سيد محمد خاتمي از چهره های اصلي جريان موسوم به اصلاحات در ايران كه اغتشاشات اخير با حمايت و هدايت های وی انجام پذیرفته بود به نظر در گامی به عقب مسيرش را از راديكال ها جدا كرد. بر این اساس ‌خاتمي چند روز پيش در اقدامي بسيار دير هنگام و پس از ايراد خسارات ميلياردي و خسارات غير قابل محاسبه به آبرو و اقتدار جمهوري اسلامي ايران و همزمان با احتمال آغاز برخوردهاي تندروانه نيروهاي ارزشي و هشدار نخبگان به كنترل عصبانيت و شور انقلابي جوانان مومن بالاخره موضع گيري كرد و اقدامات شنيع هواداران موسوي را محكوم كرد. خاتمي در سخنان بسيار قابل تامل تاكيد كرده است كه مي بايست "ميدان را از تندروها بايد گرفت".

تند رو ها طبيعتا همان افرادي هستند كه راهپيمايي عظيم و تاريخي ۹ دي ماه سال جاري در اعتراض به هتاكي آنان عليه عاشورا شكل گرفت. البته ترديد نداريم كه اين جريان با هدايت افرادي نظير خاتمي شكل گرفته است و اين افراد نمي توانند از بار مسئوليتي كه دارند شانه خالي كنند ، اما اين اقدام آقاي خاتمي اقدام درخور توجه و مهمي است.

حتي مي توان اين تحليل را ارائه داد كه خاتمي درصدد است تا با اين چنين اظهاراتي و البته نوشتن نامه اي توبه كارانه به رهبر معظم انقلاب از نابودي كامل جريانش بدست مردم خشمگين جلوگيري كند اما مرور برخي از سخنان وي در جمع اعضاي مجمع ادوار مي تواند مفيد واقع شود.

آقاي خاتمي كه ظاهرا پاسخي در برابر خشم روز افزون مردم و نخبگان متعهد كشور از افتضاحات فتنه گران در خيابانها نداشته است، تاكيد كرده كه شعار همان جمهوري اسلامي هست و بس و شعار ديگري ندارد.

وي همچنين تاكيد كرده:«هر شعار دیگری شعار انحرافی است؛ شعار اصلی "استقلال و ازادی و جمهوری اسلامی" است با همه لوازمی که دارد؛ یعنی ضدیت با استبداد؛ ضدیت با بیگانه و نیز طرفداری از عدالت و اخلاق در جامعه؛ یعنی هم حاکمیت مردم بر سرنوشتشان و هم حاکمیت معیارها و ارزشه ای اسلامی.»

خاتمي با بيان عبارات ذيل رسما از اقدامات فتنه گران خياباني اعلام برائت كرده و تكليف خودش را با مسائل كشور به نحو بارزي مشخص كرده؛ وی خاطر نشان کرده: «افراط‌گرایی و ساختارشکنی برای همه بد است؛ همه باید آن‌را محکوم کنند حتی اگر چند نفر شعار ساختارشکنانه بدهند این باید محکوم شود. موضع ما مشخص بوده و هست؛ اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی.»

كساني كه عليه ولايت فقيه و شخص مقام معظم رهبري شعارهاي هنجار شكن و بي ادبانه سر مي دادند اكنون با اين عبارات رسما در از منظومه وجودي خاتمي حذف شده به شمار مي آيند و بايد بدانند كه حداقل رسما آقاي رئيس دولت ناموفق اصلاحات مثل آنان فكر نمي كند و اين يعني خراب شدن تمامي مسئوليت هاي ناشي از خرابكاري ها بدوش عده ای نادان و از همه جا بي خبر.

بخش هاي ديگري از سخنان خاتمي اگر چه گاه و بيگاه حاوي فرافكني هايي نيز هست اما در مجموع مانند آنچه در بالا گفته است نشان مي دهد كه جريان موسوم به اصلاحات ديگر علاقمند به پرداخت هزينه هاي گزاف براي دفاع از اشتباه و اشتباهات شكست خوردگان سياسي نيست كه از مردم "نه" شنيده اند.

كسانيكه هنوز در سر سوداي به خون كشاندن شهرهاي بزرگ را دارند بايد بدانند در حقيقت خاتمي به عنوان پشت پرده فتنه از مسئوليت پذيري شانه خالي كرده است و نمي تواند پاسخگوي افكار عمومي باشد.

در هر حال خاتمي بخاطر اين مواضع درست اما خيلي دير هنگام و شايد اندكي پس از مرگ سهراب بی ارزش نیست. به نظر از هر ايده آرامش طلبانه و حق طلبانه امروز بايد در كشور استقبال كرد و هر نقطه مثبتي را بايد تقويت كرد حتي اگر گوينده و سراينده آن سخنان و ابيات كسي باشد مثل محمد خاتمي كه بيشتر نا آرامي ها محصول ايفای نقش توسط دوستان اوست.