اصلاحطلبان از اين پروژه چه ميخواهند؟

يك استعفا و اين همه حرف و حديث
"علـي لاريجـانـي" دبيـر شوراي عـالـي امنيـت ملي كشور استعفا داد. چنـد سـاعـت پـس از اعلام استعفاي لاريجـانـي بـازار شايعات داغ گرديد. استعفاي دكتر علي لاريجاني بازتاب فــراوانــي را چـه در داخـل و چـه در خـــارج از مــرزهــاي جـغــرافـيــايــي كـشـورمـان بـه هـمـراه داشـتـه اسـت. لاريجـانـي، دبير شوراي عالي امنيت ملي، نماينده رهبري در اين شورا بود و از اين رو حضور وي به عنوان دبير ايـن نهـاد، طـرفهاي مذاكره ايران را هـمــواره مــطـمـئــن مـيسـاخـت كـه اظهارات و مواضع وي در مذاكرات، انـعـكـاس نـظـرات و گـفـتمان قطعي جمهوري اسلامي است.
ايـن، نـكـتـهاي اسـت كـه بـرخي مـحـافـل را نگران آن كرده است كه با اسـتـعـفاي لاريجاني، اعتمادي كه به صـدر هـيـات مـذاكره كننده هستهاي ايــران در ســطـحبـيـنالـمللـي وجـود داشـت از بيـن بـرود و ايـن در حـالي اسـت كه پرونده هستهاي پس از طي چند مرحله بحراني به وضعيت نسبتا آرامي رسيده و هرگونه تغيير و تحول در ايـن بـاره مـيتـوانـد در ادامـه روند كنوني تاثير منفي داشته باشد.
بر خلاف نگرانيهاي دلسوزان بـيترديد استعفاي دبير شوراي عالي امنيت ملي، بيش از هر كس به مذاق آنهـايـي خـوش آمـد كه موفقيتهاي هـسـتــهاي دولــت نـهـم كــه نـتـيـجـه سـيـاسـتهـا پـويـا و تهاجمي رئيس جمهور و نيز ابتكارات لاريجاني بود، آنـهـا را هـر روز بيشتر از روز قبل در افـكـار عـمـومـي مـتـهم بـه بيكفايتي ميكرد.
نـكـتــه مـهـم آن كــه هــر گــونـه بـزرگنمـايـي ايـن مـاجـرا، چيزي جز سـاده انگـاري روابط پيچيده سياسي چـــــــــه در داخــــــــل و چــــــــه در صحنـهبيـنالمللـي نيسـت. فراموش نكنيـم كـه هـرگـونـه تغييري در چنين ســطـحــي، بـدون همـاهنگـي رهبـر معظم انقلاب ميسر نخواهد بود و از ايــن رو، تـحلـيــلهــايـي مـثـل كـنـار گــذاشـتـن نمـاينـده رهبـري از مسيـر مـذاكـرات هـسـتهاي، يا رويكردهاي احــســـاســـي و ســطـحــيانــد و يــا عـملـكـردهـايي مغرضانه و جناحي. جالب آنكه دكتر علي لاريجاني خود در اولـيـن اظـهارنظر پس از استعفا با تـأكـيـد بـر ثـبات ديپلماسي هستهاي ايـران، نـادرسـتـي تـحلـيـلهاي ساده انگارانه برخي محافل سياسي داخلي و خارجي درباره علت استعفاي خود را بر ملا ساخت.
وي در جـمع خبرنگاراني كه به مـنـظـور پـوشـش ديـدار وي و سعيد جليلي با سولانا حضور يافته بودند با رد ايـن نـظـر كـه بـا تغيير مديريت در بــرنــامـه هـسـتـهاي ايـران، سـيـاسـت هستهاي جمهوري اسلامي نيز تغيير مــيكـنـد، افـزود: ايـن مسـائـل داراي جـايگاههاي تصميمگيري مشخصي هستند و غالباً با تاييدات مقام معظم رهبري صورت ميگيرد.
رســانــههــاي غــربــي و بـرخـي رسانهها و محافل سياسي داخل ايران در روزهــاي اخيـر بـيآنكـه آگـاهـي درسـتـي از علت استعفاي لاريجاني داشته باشند، تلاش كردند اين استعفا را عـلامـتـي از وجـود اختلاف شديد ميان او و رئيس جمهور جلوه دهند و نتيجه بگيرند كه پرونده هستهاي ايران از ايـن پـس بحرانهاي شديدي را از ســـر خــواهــد گــذرانــد. تـخــطـئــه تـلاشهـاي مـوفـق لاريـجـاني، تنگ نظري مديران ارشد دولت نهم و... از جمله دلايل واهي و خود ساخته اين رسـانـههـا پـيـرامون بازتاب استعفاي لاريجاني است.نگاهي گذرا به برخي روزنـامـههـا و سـايـتهـا مـنـتسب به اصـلاحطلـبــان پــس از اعـلام خـبــر اسـتـعـفـاي لاريجاني خود مؤيد اين موضوع است.
انـدك تـأملـي در يـادداشتها و سـرمقـالـههـا ايـن روزهـاي روزنامهها جـريان دوم خرداد گواهي ميدهد كه احسـاس ايجـاد فضـايي براي فرار از پـرسـشهـا مـردم در نـزد اين افراد به شـدت بـوجـود آمـده است. به عنوان مثـال مـدير مسئول روزنامه هبستگي در سـرمقـالـه روزنـامـهاش آورده:<بـا گـذشـت زمـان و بـدتـر شـدن شرايط جهاني عليه ايران، لاريجاني به همان روشهـايـي رسـيـده كـه تيم هستهاي قـبـل از او بـا مذاكره و پذيرش تعليق مدت دار و محدود عمل كرده بود.>
<محمد ابطحي سرخط روزنامه اعتماد ملي را به خود اختصاص داده بــود. وي در ايــن يــادداشـت كـوتـاه آورده: اكنـون بـه نـظر ميرسد آقاي لاريجـاني احساس كرده است كه دُر غلطاني كه بدست نياورده، شكلاتي هـم دريــافـت نكـرده اسـت!!؟ و در آينده هم با سياست خارجي فعلي باز هم شكلاتي به دست نميآيد.>
امـا مـحسن آرمين، در سر مقاله روزنـامـه اعـتـماد با تأكيد برآنچه وي نــاكــارآمـدي لاريـجـانـي در عـرصـه مــذاكــرات هـسـتــهاي مــيخــوانـد، نوشت: يك ماه پيش كه احمدي نژاد در نطق علني خود به برخي اقدامات خـودسـرانـه در مـذاكـره با طرفهاي اروپـايـي اشـاره كـرد، خيليها تصور كردند اشاره او به آقاي روحاني است، امـا آنـان كـه بـا واقـعـيـات پشت پرده آشنايي داشتند به خوبي دريافتند كه انـگـشت اشاره احمدي نژاد به سوي لاريجاني است!!! نه روحاني.>
بدون شك آنچه در اين مطالب و تحليلها هويداست غرض ورزي و عقده گشايي اين افراد از دولت و نيز اصـولگرايان است. اين افراد به گمان خـود اكـنون شرايطي نصيبشان شده كــه مــيتــوانـنــد تـمــامـي اقـدامـات نـابخردانه گذشته خود را استتار كرده ضمـن اينكـه در ايـن راستـا سيـاست تخريب عليه دولت را نيز ادامه دهند.
دهان گشاد و قافيه تنگ
امـا روزنـامـه كيهـان بـا انتقـاد به بــرخــي مــوضــعگـيــريهــاي غلـط مـينـويسـد: تحليـل بـرخـي محـافل داخلي دست بر قضا مثل هميشه با تـحلـيــل رســانـههـاي اصلـي جبهـه مـعـارض خارجي در اروپا و آمريكا منطبق شد و برخي افراد، سايتها و روزنـامهها كه در طيفي با مختصات <افـراطي گري، نفاق، قدرت زدگي، ورشـكـسـتـگـي به تقصير در عرصه سياست>– و بعضا داراي ارتباطات ارگـانـيـك بـا خـارج از كشور– طبقه بندي ميشوند، در رفتاري شتابزده و سـبـك بـه لـحـاظ ديـسـيـپلـيـنهـاي تحليـل سياسي چنان عمل كردند كه معـارضـان اصلي ملت ايران در چند كـشــور اروپــايــي و آمـريكـايـي، در مجمـوعـه تحليـلهـاي تبليغاتي اين گـروه القـا مـيشـد: لاريجاني سمبل اعـتــدال و مـيــانــه روي در عــرصـه ديـپلـمـاسي خارجي بود و كنار رفتن وي نـشــانـه افـراطـي گـري در نـظـام اسـت! لاريجـانـي تازه به واقع گرايي رسيده و به منطق برخي عناصر قبلي بـازگشتـه بـود و بنابراين كنار گذاشته شـد. كنـار رفتـن او نشـانـه بـن بست سيـاسـتهـاي هستـهاي كشور، افق تيره و تار آينده و وخيمتر شدن اوضاع است. سياست هستهاي نظام با تغيير دبـيــر شــوراي عــالــي امـنيـت ملـي دگرگون و دچار بحران ميشود. و... اينها مجموعه القائاتي بود كه به اسم تحليل در فضاي افكار عمومي پمپاژ شد.
سايتها و روزنامههاي وابسته به اصلاحطلبان در جائي ديگر با اشاره به سفر پوتين به ايران در مورد اين استعفا نوشتند: استعفاي لاريجاني دقيقاً سه روز پس از آن بود كه "ولاديمير پوتين" رئـيـس جـمـهور روسيه تهران را ترك كـرد كـه مـسلـمـاً نـميتواند بيارتباط بـاشـد. گـويا پوتين با خود ايدهاي نو بـراي ايران آورده بود و ايران "بررسي آن را آغـاز كـرده بـود." در عـين حال لاريـجـانـي نـظـر تـقـريـبـاً مثبت خود نسبت به اين ايده را نيز پنهان نكرد. به او اجازه ندادند كه اين موضوع را بازتر كند و پيامد، استعفاي او بود.
امـا اصـولـگرايان سعي كردند، با ديد بازتر به اين امر نگاه كنند. برخي رسـانههاي اصولگرا نيز در اين زمينه آوردنــــد: لاريــجـــانـــي زمـــانـــي سكـانـداري پـرونـده هستـهاي را بر عـهــده گــرفــت كــه حجـم عـظيـم تعهدات تيم سابق هستهاي، تعليق تمام فعاليتهاي هستهاي حتي در مـحـدوده آزمـايـشـگـاهـي، پذيرش اجــراي پــروتـكــل الـحـاقـي بـدون تصـويـب مجلـس و... چشـمانداز نامطلوبي از فرجام پرونده هستهاي كشورمان ترسيم كرده بود.لاريجاني امــا در مــاهـهــاي اول مـسـئـوليـت جـديـدش، تـهـديدهاي غرب براي فـرسـتـادن پـرونده هستهاي ايران از آژانــس بــه شــوراي امـنـيــت را بـه مـضحكـه گـرفـت و تصـريـح كـرد: غـربيها خيال نكنند با نشان دادن لولوي شوراي امنيت ايران رو به قبله دراز مـيكشد. وي در مدت 26 ماه مـسئوليت خود در دبيرخانه شوراي عــالــي امـنـيـت ملـي تـوانـسـت بـا بـرنـامـهريـزي مناسب، ضمن حفظ قاطعيت، تهديدهاي پيش رو را نيز پشـت سـرگـذارد. شـايـد بتـوان رفع تعليق از تأسيسات هستهاي كشور، راهانـدازي آبشـارهـاي سانتريفيوژ و وصـول بـه حـد صنعتي غني سازي اتمي را مهمترين دستاوردهاي وي در اين دوره دانست.
دبير جديد شوراي امنيت ملي كيست؟
سعيد جليلي كه جايگزين علي لاريجاني در مسئوليت دبيري شوراي عالي امنيت ملي ميشود، معاون پيشين آمريكا و اروپاي وزارت امورخارجه است. او از گـزينـههـاي جـدي بـراي تصـدي وزارت امـور خـارجـه هنگام تعيين دولت احمدي نژاد در دو سال پيش نيز بود.
سعيـد جليلي 42 ساله از دانش آموخته دانشگاه امام صادق(ع) در مقطع دكتـري علوم سياسي و از پرسنل باسابقه وزارت امورخارجه است. جليلي در زمان جنگ تحميلي به عنوان نيروي بسيجي بارها در جبهههاي جنگ حضور يافت و از ناحيه پا مجروح گرديد.
وي كه به ساده زيستي در زندگي شخصي شهرت دارد مورد اعتماد فراوان رئيس جمهور در حوزه سياست خارجي است.
پروردگارا چه تنگ و تيره و تاريک می نماید راهي که دلالت تو در آن نيست و چه روشن و حقيقت نما و منير، صراطی که هدايت تو قرین آن است. خداوندا! تو خود می دانی که در هر شروع از تو کمک خواسته ام و این بار نیز؛ باشد که در ادای تکلیف و در طی این مسیر پر خطر، پرچم بر زمین نیفتد.