از بداخلاقي انتخاباتي تا بي تقوايي سياسي

با اعلام نتايج انتخابات وشوک حاصله از به ميدان آمدن هشتاد و پنج درصدي مردم، کانديداهاي غافل از برنامه دشمن يا خائن به ملت، بلافاصله با صدور بيانيه هايي تحريك آميز، فارغ از راهکارهاي قانوني، بهانه لازم براي آشوب گران را فراهم آوردند تا حاميانشان و اجيرشدگان باندهاي قدرت و ثروت به خيابان ريخته و دست در دست اراذل و اوباش به تخريب اموال عمومي و حمله به مردم نواميسشان اقدام نمايند. بر اين اساس بنگاه BBC  و CNN و ساير شبكه هاي غربي به عنوان بازوي رسانه اي سازمان هاي جاسوسي غرب در هماهنگي کامل با اصلاح طلبان و سياستمداران متهم به فساد، سازماندهي شورش ها را برعهده گرفتند و فوق برنامه هايي را براي هدايت اين جريان  تدارک  ديدند.

دوم خردادي هايي که تا دیروز حرف از جمهوریت نظام و پایبندی به دموکراسی می زدند، وقتی با آرای مردم و انتخاب اصولگرايانه ايشان مواجه شدند با عدم تمكين سر به غرش برآوردند و در راس اين ماجرا میرحسین موسوی که در مقابل رأی قاطع دکتر محمود احمدی‌نژاد شکست تاریخی متحمل شده (و عملاً شکست وی منجر به حذف دموکراتیک جریان موسوم به اصلاح‌طلب از صحنه سیاسی ایران خواهد بود) در بیانیه‌ای به سبک بازی‌های کودکانه که پس از باخت اساس بازی را زیر سؤال برده و به هم می‌زنند، اظهارات ضدانقلاب خارج از کشور را عیناً تکرار کرد و رسماً مدعی تقلب در انتخابات شد. البته اين بازي تكراري تر از آن است كه ميرحسين را مبدعش به خوانيم.  هنوز سخنان خاتمی بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم را از ياد نبرده ايم كه "بزرگترين تهديد براى نظام غلبه حاشيه بر متن است." سرمقاله چهارم تیرماه روزنامه شرق با قلم محمد جواد روح همچون ساير گزارش ها و مقالات آن روزهاي جرايد اصلاح طلب همین مفهوم را تبیین می‌کرد كه «انتخابات دوره نهم عرصه به ميدان آمدن حاشيه‌نشينان بود.» پشتوانه مردمی نظام آن روزها "حاشیه" لقب گرفت و کسانی که خود را زمامدار و سیاستمدار و روشنفکر و صاحب نظر می نامیدند، "متن" تلقی شدند. اصلاح طلبان حاضر به پذیرش آرای مردم نبودند و آن را به نوعی محکوم می‌کردند. چنانچه در انتخابات مجلس هفتم و هشتم و نیز شوراهای دوم و سوم نیز چنین کردند.

اما در اين ميان زیر سؤال بردن صحت انتخابات در  انتخابات ریاست جمهوری نهم پارادوکس بزرگي را رقم زد؛ چرا که دولت اصلاحات خود متولی انتخابات تلقی می شد، همچنان كه در انتخابات مجلس هفتم و شوراهاي دوم. نکته این جاست که اگر آن زمان دولت اصلاحات خود بانی انتخابات بود و  چنين بهانه گیری مي شد، پیش بینی چنین روزهایی که دولت اصولگرا مسئول برگزاری انتخابات است، آسان می نمود.

البته همانطور كه كيهان مي نويسد "بي علاقگي واضح و صريح اصلاح طلبان در عدم پيگيري مسيرهاي قانوني رسيدگي به ادعاهايشان، شانتاژ و بحران آفريني، ايجاد درگيري ميان هواداران خود و نيروي انتظامي در خيابان ها و مصاحبه با رسانه هاي بيگانه دليلي جز خالي بودن دستشان از مدارك و اسناد براي اثبات ادعاهاي واهيشان نيست."

اصلاح طلبان بايد بدانند كه با وجود همه ترفند ها  کاري از پيش نخواهند برد. آنها در محاسباتشان دچار اشتباهات فاحشي شده اند و از ياد  برده اند که ايران، اکراين يا گرجستان نيست که بتوان با اجراي نمايشي مخملي، خواسته هاي نامشروع خود را به آن تحميل کرد. بي شك مردم ما در همين روزها گوش به فرمان رهبري انقلاب جواب محكمي به ايشان خواهند داد.