اتحادیه عرب نام مجموعه‌ای از کشورهای جنوب غربی آسیا و شمال آفریقا است که در ۲۲ مارس ۱۹۴۵ و با حضور کشورهای مصر، عربستان، عراق، سوریه، لبنان، یمن و اردن تأسیس شده‌ و هم اکنون نیز اعضای آن به ۲۲ کشور عربی افزایش یافته است. اینک اما با گذشت بیش از نیم قرن از تأسیس، این اتحادیه از گسیختگی و اختلاف رنج برده و تشكيل اجلاس اخیر سران آن در «سرت» ليبي اوج انفعال و درماندگي در قبال حوادث پرشتاب محيط پيراموني را بيش از پيش متجلي ساخت.

بیست و دومین اجلاس اتحادیه عرب هفته گذشته با حضور ۱۴ کشور و با عنوان "اجلاس پایداری قدس"در شهر سرت لیبی اما در حالی برگزار شد که رهبران قریب به نیمی از اعضا به دلایل سیاسی شرکت نداشتند. میشل سلیمان(رئيس جمهور لبنان)، حسنی مبارک(رئيس جمهور مصر)، ملك عبدالله(پادشاه عربستان)، علي عبدالله صالح(رئيس جمهور يمن)، اسماعيل عمر گيله(رئيس جمهور جيپوتي)، محمد ششم(پادشاه مغرب)، جلال طالباني(رئيس جمهور عراق)، شيخ خليفه بن زايد آل نهيان(امیر امارات) و شيخ صباح الاحمد (امير كويت) رهبران کشورهایی هستند که در این نشست حاضر نشدند.

اين اجلاس اگرچه در غياب اكثر مقامات كليدي دنياي عرب تشكيل شد ولي يكبار ديگر نشان داد كه دنياي عرب از مسائلي رنج مي برد كه حتي با حضور این مقامات كليدي هم كاري از پيش نخواهد رفت؛ چرا كه وحدت گمشده اصلي دنياي عرب بوده و خواهد بود. اين براي دنياي عرب ننگ بزرگي است كه سران عرب حتي حاضر نيستند همگي در زير يك سقف گردهم آيند و به بررسي مسائل و مشكلات خود بپردازند.  البته هر يك از مقامات غايب در اجلاس سرت توجيهاتي براي عدم حضور در اجلاس سران عرب داشته اند؛ با این وجود صرف نظر از اينكه اساسا چنين دلايلي تا چه اندازه واقعی است اصل تركيب كشورهاي حاضر و غايب در اجلاس نشان مي دهد كه توانمندي ها، قابليت ها و كارائي چنين اجلاسي به لحاظ تركيب سران و نقش مورد انتظار از آنها به كلي و از اساس به زير سئوال رفته است؛ به طوري كه حضور يا عدم حضور آنها تفاوت ماهوي چنداني در اصل موضوع و در نتايج اجلاس و حتي برگزاري يا فقدان انجام چنين نشستي ايجاد نكرده و نخواهد كرد. 

نکته ای که جای تامل و مداقه بسیار دارد تفوق و برتری روز افزون جمهوری اسلامی ایران در کنار این جمع پراکنده کشورهای عربی منطقه است. این نکته از نگاه سران این کشورها پنهان نمانده تا جایی که در جلسه افتتاحيه، بخش عمده سخنان عمر موسي دبيركل جامعه كشورهاي عربي به آن اختصاص می یابد؛ در افتتاحیه این اجلاس عمرموسي ضمن غير قابل كتمان وتاثير گذار ناميدن نقش ايران درمنطقه بر گسترش روابط كشورهاي عرب با آن به عنوان گزينه استراتژيك و بي ترديد كشورهاي عرب تاكيد كرد. وي گفت: «ايران به يك قدرت بزرگ در همه بخش ها از جمله دانش هسته اي به قدرتی بزرگ تبديل شده است وما بايد ضمن به رسميت شناختن نقش ايران در منطقه ،از اين اقتدار استفاده كنيم وبراي حل مشكلاتمان در برخي زمينه ها مثل مواجهه با رژيم صهيونيستي در تمام زمينه ها مشاركت داشته باشيم.» عمر موسي كه درميان سياستمداران عرب به ايجاد وگسترش روابط باايران تمايل دارد هم چنين تاكيد كرد كه ايران مهمترين كشور منطقه است و ما براي مقابله با اسرائيل بايد به ايران تكيه كنيم. وي ايجاد يك بازار با سازمان منطقه اي با كشورهاي مهم منطقه،از جمله تركيه وايران را پيشنهاد كرد. عمر موسي ضمن پذيرش برخي اختلاف نظرها ومنافع بين ايران وكشورهاي عرب گفت: «در عين وجود اختلاف منافع مشترك وريشه هاي تاريخي وديني وجغرافيایي زيادي كشورهاي عربي و ايران را به هم ربط مي دهد. مابايد به جاي تاكيد بر اختلافات وبزرگنمایي آنها به وجوه مشترك ميان طرفين اصرار كنيم.» به نظر می رسد كشورهاي عربي بعد از اينكه سال ها نمي خواستند ايران را در قمت یك قدرت منطقه اي بزرگ بپذيرند، خصوصادر 3 سال اخير در برابر يك واقعيت مهم وآن قدرت و تفوق و برتري ايران در منطقه قرار گرفته  و برغم برخي تمايلات ناسيوناليستي و يا حسادت گونه به آن تن داده اند.

همانگونه که مشخص است ايران امروز درنظر كشورهاي منطقه وعربي به صورت كلي يك قدرت جدی است. آنها پذيرفته اند كه حداقل، مقابله با اسرائيل جز با وجود وحضور ايران امكان پذير نيست. موقعيت كنوني فرصت خوبي است كه کشورمان بتواند تاثيرات خود را درراستاي منافع ملي دررابطه با كشورهاي عرب گذارده و از موقعيت كنوني که به مدد برخي تحولات مهم اتفاق افتاده به عنوان سکوی پرشی در روابط روزافزون در آید. البته هنوز ايران بدخواهاني را در بين این كشورها دارد ولي با توجه به افكار عمومي و تمايلات شديد مردمي به  نفع ايران اينگونه كشورها دراين فضا محو شده و اجازه عرض اندام نمي یابند.

ورای لزوم اصلاح روابط اعراب با کشورمان در دیگر سو با مطالعه بيانيه پاياني اجلاس « سرت » و با جمع بندي روند تحولات منطقه و جهان به اين نكته حياتي خواهيم رسيد كه دنياي عرب در سیاست های داخلی خود نیز با مشکلات مهمی روبرو است که لازم می نماید جهت ايجاد وحدت و حفظ منافع خود در اين زمينه نیز دست به اقدام  زند و سبب خدمت به ملت هاي عرب و مسلمان را فراهم آورد. در این صورت است که به جاي خدمت به اجانب در راه اعتلاي فرهنگ غني اسلام گام برداشته و يقينا از لغزش و انحراف به مسير مورد نظر بيگانگان اجتناب خواهد كرد.