«به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري فارس به مشهد، در آخرين جلسه هيأت دولت، "اسفنديار رحيم مشايي" به سمت معاون اول رييس جمهور منصوب شد.» خبر کوتاه است و بهت آور!

 البته اين حق طبيعي رييس‌جمهور است كه معاونان و مشاورانش را بر اساس ديدگاه خود انتخاب كند. طبعا هيچكس و در هيچ مقامي هم قانونا نمی تواند با اين «حق» انتخاب رييس‌جمهور مخالفت كند اما شريني و حلاوت وعده تغيير و تحول در اعضاي كابينه دهم كه در اولين گفت‌وگوي تلويزيوني رياست جمهوري با مردم بعد از انتخابات 22 خرداد مطرح شد، چنین انتخابی را برایمان غیر قابل باور ساخته است.

انتظار عمومي و نیز انتظار مراجع و خواص اين بود كه اشخاص مسئله داری چون مشایی _ همان ها که در مناظرات انتخاباتی پاشنه آشیل دولت نهم بودند_ از دستگاه دولت كنار گذاشته شوند؛ متأسفانه نه تنها به اين مطالبه به جا پاسخ درخوري داده نشد بلكه با ارتقاي جايگاه مشايي در اولين گام انتصابات، نوعي بي‌توجهي به راي‌دهندگان را شاهد بودیم.

شکی نیست که بسیاری از مردم انقلابی كه به دکتر احمدي‌نژاد راي دادند از وجود پديده‌هاي ناسازگار با اصولگرايي در كنار ايشان ناخرسند بودند و به صراحت در جلسات حضوري و در رسانه‌ها عدم رضايت خود را ابراز مي‌داشتند.  ناديده گرفتن اين حجم از انتقاد و پا فشاري بر امري خطا، با وعده مطروحه در اولين گفت‌وگوي تلويزيوني به هيچ وجه سنخيت ندارد. اصولگرايي داراي شاخصه‌هايي است كه حل همه مشكلات جامعه بشري در گرو پايبندي به آنها است. توجه ملت ايران به اين مهم، هزينه‌ها و دستاوردهايي را به دنبال داشته است. نبايد به گونه‌اي عمل شود كه هزينه اصولگرايي بر ملت سنگين‌تر گردد. بنابراين با چنين استدلالي كه مردم ما به هر بهايي اصول و ارزش ها را رها نخواهد ساخت، نبايد از كنار ضعف‌ها به سهولت گذشت. این مساله درباره معاون رئیس جمهور نیز صدق می کند. اولین نقطه منفی پاشنه آشیل دولت نهم حضور در جلسه ای همراه رقص دختران محلی در ترکیه بود. اظهارات و موضع‌گيري هاي اشتباه رحيم مشايي اما از آنجایی آغاز شد که وی در خصوص دوستی با مردم اسرائیل و آمریکا سخن راند، صحبت هایی که واکنش بسیاری از افراد اصولگرا را برانگیخت تا جایی که رئیس مجلس در دیداری با سفرای ایران در خارج از کشور گفت:"آمریکا و رژیم صهیونیستی دوست ما نیستند". موضع گیری های اشتباه  مشایی به این مسئله ختم نشد و تا "ورود زنان به ورزشگاه"، "حضور در جلسات شبه انگيز" و "برخي ديدارها و ملاقات هاي خارجي بدون هماهنگي" تسری پیدا کرد. واکنش به این گونه اقدامات مشایی بجایی رسید که اكثر مراجع تقليد و نيروهاي انقلاب و حتي طرفداران دولت نهم، با اعتراضات گسترده خواستار بركناري رحیم مشایی شده بودند. اما آخرين پاشنه مشایی که باز هم برای دولت نهم آشیل شد تلاش جنجالي وی برای ادغام سازمان حج و زيارت با سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بود، اقدامی كه با واكنش شديد آيت الله ري شهري، نماينده ولي فقيه در امور حج، مواجه گشته و سرانجام دفتر مقام معظم رهبري طي نامه اي نارضايتي رهبري از اين موضوع را اعلام كرد.

 با سابقه ای این چنینی از مشایی انتظار می رفت در شرايط حساس كنوني، رئیس جمهور مکتبی با تصميمات عاقلانه و آگاهانه، فضاي جديد و مثبتی در روابط سياسي جريانات موجود ايجاد و راه هرگونه ، بهانه‌جويي و سوءاستفاده را مسدود نماید. در اين شرايط، قطعا از رئيس‌جمهوري كه عملكردش مورد تائيد رهبري نظام است انتظار مي‌رفت كه باري از دوش رهبري نظام بردارد، نه آنكه با عملكرد و تصمیم خود باري به آن بيفزايد؛ وانگهی هنوز دیر نیست؛ براي رئيس‌جمهور و كشور هزينه برگشتن از چنين حكم و تصميمي به مراتب كمتر از پافشاري بر آن است. محل ترديد بودن همسويي آقاي مشايي با راهبردهاي سياسي و روز نظام، عدم مقبوليت اجتماعي و مذهبی وي به ويژه در ميان مراجع و صاحب نظران از جمله مواردي است كه منطقا بايد جریان اصولگرایی را به برگشتن از چنين انتصابي سوق دهد.