در حال حاضر دورنماي راهبردي حاكم بر منطقه خليج‌فارس متاثر از رقابت بين ايران، عراق، آمريكا و كشورهاي حاشيه جنوبي خليج‌فارس و با هدف كسب حوزه نفوذ نظامي، سياسي و اقتصادي است.بنابر استدلال تحلیل گران، در اين ميان، ايران براي گسترش نفوذ خود در كل منطقه خليج‌فارس، بازداشتن آمريكا از اقدامات نظامي، كاهش نفوذ واشنگتن و تثبيت جايگاه خود به عنوان قدرت مسلط در منطقه تلاش مضاعفي دارد.
در طول سه دهه گذشته، جمهوری اسلامی ایران پایداری چشمگیری از خود نشان داده است. این کشور در این مدت توانسته از یک جنگ هشت ساله با عراق، درگیری نظامی گروه های قومی مخالف، تحریم های اقتصادی فزاینده و ناآرامی های داخلی و انتخاباتی به سلامت عبور کند. ایران از اشتباهات دشمنان که باعث خلق فرصت هایی برای گسترش روابط این کشور با جنش های شبه نظامی در عراق، لبنان و سرزمین های فلسطینی شده، استفاده کرده و نفوذ خود را در روز به روز افزایش داده است. انقلاب های اخیر علیه دولت های عربی که از دیرباز هم پیمان واشنگتن بودند، دولت ایران را متقاعد کرده است که خود را در قامت کانون «جدید» خاورمیانه ضدغربی متصور کند.
در مقابل، آمريكا درصدد يافتن راهي براي مهار ايران و تحديد نفوذ تهران بر كشورهاي حاشيه جنوبي خليج‌فارس است. در اين راستا، مقامات واشنگتن تقويت روابط خود با يكايك كشورهاي حوزه خليج، همكاري با اتحادهايي مثل فرانسه و بحرين، كمك به مذاكره صلح اعراب – اسرائيل، کمک به جبهه سعودی، همسو نمودن قابليت‌هاي عراق، کویت، امارات متحده عربی و سایر كشورهاي حاشيه جنوبي خليج‌فارس براي بازدارندگي و مقابله با ايران را در دستور كار قرار داده‌اند.
به عنوان بخشي از اين تلاش، آمريكا درصدد تحديد توان ايران در استفاده از نفوذ سياسي، روابط با ساير كشورهاي منطقه، نفوذ در عراق، بهره‌برداري از مناقشه اعراب– اسرائيل و توانمندي جنگ نامتقارن است.
عربستان سعودي هم‌اكنون مهمترين متحد آمريكا در خليج‌فارس است و مادامي كه گروه‌بندي سياسي و راهبردي در منطقه نامشخص بماند، رياض اين روابط راهبردي با واشنگتن را بطور جدی حفظ خواهد. اين به معناي آن نيست كه منافع عربستان سعودي دائماً همسو با منافع آمريكا است؛ بلكه يعني ايالات متحده آمريكا و عربستان سعودي در تهديد و مهار ايران و نيز در تضمين امنيت خليج‌فارس، جريان ثابت صادرات نفت منطقه و مواردی دیگر منافع مشتركي دارند.
نتيجه نهايي، تركيب پيچيده‌اي از روابط است كه رقابت عربستان سعودي با ايران را شكل مي‌دهد و نيز عواملي كه دليل همراهي عربستان با سياست‌هاي آمريكا و سياست آمريكا در قبال عربستان سعودي است. لازم به ذكر است كه عوامل فوق سياست ايران در قبال عربستان را نيز جهت مي‌دهد و اينكه دو كشور چگونه از روابط خود براي رقابت یا رفاقت با آمريكا سود مي‌برند.
پس، در اين رقابت راهبردي آمريكا و عربستان سعودي در يك طرف ميدان و ايران در سوي ديگر ميدان ايستاده‌اند و هر جبهه در واقع به دنبال پيشبرد منافع خود در ميان كشورهاي حوزه خليج‌فارس است.
اما كشورهاي كوچك شوراي همكاري خليج‌فارس به اشكال مختلف تحت حمايت دو جبهه قرار مي‌گيرند و هريك نيز متقابلاً‌ نقش متفاوتي را در اين رقابت ايفا مي‌كنند:
رويكرد كويت در قبال رقابت راهبردي ايران و آمريكا‌، بيشترين شباهت را به عربستان سعودي دارد. مقامات اين كشور ايران را به دليل دخالت آشكار در امور شيعيان كويت، توان فزاينده نظامي و برنامه هسته‌اي تهديدي جدي براي ثبات خود مي‌پندارند. كويت يكي از اصلي‌ترين متحدان نظامي آمريكا در منطقه است و در برخي سطوح از جمله تأمين پايگاه هاي موردنياز با واشنگتن همكاري دارد. بحرين با اقليت نخبگان سني و اكثريت جمعيت شيعه از دخالت آشكار ايران در امور شيعيان ناراضي خود در بيم و هراس است. آنها با حفظ روابط قوي سياسي و امنيتي با آمريكا و عربستان سعودي سعي در مقابله با اين تهديد دارند. كشور بحرين ميزبان فرماندهي ناوگان پنجم آمريكا است و بيشترين بودجه نظامي آمريكا را دريافت مي‌كند. امارات متحده عربي به دليل تفاوت برداشت از ايران در هر يك از امارت‌هاي خود از رويكرد متفاوت‌تري تبعيت مي‌كند. دعوي بر سر مالكيت جزاير ابوموسي و تنب كوچك و بزرگ به غير از دبي در ساير امارت‌ها مبناي برداشت اصلي آنها از تهران است. دبي به دليل شبكه‌هاي مالي و تجاري مشترك همچنان بر حفظ روابط مثبت خود با تهران اصرار دارد. امارات متحده عربي همچنین از ثروت خود براي خريد تسليحات پيشرفته از آمريكا و نيز تقويت روابط امنيتي با واشنگتن بهره مي‌گيرد.
عمان نقش خاصي در منطقه دارد. آنها عموماً خود را با سياست ايران همراه مي‌سازند، با عربستان سعودي تنش دارند،‌ روابط نزديكي با بريتانيا داشته و به عنوان متحد راهبردي اصلي آمريكا در خدمت تأمين منافع نظامي و سياسي آنها هستند. در نتيجه، اين كشور نقشی ميانجي را بازي می کند.
قطر از رقابت راهبردي بين منافع آمريكا و عربستان و منافع ايران در راستاي ايفاي نقش مستقل در منطقه بهره‌برداري كرده است. در اين چارچوب، اين كشور بيشتر به طرف ايران گرايش دارد تا عربستان سعودي اما در عين حال ميزبان بيشترين پايگاه هاي نظامي آمريكا در منطقه براي كنترل فشار بر ايران است.
يمن همچنان يك كشور شكننده و ضعيف است كه رژيم آن به شدت درگير مسائل و تهديدات داخلي بوده و نمي‌تواند در اين رقابت نقش مهمي ايفا نمايد.
در این میان همانگونه كه آمريكا همكاري نظامي خود با این كشورهاي حوزه خليج‌فارس را با هدف كاهش تهديد اقدامات تروريستي و مقابله با نفوذ ايران تقويت مي‌كند، رقابت راهبردي با ايران نيز همچنان روز به روز داغ‌تر مي‌شود. اين رقابت تحت تأثير چندين متغير در نظام سياسي حاكم بر منطقه است از جمله ماهيت دولت های آينده منطقه، تأثير تحريم‌هاي اقتصادي بر محاسبات سياسي ايران، جانشيني ملک عبدالله بیمار در عربستان، روی کار آمدن گروه های اسلامی در پی بهار عربی، تحول در مناقشات اعراب- اسرائيل و ثبات اقتصاد جهاني.
با وجود اين متغيرها، ‌به نظر مي‌رسد كه اين رقابت احتمالاً‌ همانند سال‌هاي اخير به همان صورت ادامه يابد. روابط دوجانبه بين ايران و عربستان برمبناي رضايت عمومي و تاكيد بر بي‌اعتمادي ريشه‌دار و رقابت در حوزه اقتصادي، سياسي و نظامي پايه‌گذاري خواهد شد. ايران همچنین از اختلاف بين كشورهاي حاشيه جنوبي خليج‌فارس براي كسب حوزه نفوذ و تضعيف سياست همكاري نظامي و امنيتي آمريكا در خليج‌فارس بهره‌برداري مي‌كند. همكاري نظامي آمريكا با عربستان سعودي نیز در راستاي تأمين منافع متقابل براي مهار تهديد ايران عليه ثبات اقتصادي خليج‌فارس تقويت مي‌گردد. به منظور تحقق اين هدف، آمريكا براي مقابله با توان فزاينده موشكي و غيرمتقارن دريايي ايران، تجهيزات دفاعي مورد نياز را در اختيار عربستان سعودي قرار مي‌دهد. اما، واشنگتن در عين حال از تسليح عربستان به ضرر ديگر كشورهاي خليج‌فارس اجتناب مي‌ورزد. با اين حال، نمي‌توان پيش‌بيني كرد كه آيا ايران در واكنش به اين تحولات، تحريم‌هاي بين‌المللي يا فشار داخلي محاسبات سياست خارجي خود را تغيير خواهد داد. آنچه كه روشن و بديهي است اينكه ايران، آمريكا و عربستان سعودي بسترهاي قانوني و ساختاري لازم براي رقابت اقتصادي و نظامي در منطقه را دارند. بعيد است كه اين زمينه‌هاي رقابت در آينده‌اي نزديك از بين برود، پس قطع به يقين ايران براي كسب حوزه نفوذ در منطقه همچنان با آمريكا و عربستان سعودي رقابت خواهد كرد. با این حساب منطقه خلیج فارس همچنان از اصلی‌ترین مناطق مورد مناقشه ایران و ایالات متحده باقی خواهد ماند.