در پس پرده قطعنامه جدید الصدور شورای امنیت

اشاره: قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل پس از کش و قوس های فراوان نهایتا بدون حصول اجماع به تصویب گردید. اخبار پیرامونی این قطعنامه اما در شماره گذشته نشریه "شما" منتشر شد اما آنچه در این مقال در پی آنیم روشنگری پیرامون اهداف پشت پرده و انگیزه های نهان طراحان غربی آن است؛ بر این اساس در ادامه تصمیم شورای امنیت و فرایند تصویب قطعنامه را ذیل نگاهی نو مرور می نماییم.
مقطع زمانی تصویب قطعنامه اخیر سوالات زیادی را به ذهن متبادر می سازد و امور متعددی را آشکار می سازد. به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران سیاسی این تصمیم بیش از آنکه اثر اقتصادی و ماهیت مجازات داشته باشد دارای پیامدهایی سیاسی و فرا مرزی و بخصوص پیام هایی برای جریانات سیاسی داخل ایران است. اظهارنظر مقامات غربي طي ماههاي گذشته نشان مي دهد كه هدف اصلي واشنگتن از پيش قدم شدن در اعمال دور جديدي از تحريم ها عليه ايران حمايت از جريان فتنه بوده است.
در همين رابطه، پايگاه اينترنتي شوراي روابط خارجي آمريكا با ارائه تحليلي درباره روند اعمال تحريم ها عليه ايران نوشته است: «گرچه جنبش اپوزيسيون در چند ماه گذشته تا حدودي خاموش شده است، اين مسئله هنوز يك عامل تعيين كننده است و شما در لايحه كنگره عليه ايران قطعا شاهد آن هستيد.» بيان مطالبي همچون «بايد با تحريم ها به اپوزيسيون در ايران كمك كرد»، «آمريكا بايد با افزايش تحريم ها به اپوزيسيون كمك كند»، «هدف تحريم ها اين است كه مردم از دولت رويگردان شوند» و «بيشترين اميد به مهار ايران از داخل است» كه بارها از سوي مقامات اروپايي و آمريكايي بيان شده، بيانگر حساب ويژه اي است كه اين كشورها بر روي جريان ضدانقلاب در داخل كشور باز كرده اند. در همين راستا، كيم آر هولمز، تحليلگر ارشد نشريه واشنگتن تايمز حدود دو ماه پيش در سرمقاله اين نشريه نوشت: «تحريم به تنهايي كافي نيست. ما بايد ديپلماسي عمومي را به نقض حقوق بشر در ايران متمركز كنيم. جمهوري اسلامي به دليل وجود اپوزيسيون داخلي دچار نقاط ضعف شده و بايد بر اين نقطه فشار وارد كرد.»
همچنين ريچارد هرتسينگر، چند هفته پيش در روزنامه آلماني «ولت» نوشت: «توان گروههاي اپوزيسيون ايران براي تغيير رفتار مقامات اين كشور كافي نيست. به همين علت است كه غرب بايد همزمان تهديدهاي چندباره خود در اعمال تحريم هاي سخت عليه ايران را در پيش بگيرد.»
در طرف مقابل، استقبال گسترده و عريان جريان اپوزيسيون داخلي از تحريم ها عليه ايران و انتقال اين پيام از طريق اپوزيسيون خارجي- با واسطه هاي نظير محسن سازگارا، عطاءالله مهاجراني، عليرضا نوري زاده و... -به سران كاخ سفيد، نشان مي دهد كه اين جريان رسما پذيرفته است كه به عنوان پياده نظام اهداف غرب عليه حاكميت ايران انجام وظيفه كند و در واقع، حيات خود را كه در ماههاي اخير بشدت به مخاطره افتاده، مديون حمايت خارجي مي داند. در واقع تصويب قطعنامه جديد تحريم عليه ايران را مي توان يك بازي دوسويه ارزيابي كرد كه يك وجه آن را دشمنان خارجي جمهوري اسلامي ايران تشكيل مي دهند و وجه ديگر آن را اپوزيسيون داخلي مي سازند.
مجله تايم هم چندي پيش در اين باره مي نويسد:
اگر چه تحريم ها چندان موثر نبوده اند، اما دولت اوباما اميدوار است اقدامات جديدي كه منافع طبقه حاكم ايران را هدف قرار داده، منجر به بروز شكاف عميقي ميان مردم و حاكميت شود، به خصوص اين كه جنبش مخالفان- كه اعترضات خياباني آنها با سركوب گسترده نيروهاي نظامي وابسته به دولت مواجه شد- درصدد است تا از معضلات رو به افزايش اقتصادي، براي فربه تر كردن و منسجم تر ساختن بدنه مخالفان رژيم بهره بگيرد و اين چالش را تبديل به فرصت كند.
اظهارات سفير رژيم صهيونيستي در آمريكا در حمايت از جريان فتنه و تحريم ايران نشان مي دهد كه هدف اصلي از قطعنامه 1929حمايت آشكار از اين جريان بوده است.
مايكل اورن در اين باره مي گويد: ملت ايران در پي انتخابات رياست جمهوري با برقرار شدن تحريم هاي جدي نيز، رهبران رژيم را مسئول وضعيت تلقي خواهد كرد نه آمريكا يا اسرائيل را، و تحريم ها شكاف ميان حكومت با ملت ايران را بيشتر مي كند و رژيم را ضعيف تر خواهد كرد.
در همين رابطه، «آدام ارلي» سفير آمريكا در بحرين سال گذشته همزمان با مذاكرات ژنو كه ميان ايران و 1+5 برگزار شد. در جلسه اي با برخي از مسئولان كشورهاي عربي در منامه تاكيد كرده كه آمريكا قصد دارد در ماه هاي آينده حمايت خود از اصلاح طلبان در ايران را «رسمي و علني» كند. ارلي در اين جلسه كه به تشريح راهبرد تدوين شده دولت اوباما درباره ايران اختصاص داشته، گفته است: «كاخ سفيد همزمان با انجام مذاكرات ايران و 1+5 نحوه حمايت از «رهبران معارض جديد» در ايران را پيگيري مي كند.» ارلي در اين سخنان كه پيش از اول اكتبر 2009 و برگزاري مذاكرات ژنو بيان شده تصريح كرده است: «تحت هر شرايطي حمايت از اصلاح طلبان در ايران جزو گزينه هاي اصلي سياست اوباما باقي خواهد ماند و ما روز به روز آن را پرقدرت تر خواهيم كرد.» ارلي سپس به توصيف دقيق «گام بعدي» آمريكا پرداخته وگفته است: «اگر مذاكرات ژنو موفقيت آميز نباشد و در آن پيشرفتي حاصل نشود، آمريكا قصد دارد همزمان با تشديد تحريم ها، اعمال فشار سياسي عليه تهران را با حمايت «رسمي»، «علني» و «گسترده» از موسوي و خاتمي وسعت بخشد چرا كه هيچ فشاري به دولت ايران بدون تقويت جريان هاي طرفدار غرب در ايران كارساز نيست.» وي در بخش پاياني سخنانش مي گويد: «همين حالا هم اين موضوع پنهاني نيست كه ما از موسوي و خاتمي حمايت مي كنيم اما علني شدن اين حمايت همزمان با اعمال تحريم ها مي تواند اين فايده را داشته باشد كه مردم ايران به اين نتيجه برسند كه تنها راه رهايي از تحريم ها گرايش به اين افراد است.»
فارغ از این طرح ریزی ها آنچه در پایان باید بدان اشاره داشت اینکه با گذر زمان ثابت خواهد شد منطق زور و تهدید در مقابل منطق دیپلماسی و مذاکره شکست خورده و همانطور که آمریکا و غرب در طی این سی سال تحریم به هیچ یک از اهداف خود مبنی بر منع ایران از دستیابی به تکنولوژی های روز دست نیافت ، بلکه ایران روز به روز قوی تر شده و با اعتماد به نفس و اتکای به خود پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد، به همین ترتیب تحریمها و مجازاتهای جدید موجب شکست و مفتضح شدن بیشتر آمریکا و غرب در عرصه بین المللی و پیروزی ها و موفقیتهای چشمگیر و روز افزون برای ایران خواهد شد.
پروردگارا چه تنگ و تيره و تاريک می نماید راهي که دلالت تو در آن نيست و چه روشن و حقيقت نما و منير، صراطی که هدايت تو قرین آن است. خداوندا! تو خود می دانی که در هر شروع از تو کمک خواسته ام و این بار نیز؛ باشد که در ادای تکلیف و در طی این مسیر پر خطر، پرچم بر زمین نیفتد.