خاتمی و مساله ریاست جمهوری

در آسـتــانــه انـتخـابـات ریـاسـت جـمـهـوری دهم و در حـالی كه عرصه سـیـاسی خود را از مدت ها پیش برای صـف آرایـی نیروها جهت رقابت های انـتـخـابـاتـی آمـاده كـرده اسـت، به نظر مـیا~یـد بـا نـگـاه مـوشـكـافانه به آرایش نیروهای سیاسی بتوان موقعیت هر یك از این گرایش ها را مورد ارزیابی قرارداد و چـشـم انــداز ائـتـلاف هـا و مـواضـع نیروهای سیاسی را تا حد زیادی ترسیم نمود.
در ایــن میـان تـوجـه بـه وضعیـت آشـفـتـه اصـلاح طلـبـان جـالب به نظر میرسد. با چشم پوشی از فعالیت های گــســتــرده شـیــخ مـهــدی كــروبــی و طرفدارانش به دیگر كاندیدای احتمالی اردوگـاه اصـلاح طلـبـان و بـه قولی سید ایـشـان بـر مـی خـوریم، آن مـرد بیست مـیلـیــونـی، هـمـو كـه نـامـش نـشـد در انتخـابـات مجلـس موجب آبرویی، آن ایستاده چو شمع و نترسیده از آتش، آن كـه نفهمیـدیـم بـا اینكه دور دومش بود چرا چندین برابر شد تبلیغاتش... صد البتـه روشـن اسـت كـه مـرادمـان محمد خـاتمـی اسـت، قـطعـا خبـر داریـد كـه اقـربایش به صرافت انتخاب دوباره او افـتاده اند؛ البته ایشان خود نمی دانند چگونه این حركت را توجیه نمایند چرا كه خود دیگران را به قحط الرجال متهم می ساختند و حال دچارش شده اند!
در این میان برخی معتقدند بحث بر سر خاتمی و آمدن و نیامدنش، بحث انـحـرافی قلمداد می گردد و به عبارتی جنگ زرگری است. اصلاح طلبانی كه مـی گویند خاتمی نباید كاندید شود بنا بـه دلایل خودشان و گروه دیگرشان كه مـی گـویـنـد خـاتـمـی بـاید كاندید شود (آنها هم بنا به دلایل خودشان)، اصل بـحـث را نادیده می گیرند. هیچ یك از طرفین به این نكته اعتنا ندارند كه مسأله شخـص نیسـت؛ مسـألـه خـود خاتمی نیست.
بـه روشنـی مشهـود است در تمام مـدتـی كـه دكتـر احمـدی نژاد – رقیب بالفعل اصلاحاتیان برای دست یابی به مسنـد ریاست كشور– رییس جمهور بــوده اسـت، طـرفـداران خـاتمـی هیـچ بـرنـامـه درازمـدتـی بـرای توسعه كشور طـرح نـكـرده انـد. هـیـچ تـفكر سیاسی روشن و مشخصی شكل نگرفته است.
جماعتی كه امروز به اسم خاتمی قد علم نموده هنوز هم بسیاری نكات را نـیـامـوخـتـه اند، هنوز هم با خاطره و آرمـان اعـتـراض و تـغـیـیرهای رادیكال بـازی می كنند. هنوز خاطره فریادهای گـنـجـی وار آن ها را به شوق می آورد، هـنـوز در پـی یـافـتن دلیلی برای اثبات ادعـای دسـت داشـتن نیروهای ارزشی در جــریــانــاتـی هـمـچـون قـتـل هـای زنجیرهای و حادثه كوی دانشگاهند.
مكتب فكری روشنی پشت جناح مـدافـع خـاتمـی وجـود نـدارد. شخص خـاتمـی نیـز درسـت نمـی داند با كدام نـظـریـه می خواهد به دولت مداری و كشورداری بپردازد. كنار هم چیدن چند شعـار و آرمـان كـه بعـداً در عمل شاهد ناسازگاری پاره های مختلفش باشیم و جمع كردن گروه سرودی كه هر كسی در آن نوای خودش را بزند، اسم و عنوانش تئـوری سیـاسـی نیسـت. آن چـه عقبـه خـاتـمی نامیده می شود چنانچه دارای تـفـكر بود در سه سال گذشته بی شك عرض اندام می نمود.
بــه هـر حـال بـا گـذر از مـبـاحـث مقـدمـاتی به شرط گذاری این روزهای خـاتمـی برای ورود به عرصه انتخابات می رسیم.
ایـن یگـانـه اسـطوره اصلاحات به تــازگــی بــرای ورود دوبـاره بـه صحنـه انتخـابـات ریـاست جمهوری دو پیش شرط گذاشته است؛ »بتواند با ملت بر سـر خـواستـه هـایشـان تفـاهـم كنـد« و »امـكـان عـملـی كـردن بـرنـامـه ها برای رئـیس جمهور وجود داشته باشد«.دو پیش شرطی كه سیدمحمد خاتمی برای كـانـدیـداتـوری احـتـمالی در انتخابات ریـاسـت جـمـهـوری دوره دهم مـطرح كـرد، واكـنـش هـای مـتـفاوتی را در پی داشـت؛ از بـازتـاب در سـرمـقـالـه ها و یـادداشـت هـای روزنـامـه هـا گـرفـته تا اظـهـارنظر چهره های سیاسی. واكنش هـمـسـنـگــران خـاتـمـی در ایـن مـیـان خـوانـدنی است. این جماعت كه خود روزی بــه دنـبــال بـیـرون رانـدن زوری خـاتـمـی از قـطـار بـودند این بار كشتی نجات خود را به دستش سپرده اند، البته ایـن نـیـز سـوالـی اسـت بـه جـا كـه اگـر اصلاحاتیان روزی دوباره با گذر حیوان گـوش بلنـدشان از پل، فكر پیاده كردن خـاتمی به سرشان بزند، در این دریای پر تلاطم سیاست چه بر سر سید بیچاره خواهد آمد؟
كـار به این طالع بینی ها نداریم و واكـنــش هــا را مـرور مـی كنیـم: سیـد عبدالواحد موسوی لاری عضو شورای مركزی مجمع روحانیون مبارز با تاكید بــر ایـنـكـه پـیـگـیـری مـطـالـبـات مـردم خواست اصلی خاتمی است، تصریح كـرد: پـیـش شـرط هـای خـاتمی نشان دهنده آن است كه حضور وی در عرصه انتخابات منتفی نیست.
مـحـمـد سـلامـتی دبیركل سازمان مـجـاهـدیـن انـقلاب اسلامی با طبیعی ارزیـابـی كـردن پـیش شرط های مطرح شـده از سـوی خاتمی برای حضور در عـــرصــه انـتـخــابــات دهـم ریــاســت جـمـهوری تصریح كرد: »دیدگاه های خــاتـمــی بــرای حـضــور در عــرصــه انــتــخـــابـــات مــنــعـــطــف تــر شــده اسـت!«هـدایـت آقـایـی عـضو شورای مركزی حزب كارگزاران سازندگی نیز با تـاكـیـد بـر ایـنـكه سخنان اخیر خاتمی نــوعــی پـیــام بـه جـریـانـات سـیـاسـی، اصـولگـرایـان و مردم بود، تصریح كرد: »سخنان اخیر خاتمی نشان داد كه وی در عـرصـه انتخـابـات حضـور خـواهـد داشـت.« بـه گـزارش پـایـگـاه بـاران(از مـتـعلـقـات اطـرافیـان خـاتمـی)یـداللـه اسلامی دبیر كل مجمع نمایندگان ادوار مجلس هم تاكید كرد كه پاسخگویی به پـرسش های خاتمی می تواند به برون رفت از تنگناهای موجود كمك كند.
مــاشــاءاللــه شـمـس الـواعـظـیـن روزنـامـه نگـار و سـردبیـر روزنـامه های تـوقیـف شـده جـامعـه، توس، نشاط و عـصــر آزادگــان امــا بـا بیـان ایـن كـه از شـخصیتی مثل خاتمی كه هشت سال ریاست جمهوری این كشور را بر عهده داشتـه، بعیـد اسـت كه این حرف ها را بــزنـد، گفـت: »گـذاشتـن پیـش شـرط نشانه ننربازی آقای خاتمی است!!«
جراید نیز هریك به نوبه خود و با دیـدگـاه گـردانندگانش به پوشش اعلام شـروط رئیس جمهور سال های پایانی دهـه 70 و سـال هـای آغـازیـن دهه 80 شـتــافـتـنـد. روزنـامـه مـردم سـالاری بـا عنوان" استقبال فعالا ن سیاسی تحول خـواه بـه شـروط انتخـابـاتـی خاتمی"به گزارش واكنش ها پیرامون این موضوع پـرداخته است. كیهان نیز با تیتر "شك اسـت؟ شـرط است؟ شوخی است؟"! بــه اظـهــارات خـاتمـی طعنـه زده.ایـن روزنـامـه در جـای دیگر به نقل از وزیر بهداشت دولت سابق، احتمال حضور خاتمی در انتخابات به عدم حضورش را، همچنان 20 به 80 و حتی كمتر از آن دانسته است.
روزنامه ایران در یادداشتی با عنوان »تـمـنـای نـوسـتـالژیك در خاتمیسم« رجـعـت مجدد رئیس جمهور سابق به حوزه قدرت و سیاست و از طرف دیگر انكار هر روزه ورودش را به نقد كشیده و مـی نویسد: » اگر این بازگشت، همان سـفـرهـای زنـجـیـره ای و استانی رئیس جـمـهور سابق پس از سفرهای استانی رئیس جمهور مستقر و لاحق است، در ایـن صـورت خـوش بینانه ترین سخن این است كه آن را امری یك سویه و ورود مـیـهـمـان بـر جـمع خاصی از میزبانان محصور در یك محله و یا كریدورهای یك یا چند حزب بدانیم«.
بـه هـر حـال تا روزهای نزدیك به انتخابات همچنان بحث بر سر حضور یـا عـدم حـضور خاتمی این بازنشسته سـیـاسـی – بـه گـفته خود – چالش بر انـگـیـز خواهد بود. باید انتظار كشید و حوادث را دنبال نمود. |
پروردگارا چه تنگ و تيره و تاريک می نماید راهي که دلالت تو در آن نيست و چه روشن و حقيقت نما و منير، صراطی که هدايت تو قرین آن است. خداوندا! تو خود می دانی که در هر شروع از تو کمک خواسته ام و این بار نیز؛ باشد که در ادای تکلیف و در طی این مسیر پر خطر، پرچم بر زمین نیفتد.