سين كيانگ و بازي در پازل آمريكايي

حوادث اخیر چین حساسیت های جهاني را بر انگیخته است. اين حساسيت ها در داخل كشور نيز در خلال واكنش دو طيف با گرايشات متفاوت ديده شد. دسته اول واکنش مراجع تقليد، دانشجویان دغدغه مند و نیز دلسوزانی بود که نگران شرایط مسلمانان چین هستند، حساسیت های بسیار ارزشمند و از سر صدق که باید در جای خود و به شکلی مناسب بروز یابد. اما در سوي ديگر بخش عمده واکنش ها از جنسی دیگر و از طرف جریاناتی مطرح شد که قبل از اين نسبت به حمایت جمهوری اسلامی از فلسطین، لبنان، عراق، افغانستان و... رویکردهای منفی و نفی کننده اتخاذ کرده، تا دیروز شعار "حذف فلسطین در محاسبات" را عنوان مي كردند. خصوصا جریاناتی که سابقه منفی و آلوده در دفاع از مسلمانان و مظلومان جهان داشته و حتي برخي مواضع ضد اسلامي و دين ستيزشان شهره آفاق است. دفاع امروزي ايشان از مردم سين كيانگ چين در حالي انجام گرفت كه حتي مواضع كانديداي اين طيف در انتخابات اخیر رياست جمهوري نيز مبتني بر قطع کردن حمایت جمهوری اسلامی از مسلمانان ساير كشورها بود.) سوال ها و ابهامات وقتي بيشتر مي شود كه اين تناقضات در مكتوبات و جرايد وابسته به ايشان نيز به شكل مضحكي ديده مي شود. به عنوان مثال یکی از نشریاتی(روزنامه آفتاب یزد) که در جریان جنگ 33روزه لبنان و نيز تهاجم 22 روزه به مردم مظلوم غزه از انتخاب تيتر و عنوان اصلي دریغ نمود _ و حتي سوال نگارنده درباره چرايي اين رويكرد را برنتافت_ امروز دست به حمایت نه از مسلمانان چین، که از جریان تجزیه طلب مورد حمایت آمریکا زده و تیتر یک نشریه خود را به آنان اختصاص داده است. در نشریه ای دیگر(روزنامه اعتماد در مقاله "پشت پرده سرکوب مسلمانان در چین") چنان گزارشی از حوادث چین نوشته است که گویا قصدش بیشتر عقده گشایی از ماجراهای پس از انتخابات دهم در کشورمان بوده؛ گزارش اخير چنان عجولانه و با ادبیات سخیفی نوشته شده که کافی است نام چین را با ایران عوض کرده تا متوجه نیت نویسنده آن شویم! روزنامه ديگر اين جريان (اعتماد ملي) نيز طي روزهاي اخير به گسترده ترين شكل ممكن حوادث اخير و مذمت دستگاه سياست خارجي در بي توجهي به اقدامات دولت چين را مورد توجه قرار داد. ( به عنوان مثال رجوع كنيد به مقاله عباس عبدي با عنوان" حضور در سياست جهاني با کدام اصول؟" مورخ 21 تيرماه). البته شكي نيست كه مسلمانان چین هم چون ديگر هم كيشان خود در ساير نقاط جهان در مضيقه قرار دارند. (چه بسا حتی در مقايسه با مسلمانان اروپايي كه حق حفظ حجابشان نيز مورد هجمه قرار مي گيرد، از شرايط بهتري برخوردار باشند. به خصوص آن که ایالت سین کیانگ ایالتي خودمختار و داراي آزادی های مذهبی است.) با اين وجود رفتار متضاد اصلاح طلبان در رد حمايت از فلسطين، عراق، بوسني و ساير ملت هاي اسلامي، و دعوي دفاع از مسلمانان سين كيانگ، اتهام دوگانگي رفتار به مسئولين نظام را بيشتر متوجه خود ايشان و رسانه هايشان مي دارد.
بد نيست بدانيم شروع اتفاقات اخیر چين چيزي جز درگيري بين دو نژاد بومي منطقه( نژاد هان و ایغوری)، ادامه تشنجات و نهايتا بعد چندین روز ورود پلیس به ماجرا و متاسفانه کشتار طرفين درگيري براي ختم غائله نبوده است. این واقعيت پنهان مانده ماجرا است اما رسانه های غربی و حامیان آمریکا در نقاط مختلف جهان با تصوير سازي وارونه، حرکات اخیر در چین را اقدامي اعتراضی برای استقلال این استان معرفي نمودند. تمامی خبرگزاری های خارجی از بی بی سی تا العربیه و البته برخي جرايد و رسانه هاي خبري داخل كشور نيز در اين مسير گام برداشتند، در اين ميان نقش خانم «ربیعه قدیر» در راس رهبري استقلال طلبان برجسته شد، فردي ساكن آمريكا و مرتبط با دولت آمريكا. آنچه در اين ميان جالب توجه است آن كه حتي در بیانیه ای که در سایت واحد مرکزی خبر سين كيانگ (www.uygur.org) آمده است: "با تاکید بر اینکه حرکت اعتراضی آنها یک حرکت دینی نیست، از آقای اوباما، از ناتو، از دولت و مردم اسرائیل کمک خواسته مي شود". جالب تر آنکه از مردم اسرائیل با عنوان برادر نام برده شده است.
در این شرایط واکنش شدید ترکیه نیز کاملا قابل درک است. ترکیه از زمان آتاتورک برای جایگزینی ناسیونالیسم به جای دین، بر نژاد و قومیت ترک تاکیدات بسیاری داشته است. از همان موقع کشور ترکیه خود را مسئول همه ترک های جهان می داند و آرمان اتحاد دنیای ترک، یک درخواست همیشگی آن است. تا آنجا که وزارتخانه ای برای ترک های خارج از ترکیه ایجاد کرده است. و بر همین سیاق حمایت از ترکمن های عراق (فراتر از حمایت سیاسی و در حد کمک نظامی)، ترکمن های افغانستان، چچن و ترک اویغور چین کاملا واضح است و جالب آنکه حرکت های تجزیه طلبانه سین کیانگ، برای ترکستان شرقی (نامی که برای خود قائلند) پرچمی برگزیده اند که مشابه پرچم ترکیه است.( توجه به اين واقعيات، كذب نوشته هاي روزنامه هايي چون اعتماد ملي و اعنماد را روشن مي كند _ ايشان موضع گيري رجب طيب اردوغان را نماد غيرت اسلامي خوانده و مسئولين كشور را به الگو برداري و درس گرفتن از وي مورد خظاب قرار داده بودند._)
اما در جواب چرايي اين بازي رسانه اي، نگاه دقيق به ماجراي اخير روشن مي سازد مقاله نويسان اين جرايد در خوشبينانه ترين حالت بدون اطلاع از ماجراهای واقعی چین و کوچکترین شناخت از وضعیت مسلمانان، عقاید آنان و ... دست به انتشار مقالاتی احساسی و ژورنالیستی زده اند. و جالب تر آن که جریانات ضد انقلاب و ضد اسلام تابلو دار نیز با اینان هم صدا شده اند و فریاد حمایت از معترضین چینی به عنوان مسلمان بودن آنها را می دهند! البته نبايد از نظر دور داشت كه سياست گذاران پشت پرده این رسانه ها به دلیل همفکر بودن با نظریات لیبرال دموکراسی و نيز شیفتگي به غرب، هم راستا با دستگاه توطئه استكبار، تحلیل های آمریکا و غرب را نسبت به جهان ارائه داده اند. (البته چندان عجیب هم نیست که در مسئله اخير با رسانه های غربی هم داستان بشوند. چه آنکه سابقه درازی از این هم داستانی دارند.) اما طراحان اين جريان رسانه اي از اقدام اخير به دنبال القاء عدم صداقت جمهوری اسلامی در مواضع خود نسبت به مظلومان و مسلمانان جهانند. همین نیت است که در بیشتر نوشته های قلم به مزدان داخليشان به وضوح قابل پیگیری است. در ادامه همان نیت، به دنبال آن هستند تا حمایت مردمی از مردم مظلوم فلسطین، لبنان، عراق و ... را کم رنگ کرده و انگیزه لازم را از مردم بگیرند؛ و نهايتا در هدف ديگر ذيل این جریانات، در بعد داخلي به دنبال استفاده سیاسی درونی برای تصفیه حساب های سیاسی و گروهی خصوصا پس از شكست در انتخابات رياست جمهوري بوده اند. اهدافي كه با هوشياري و دقت نظرها بي نتيجه خواهد بود.
پروردگارا چه تنگ و تيره و تاريک می نماید راهي که دلالت تو در آن نيست و چه روشن و حقيقت نما و منير، صراطی که هدايت تو قرین آن است. خداوندا! تو خود می دانی که در هر شروع از تو کمک خواسته ام و این بار نیز؛ باشد که در ادای تکلیف و در طی این مسیر پر خطر، پرچم بر زمین نیفتد.