میرحسین در پیچ و تاب بازی افراطیون

اراده تاریخ گویا بر این استوار شده که نام میرحسین با میدان  نبرد گره خورد. موسوی در دهه چهارم از عمر خویش نخست وزیر جنگی بود که یک سوی آن امام(ره) و مردم انقلابی و آرمان های اسلام ناب محمدی قرار داشت و در دیگر سو نیز منافقین داخلی و بیگانگانی تشنه به خون انقلابی بر آمده از اعماق باورهایی دینی. اما گذر دو دهه از آن ایام چنین مقدر کرده تا میرحسین در نبردی دیگر این بار در گرد طرد شدگان توسط ملت و احزاب تشنه قدرت و در مقابل فریاد عدالت خواهی و ارزش گرایی قرار گیرد. 

به نظر می رسید يكي از برگ برنده هاي ميرحسين نسبت به خاتمي در انتخابات پیش رو، دوري او از افراطیون اصلاح طلب باشد. از همین منظر كناره گيري خاتمي قابل توجیه و عقلاني قلمداد می شد؛ رئیس جمهور پیشین این نقطه ضعف را بیش از دیگران درباره خویش صادق دانسته و چاره ای جز ترک میدان نداشت. همچنین جهت رقابت با رئیس دولت نهم، انتخاب ميرحسين به عنوان بدلی قوی برای احمدی نژاد، ورود او و به پیش راندن وی توسط جریان های پشت پرده بر اساس این مبنا قابل توجیه است. با این وجود گام های اخیر ميرحسين در نزدیکی به جریانات تندرو اصلاح طلب مبهم می نماید. اگرچه با تغيير زاويه ديد مي توان علت همنوايي هاي وي با طرفداران تندرو خاتمي و معناي اقدامات و سخنان متفاوت وی را به خوبي درك كرد. بر این اساس اگرچه موسوي در ابتدا ابايي نداشت كه خود را همانطور كه اصولگرا نمي داند، اصلاح‌طلب هم نداند و به خاتمي پيغام دهد كه نيازي به كناره‌گيري او نيست؛ یا با خط و نشان کشیدن پیام جدایی صریح خود از خط و خطوط تشکل هایی مثل سازمان مجاهدین و حزب مشارکت را به ایشان گوشزد کند؛ اما ناتواني اطرافيانش رفته رفته وی را در اداره ستاد و ايجاد موج در جامعه با چالش مواجه ساخته، باعث عقب نشینی وی از مواضع قبليش شده است. در سوی دیگر با کناره گیری قطعی خاتمی، اكنون حمايت از موسوي تنها گزينه پيش روي اصلاح طلبان است. شاید بازی کثیف قدرت وقتی به عینه روشن شود که مروری بر گفته ها و نوشته های جراید و خبرگزاری ها در هفته های اخیر و مقایسه ای با گفته های امروز داشته باشیم. ستاد جوانان حامي خاتمي هم در حالي خود را امروز پشت سر موسوي قرار گرفته اند كه پيش از اين با صدور بيانيه‌اي موضع رسمي خود را در قبال انصراف خاتمي از كانديداتوري اعلام و تأكيد كرده بود كه مصرانه براي بازگشت او به صحنه رقابت‌ها تلاش خواهد كرد. آنها پیش از این معتقد بودند خودخواهی موسوی مسبب کنار رفتن قبله حاجات و منتهای آمال ایشان بوده است. اصلاح طلبان در آن برهه بیشترین تهمت ها و اهانت ها را برای میر حسین روا داشتند، از جمله محمدعلي ابطحي، معاون خاتمي در دوران رياست جمهوري ميرحسين را هندوانه در بسته لقب داده و ورود او به انتخابات را تقبیح نموده بود. البته حاميان خاتمي به اين عبارات بسنده نكرده و اصطلاحاتي همچون "ديرحسين"، "غار نشين"، "مهره از دست در رفته"، "شخصيتي به روز نشده"، "جا مانده در گذشته"و... را براي استقبال از آمدن موسوي به كار بردند و حتي حضور وي را به "كودتا در اصلاح‌طلبان" و "دور زدن خاتمي و اصلاحات" و مفاهيمي از اين دست تعبير كردند. امروز اما همان دشمنان قسم خورده دیروزی برای دستیابی به قدرت و  حصول منافع مشترک دست در دست یکدیگر گام بر می دارند. بر این اساس به نوشته روزنامه کیهان موسوی از به رسمیت شناختن سازمان مجاهدين انقلاب دم می زند. به گزارش رسالت ديدگاه جامعه مدرسين از نگاه میر حسین سیاسی بوده و جالب آنکه در این میان به نوشته اعتماد ملی و بنا به گفته  آيت الله طاهري اصفهاني در ديدار مسوول کميته مردمي ايثارگران ستاد ميرحسين، با حضور موسوي در انتخابات بوي خط امام(ره) نیز استشمام می شود!

باید افسوس خورد که چرا موسوي برای دستیابی به قدرت، قرباني بازي كساني شده كه خواب شب و روزشان نابودي گفتمان های عدالت خواهانه دیروز خود او بوده است؛ چرا ميرحسين بر سر همان سفره اي نشسته كه نمکش و آب و نانش از آن سوی بیگانه تهیه می گردد. چرا نخست وزیر جنگ پیش قراول جبهه ای قرار گرفته که در میمنه اش برنارد کوشنر و در میسره اش تاج زاده فریاد مشترک هرکس جز احمدی نژاد را سر می دهند؟ گویا هشدار تاریخی سال 67 امام (ره) که خطاب به وی نوشت: "دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند"، معنای خود را بای همیشه تاریخ حفظ خواهد کرد.