بی اعتمادی ملی

دیرم شده است. بی حوصله تنها "تيتر اول" روزنامههای چیده شده روی پیشخوان کیوسک روزنامه فروشی را مرور می کنم كه عکس و عنوان اصلی روزنامه اعتماد ملي بیش از بقیه به چشمم می آید، کنجکاو می شوم،"شکایت سلیمی نمین از نامجو؟" این آدم چقدر دنبال اسم و رسم است؟ پرونده دانشگاه آزاد و جاسبی کمش بوده که انگشت روی نامجو گذاشته است؟ سوالات بسیار دیگری در ذهنم جوانه می زند اما...
روز بعد اعتماد ملی با عذر خواهی از سلیمی نمین و نیز عباس سلیمی، خبر اصلی روز گذشته خود را اصلاح می کند!
داستان از این قرار است؛ اعتماد ملي با ادعاي پرطمطراق حرفهاي بودن در صفحه اول خود عكس يك را به مطلبي با اين تيتر "۵ سال حبس تعزيري براي محسن نامجو" اختصاص می دهد.
اين روزنامه در اين خبر تحليلي كه حسابي به آن پرداخته، عباس سليمي نمين را به جاي حاج عباس سلیمی از قاریان قرآن کریم و مجری مشهور برنامههای قرآنی که شاکی محسن نامجو خوانندهای که آیات قرآن را به صورت ترانههای مبتذل خوانده بود، معرفي كرده و حسابي به وي مانند رويه هميشگي خود حمله می کند.
اما این گاف تاریخی بیش از هر چیز نشان از سطح پایین معلومات ابتدایی نویسنده، تائید کننده نهایی و به تحریریه روزنامه اعتماد ملي است.
ذوق زدگي اعتماد ملي براي سیاه نمایی و تخريب شخصيتهاي ارزشی این بار کار دستش داد تا این گمان را در ذهنم دنبال کنم که وقتی تیتر یک روزنامه ای این طور غیر واقع از کار در آید، درباره باقی اخبار و تحلیل هایش چه باید گفت؟
پروردگارا چه تنگ و تيره و تاريک می نماید راهي که دلالت تو در آن نيست و چه روشن و حقيقت نما و منير، صراطی که هدايت تو قرین آن است. خداوندا! تو خود می دانی که در هر شروع از تو کمک خواسته ام و این بار نیز؛ باشد که در ادای تکلیف و در طی این مسیر پر خطر، پرچم بر زمین نیفتد.