای این تعبیر قلمداد می شد و البته نتیجه نیز معلوم. مردم تهران و سایر شهرها که حضور منافقانه این عده قلیل را از مدت ها پیش، پیش بینی می نمودند با هوشیاری و صلابت آخرین نقشه اغتشاش طلبان را با شکست همراه ساختند.

البته در این میان رسانه های بیگانه همچون گذشته به قلب موضوع پرداخته و خیالبافی های خود را نوشتند. از جمله خبرگزاری فرانسه به نقل از منابع خبری نزدیک به اصلاح طلبان ایران نوشت که رئیس جمهوری پیشین ایران، محمد خاتمی و میرحسین موسوی نامزد معترض دهمین انتخابات ریاست جمهوری در تظاهرات روز قدس از سوی طرفداران محمود احمدی نژاد هدف حمله فیزیکی قرار گرفتند!

صدای آمریکا نیز در گزارش لحظه به لحظه این روز مدعی می شود: «درگیری میان تظاهرکنندگان معترض از یک طرف و پلیس ضد شورش و بسیج از طرف دیگر در خیابان های تهران و دیگر نقاط ایران ادامه دارد. به گزارش" موج سبز آزادی" در تهران تراکم جمعیت مخالفان در میدان ولیعصر بیشتر از دیگر نقاط شهر است و پلیس ضدشورش و موتور سوار و لباس شخصی ها با پرتاب صدها گاز اشک آور و ضربات باتوم در صدد متفرق کردن معترضان هستند!

 اما پایگاه خبر پراکنی بی بی سی نیز از حمله نیروهای بسیج و لباس شخصی ها به تظاهرکنندگان معترض در راهپیمایی روز قدس خبر می دهد. به گفتۀ رسانه روباه پیر تظاهرکنندگان چنین شعار می دادند : "مرگ بر روسیه، روسیه در چه فکریه، ایران پر از موسویه"...

این در حالی است که روز قدس امسال به تایید همه حاضران و ناظران همچون همه راهپيمايي‌هاي سراسري در طول 3 دهه از عمر پر برکت نظام اسلامي به صحنه رفراندوم و حمايت همه جانبه ملت از انقلاب اسلامي و آرمانهاي امام و رهبري مبدل شده بود. امسال ملت هميشه در صحنه با احساس تکليف بيشتر نسبت به سال هاي گذشته با حضور حداکثري خود ادعاي دشمنان انقلاب اسلامي- که مدعي بودند نظام اسلامي هواداران خود را از دست داده است – را باطل نمود. در یک جمله باید گفت حضور اخیر ملت, تاکيدي بر حماسه 40 ميليوني ملت در یوم الله 22 خرداد بود.