بازی بازنده ها و طرح رفراندوم

"اين آقايان روشنفكر كه حالا در اقليت واقع شده اند، مى خواهند بگويند راى اكثريت ميزان نيست"
(گزيده ای از سخنان امام خمينى (ره) در جمع گروهى از اهالى مسجد ارباب تهران 1/8/58)
نقل این روزهای روزنامه هاست که محمد خاتمی یکشنبه گذشته در دیدار خانوادههای تعدادی از بازداشت شدگان اخیر در دفتر مجمع روحانیون و در حضور اعضای اصلی مجمع مثل موسوی خوئینیها، موسوی تبریزی، انصاری و امام جمارانی از خطبه های هاشمی در نماز جمعه گذشته استقبال کرده خاطر نشان کرده صحبت های وی کف مطالبات است؛ برای برگشتن اعتماد ملی راه این است که به آرای خود مردم رجوع و رفراندوم برگزار کنیم! گزارش این دیدار و سخنان رد و بدل شده در آن به سرعت تیتر یک روزنامه های اصلاح طلب گردید. تحلیل و مصاحبه های منتشر شده در آفتاب یزد، اعتماد و اعتماد ملی چنان پر آب و تاب به پرداختن این پیشنهاد مشغول شدند که عموم این موضوع را چون خون تازه ای در رگ های بی رمق اصلاح طلبی و کورسوی امیدی در تاریکی پیش روی ایشان باور نمایند.
اما در پیشگاه تحلیلگران و صاحب نظران بیانیه های پایانی موسوی، بیانیه مبهم و نامفهوم مجمع روحانیون مبارز، سخنرانی خاتمی در دیدار اخیر و در کنار این تلاش ها، بازی رسانه ای و موج جدید پایگاه های اینترنتی و جراید این جریان، نشان از سازمان یافتگی و هدفمندی چینش بسیاری از پازل ها برای براندازی نرم و ریشه کنی نظام جمهوری اسلامی ایران در راستای برنامه ریزی های دشمنان این کشور است. این امر پس از ناکامی در مرحله اول و دوم که بر اندازی به وسیله شعار تقلب و تشنج آفرینی خیابانی و آشوب گسترده برای ناامن کردن جامعه پیش رفت و با مانور وسیع همگانی روزنامه های زنجیره ای و وب سایت های وابسته بر روی موضوع رفراندوم، وارد فاز دیگری شده است. روزنامه کیهان با تحلیل مرحله اخیر می نویسد: "چندي قبل، مايكل لدين عضو برجسته مؤسسه «آمريكن اينترپرايز» و دستيار ويژه «دونالد رامسفلد» وزير دفاع اسبق آمريكا و «ديك چني» معاون جرج بوش، از «رفراندوم درباره مشروعيت جمهوري اسلامي ايران» با عنوان يكي از راه كارهاي مؤثر براي مقابله با اقتدار ايران اسلامي ياد كرده بود."
جالب آنکه لدين در پيشنهاد خود اشاره مي كند كه آنچه مهم است، «انجام رفراندوم» نيست زيرا رفراندوم در قوانين ايران گردش كار شناخته شده اي دارد و حتي در صورت انجام، نتيجه آن نيز مورد نظر نيست، چرا كه مردم ايران به نظام حكومتي خود وفادارند. مايكل لدين معتقد است؛ پيشنهاد رفراندوم از يكسو و حمايت رسانه اي غرب از سوي ديگر مي تواند مخالفان جمهوري اسلامي ايران را اميدوار كرده و در صحنه نگاه دارد!
مطابق با نظریه مايكل لدين محمد خاتمی خود به خوبی می داند اصولاً در حال حاضر بحث از رفراندوم که در اصل 59 قانون اساسی با تصویب دو سوم نمایندگان قوه مقننه صورت می پذیرد محلی از اعراب ندارد. خاتمي به خوبی مي داند كه انجام رفراندوم در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران گردش كار و راه قانوني تعريف شده اي دارد. مطابق اصل 110 قانون اساسي فرمان آن بايستي از جانب رهبري صادر شود و نظارت بر آن مطابق اصل 99 قانون اساسي به عهده شوراي نگهبان است. البته وی در مقام تغییر قانون اساسی برآمده و پيشنهاد كرده است كه رفراندوم مورد نظر وي به جاي شوراي نگهبان از سوي «يك نهاد بي طرف مثل مجمع تشخيص مصلحت نظام»! صورت پذيرد. حال آنکه شخصيت حقوقي نهاد مجمع تشخيص مصلحت اصولا فاقد ساز و کارهای لازم برای چنین اقدامی است. با نگاهی ورای جوسازی ها به نظر می رسد پیشنهاد خاتمي و همكيشانش در برگزاري رفراندوم و نيز بحراني جلوه دادن شرايط كشور به دليل ناكامي و شكست سنگين آنان در انتخابات است. همانطور که رسالت می نویسد : "طرح برگزاري رفراندوم يقينا بياحترامي به همه ملت ايران است؛ "بخصوص 40 ميليون نفري كه پاي صندوقهاي راي حاضر شدهاند و با رای 24 ميليون نفري دکتر احمدينژاد را به عنوان رئيس جمهور منتخب خود برگزيده اند.
پروردگارا چه تنگ و تيره و تاريک می نماید راهي که دلالت تو در آن نيست و چه روشن و حقيقت نما و منير، صراطی که هدايت تو قرین آن است. خداوندا! تو خود می دانی که در هر شروع از تو کمک خواسته ام و این بار نیز؛ باشد که در ادای تکلیف و در طی این مسیر پر خطر، پرچم بر زمین نیفتد.