لبنان در حاشیه و متن مطبوعات و نگاه های مختلف

روزنامه كيهان 
بچه‌هاي ضاحيه ـ حسين شريعتمداري
24 سال قبل ـ ژوئن سال 1982 ميلادي ـ هنگامي كه رژيم اشغالگر قدس حمله وحشيانه وگسترده خود به جنوب لبنان را آغاز كرد و تصور همگان اين بود كه هيچ قدرتي تاب مقاومت در برابر اين هجوم وحشيانه راندارد، تعدادي جوان مسلمان كه بعدها در مصاحبه با خبرنگاران خارجي خود را «پيروان راه خميني» معرفي كردند، در منطقه «خلده» در جنوب بيروت راه را بر تانك‌ها و نظاميان اسراييلي بستند و سرانجام اين منطقه يعني «مناحيه» شيعه نشين تنها نقطه‌اي بودكه ارتش اسراييل توان ورود به آن رانيافته بود.
16 سال بعد از جنگ ژوئن 1982 ـ 1998 ـ «اوليوت كوهن» استراتژيست معروف آمريكايي با انتشار مقاله‌اي كه نشريه «جينز ديفنس» بخش‌هايي از آن را منعكس كرد، از تولد قطب قدرتمند اسلام خبر داد. در آن هنگام حزب‌الله در مقابل دو تهاجم گسترده ديگر اسراييل به لبنان مقاومت جانانه‌اي كرده بود.
كوهن در مقاله خود، در باره حزب‌الله لبنان مي‌نويسد: «مشتي جوان با اسلحه سبك و بدون پشتيباني ديگران، چهارمين ارتش مدرن ومجهز جهان يعني ارتش اسراييل را از جنوب كشور خود بيرون مي‌كنند و…»
وي با اشاره به نمونه‌هاي فراوان مي‌نويسد: دكترين «پايان تاريخ» فوكوياما را فراموش كنيد. در آغاز هزاره سوم ميلادي آنگونه كه فوكوياما پيش‌بيني كرده بود مدل «ليبرال دمكراسي» آمريكايي در جهان فراگير نمي‌شود، بلكه بر پيشاني اين هزاره، تولد «قطب قدرت اسلام» نقش بسته است.
حزب‌الله توهم شكست ناپذيري اسراييل را به زباله‌دان تاريخ انداخته است و اگر همين امروز هم جنگ خاتمه يابد، اسراييل شكست تاريخي و سهمگيني را متحمل شده است كه هرگز در ذهن صهيونيست‌هاي آدم‌كش نمي‌گنجيد.
روزنامه شرق / بازنده بازي : اسراييل يا حزب‌الله؟
دكتر ابراهيم يزدي
دولت اسراييل در حمله گسترده خود به لبنان دو خواسته را مطرح ساخته است:
1- آزادي دو سرباز اسراييلي 2- خلع سلاح حزب‌الله
اسراييل غير از دوخواسته بالا چندين هدف ديگر رانيز دنبال مي‌كند. اول آنكه دايره بحران و تشنج را ازمحدوده فلسطين خارج سازد و با افزايش سطح و عمق تشنج، افكار عمومي مردم جهان را از آنچه در غزه و كرانه باختري رود اردن مي‌گذرد منحرف سازد.
دوم اينكه با بمباران‌هاي فراوان و ايجاد تلفات مادي و معنوي به مردم لبنان، دولت ومردم لبنان را عليه حزب‌الله بشوراند وحمايت‌هاي مردمي از حزب‌الله راكاهش داده و يا قطع كند. اما مشاهدات و گزارش‌هاي ناظرين بي طرف همه حاكي از آن است كه چنين اتفاقي نيافتاده است و مردم و دولت لبنان همچنان از حزب‌الله حمايت مي‌كنند.
شوراي امنيت سازمان ملل و دولتهاي غربي، به خصوص آمريكا نمي‌توانند اجراي قطعنامه 1559 و خلع سلاح حزب‌الله را از دولت لبنان بخواهند و يا انتظار داشته باشند دولت لبنان آن را، حتي اگر بتواند اجرا كند. زيرا دولت اسراييل هيچ يك از قطعنامه‌هاي سازمان ملل در مورد فلسطين را نپذيرفته واجرا نكرده است. نه تنها قطعنامه 242  و تخليه سرزمين‌هاي اشغالي در جنگ 1967 بلكه آخرين آنها را در مورد ديوار حائل در كرانه غربي رود اردن است ناديده گرفته است. علاوه بر اين پيمان‌هاي بين‌المللي (ژنو) با صراحت ادغام سرزمين‌هاي اشغال شده در جنگ به سرزمين اصلي توسط ارتش و دولت اشغالگر را به كلي منع مي‌كند. 

روزنامه جوان
آغاز يك پايان  ـ
دكتر محمد رضا جمالي
از بدو تاسيس رژيم جعلي اسراييل در سرزمين اسلامي فلسطين، كشورهاي عربي منطقه از ارتش رژيم صهيونيستي واهمه داشتند و جنگهاي اسراييل با كشورهاي عربي و شكست كشورهاي عربي از رژيم صهيونيستي، نوعي ترس از رويارويي در اين كشورها ايجادكرده بود.
امروزه راه حل دفاع از كيان اسلامي، تاكيد بر آموزه‌هاي ديني است و تجربه چندين دهه مبارزه گروهها با رويكردهاي ناسيوناليستي و ملي‌گرايي جاي خود را به مردان و زنان مؤمن و فداكاري داده است كه جز «خدا» همه را به هيچ مي‌انگارند و همين امر نقطه قوت مبارزان راه خدا در نيروي مقاومت اسلامي لبنان شده است.
امروزه نقطه عطف، مبارزه با استكبار و استعمار مي‌باشد و تمام تلاش بنيانگذاران دولت يهودي در سرزمين اسلامي بر اين بوده كه ابهت و اقتدار براي اين «دولت نجس» ايجاد كنند. امروز اين اقتدار توسط رزمندگان حزب‌الله شكسته شده و مي‌توان گفت نابودي رژيم صهيونيستي شروع شده است و جنگ اسراييل با حزب‌الله آغاز «پايان و زوال» دولت صهيونيستي است.


روزنامه اعتماد ملي

روي خط بحران
بيش از ده روز است لبنان از زمين و دريا و هوا مورد تجاوز سنگين و محاصره قرار گرفته است. در روزهاي اوليه آغاز بحران با موضع‌گيري كشورهاي موثر جامعه غرب و آمريكا، يك فرصت يك هفته‌اي براي انجام ماموريت اسراييل تدارك ديده شده بود. عربستان، مصر و اردن با بيانيه‌هاي جداگانه‌اي مقاومت حزب‌الله راماجراجويي قلمداد كرده و زمينه‌هاي گسترش تهاجم نظامي اسراييل را فراهم آورده بودند و آمريكا نيز تشكيل جلسه شوراي امنيت را به مدت يك هفته به تاخير انداخت به اميد آنكه اسراييل در اين مدت تمامي زير ساخت‌هاي حزب‌الله را منهدم كرده و عملا از نظر نظامي برتري استراتژيك بيابد. سپس مساعي بين‌المللي مطرح گرديد و به گونه‌اي بحران مهار يابد.
اما پيش‌بيني‌ها درست از آب درنيامد. سيد حسن نصرالله در گفتگوي اختصاصي با شبكه الجزيره اعلام كرد كه اين چند روز، اسراييل تمام توان خود را براي زمين گير كردن مقاومت اسلامي به كار برده است اما توفيقات او هرگز انتظارات دشمن را برآورده نكرده است. وي در پايان گفت: حزب‌الله از لبنان و منافع ملي آن دفاع مي‌كند ولي بدون شك جهان اسلام از نتايج بي‌نظير مقاومت بهره‌مند خواهد شد.
اما آينده مسايلي چون طرح خاورميانه بزرگ، بحران پرونده هسته اي ايران، آينده لبنان و فلسطين،  تشديد و گسترش موج اسلام‌گرايي و ظلم ستيزي مردم منطقه و.. همچنان در پرده اي از ابهام باقي مي‌ماند و روزهاي آينده و تحولات آتي ميزان توفيق و يا شكست براي مهار بحران را روشن مي‌كند. 


جام جم 
اسرائيل ديگر آن اسرائيل نيست  ـ
دكتر رضاپور حسين
در پي يورش‌هاي غير انساني رژيم غاصب صهيونيستي به مردم بي دفاع لبنان، تحليل‌هاي متفاوتي از جنبه‌هاي نظامي و سياسي طرح شده است. موضوعي كه كمتر به آن توجه شده است، فروريزي نگرش كاذب و تبليغاتي در باره اسراييل است. نوع حركت شجاعانه و دقيق حزب‌الله لبنان موجب فروريختن نگرش كاذب و سامان يافتن نگرش مبتني بر واقعيت در باره اين رژيم شده است.
امروزه حزب‌الله توانسته است ذهنيت مرعوب دولتها و ملتها را در باره اسراييل تغيير دهد. اين موضوع نتيجه كمي نيست و بسيار با اهميت است و البته نبايد به سادگي از كنار دستاورد بزرگي كه نصيب جهان اسلام شده است، گذشت. ذهنيت فعلي مردم جهان از اسراييل يك رژيم سفاك، ددخو، ترسو وزبون است كه ديگر ترميم شدني نيست.

روزنامه همبستگي
ديكته شكست  ـ
علي صالح آبادي
براي تامين منافع غرب توسط انگليس و فرانسه در سال 1948 اسراييل در جايي ايجاد شد كه ساكنان آن را مسلمانان، مسيحيان و يهوديان تشكيل مي‌دادند. بنابر اين فلسفه به وجود آمدن اين رژيم در خاورميانه با هدف تامين منافع و ايجاد بي ثباتي و از آن مهمتر داشتن يك ژاندارم در منطقه حساس واستراتژيك خاورميانه بود. اسراييل براي ماندن و مقابله با ارتش‌هاي كلاسيك عرب از يك سو و چريك‌هاي فلسطيني از سوي ديگر همواره از سياست «مشت آهنين» و«حمله برق‌آسا» بهره برده است و ارتش‌هاي عرب را در چند نوبت شكست داده است.
در جنگ تمام عياري كه از چند روز پيش تا كنون عليه لبنان به راه افتاده استّ، به رغم توصيه آمريكا به تل‌آويو كه ظرف 7 روز كار شبه نظاميان حزب‌الله را پايان دهد، مقاومت حزب‌الله براي نخستين بار استراتژي سياست مشت آهنين و حمله برق‌آسا را نه تنها با چالش مواجه كرده است بلكه تلفات نظاميان اسراييلي روز به روز افزايش مي‌يابد و اصابت حدود 2 هزار موشك به حيفا وديگر شهرهاي شمالي اسراييل، بحراني جدي در درون اسراييل به وجود آورده است. زيرا بر خلاف فلسطيني‌ها و لبناني‌ها كه به آوارگي و درگيري وهزينه دادن تاحدي خو گرفته‌اند اسراييلي‌ها ا زآوارگي و تلفات دادن بسيار در هراس هستند و تخليه ساكنان حيفا، سومين شهر اسراييل و ديگر مناطقي كه در تيررس حزب‌الله قرار دارد، گواه بر اين واقعيت است.

سياست روز
از روح الله تا نصر‌الله  ـ
علي يوسف پور
چندين روز مقاومت حزب‌الله و وارد آوردن ضربات كم نظير مانند سقوط هواپيماي اف ـ16، غرق نمودن ناوچه نظامي اسراييل، حمله موشكي به عمق خاك اسراييل و بنادر مهم آن اتفاقاتي بود كه در عمر شصت ساله اسراييل تا كنون به وقوع نپيوسته است و در يك كلمه اسطوره شكست‌ناپذيري اسراييل در هم شكست. اگر چه نظاميان صهيونيست زيرساخت‌ها و خانه‌هاي مسكوني لبناني‌ها را هدف قرار دادند اما در شرايط كنوني حزب‌الله فراتر از همه ارتش‌هاي عربي و ملت لبنان سرفرازتر از همه ملت‌هاي عربي ايستاده است؛ حزب‌الله در حال حاضر فخر جهان اسلام است.
مناخين بگين نخست وزير جنايتكار اسبق اسراييل كه در زمان پيروزي انقلاب اسلامي تصديگري اين رژيم غاصب را بر عهده داشت در زمان پيروزي انقلاب گفت: انقلاب اسلامي همانند زلزله‌اي سياسي خاورميانه را لرزانده است. او فعلا از ميان جهنميان قادر نيست ببيند كه چگونه حماس و حزب‌الله با پيروي از راه و روش امام خميني بنيان رژيم جعلي اسراييل را به خطر انداختند.
اما به نظر مي‌رسد روشي كه بعضي از سران مرعوب عرب وكشورهاي اسلامي اتخاذ كردند همانند گوسفند‌اني مي‌باشند كه حتي در مقابل كشتار همنوعان خود صدايي هم از خويش بيرون نمي‌دهند. اما سران مرعوب عرب و مسلمانان بدانند كه امواج بيداري مسلمانان قبل از اينكه اسراييل را سرنگون نمايد خائنين به ملت را سرنگون خواهند نمود.

صداي عدالت 
بحران اخير نقطه عطفي در حل و فصل منازعه خاورميانه
ادعاي ترغيب حزب‌الله و حماس به گروگانگيري سربازان اسراييلي توسط ايران، نگاهي تقليل‌گرايانه است. بحران اخير، قطعا نقطه عطفي در حل و فصل منازعه خاورميانه محسوب مي‌شود كه يا به خشونت شديدتر و عميق‌تر براي رسيدن به نتيجه نهايي خواهد كشيد و يا آنكه طرفين به يك تفاهم پايدار دست خواهند يافت. اين كه عامل بروز درگيري وخشونت‌هاي اخير را به گروگانگيري سربازان اسراييلي توسط حزب‌الله و حماس نسبت مي‌دهند و يا آنكه از برنامه‌ريزي قبلي اسراييل براي نشان دادن ضرب شست خبر مي‌دهند وبالاخره اين ادعا كه ايران با ترغيب حزب‌الله و حماس براي گروگانگيري سربازان اسراييلي قصد داشتند تا مساله هسته‌اي خودرا از اولويت اذهان قدرتهاي جهاني خارج كند، همگي به شكلي علت‌ها و تحليل‌هاي تقليل‌گرايانه به منازعه اخير محسوب مي‌شود. صاحبان اين تحليل‌ها نمي‌خواهند پديده‌هاي بين‌المللي را در سطح سيستمي و يا جهاني مورد بررسي قرار دهند و به دنبال عوامل كوچك و خرد و طبيعتا جوابهاي كوچك و خرد هستند.
بايد پذيرفت كه مساله كنوني خاورميانه تنها مساله حزب‌الله، حماس، سوريه،‌ايران و اسراييل نيست، بلكه اين موضوعي در سطح كليت نظام بين‌المللي است و در صورت ادامه اين روند، مجموع گسترده‌اي از كشورهاي اثرگذار را درگير خود خواهد كرد.

سازمان مجاهدين در تكاپوي زيستن

پس از تشكيل یازدهمین كنگره سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و شركت تنها  153 تن از 240 نفر عضو سازمان و همچنین عدم حضور برخی از سران و شیوخ بزرگ اصلاحات همچون حجت الاسلام كروبی و نيز عدم حضور هیچ یك از بزرگان اصولگرا در جلسه ی مذكور حرف‌ها‌ی ناگفته بسياري مطرح گرديد.

اين عدم استقبال در حاليست كه محسن آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامي اعلام كرده بود از كلیه ی احزاب و تشكل‌ها‌ی سیاسی جهت حضور در افتتاحیيه ی كنگره تشكل متبوعش دعوت به عمل آمده است. وي عدم حضور نمایندگان حزب موتلفه اسلامی را ناشی از تصمیم فردی برخی تفرقه افكنان خوانده بود!!(اشاره وي به جناب بادامچيان قائم مقام حزب موتلفه اسلامي است).

بادامچيان ضمن حاضر نشدن در جلسه فوق الذكر در مصاحبه با خبرگزاري فارس خاطر نشان كرد:

دليل عدم شركت در كنكره مجاهدين انقلاب عدم مشروعيت اين سازمان بود

وي با اشاره به اطلاعيه جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه قبلا مشروعيت سازمان مجاهدين انقلاب را زير سؤال برده بود گفت: طبعاً اصولگراياني كه به مباني شرعي شان بيشتر توجه دارند، نمي‌توانستند در كنگره آنها شركت كنند. 
   
 عضو شوراي مركزي حزب موتلفه درباره دعوت سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از حزب موتلفه براي شركت در كنگره اخير اين تشكل گفت: حزب موتلفه اسلامي مانند گروه‌هاي ديگر اصولگرا در كنگره سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي شركت نكرد.

اسدالله بادامچيان با تاكيد بر اينكه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي كنگره سياسي داشتند نه تشكيلاتي و حزبي، گفت: حتي گروه‌هاي اصلاح طلب هم از اين كنگره استقبال نكرده بودند.

وي با تذكر اين نكته كه قصد ايشان از برگزاري كنگره ، بهره بر‌داري سياسي بوده است، گفت: زماني كار حزبي انجام مي‌شود و در مواقعي كار سياسي و جناحي، سازمان مجاهدين با كار سياسي خواهان ابزار قرار دادن ديگر گروه‌ها بود.

پيش از اين فارس از طريق منابع آگاه مطلع شده بود كه حزب موتلفه در نامه‌اي با ضميمه كردن اطلاعيه جامعه مدرسين، دليل شركت نكردن اعضاي اين حزب را به كنگره سازمان مجاهدين اعلام كرده است.

و اما آرمين در انتقاد صريح از بادامچيان و طی گفت و گویی با پایگاه اطلاع رسانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامي ايران توضیحاتی مفصل پیرامون این مسئله داده است.وي خاطر نشان كرده است:

‌«اخیرا جناب آقای بادامچیان طی مصاحبه‌ای با خبرگزاری فارس، ضمن اعلام خبر عدم شرکت حزب موتلفه اسلامی در کنگره سازمان مجاهدین انقلاب، اعلام کرده‌اند که با توجه به نامه سال 1381 جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، حزب موتلفه سازمان مجاهدین را غیر مشروع می‌داند.

همان‌گونه که پس از انتشار این خبر در مصاحبه آقای حبیبی، دبیر کل موتلفه اسلامی عنوان شد، این حزب به هیچ وجه قصد انتشار چنین مطالبی را نداشته است، آقای حبیبی تاکید کردند: اقدام بادامچیان خودسرانه و بدون هماهنگی صورت گرفته است.»

مصاحبه  نبي حبيبي مستند آرمين قرار گرفته است .بد نيست مصاحبه دبير كل حزب موتلفه آورده شود تا مشخص شود حزب قصد انتشار چه مطالبي را داشته است:

خبرگزاري فارس: محمد نبي حبيبي با توجه به اظهارات بعضي از اعضاي حزب مؤتلفه در خصوص عدم شركت اعضاي اين حزب در كنگره سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي موضع گيري رسمي كرد

محمد نبي حبيبي در پاسخ به اظهارات برخي اعضاي حزب مؤتلفه در خصوص عدم شركت اعضاي اين حزب در كنگره سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، بيان داشت:« حزب مؤتلفه اسلامي در پاسخ به دعوت سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي براي شركت در كنگره آن سازمان اعلام نمود كه از شركت در آن كنگره معذور است.
وي تصريح كرد: حزب مؤتلفه اسلامي به صورت مكتوب توجه سازمان را به تذكرات جامعه مدرسين جلب نمود.
حبيبي تاكيد كرد: هرگونه تحليل و تفسير ديگري غير از اين مطلب كه از طرف اعضاي حزب بيان شده يا مي‌شود بعنوان نظر شخصي بوده و موضع رسمي حزب مؤتلفه اسلامي نيست.»

 

نگارنده كه تفاوت بين ديدگاه بادامچيان و حبيبي را در نيافت .جاي سوال است ، سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب بر چه اساسي از قول حبيبي و در ضديت با صحبت هاي بادامچيان آورده است:" این حزب به هیچ وجه قصد انتشار چنین مطالبی را نداشته است"؟

 

آرمين  در جاي ديگر از سخنان خود آورده:اما در باره اقدام غیر اخلاقی آقای بادامچیان باید بگویم که سوابق ایشان به هیچ وجه بر ما پوشیده نیست. متاسفانه ایشان از پیش از انقلاب تا کنون رفتار تفرقه‌افکنانه فراوانی از خود نشان داده‌اند . هرچند که ما بین حزب موتلفه و امثال آقای بادامچیان تفاوت بسیاری قائل هستیم، اما صمیمانه از این دوستان خود می‌خواهیم که ایشان را کنترل کنند تا بیش از این باعث زحمت نشوند.

با مرور اين بند و ديگر بخش هاي صحبت هاي محترمانه و اخلاقي!!  ايشان چندين سوال و نكته به ذهنم خطور كرد كه يادداشت نموده ام:

1-      از چه تاريخي جناب آرمين واضع اخلاقيات بوده اند كه بر افعال ديگري حكم اخلاقي يا غير آن را الصاق كنند؟

2-      جناب بادامچيان عمل به شرع را عامل عدم حضور در كنگره مي نامد. از چه زماني شرع مقابل اخلاق ، قد علم نموده است و عمل به حكم علما مورد ذم اخلاقيات بوده است؟

3-      به كدام سابقه آقاي بادامچيان اشاره مي نمايند؟دوستان و همراهان جناب بادامچيان با وجود نزديكي به ايشان، از همچنان سوابقي بي اطلاع اندجناب آرمين لطف كنند و جهت تنوير افكار عمومي و افزايش اطلاعات ناقص ديگر سياسيون ، ما را هم در جريان سابقه فوق الذكر قرار دهند.

4-      براي واژه "تفرقه افكني" چه معنايي قائل هستند؟با مروري به زندگي مشتكي عنه اين شائبه مطرح مي شود كه احتمالا مخاطب جناب سخنگو در اين بخش ، فرد ديگري است!!!

5-      جناب آرمين از تفاوت ها بين حزب موتلفه و امثال آقاي بادامچيان سخن مي راند؟لطفا ما را هم ، مطلع از اين اختلافات سازد.

6-      جناب بادامچيان در اين برهه و در ديگر موارد چه زحماتي به دوستان هم حزبي خود روا داشته اند؟گويا سخنگوي سازمان از مسائلي آگاهند كه خود آقاي بادامچيان و دوستانشان هم از آن بي خبرند!!!
آرمين اين گونه اذعان مي كند:لازم به توضیح است که سازمان مجاهدین، از کلیه احزاب و تشکل‌های سیاسی کشور جهت حضور در جلسه افتتاحیه کنگره یازدهم خود دعوت به عمل آورد و طبعا این دعوت بدون هماهنگی‌های لازم صورت نپذیرفته است . ولي آقای بادامچیان در گفت و گو با خبرگزاری فارس، ضمن رسانه‌ای کردن این مسئله مطالب کذبی را در مورد سازمان مجاهدین مطرح کردند. به این ترتیب دوستان موتلفه‌ای، در مورد رسانه‌ای کردن مسئله، شرط اخلاق سیاسی را رعایت نکرده و از این بابت جای گله و انتقاد را برای ما باقی گذاردند؛ که بنده امیدوارم پس از این و در عرصه سیاست بین‌الاحزاب!! شاهد صداقت و شفافیت بیش از این باشیم.

1-      جناب بادامچيان چه مطالب "كذبي"مطرح مي سازند؟ بيان نمودن حكم جامعه مدرسين حوزه علميه ، حكم سخن كذب را داراست؟

2-      رسانه اي كردن كدام مسئله جاي گله دارد؟آيا  تصريح به حكم جامعه مدرسين حوزه علميه قم _كه نزديك به پنج سال عمر رسانه اي دارد_" زير پا گذاشتن اخلاق سياسي و دوري از صداقت و شفافيت" تلقي مي شود؟


سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب ادامه مي دهد:اما در مورد نامه سال 81 جامعه مدرسین باید بگویم که این نامه نکته مبهمی ندارد و همان زمان ما گفتنی‌ها را گفتیم. این تشکل به مانند بسیاری از تشکل‌های دیگر، یک تشکل سیاسی- مذهبی است و نه مرجع دینی و یا قانونی؛ لذا نظرات آن نهاد صرفا در حد یک تشکل سیاسی- مذهبی قابل طرح است.

گويا آرمين پا را فراتر نهاده از تخطئه جناب بادامچيان گذر كرده و اهانت به جامعه مدرسين را منظور داشته است.

1-      آري اين نامه نكته مبهمي ندارد ، همچنين گفتني هاي آن زمان آرمين و دوستانش هم بي پرده است . بد نيست به هردو اشاره اي كنيم:

اطلاعیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره مجاهدین انقلاب اسلامى كه در تاریخ 1381/04/18 در این خصوص منتشر شده است:
مردم شریف و مسلمان ایران
سازمان موسوم به "مجاهدین انقلاب اسلامى" در جهت بدبین كردن نسل جوان به اسلام و روحانیّت و تفكیك دین از سیاست - كه هدف دشمنان جهانى اسلام نیز هست - تلاش مى‏كند.
سخنان موهن یكى از اعضاء مركزیت این سازمان در همدان (توهین او به عقائد دینى، مراجع تقلید و مردم متدیّن ایران) و حمایت بى دریغ آن سازمان از گفته‏هاى او شاهدى بر این مدّعاست.
جامعه مدرّسین حوزه علمیه قم چنین سازمانى را فاقد مشروعیت دینى مى‏داند و متدیّنین را از همكارى با آنها بر حذر مى‏دارد.
والسلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‏
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
على مشكینى

 

پس از صدور این فتوا بود که محمد سلامتي دبير كل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي  ایران در اظهارنظري گفت: «ما جامعه مدرسين حوزه علميه قم را به عنوان يك گروه سياسي در جناح رقيب تلقي مي كنيم، نه به عنوان يك مجموعه مذهبي قابل قبول» و محسن آرمين هم در واكنشي به اطلاعيه مزبور گفت: «ما دين خود را از آقايان نگرفته ايم تا با صدور اطلاعيه بتوانند از ما بگيرند.»

جالب آنكه مرجع مورد توهين آرمين و  همفكرانش همان جامعه مدرسینی است که امام درباره آن فرموده اند: " اگر آنان (فرزندان انقلابيم) جذب حضرات آقايان جامعه مدرسين نشوند در آينده گرفتار كساني خواهند شد كه مروج اسلام آمريكائيند... من، جامعه ي مدرسين را مغز متفكر و چشم بينا و وجدان سالم و حساسي براي دستگاه اداره كننده ي كشور مي دانم و معتقدم اگر ما براي حوزه ي علميه به عنوان قاعده ي اصلي و اساسي در انقلاب و جمهوري اسلامي،نقش و ارزش قايل هستيم- كه البته قايليم- ناگزيريم براي جامعه ي مدرسين با آن سوابق و تاريخ درخشان و علم و تقوا و استعداد بالا و مايه هاي قوي فقاهتي، نقشي اول را قايل شويم."

 

آرمين مي افزايد: متاسفانه جمع محدودی در این تشکل(جامعه مدرسين حوزه علميه قم) با هماهنگی با عناصری خارج از جامعه و با سوءاستفاده از اشتغالات علمی اعضا سعی دارند از آن در جهت مطامع باندهای سیاسی ، سوءاستفاده کنند. صدور نامه سال 81 نیز در همین چهارچوب قابل طرح است؛ وگر نه تا مراجع عظام و علمای اعلام حضور دارند ، جایی برای جامعه مدرسین باقی نمی‌ماند تا در مورد مشروعیت و عدم مشروعیت اظهار نظر کند. ضمن اینکه باید بگویم متاسفانه اعلامیه سال 81 ، اقبال عمومی به سازمان را افزایش داده و سبب بی‌اعتباری جامعه مدرسین شد، تصور می‌کنم طرح مجدد آن نامه پس از 5 سال به سود جامعه مدرسین نیست.
1- گويا آرمين جامعه مدرسين حوزه علميه قم را با نهادي ديگر اشتباه گرفته است!!آقاي آرمين! مگر اعضاي جامعه مدرسين بچه اند كه عده اي سودجو آنها را در جهت مطامع سياسي خود به كار گرفته، اغفالشان كنند!!؟

2-      مثل آنكه سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب ،اعضاي جامعه مدرسين را از غير علما و مراجع مي پندارد.توصيه دوستانه ما براي ايشان تنها مروري است بر اسامي اعضاي اين مرجع عالي رتبه ديني...

امام (ره) جامعه مدرسين را مغز متفكر و چشم بينا و وجدان سالم و حساسي دستگاه اداره كننده ي كشور دانسته اند.حال  سوال است با چه استدلالي آورده اند: " تا مراجع عظام و علمای اعلام حضور دارند جایی برای جامعه مدرسین باقی نمی‌ماند تا در مورد مشروعیت و عدم مشروعیت اظهار نظر کند"؟

ضمن آنكه با استناد به صحبت حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا فاكر عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم بايد گفت: «بيانيه جامعه مدرسين سيلي محكمي به سازمان مجاهدين زد و عالم ديني بزرگي چون آيت الله مشكيني آنها را از مشروعيت ديني انداخت . البته نظر برخي از مراجع شديدتر از اين بيانيه بوده است. اين مطالب سخن همه علما و دلسوزان اسلام است.»

3-      مضحك است! با معناي" افزايش اقبال عمومي" و "بي اعتباري" هم آشنا شديم!!خوبست اقبال به سازمان مجاهدين فزوني يافته ، والا مشخص نيست كنگره سالانه اشان با چند ده نفر تشكيل مي شد!(شايد منظور آرمين اين بوده است: " ضمن اینکه باید بگویم متاسفانه اعلامیه سال 81، اقبال عمومی جامعه مدرسین را افزایش داده و سبب بی‌اعتباری سازمان شد، تصور می‌کنم طرح مجدد آن نامه پس از 5 سال به سود سازمان مجاهدين نیست"!! )

آرمين خاطر نشان كرده است: در حال حاضر و با گذشت کمتر از سه سال از روی کار آمدن حاکمیت فعلی، شاهد شکل گیری اجماعی بی‌سابقه میان اکثریت احزاب، گروه‌ها و تشکل‌های سیاسی و مذهبی، اعم از راست و چپ و اصول‌گرا و اصلاح‌طلب، در مخالفت با نتایج عملکرد دولت هستیم. تمامی این گروه‌ها و شخصیت‌ها نسبت به آینده و نتیجه اعمال دولت احساس خطر کرده و دغدغه مشترکی دارند که سبب نزدیکی تمامی آن‌ها، از تهران تا قم و از سیاسی گرفته تا حوزه علمیه شده است. استقبال گسترده و بی‌سابقه احزاب و روحانیون از کنگره سازمان خود شاهد گویای این امر است.
1- جناب آرمين از كدام اجماع سخن به ميان آورده است؟آنجا كه مي گويد:اجماع بي سابقه اي میان اکثریت احزاب، گروه‌ها و تشکل‌های سیاسی و مذهبی، اعم از راست و چپ و اصول‌گرا و اصلاح‌طلب، از تهران تا قم و از سیاسی گرفته تا حوزه علمیه.شايد منظور ايشان اجماع بر سر ادامه روند غني سازي اورانيوم و ايستادگي بر سر پرونده هسته اي بوده است!!!هر چند كه در اين مقوله نيز اجماع مورد اشاره آرمين_ به اين گستردگي و قوت_ صادق نيست!!

2- طبق تئوري هاي روانشناسانه انسان ها  با تلقين و تكرار قادرند نكات غير واقعي را حتي، باور نمايند.تكرار چندين و چند باره استقبال از يازدهمين كنگره سازمان مجاهدين انقلاب توسط آرمين گويا تحقق همين نكته است!! البته استقبال مدعوين و رسانه ها_حتي مطبوعات هم طيف خود سازمان_ به قدري سرد بوده است كه با تكرار صد باره نيز نه ما و نه احتمالا خود ايشان به برگزاري باشكوه كنگره سازمان باور نمي آوريم.


آرمين تصريح مي كند:البته که جریان حاکم و حامیان آن نسبت به این مسئله احساس خطر کرده و سعی در اختلاف افکنی میان احزاب و گروه‌ها دارند. اقدام برخی از افراد در دست‌مایه قرار دادن عدم شرکت حزب موتلفه در کنگره سازمان، و همچنین فعال شدن مسئولان خبرگزاری فارس در اخذ مصاحبه پیرامون این مسئله نیز در همین راستا و با دو هدف صورت می‌گیرد. اول تحت‌الشعاع قرار دادن استقبال گسترده و بی‌سابقه از کنگره امسال سازمان و دوم انحراف افکار از مسئله اصلی کشور و ایجاد اختلاف و تفرقه و از بین بردن هماهنگی ایجاد شده.

1- اشاره چند باره به" استقبال گسترده و بی‌سابقه از کنگره امسال سازمان "توجه به رعايت آن اصل روانشناسانه است.(در بالا ذكر گرديد).

2- ما كه متوجه نشديم دعواي سازمان مجاهدين و موتلفه به دولت و حاميانش چه ارتباطي دارد؟  در اين ميان چه گناه و تقصيري متوجه جريان حاكم است؟آري منتقدان_و بهتر بگويم تخريب گران_ نا جوان مردانه هر زشتي و تقصيري را متوجه دولت مي نمايند._ به ياد مي آورم سخن آن نماينده فراكسيون اقليت مجلس هفتم را كه در جواب مراجعين دردمند خود بيان نموده است:دعا كنيد رئيس جمهور بميرد، تا مشكلاتتان حل شود._محسن آرمين "مساله اصلي كشور" را براندازي مديريت مكتبي و مردمي دولت نهم مي داند و به "هماهنگي "پيرامون اين موضوع مي نازد.


آرمين در پايان بيان داشته است: من اعلام می‌کنم که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، با درک صحیح از شرایط کنونی، به هیچ وجه حاضر نیست نسبت به اقدام غیر دوستانه و غیر متعارف حزب موتلفه واکنشی نشان دهد. ما شرایط سران این حزب و فشارهای سنگین داخلی و خارجی وارد بر آن‌ها برای عدم شرکت در کنگره سازمان را درک می‌کنیم و امیدواریم این رفتار غیرمنصفانه به صورت یک استثنا باقی بماند.

1-      از دلسوزي آقاي آرمين متشكريم. اما اي كاش ايشان در كنار بزرگواري و رعايت نمودن حال ضعيفان!!قدري هم به فكر توفيق و سربلندي سازمان متبوع خود مي بود تا ...

2-      سخنگوي سازمان اطلاع دارند كه مشي موتلفه در پيروي از روحانيت  بوده است.اگر از جانب ايشان دستوري رسد بي درنگ و بدون لحظه اي ترديد مطاع خواهد بود.حال جناب آرمين از كدام فشار سخن مي گويند؟

3-      معني انصاف را هم فهميديم!! طبق اين تعريف اكثر سياسيون و علما غير منصفند ، چرا كه در كنگره آقايان حاضر نشده اند.

4-      گويا آرمين با بخشش اشتباه بزرگ!موتلفه و با قرار دادن ايشان در رودربايستي خواسته به زور! با ايشان عقد اخوت جاري كند.احتمالا ايشان توقع دارند جناب آقاي حبيبي دبير كل حزب موتلفه با اعتراف به تقصيرات گذشته!تقاضاي بخشش نموده ، پيمان بندند كه من بعد به جاي تبعيت از ولايت و روحانيت ، سخنان جناب آرمين را سرلوحه امور حزب موتلفه خواهند ساخت.

جناب آرمين بدانند : تا وقتي عملكرد سازمان تغيير جدي نيابد تعامل موتلفه اسلامي با ايشان منتفي است .

محمود رضا جمشیدی، عضو هيئت رئيسه جامعه مدرسين گفت: اطلاعیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به قوت خود باقی است.
 وی تاكید نموده: سازمان مجاهدین انقلاب از مواضع خود عدول نكرده و موضع خود را در خصوص موردی كه سبب انتشار اطلاعیه جامعه مدرسین شد تغییر نداده است، بنابراین دلیلی برای منتفی شدن اطلاعیه سال 1381 وجود ندارد.
جمشیدی ادامه داد: اعضای حزب مؤتلفه نیز با عدم شركت در كنگره این سازمان بعنوان حزبی دینی ، وظیفه شرعی خود را انجام داده‌اند.

البته ديگر چهره هاي اصولگرا نيز از حضور در اين كنگره خودداري ورزيدند. احتمالا سخنگوي سازمان مجاهدين عدم حضور تمامي چهره هاي شناخته شده اصولگرا را نيز تصميم فردي تفرقه افكناني همچون بادادمچيان! مي داند!!؟

خبر گزاري سپهر در مصاحبه با بزرگان اصولگرا مي نويسد:

كمال سجادی سخنگوی جبهه ی پیروان خط امام و رهبری و دبیر كل جامعه ی اسلامی كارمندان تأكید كرد:

 آن چیزی را كه ما الان می‌خواهیم بگویيم قبلاً آقای جمشیدی ( سخنگوی جامعه مدرسین ) عنوان كرده اند و در واقع ما هم بنابر وظیفه  دینی و شرعی خویش از مواضع و بیانیه ی جامعه ی مدرسین درباره ی نامشروع بدون سازمان مجاهدین تبعیت می‌كنیم.
لطف الله فروزنده، سخنگوی جمعیت ایثارگران:

آن بیانیه كه به امضا آیت الله مشكینی رحمة الله علیه رسیده بود نه تنها برای ما بلكه برای تمامی مسلمانان و مؤمنین واقعی واجب الاطاعه است.
وي از حمایت 100% جمعیت ایثارگران از بیانیه ی جامعه ی مدرسین در رابطه با نامشروع بودن سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران سخن به میان آورد .

ابوالقاسم رئوفیان دبیر كل جامعه اسلامی فرهنگيان نیز در این رابطه گفت:

  حمایت ما از بیانیه طرد سازمان مجاهدین در این رابطه كاملاً بدیهی و مشخص است و ما بنابر وظیفه ی دینی خویش این كار را انجام می‌دهیم.
 احمد كریمی اصفهانی دبیر كل جامعه انجمن‌ها‌ی اسلامی  اصناف و بازار نيز افزود:

بیانیه ی جامعه مدرسین در رابطه با نامشروع بودن این تشكل نیز برای ما بسیار مورد احترام و حمایت است زیرا حضرت امام در گذشته بارها در سخنان خود جایگاه والا و رفیع جامعه مدرسین را مورد تاكید قرار داده بودند. وی در ادامه در پاسخ به سوالي مبنی بر شكایت تشكل متبوعش از سازمان مجاهدین در سال‌ها‌ی گذشته عنوان كرد: ما در گذشته نیز شكایتی را علیه این گروهك نا مشروع به كمیسیون ماده ی 10 احزاب ارائه نموديم ولی به علت این كه در آن زمان افراد حاضر در كمیسیون مذكور خودشان با بسیاری از مواضع سازمان مجاهدین اشتراك داشتند، توجه زیادی به شكایت ما مبنی بر انحلال رسمی این سازمان انجام نشد .

در همین رابطه محمد علی رامین دبیر سیاسی رایحه ی خوش خدمت نیز اذعان داشت:

 بیانیه ی جامعه ی مدرسین نه تنها برای ما بلكه برای تمام مسلمانان و متدینین واقعی مورد قبول و حمایت است.
مجتبی ابراهیمی دبیر كل جامعه اسلامی دانشجویان نیز در این رابطه گفت:

 امروز دیگر سازمان مجاهدین وجاهت قانونی ندارد .

 

در اين ميان یك منبع نزدیك به حزب مؤتلفه اسلامی خاطر نشان كرد: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در نامه ای رسمی برای 4 تن از مسئولین این حزب دعوتنامه ای را ارسال نمود . لیكن بر اساس یك تصمیم جمعی كه برخواسته از غیر مشروع دانستن سازمان مجاهدین از سوی جامعه مدرسین در سال 81 بود هیچیك از اعضای این حزب در كنگره مذكور حاضر نگردید.
وی خاطرنشان ساخت: پس از عدم حضور اعضای این حزب در یازدهمین كنگره سازمان مجاهدین كه ظاهراً برای اعضای این سازمان گران آمده بود؛ خبرنگاران به سراغ دكتر بادامچیان رفتند، علت عدم حضور را جویا شدند كه وی علت را غیر مشروع بودن سازمان عنوان نموده بود.
وی تصریح كرد: حزب مؤتلفه اسلامی از اینكه به وظیفه شرعی خود عمل نموده بسیار خرسند است و موضع گیری هیچ كس نمی‏تواند در راه عمل به وظیفه دینی این تشكل خللی وارد نماید، همانگونه كه سخنگوی جامعه مدرسین نیز این رفتار را طبق وظیفه دینی ارزیابی نموده است.

نقدی بر نقادی مغرضانه برخی روزنامه ها

بهانه برای پرده برداشتن از کودتایی خزنده

وقتى به مطبوعات نگاه مى كنيم و به خصوص به آن دسته از مطبوعات اشاره مى كنيم كه داعیه مخاطب بیشتر و محتوای غنی تر را در سر می پرورند با قشری از رسانه ها سر و کار خواهیم داشت که از شرایط و ضوابط اولیه روزنامه نگاری به دورند.

متاسفانه تاكنون در هيچ يك از نهادهاى مسئول كوششى صورت نگرفته است كه هدفش تعيين استانداردها، نظارت بر محتوا و ارشاد حرفه اى رسانه ها باشد. وقتى كه از توليد مواد غذایی نامرغوب_ كه بر سلامتى استفاده كنندگان اثر نامطلوب دارد_ پيشگيرى مى شود، چرا به ارائه دهندگان مطالبى كه مفاهيم سیاسی , علمى , فرهنگی و ...  را به صورت نادرست در ذهن مخاطبان جاى مى دهند و این مفاهیم را به بازيچه مى گيرند حداقل، تذكرى داده نمى شود؟

پرتيراژترين جریده ها به گفته اهل فن، نشریات منصف و پایبند به اصول نيستند و مقاله هايشان جز چند موضوع سرگرم كننده، خبرهاى جنجالى و مطالب شبه علمى باری ندارند و اگر گاه مقاله اى به ظاهر منصفانه  چاپ كنند، به خاطر كثرت سو گیری های سیاسی غيرقابل استفاده و استناد خواهد بود.

در این ميان روزنامه های از سنخ دیگر انگشت شمارند، متاسفانه همين چند نمونه نيز به جهت آنكه اصول حرفه ای ژورناليسم در ايران پا نگرفته است و يا رعايت اصول اين فن مقدور نيست، معمولاً از استانداردها به دورند.

حال شما خود قضاوت کنید دیدگاه ها و مواضع اتخاذی این رسانه های جمعی در قبال موضوعات مهمی چون مسائل جاری کشور , تصمیمات دولت , سیاست های اتخاذ شده نظام و ...تا چه اندازه قابل اعتناست؟

در این هفته_از جانب بعضی مسئولین فرهنگی دولت_ نقدی بر روند برخی روزنامه های کشور صورت گرفت.نکته جالب آنکه هر چند این انتقادات شکلی دوستانه و ملایم داشت ولی بعضی جریانات رسانه ای_ با ادامه مسیر ناصواب خود_ به انکار و رد آن پرداخته , به تخطئه این مسئولین مشغول گشتند.

با نگاهی به جراید این هفته در می یابیم که روزنامه هایی همچون شرق , اعتماد , همبستگی , اعتماد ملی و ... شکواییه از سر دلسوزی مسئولین کشور را بر نتافته و  با یافتن سوژه ای جدید به حملات روانی خود علیه دولت نهم قوت تازه ای بخشیدند!!

شرق تیتر اصلی صفحه اول خود را اینگونه انتخاب کرده است:

 وزیر ارشاد , معاون رسانه ای و مشاور رئیس جمهور به روند مطبوعات واکنش نشان دادند:

همه منتقد مطبوعات

این روزنامه از قول مشاور رئیس جمهور نوشته است :«یک رسانه حق ندارد خودش را منتقد دولت بداند.»

 جالب است بدانید شرق در همان صفحه اول و در ذیل سخن فوق می نویسد:

«به دلیل ناهماهنگی های حراست, مشاور رئیس جمهور شخصا برای فراهم آوردن امکان ورود خبرنگار و عکاس شرق وارد عمل شد.»

مشخص نیست فردی که تا این حد پیگیر حل مشکلات روزنامه نگاریست چگونه مخالف رسانه معرفی می شود؟

 

اتهام کودتاي خزنده به مطبوعات

روزنامه اعتماد با تیتر " اتهام کودتاي خزنده به مطبوعات"می نویسد:وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نسبت به «وجود کودتاي خزنده در مطبوعات» اعلام خطر کرد و اصحاب مطبوعات را به «حرکت در چارچوب يک اقدام براندازانه » متهم ساخت.محمدحسين صفارهرندي هشدار داد:« بسياري از نشانه هاي موجود بيانگر وجود کودتاي خزنده در مطبوعات است.» او در توضيح سخنانش به ايسنا گفت: «وقتي مي گوييم کودتاي خزنده در رسانه, يعني اينکه شخصي در چارچوب يک اقدام براندازانه حرکت مي کند، تعبير ما از کودتا اين گونه نيست که عده اي در پادگان جمع شده اند و قصد حمله دارند.»

هرچند محمد حسين صفارهرندي به نحوه برخورد با چنين مطبوعاتي اشاره نکرد و تنها از احتمال تدوين جديد قانون مطبوعات, در صورت لزوم سخن گفت، اما معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رئيس جمهور به تکميل سخنان صفارهرندي پرداخت و با اعلام اين خبر که « دفتر رئيس جمهور از لاک سکوت خارج شده» به رسانه ها هشدار داد:« تهاجم بدخواهان عليه دولت بي پاسخ نخواهد ماند.»

اين مقام مسوول همزمان با گفت و گوي وزير فرهنگ و ارشاد در گفت و گويي با فارس از فعاليت « يک باند سياسي- اقتصادي» سخن گفت که «منافعش با برنامه هاي عدالت محور دکتر احمدي نژاد به خطر افتاده» و با «تبليغات سياه و غيربهداشتي» وارد فاز تمسخر و توهين مستقيم به رئيس جمهور شده است.هشدار درباره «کودتاي خزنده در مطبوعات» و اعلام دفتر رئيس جمهوري براي پاسخ دادن به «تهاجم بدخواهان عليه دولت» در حالي ابراز شد که هفته گذشته علي اکبر جوانفکر نيز به صراحت از «اعلام جرم» عليه روزنامه هايي که به گفته او سخنان رئيس جمهور را تحريف مي کنند خبر داده بود. اين هشدارها در حالي از سوي مشاوران و وزراي دولت نهم ابراز شد که جامعه رسانه در هفته گذشته شاهد توقيف «روزنامه هم ميهن» و تعطيلي موقت خبرگزاري کار ايران( ايلنا) که هر دو از رسانه هاي منتقد دولت به شمار مي آمدند، بودند. در همين حال حجم جوابيه هايي که از سوي نهاد رياست جمهوري براي مطبوعات و رسانه ها ارسال مي شود در روزهاي اخير به طور چشمگيري افزايش يافته است.

در ادامه روزنامه اعتماد می نویسد:

آيا در قانون اتهامي به نام کودتاي خزنده مطبوعاتي وجود دارد؟ تکنولوژي نوين ارتباطات نقش رسانه هاي کاغذي را امحا نکرده، به عبارت ديگر کماکان مطبوعات رکن اساسي آزادي عقيده و بيان شمرده مي شوند.حد آزادي عقيده و بيان در ماده 19 اعلاميه جهاني حقوق بشر درج شده است.طبق اين ماده انسان ها محق هستند که فارغ از هرگونه مانع اعم از مرزهايي که دولت ها تعيين کرده اند و انسان ها را از همديگر منفک کرده اند، از اين حقوق برخوردار شوند.اين حق جزء حقوق بنيادين انسان ها محسوب مي شود که دولت ها حق ندارند تحت هيچ شرايطي ولو به صورت کوتاه مدت و مقطعي اتباع خودشان را از اين حق محروم کنند.
بند 2 ماده 19 ميثاق حقوق مدني و سياسي هم بر اين حق تاکيد کرده است. بديهي است که در نظام هاي حقوقي ملي اعمال اين حق بر اساس موازين قانوني صورت مي پذيرد. با اين حال قانونگذاري ملي بايد اعمال اين حق را تسهيل کند نه اينکه آن را محدود نماید، به اين معني که نظام هاي حقوقي ملي بايد احتمال تحديد اين حق را از طريق اشخاصي که درصدد سوءاستفاده از آن برمي آيند ممتنع کنند. اين محدوديت نمي تواند خود حق را مشمول قانونگذاري قرار دهد.از آنجا که کشور ما به ميثاق فوق الذکر پيوسته است، لذا اين ميثاق بخشي از نظام حقوق ملي ما محسوب مي شود.ديدگاه هاي مقامات دولتي اعم از وزير محترم ارشاد تنها در چارجوب ارتکاب جرم از سوي مطبوعات قابل طرح است.استفاده از واژه ها و عباراتي از قبيل کودتاي خزنده و ... يک ديدگاه شخصي است و فاقد مبناي حقوقي است.محدود ساختن مطبوعات صرفاً به موجب قانون با ارائه دلايل مشخص و از طريق مقام قضايي ميسر است، دستگاه هاي اجرايي صرفاً مي توانند مانند ساير اشخاص در برابر مراجع قضايي به عنوان شاکي حضور پيدا کنند. در حال حاضر آن بخش از اصل 168 قانون اساسي راجع به محاکمه متهمان مطبوعاتي در دادگاه هاي علني و با حضور هيات منصفه اجرا مي شود. بايد به اين نظم قانوني وفادار ماند و موجبات توسعه آن را نيز فراهم آورد و از بيان تهديدآميز در خصوص حقوقي که مراجع قضايي مي توانند به آن بپردازند خودداري کرد.براين اساس مقامات اجرايي نمي توانند وارد حوزه صلاحيت هاي دستگاه هاي قضايي بشوند يا با استفاده از قدرت خود خارج از موازين قانوني درصدد تهديد مطبوعات برآيند. اين امر نظم عمومي ملي را دچار مخاطره مي سازد و علي الاصول دستگاه قضايي نسبت به مخاطره افتادن اين نظم چه از ناحيه افراد خصوصي و چه متصديان سمت هاي دولتي سکوت پيشه نخواهد کرد...

روزنامه اعتماد با غور در قواعد و قوانین داخلی و بین المللی علم حقوق کوشیده دولت نهم را در مقابل این اصول قرار دهد. سوال اینجاست که آیا عملکرد دولت نهم خلاف این قواعد بوده است؟

سوالی که از جانب منتقدان بی پاسخ رها شده است!

بیم ها و امید های ما

روزنامه اعتماد ملی در سرمقاله خود _ بيم‌ها و اميدهاي ما – می نویسد:

سخنان وزير فرهنگ و ارشاد اسلا‌مي در كنار اظهارات مشاور مطبوعاتي رئيس‌جمهور و ديگر نزديكان دولت موجب بيم و اميد است. بيم از آن جهت كه مطبوعات مستقل ايران اگر به هر صفتي متصف باشند؛ دشمن، كودتاچي، ستون پنجم استكبار و... نيستند.

مطبوعات اصلا‌ح‌طلب و منتقد دولت تنها منتقد هستند. اين سخنان تهديدآميز چنين رسانه‌هاي نحيف و لا‌غري را مي‌ترساند! هيچ پرهيزي از به كارگيري واژه ترس نداريم؛ كه مدعي انقلا‌بي‌گري، تخت‌گاز رفتن و ايذا و تهاجم نيستيم. مطبوعات اصلا‌ح‌طلب، دولت‌هاي مستعجل و شمع‌هاي در برابر باد هستند. اگر توان تحمل نسيم را داشته باشند عنقريب به طرفه‌العيني در برابر بادهاي ناهمسو خاموش خواهند شد. آقاي وزير فرهنگ؛ ما دچار بيم شده‌ايم زيرا به قلم، رسانه و روزنامه خائفيم، كارمان را دوست داريم و سرزمينمان را بيشتر. تاريخ گواهي خواهد داد كه سهم بسياري از ما منتقدان براي حفظ انقلا‌ب اسلا‌مي از بسياري مدعيان امروزي بيشتر و بالا‌تر است. به انقلا‌ب اسلا‌مي وفاداريم و به خط و راه امام خميني(ره) پايبنديم. تحكيم و اقتدار مواضع نظام اسلا‌مي و مقام معظم رهبري از اصول و مباني قطعي‌مان است.

ما ضمن اعتقاد به استحكام نظام به دولت انتقاد داريم؛ به روش‌ها، برنامه‌ها، سازوكارها و نتيجه اقداماتش در چارچوب قوانين و فضاي تعريف شده اعتراض قانونمند و مبتني بر ادب و انصاف داريم.

حال اگر فضاي باز و خطوط قرمز تغيير فضا و جهت يافته‌اند، انصاف حكم مي‌كند ما را نيز مطلع كنيد. حداقل چراغ راهنمايي بزنيد و در مسير علا‌ئم هشداردهنده بگذاريد.  بگوييد در چه جاده و به چه مقصدي فرمان برانيم. منتقد خواهيم بود اما در چارچوب خواهيم راند. ضمن آنكه باورمان است كه در خصوص توان اثرگذاري، تيراژ و فراگيريمان اغراق شده است.در حدود 98 درصد رسانه‌ها در اختيار جريان حاكم است. صداوسيما اين جعبه جادويي قدرت فراگيري مطلقي دارد. عمده تيراژ روزنامه‌هاي مكتوب يا در اختيار دولت است و يا به اصولگرايان تعلق دارد. كنترل بودجه، دولت و همه اركان در اختيار دولت نهم و همفكرانشان است. به راستي دو، سه روزنامه منتقد از چه ميزان تيراژ و فراگيري‌اي بهره‌مندند كه به چنين عتابي نيازمند باشند؟ دوستان همراه دولت؛ آستانه تحمل خود را بالا‌ ببريد و در حق منتقدان منصفانه قضاوت كنيد. با چنين رويكردي شايد خلا‌يق تصور كنند، پس از دو سال اداره دولت در انجام و تحقق اوليه‌ترين شعارهاي خود فرو مانده‌‌ايد و در راه فرافكني قدم نهاده‌ايد.

اگر شما به درستي عمل كنيد چه باكي از منتقدان خواهد بود و اساسا با آن عملكرد مطلوب آيا جايي براي انتقاد باقي خواهد ماند؟ جز آنكه به جاي انجام درست وظايف خود، تصميم به پاك كردن صورت مساله بگيريد اما اميدوار نيز هستيم؛ به قدرت فاهمه و ادراك ذاتي نظام و تدبيركنندگان آن، به انصاف و معدلت‌خواهي ارباب امور و به نيت پاك، سلا‌مت، صداقت و تعهد حرفه‌اي خود. اميدواريم كه اميدهايمان بر بيم‌هايمان غلبه كند.

 

این دست نوشته پر از ابهامات و سوالات بی پاسخ است .با مطالعه کمی دقیق تر سرمقاله اعتماد ملی مشخص می شود نویسنده عملکرد خود را بری از هر گونه اشکال و مسیر حرکتی خویش را "صراط المستقیم!" می داند.ادعایی که در عمل اثبات نشده است.و شاهد مثال بر رد این اظهارات بسیار است…

 

 

وزنامه همبستگي با نقدی بر گفته های اخیر "وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی" می نویسد:

نشانه‌هايي از كودتاي خزنده در مطبوعات وجود دارد

«سخن فوق از سوي وزير فرهنگ و ارشاد دولت عدالت ‌محور و مهرورز نهم عنوان شده است . اين‌كه برخي از مسؤولان دولت نهم از كودتاي خزنده در مطبوعات نام مي‌برند تأمل‌برانگيز است. چرا اين واژه را براي مطبوعاتي كه در چارچوب قانون مطبوعات فعاليت مي‌كنند به‌كار مي‌برند؟‌ لا‌زم به ذكر است كه مطبوعات وظيفه اطلاع‌رساني دارند و اين‌كه اگر روزنامه‌اي از مساله گراني گزارش تهيه مي‌كند يا اين‌كه تأثير برخي از سياست‌هاي اقتصادي دولت را بر مساله گراني مطرح مي‌كنند،‌ صرفا جنبه اطلاع‌رساني دارد. بنابراين تنگ كردن فضا بر مطبوعات خارج از رفتار رسانه‌اي است. تكرار اين‌گونه ادبيات از جانب دولتمردان نهم در شرايط كنوني شايسته نيست. به هرحال رسانه‌ها با معرفي برنامه‌ها و عملكردها مواضع و سياست‌هاي دولت مي‌توانند نقش بسزايي ايفا كنند.جالب اینکه محمدجعفر بهداد معاون ارتباطات و اطلاع‌رساني دفتر رييس‌جمهور گفته تهاجم بدخواهان عليه دولت خدمتگزار را بي‌پاسخ نمي‌گذاريم. وي همچنين از روي كار آمدن يك تيم و گروه باسابقه رسانه‌اي و مطبوعاتي در مجموعه اطلاع‌رساني و ارتباطات دفتر رييس‌جمهور خبر داده است. به نظر مي‌رسد نوع نگاهي كه به مطبوعات چپ‌گرا از سوي دولت نهم مي‌شود از جنس ديگري است. آن‌ها فرض را بر اين مي‌گيرند كه رسانه‌هاي چپ‌گرا!! و به قولي دوم خردادي رسالت‌شان اين است كه مرتب از دولت انتقاد كنند، اما اين فرض، فرض درستي نيست كه اين‌طور به آن نگاه شود. ‌ امروز به خودي خود روزنامه‌هايي كه در بخش خصوصي هستند مشكلات فراواني پيش رو دارند بنابراين دولت نبايد فضا را بر مطبوعات تنگ كند، چراكه تعدد رسانه مكتوب يك امتياز براي كشور است. اين نوع اظهارات كه كودتاي خزنده مطبوعاتي در راه است موجب مي‌شود كه بدبيني‌ها افزايش يابد. به هرحال به مطبوعاتي كه در چارچوب نظام جمهوري اسلامي و قانون مطبوعات كار مي‌كنند، نمي‌توان لقب كودتاي خزنده داد.»

 

این روزنامه مخاطب دولتمردان را مطبوعاتي دانسته كه در چارچوب قانون فعاليت مي‌كنند!حال آنکه واقعیت امر دیگری است.همبستگی ناجوانمردانه! خطالب سخنان مذکور را روزنامه هایی می داند که از مساله گراني گزارش تهيه مي‌كنند يا اين‌كه تأثير برخي از سياست‌هاي اقتصادي دولت را بر مساله گراني مطرح مي‌كنند!در صورتی که فرق اطلاع رسانی و انتقاد سازنده با نقد مغرضانه و بی اساس بر همگان روشن است و روشن تر از آن , مخاطبان واقعی انتقادات دلسوزانه این مسئولینند ...