با ورود دوباره موسوی به عرصه سیاست و شکست مفتضحانه وی علیرغم همه تبلیغات و جو سازی ها، محرکان پشت پرده وی که هدر رفت هزینه های میلیاردی خود را در پیش رو می دیدند وی را دیگر بار و در بازی تازه ای تحریک به اعتراض و اغتشاش طلبی داشته تا بازی باخته در روز انتخابات را در کف خیابان پیروز گردند. با اعلام زود هنگام نتايج کذب انتخابات نخست وزیر کوپنی وارد بازي مهلکي گردید که با توجه به سابقه بیست سال دوری از سیاست و نیز شخصيت وي ارزیابی ها عدم توان خروج از این مخمصه را نشان می داد. این روز ها اما شکست همگی طرح ریزی ها و سياست هاي اتخاذي در اين بازي خطرناک، سران جريان فتنه را در سردرگمي عجيبي قرار داده است که راهي براي برون رفت از آن دیده نمی شود. این نکته خصوصا در روزهای پس از 13 آبان و در حالي که جمعيت کم و محدود معترضان در این روز پس از تبليغات چشم گير و گسترده داخلي و خارجي براي حضور در خيابان ها، فشار رواني زيادي را بر اين جريان قانون گريز وارد کرده است؛ این مساله تا به آنجا جدی گشته که "آينده" سايت وابسته به اصلاح طلبان نيز طي يادداشتي به کم شدن جمعيت معترضان و دست کشيدن آنان از اعتراضات خياباني اعتراف می کند تا این روزها ایام ناکامی جنبش مخملی در سياست های خود از جمله تاکيد بر ابطال انتخابات، ايجاد اغتشاشات، زیر سوال بردن نهادهای قانونی، نامشروع خواندن رئيس جمهور منتخب، به خيابان کشاندن هوادران به بهانه مناسبتهاي ملي ،مذهبي چون روز قدس و 13 آبان به رخ ایشان و حامیان غربیشان کشیده شود.

این جماعت در ادامه به خوبی می دانند که فقدان موقعیتی برای عرض اندام دوباره در 3،2 ماه آینده و در ادامه، سیل حضور چشم گیر همه ساله مردم در راهپیمایی 22 بهمن رنگ و رویی از سبز مخملیشان را باقی نخواهد گذاشت؛ ضمن آنکه سياست دلخوش کردن به مناسبت ها، در تجربه های پیشین شکست خورده و حتی برای حامیان اندک این به اصطلاح جنبش نیز تاريخ مصرف گذشته است. همچنین تلاش براي راه اندازي تشکيلاتي تحت عنوان "راه سبز اميد" نيز پاسخگوي خروج از وضعيت بحران در اردوگاه فتنه گران نبوده و با استقبال مواجه نشده است، به نحوي که مدتي است ديگر سخني از آن به ميان نمي‌آيد.

در این میان موسوي ناتوان‌تراز آن است که بتواند مديريت اين فتنه عميق را به عهده گيرد و کروبي ساده لوح‌تر از آن که بدنه فتنه‌گران وي را جدي بگيرند و گوش به حرفش باشند؛ خاتمي نیز البته عافيت‌طلب‌تر از آن که ياراي ايستادگي در معرکه‌هاي سخت را داشته باشد. بدين سان طيف‌هاي مختلفي از ضد انقلاب و دستگاه هاي جاسوسي نظام سلطه با اهداف و اغراض متفاوت در گستره فتنه سبز از بدنه تا راس آن نفوذ کرده و برای برهه ای کار را از دست نامزدهاي کم اقبال انتخابات دهم خارج ساختند! در همین حال با محاکمه سران فتنه انگيز احزاب و گروه های نامشروع سازمان مجاهدين و مشارکت و نیز چهره هایی که به نحوي هدايت موسوي و کروبي را در ايام انتخابات برعهده داشتند، به نظر محرکان پشت پرده نیز حساب خود را کرده اند و موسوی را بامشکلاتش تنها گذاشته اند تا توان تصميم گيري از وي گرفته شده و موسوي در وضعيتي قرار گیرد که به نظر از حضور دوباره در سياست بعد از غيبت 20 ساله به شدت پشيمان گردد. تنها ماندن در ميان معرکه و انسداد تمامي راه هاي پيش رو و تخريب پل هاي پشت سر، راه رفتن به جلو و يا بازگشت به عقب را مسدود ساخته و موسوي را به شدت مستاصل کرده است، به نحوي که گویی وي توان مديريت اوضاع را نداشته و کنترل فتنه از دست وي خارج شده است.

در این بین آنچه تحت عنوان بازگشت به قانون اساسي و تلاش براي اجراي آن چه در بيانيه شماره 14 موسوي مورد توجه قرار گرفته نيز توسط ساختارشکناني که شش ماه تمامي اصول قانون اساسي را زيرپا گذاشته اند مضحک به نظر مي‌رسد.  از طرفی اولين گام در مسير بازگشت به قانون اساسي تسليم شدن در برابر خواست ملت و انتخابات تائيد شده توسط نهاد قانوني شوراي نگهبان و تنفيذ حکم رياست جمهوري توسط رهبري است. نتيجه ای که موسوي و تعداد قلیل اردوگاهیانش از پذيرش آن گريزانند. با این وجود آزمودن فضا برای برگشت طلبکارانه به نظام سیاستی است که حتی توسط دیگر اصلاح طلبان نیز به طور هماهنگ به پیش می رود.

با عیان شدن دورنمای شکست، اظهارات بازگشت مدارانه خاتمی بر همین اساس تحلیل می گردد. به نوشته حیات نو و در مطلبی که ذیل عنوان "اعمال خشونت موجب تضعيف نظام مى‌شود"  منعکس شده رئيس دولت اصلاحات با اخذ موضع حق به جانب گفته است: «انتظار اين بود که کم کم فضا غير امنيتى شود، نه اينکه انتقاد و نقد کردن اين همه هزينه براى جامعه داشته باشد. بايد به خاطر داشت کسى که نقد مى‌کند برانداز نيست بلکه دلسوز انقلاب و جامعه است.» پایگاه خبری نواندیش براین اساس در مصاحبه با یکی دیگر از چهره های جبهه اصلاحات چنین می نویسد: «بعضی ها نانشان در دعوا پخته می شود لذا آنها برای این که حضور خود را توجیه کنند نیازمند این هستند که در جامعه اختلاف و درگیری وجود داشته باشد؛ این خشونت طلبی ها بایستی پایان پذیرد.»

صادق زيباكلام نیز سه شنبه گذشته در مناظره با محمد كاظم انبارلوئي(رئیس مرکز سیاسی حزب موتلفه) منطبق با خط در پیش گرفته موسوی و خاتمی می گوید: «معتقدم كه چاره‌اي نداريم مگر اينكه در چارچوب نظام حركت كنيم كه اين تنها لق‌لقه زبان و يك تاكتيك نيست كه آن را از روي مصلحت بيان كنيم بلكه بايد با همه وجود اين كار را انجام دهيم و در همين چارچوب و قانون اساسي و پذيرش تمام اركان و نهادهاي آن اقدام كنيم.»

این سیاست که آخرين فضاي زيست محيطي فتنه گران ارزیابی می شود با تدبير صحيح امور و افزايش کارآمدي مديريت کشور در سايه همکاري و تفاهم قواي سه گانه و ديگر نهادهاي تاثير گذار از بين خواهد رفت و موسوي را به اتخاذ مجدد سياست دو دهه گذشته خويش مطمئن خواهد ساخت. در این بین سیاست منطقی و معقول مسئولین امر در کنار رسیدگی به اتهامات جزء به جزء همگی صدر تا ذیل آشوبگران، خروج نظام را از این معرکه چون گذشته عزت مدارانه خواهد ساخت.