نشریه آمریکایی فارین پالیسی، در مقاله ای به قلم "فلینت لِوِرِت" به بررسی واقعیت هایی پیرامون خیزش های اخیر کشورهای مسلمان و شرایط جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. آنچه که در ادامه می خوانید، متن کامل ترجمه شده این مقاله است.
دست و پا زدن بي نتيجه آمريكا در خیزش‌هاي اخیر خاورميانه،‌ بازي كردن در راستاي اهدافيست كه ايران مي‌خواهد. اگرچه جورج سوروس در گفت‌وگو با سي ان ان شرط بسته است كه جمهوري اسلامي ايران،‌ يك سال ديگر شكست خواهد خورد اما بايد گفت كه به نظر مي رسد تحولات اخير خاورميانه نه تنها سبب مانايي جمهوري اسلامي ايران بلكه سبب موازنه قدرت در اين منطقه و حركت شرايط در مسيري شده است كه به نفع جمهوري اسلامي ايران است.
در حدود 10 سال قبل و پس از حمله به برجهاي دوقلو در آمريكا،‌ اين آمريكا بود كه به متحدانش در خاورميانه پيام ها و دستوراتي داد. آمريكا پايگاه هايش را در خاورميانه بنا نهاد و اين در حالي بود كه كشورهايي مثل مصر، اردن، عربستان سعودي، تركيه و ... نسبت به مقولاتي مثل صلح با اسرائيل و همكاري هاي استراتژيك با آمريكا روي خوش نشان مي‌دادند.
از سوي ديگر نيز اين جمهوري اسلامي ايران بود كه بر موضع همكاري و اتحاد با سوريه ايستاده بود و به رابطه به گروه هاي مسلح و نه چندان نيرومندي همچون حماس و حزب الله متهم بود.

و اين مسئله تمام شد تا اينكه به مراسم تحليف اوباما در سال 2009 در آمريكا رسيديم. و اين تحليف در شرايطي برگزار مي‌شد كه جنگ عراق عملاً روند صلح اعراب و اسرائيل را با شكست مواجه كرده بود و ديپلماسي قوي منطقه اي ايران و متحدانش نيز سبب ايجاد تعادل در قدرت و نفوذ در منطقه خاورميانه شده بود.

روابط استراتژيك سوريه و ايران بهبود يافت، حزب عدالت و توسعه در تركيه به قدرت رسيد و با روابط استراتژيك ايران و سوريه همراه شد و حماس و حزب الله نيز قدرت گرفتند و بازيگران قدرتمندي در عرصه فلسطين و لبنان شدند.

به دنبال آن بود كه روابط استراتژيك و معني دار عراق با واشنگتن نيز كاهش يافت و حتي مي توان گفت كه به جاي آن روابط بغداد با ايران، سوريه و تركيه افزايش يافت.

اين قضيه البته در مورد ساير كشورهاي حاشيه خليج فارس نيز وجود داشت و روابط آنها با حزب الله در زمينه بازسازي‌هاي پس از جنگ اسرائيل، بيانگر همين مسئله است.

همچنين بايد گفت كه جمهوري اسلامي ايران تعميق اتحاد خود با سوريه، تركيه و عراق و همچنين گسترش نفوذ خود در فلسطين و لبنان در حال تلاش است.

و تمام اينها در حالي صورت مي‌گيرد كه نظرسنجي ها نشان مي‌دهد، رهبران اين حركت‌ها همچون احمدي نژاد ، نصرالله، بشار اسد، اردوغان و خالد مشعل، جملگي محبوبتر از رؤساي كشورهايي مثل اردن، تشكيلات خودگران فلسطين و عربستان سعودي كه همدستان طراز اول آمريكا محسوب مي‌شوند، هستند.

و هم اكنون دولت اوباما در مقابل تهران، براي افزايش نفوذ خود در كشورهاي خيزش كرده اي همچون مصر، بحرين، تونس و ... درمانده شده است. جبنش هاي اعتراضي در اين كشورها كمتر مايل به همكاري استراتژيك با آمريكا هستند.

بايد گفت كه مثلا بديهي است كه هم اكنون هر دولتي كه در مصر بر سر كار بيايد و حتي اگر به نوعي نماينده حسني مبارك هم باشد، حاضر نخواهد بود در ادامه محاصره غزه با اسرائيل همكاري كند و يا اينكه مطالبات "سيا" را عملي كند.

و به همين ترتيب بايد به نظم سياسي جديد در بحرين نيز اشاره كرد كه اكثريت اين كشور را شيعيان تشكيل مي‌دهند كه قطعا مخالفت استفاده آمريكا از خاك اين كشور براي اقدام نظامي عليه ايران خواهند بود.

در سال آينده ، اين تحولات و چرخش هاي قدرت در خاورميانه؛ بر ضد آمريكا و به نفع ايران خواهد بود.

در برابر تمام اين نكات ارائه شده، اين جورج سوروس، رسانه‌ها و نخبگان آمريكا و دولت اوباما هستند و تمام اين بازيگران همان كساني بودند كه در حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري در ايران بسيار هيجان زده بودند و ما را در مقابل اين ادعاي بي اساس قرار دادند كه در انتخابات ايران دزدي صورت گرفته است و گفتند كه جنبش سبز نظام ايرانيان را سرنگون مي‌كند و اين صحبت ها و اقدامات به پيش بيني‌ اخير سوروس نيز شباهت داد. البته آنها زمان‌هاي مختلفي را در پيش بيني هايشان برای سرنگونی ایران بيان مي‌كنند؛ مثل سال 2009 يا سال 2010 و اينك سال آينده...

در پایان آن که تمام اينها بيانگر قصور فاحش و تأثير مخرب صحبت هاي كساني است كه در تجزيه و تحليل مسائل جمهوري اسلامي ايران ناتوانند.