مسئله این است؛ اصولگرایی يا اصلاح طلبی؟

این روزها همه‌ تحلیل‌هایی که از ستاد کروبی و موسوی به جامعه عرضه می‌شود، قصد القای این تفکر را دارد که ورود اصلاح‌طلبان با دو کاندیدا به جامعه، دلیلی برای شکست‌شان نیست. این تحلیل و تحلیل‌های مشابه، هم‌چون کاهش آرای احمدی‌نژاد توسط کروبی یا موسوی، از روزی به بازار عرضه شد که هر دو کاندیدای اصلاح‌طلب از منصرف کردن یکدیگر برای ادامه‌ راه ناامید شدند. تحلیل های خوش بینانه تنها امید اصلاح طلبان را بر این فرض استوار می سازد  که آرای احمدی‌نژاد کم تر از نصف باشد تا هر کدام از کاندیدهای اصلاح‌طلب که بتواند آرای آن بخش از جامعه را که معترض احمدی‌نژاد است، به خود اختصاص دهد؛ به همراه دکتر احمدی نژاد به دور دوم راه یافته و اقبالش را در این مرحله بیازماید.

در این میان موسوی در پی آن است تا گوی سیقت را از رقیب معممش برباید. بر این اساس سیاست وی در میتینگ ها و دیدار ها یکی به نعل و یکی به میخ زدن است، اوضاع وقتی قمر در عقرب می گردد که این دیدگاه های دو پهلو علاوه بر اظهار نظرات متناقض اقتصادی و فرهنگی به میدان سیاست نیز راه می یابد. وی که سعی دارد همزمان اعتماد قشر سنتی و روشن فکر و از سویی با ایجاد جذابیت های متفاوت رای ارزشگرا ها را توامان با روی آوری اصلاحاتیان بدست آورد شرایط نابسامانی را برای خود و طرفداران به وجود آورده است.

با مروری بر روزنامه های اعتماد، اعتماد ملی، آفتاب یزد و مردم سالاری سر فصل های صيانت از حقوق مردم، تاكيد بر عقلانيت و سرمايه هاي اجتماعي دراداره امور، اعتقاد به آزادي بيان و... از شاحصه هاي اصلاح طلبي گفتمان ابهام آلود وی و با مرور روزنامه های رسالت و کیهان اعتقاد جدي به استقلال كشور، اعتقاد به اهميت مستضعفين در جهت گيري هاي كشور، اعتقاد به اهميت منافع ملي در مناسبات جهاني، اهمیت به حمایت مراجع و... از مولفه هاي اصولگرايي اين سردرگمی است.

او در عین حال که در ایام ابتدایی آغاز فعالیت انتخاباتی خود با هدف مرزبندی با گروه های افراطی، اصلاح طلب بودن خود را تکذیب کرده و این دسته از  اصلاح طلبان را خطوط قرمزش خوانده بود و در حالی که در دیداری نوروزی پذیرای تعدادی از نمایندگان اصولگرای مجلس شده بود؛ در سفر به ایلام هنگامی که با سوال یکی از خبرنگاران درباره موضع وی نسبت به گروه هایی چون مشارکت و مجاهدین - که سابقه درافتادن با اندیشه امام(ره) را دارند- مواجه شد، وی را «دارای ذهنی بسته» می خواند.

در این شرایط سيد عليرضا بهشتي چهره نزديک به ميرحسين موسوي در مصاحبه با شبکه خبر دانشجو و نیز در يادداشتي با عنوان «ياران همدل و ما همراهان دو دل» به انتقاد از مواضع برخي طيف هاي اصلاح طلب در حمايت نکردن از کانديداتوري موسوي می پردازد. البته امری که در عمل چندان واقعی جلوه نمی کند؛ بر اساس نوشته های مطبوعات در روزهای گذشته، جبهه مشارکت ایران اسلامی، حزب کارگزاران سازندگی، سازمان مجاهیدن انقلاب اسلامی و مجمع روحانیون مبارز به طور رسمی حمایت قطعی خود را از میرحسین موسوی اعلام کرده اند. حمایتی که به قیمت بازپس گیری تایید حداقلی مراجعی چون آیت الله مکارم از او شد.

مواضع ضدانقلابي و ضد ارزشي طيف سازمان مجاهدين انقلاب اظهرمن‌الشمس است. آيا قرار است سوابق و حيثيت نخست‌وزير دوران اول انقلاب به تاراج فرصت‌طلباني برود كه هيچ نسبتي با شعارها و آرمان‌هاي ديروزي ندارند و از آدم‌ها صرفاً به عنوان مهره و پل استفاده مي‌كنند؟!

در این که موضع گیری های اخیر مهندس موسوی مکنونات قلبی و گفتمان واقعی او را تشکیل می دهد یا خیر، وضعیت محتمل آن است که برخی ملاحظات سیاسی مانند جمع آوری هرچه بیشتر آراء مردم درانتخابات آتی منجر به آن شده که مهندس برخلاف آنچه در ویترین تفکراتش درمعرض نمایش گذاشته ، پستوی اندیشه هایش مملو از حرف های دیگری به غیراز آنچه تابحال بروز داده است، باشد.

مواضع کاملا معکوس مهندس با اندیشه های زمان نخست وزیری اش و نیز تمارض به انجام اقداماتی مانند راه اندازی تلویزیون خصوصی و نیز توقف اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی که ازنظر قانونی - که اتفاقا مهندس تاکید ویژه ای نیز بر آن دارد- به هیچ روی در توان یک رییس جمهور نیست،  شواهدی است که احتمال سیاسی کاری و عوام فریبی مهندس را تقویت می کنند .