مير حسين خاتمي زوجی براي نیم فصل
![]()
دوشنبه 27 آبان 1387 - ساعت 12:43. جام جم آنلاين با تیتر "احتمال حضور موسوي بيشتر شد" چنین می نویسد:«ميرحسين موسوي اعلام کانديداتوري خود را به دو ماه ديگر که وضعيت حضور خاتمي در انتخابات قطعي ميشود موکول کرد و حضور مجدد رئیس جمهور سابق را خط قرمز حضور خویش خواند.»
دوشنبه 23 دي 1387- ساعت19:22. خبرگزاری آفتاب از قطعیت کاندیداتوری خاتمی یا میرحسین موسوی در انتخابات آتی ریاست جمهوری خبر می دهد.
اين روزها سخن از آمدن خاتمي و ميرحسين موسوي بیش از پیش شده است و دلیلش مشخصا جلسه اخیر میرحسین موسوی و خاتمی برای تعیین وضعیت نامزدیشان در انتخابات ریاست جمهوری است. سید محمد خاتمی پس از این جلسه اعلام داشته است: « من به همه اصلاحطلبان و نیز کسانی که ممکن است جزء اصلاح طلبان نیز نباشند ولی دلشان میخواهد در وضع کنونی تحولی ایجاد شود، ضمن احترام به همه کسانی که کاندیداتوری خود را اعلام کرده اند یا اعلام خواهند کرد، میگویم با یاری خداوند یک نفر از میان من و آقای مهندس موسوی نامزد خواهد شد.»
در هفته های اخیر آنها که هنوز دل در گرو اصلاحات دارند، یا امیدی به اصلاح وضعیت اسفبار کنونی این جبهه دارند، موضوع مورد اشاره خاتمی را با جدیت دنبال می نمایند. رسانه های دوم خردادی چنین در جامعه می دمند که "ملت مي تواند اميدوار باشد خاتمي و مير حسين را با هم داشته باشد. ديگر فرقي نمي كند كداميك رئيس جمهور باشند مهم اين است كه اين دو با هم باشند. اينكه كدام مي آيد درست مانند هيجاني است كه قبل از ديدن عزيزي به انسان دست مي دهد و هر چه رسيدن ديرتر شوق ديدار بيشتر و فراق سخت تر."
اما گویا این دسته فراموش نموده اند که نگریستن به پشت سر نشانه مثبت و مفیدی نیست. خود ایشان که در آرزوی لقای دموکراسی غربی روز را به شب می رسانند نیک می دانند که مردم در چنین کشورهایی جهت انتخاب های سیاسیشان همواره در زمان حال به اقدام می پردازند و به سوی آینده می نگرند. گویا از یاد برده اند که یکی از علل عمده عقب ماندگی ما نگاه به گذشته و زندگی با افکار گذشته است و این طور می نماید که در پی آنند تا با فرض قریب به محال همراه نمودن مردم، همراه ایشان در چاله ای آشنا فرو روند. بسان همان فردی که وقتی پوست موزی را بر زمین دید گفت وای که دوباره باید زمین بخوریم. اینان چنین می پندارند که مردم ممکن است به واسطه شعار های تکراریشان بر روی پوست موز رفته و مجددا زمین بخورند. غافل از آن که حافظه مرد و زن ایرانی قوی تر از آن است که در صورت مواجه ای دوباره چاله کهنه پشت سر نهاده را شناسایی ننماید.
سوال کوتاه و بنیادی مردم از میرحسین موسوی یا سید محمد خاتمی این خواهد بود که به فرض پیروزی در انتخابات چه خواهند کرد؟ یا به عبارت بهتر چه مي توانند بكنند؟ کدام برنامه دقیق، مطالعه شده و قابل انجامی برای به سامان رساندن کشور یا دست کم بیرون کشیدن آن از این ورطه مورد ادعایشان دارند؟
آیا به صرف بازگرداندن مینی بوسی مدیران قبلی، دولت اصلاحات فرضی خواهد توانست وضعیت آرمانی خویش را بسازد؟خاتمی درهشت سال ریاستش بر جمهوری اسلامی نشان داده که در بهترین حالتها هم مرد این میدان نبوده و اگر حرفی داشته و کاری کرده صرفا در سر دادن شعار آزادیهای سیاسی و اجتماعی بوده است. خاتمی نه آن هنگام که با رای بیست میلیونی مردم رئیس جمهور شد و نه در دوران دوم ریاست جمهوریش و نه حتی با مجلس همدل ششم نتوانست آنچنان که شایسته مقام دوم سیاسی و مقام اول اجرایی کشور است کاری کند و طرحی را به پیش ببرد. از زمان ریاست میرحسین موسوی بر قوه اجرائیه کشور نیز نزدیک به بیست سال میگذرد و گذشته از آن ، قضاوت در مورد دوره او به خاطر شرایط جنگی کشور بسیار سخت است. ابهام در مورد سیاستها و برنامههای موسوی چنان دشوار می نماید که هنوز بسیاری از طرفداران و حتی دوستان موسوی نمی دانند او طرفدار اقتصاد دولتی است یا بازار آزاد! چه رسد به ریز برنامههای او و نحوه عملیاتی کردن آنها؛ البته اگر ایده ای داشته باشد.
این بیان در محافل خصوصی دوم خردادی ها نیز دیده می شود. موسوي لاري از مجمع روحانيون مبارز، عطريانفر از كارگزاران سازندگي، حسن رسولي از حزب مشاركت و بنياد باران از جمله افرادیند كه با بیان اين مسئله كه جوانان و نخبگان ميرحسين موسوي را نمي شناسند، خواستار عدم نامزدی وی از سوی جناح اصلاح طلب شده اند. منتجب نیا قائم مقام کروبی نیز با بيان اينكه "ورود يكي از اين دو نفر به صحنه انتخابات به معناي اقدام در جهت شكست اصلاحطلبان است"، تصريح كرده است:«اين 2 بزرگوار را بزرگتر از آن ميدانم كه تير خلاص به اصلاحطلبان بزنند و مقدمات شكست آنها را فراهم كنند. از اين جهت من اين مسئله را هنوز هم بعيد ميدانم و اميد دارم كه اين 2 بزرگوار مرتكب چنين اشتباهي نشوند.»
با این وجود هفته اخیر، هفته شعر و شعار در استقبال زوج خط حمله تیم رو به شکست اصلاح طلبان یعنی خاتمی و میر حسین موسوی از سوی طرفداران و تماشاچی های علاقمند به ایشان بود.
مردم سالاری خبر از نشانه هاي حيات سياسي ميرحسين در انتخابات دهم می دهد و حال و هواي متفاوت وی را خاطر نشان می شود. اعتماد می نویسد: «سيد محمد خاتمي پس از ماه ها گمانه زني در فضاي سياسي کشور و اظهارنظر غيرقطعي درخصوص کانديداتوري در انتخابات سرنوشت ساز رياست جمهوري دهم و در فاصله پنج ماه مانده تا روز برگزاري آن، با جمله ای روشن بر تحليل هاي «منفي» خط بطلان کشيده و نامزدي خود يا مهندس ميرحسين موسوي را قطعي دانست. همچنین مجید انصاری که در انتخابات ریاست جمهوری نهم همراهی با کارگزارن در حمایت از هاشمی را بر دنباله روی از شیخ مهدی کروبی و نیز معین کاندیدای اصلاح طلبان تندرو ترجیح داده بود این بار در رثای خاتمی مدیحه سرایی نموده و بخشی از صفحه نخست این روزنامه را به خود اختصاص داده است و النهایه معلوم نیست که روزنامه ابتکار چگونه نتيجه جلسه با ميرحسين موسوي را در تیتر:" خاتمي حضور در انتخابات را پذيرفت" دانسته است.
پروردگارا چه تنگ و تيره و تاريک می نماید راهي که دلالت تو در آن نيست و چه روشن و حقيقت نما و منير، صراطی که هدايت تو قرین آن است. خداوندا! تو خود می دانی که در هر شروع از تو کمک خواسته ام و این بار نیز؛ باشد که در ادای تکلیف و در طی این مسیر پر خطر، پرچم بر زمین نیفتد.