نامه ای به رئیس جمهور

 

 

نامه ای که در ادامه آمده چندی پیش به یکی از بخش های مرتبط محل کارم ارجاع شده بود؛ هرچند به باقی نوشته هایم ربط نداره اما نمیدونم چرا دوس دارم این درد نوشته رو بی کم و کاست روی وبلاگم بذارم...

 

بسمه تعالی

ریاست محترم و محبوب جمهوری اسلامی ایران

برادر ارجمند جناب آقای دکتر احمدی نژاد

 

با عرض سلام و ادب و تبریک ایام با سعادت ماه رجب المرجب و میلاد با سعادت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و انتخاب مجدد جنابعالی در حماسه پرشکوه 22 خرداد به استحضار می رسانم:

اینجانب اکبر ... فرزند ابوالقاسم ش ش ... صادره از اراک شغل راننده کامیون در سال 1381 مبلغ هشت میلیون تومان تسهیلات فروش اقساطی جهت خرید یک دستگاه کانتینر نیمه یدک چادری ساخت شرکت ماموت از بانک ملت شعبه ایران کاوه تهران کد 6/6773 به شماره تسهیلات 549/81 به نام خودم دریافت نمودم. پس از پرداخت سی قسط (هر قسط 000/211 تومان) از کل اقساط شصت ماهه، کانتینر یاد شده را به شخص دیگری به دلیل نیاز مالی و اضطرار هزینه های ازدواج دو فرزندم (یک دختر و یک پسر) فروختم. متأسفانه خریدار علیرغم تعهد خود و بدون اطلاع اینجانب سی قسط، باقیمانده را نپرداخته و بدون اطلاع بنده، کانتینر را نقداً به دیگری فروخت. بانک ملت با وجود عقب افتادن و عدم پرداخت سی قسط هیچ گونه اطلاع رسانی تلفنی و کتبی به اینجانب انجام نداد و تنها در مهرماه 1387  (یعنی یک سال پس از پایان مهلت آخرین قسط) بانک ملت شعبه ایران کاوه اطلاع داد که شما باید مبلغ شانزده میلیون تومان (شش میلیون تومان بابت اصل و فرع بدهی باقیمانده و ده میلیون تومان بابت جریمه دیرکرد) بپردازید. اینجانب با وجود داشتن دو فرزند دیگر در منزل (جمعاً چهار فرزند) و این که راننده ماشین های دیگران هستم و مشکلات فراوان معیشتی مبلغ هشت میلیون و هفتصد هزار تومان در تاریخ 2/2/88 با هزار زحمت و بدهی شرافتی از اقوام و دوستان و آشنایان تهیه کرده و پرداخت کردم. (تصویر فیش نقدی بر ضمیمه این نامه تقدیم است) رئیس وقت شعبه ایران کاوه در مقابل اعتراض بنده مبنی بر عدم اطلاع رسانی به موقع بانک اظهار داشت که : «نفع بانک در عدم اطلاع و عدم پرداخت بموقع اقساط و دریافت جرائم متعلقه آن می باشد!» و دایره اجرای احکام بانک ملت مرتب تهدید به مصادره اموال و زندان بنده می کند. با توجه به این که بنده به مرحله عسر و حرج و مشکلات فراوان معیشتی رسیده ام و از خانواده خوشنام و بدون هیچ گونه سوء سابقه در زمینه عدم اجرای تعهدات مالی (اعم از چک و سفته و ...) می باشم و بانک صراحتاً ابراز داشته که وظیفه ای مبنی بر اطلاع رسانی و اخطار عدم پرداخت اقساط ندارد (و مسئولیت خود را در این زمینه انکار میکند) تقاضا دارم دستور بفرمائید مبلغ هفت میلیون و سیصد هزار تومان باقیمانده جریمه متعلقه شامل بخشودگی گردد.

با توجه به این نکته که من کلاً می بایستی 000/660/12 تومان (شصت قسط 000/211 تومانی) پرداخت می کردم و تاکنون مبلغ 000/030/15تومان پرداخته ام و مشکلات فراوان ذهنی و روحی ناشی از تماس های متعدد تلفنی و تهدیدهای دایره اجرای احکام بانک ملت، تقاضای عنایت عاجل حضرتعالی را مبنی بر صدور دستور بخشودگی این جریمه ناحق، دارم. از خداوند متعال سلامتی و توفیق روزافزون تمامی خدمتگزاران به اسلام و مسلمین بویژه مقام معظم رهبری را در ظل توجهات حضرت ولی عصر(عج) مسئلت می نماید.

 ارادتمند اکبر…

آدرس : شهرری- خیابان …

انرژی هسته ای برای همه،سلاح هسته ای برای هیچ کس

نخستين كنفرانس بين‌المللي خلع سلاح و عدم اشاعه با شعار « انرژي هسته‌اي براي همه، سلاح هسته‌اي براي هيچ‌كس» هفته گذشته طی دو روز (28 و 29 فروردين) با حضور بيش از 14 وزير امور خارجه، 10 معاون وزير و 8 نماينده از سازمان‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي در تهران ضمن توافقات سازنده و توفیقات بسیار برگزار گردید.

در مراسم افتتاحيه اين كنفرانس پيام مقام معظم رهبري توسط علي اكبر ولايتي مشاور عالي معظم له قرائت گردید و پس از آن محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور كشورمان به عنوان سخنران افتتاحيه اين كنفرانس به ايراد سخنراني پرداخت.  رئیس جمهور در مراسم آغاز به کار کنفرانس، تشکیل نهادی جهانی به منظور نظارت بر خلع سلاح هسته ای را خواستار شد، وی گفت: «ضرب المثل ایرانی می گوید: "چاقو دسته خودش را نمی‌برد" و انتظار برقراری امنیت از صاحبان حق وتو و بزرگترین فروشندگان سلاح در جهان، انتظاری غیرمنطقی است.»

احسان اوغلو، دبیركل سازمان كنفرانس اسلامی، منوچهر متكی وزیر امورخارجه كشورمان، ولید المعلم وزیر خارجه وزیر امور خارجه سوریه، هوشیار زیباری، وزیر خارجه عراق و برخی دیگر از مقامات بلند پایه دیگر کشورهای دعوت شده مهمترین سخنرانان این نشست فشرده بودند.

در این بین دفاع مقامات سیاسی کشورهای چین و روسیه به عنوان اعضای دائم شورای امنیت از برنامه صلح آمیز ایران نیز مهم می نمود. «چنگ کوپنک» معاون وزیر امور خارجه چین در این همایش از دوستی دیرینه کشورش با ایران سخن گفت.  «سرگئی ریابکوف» معاون وزیر خارجه روسیه در امور خلع سلاح هسته ای نیز اظهار داشت: «مسکو برای دستیابی به راه حل درخصوص برنامه هسته ای ایران همچنان گزینه دیپلماتیک را ترجیح می دهد.»

اما فارغ از اظهارات مدعوین همایش، برگزاری این کنفرانس بین المللی بازتاب وسیعی در رسانه های جهان به ویژه رسانه های غرب داشت. این کنفرانس که با حضور نمایندگان نزدیک به 70 کشور دنیا در تهران برگزار شد تا روزها در صدر اخبار و گزارشات رسانه ها و محافل خارجی قرار داشت. رسانه‌های جهان در بازتاب نشست خلع سلاح هسته‌ای در تهران، خصوصا فتوای آیت الله العظمی خامنه ای مبنی بر حرام بودن استفاده از بمب‌های اتمی را  مورد توجه قرار دادند. بر این اساس  خبرگزاری فرانسه در گزارشی از نشست بین المللی خلع سلاح هسته ای در تهران، دو موضوع حرام اعلام شدن استفاده از بمب های هسته ای توسط حضرت مقام رهبری و همچنین تاکید محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران بر ایجاد یک نهاد مستقل بین المللی برای خلع سلاح را در صدر اخبار خود قرار داد.

شبکه تلویزیونی "فرانس 24" نیز طی گزارشی در بازتاب کنفرانس بین‌المللی خلع سلاح و عدم اشاعه در تهران گزارش کرد: محمود احمدی نژاد رئیس‌جمهوری ایران خواستار تشکیل یک سازمان بین‌المللی مستقل برای نظارت بر خلع سلاح هسته‌ای و اشاعه آن شد و تاکید کرد که به عضویت آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز پایان داده شود. تلویزیون فرانسه در بخش دیگری از بازتاب نشست امروز تهران افزود رئیس‌جمهوری ایران که در مراسم گشایش این کنفرانس سخنرانی می‌کرد، گفت: «درخواست اصلاحات در معاهده عدم گسترش سلاح‌های کشتار جمعی (‌ان‌پی‌تی) باید از سوی کشورهای مستقل که تسلیحات اتمی ندارند، صورت گیرد.» 

در همین حال، دیگر شبکه تلویزیونی فرانسه یعنی " تی‌وی ‌5" نیز در گزارشی درخصوص کنفرانس بین‌المللی خلع سلاح تهران و اظهارات رئیس‌جمهوری کشورمان اعلام کرد: «جمهوری اسلامی ایران که از سوی کشورهای قدرتمند غربی به تشدید تحریم‌ها تهدید شده است، در این نشست به ضد حمله علیه این کشورها دست زد.»
در همین حال دیگر شبکه فرانسوی نیز در گزارشی از این نشست، تاکید مقام معظم رهبری بر حرام بودن استفاده از بمب‌های هسته‌ای و نیز تاکید رئیس‌جمهور در تشکیل یک نهاد مستقل بین‌المللی برای خلع سلاح را مورد توجه قرار داد. 

خبرگزاری آلمان با اشاره به حضور جمع کثیری از مقامات ارشد 70 کشور جهان در نشست اتمی تهران، شعار «انرژی صلح آمیز هسته ای برای همه و بمب هسته ای برای هیچ کس» را در کنار فتوای مقام معظم رهبری به عنوان شعار این نشست در صدر اخبار خود قرار داد.

این خبرگزاری، تاکید نشست بین المللی هسته ای تهران را روی خلع سلاح جهانی دانست و در ارزیابی آن، اثبات صلح آمیز بودن نیات هسته ای جمهوری اسلامی به مردم جهان را هدف نهایی برگزاری این نشست دانست.

این خبرگزاری غربی، افشای ماهیت تهدیدآمیز بمب های هسته ای رژیم صهیونیستی را از دیگر اهداف نشست بین المللی خلع سلاح اتمی در تهران تحلیل کرد. خبرگزاری آلمان به حضور هیئت هایی از آلمان، انگلیس، آمریکا، روسیه و چین به عنوان اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد و کشمکش موجود بین این قدرت ها برای تحریم جمهوری اسلامی ایران نیز اشاره کرد.

همچنین رسانه‌های روسی نیز در گزارش‌هایی، برگزاری کنفرانس بین‌المللی خلع سلاح هسته‌ای در تهران را به طور گسترده بازتاب دادند و رادیو دولتی این کشور نیز اجلاس تهران را پاسخی به نشست هسته‌ای اخیر آمریکا در واشنگتن دانست.  رادیو مسکو به نقل از یک کارشناس مسایل سیاسی این کشور گفت: «اجلاس تهران با شعار "انرژی هسته‌ا ی برای همه - سلاح هسته‌ای برای هیچکس "، جواب مستقیم ایران به نشست اخیر واشنگتن است.»
خبرگزاری اینترفکس نیز اعلام کرد: «تهران به دنبال غیر هسته‌ای شدن تمامی کشورهای جهان است و عاری شدن منطقه خاورمیانه از این سلاح‌ها را نیز با جدیت پیگیری می‌کند.» این منبع افزود: «تهران قصد دارد از طریق این کنفرانس پیام خلع سلاح هسته‌ای در منطقه خاورمیانه را به گوش تمامی جهانیان برساند. »

 رادیو "اکو مسکو" هم با بازتاب پیام مقام معظم رهبری به شرکت‌کنندگان در اجلاس هسته‌ای تهران گفت: «رهبر ایران با کاربرد و توسعه سلاح‌های کشتار جمعی به شدت مخالفت کرد و احمدی‌نژاد رئیس‌جمهوری ایران نیز خواستار تشکیل یک ارگان مستقل بین‌المللی برای خلع سلاح هسته‌ای شد.»   "ایتارتاس" دیگر خبرگزاری روسیه با بازتاب اجلاس هسته‌ای تهران نوشت: «برای نخستین بار چنین همایشی در پایتخت ایران برگزار می‌شود و هیات‌های رسمی و غیر رسمی از حدود70 کشور جهان از جمله چین، آلمان، انگلیس، روسیه و آمریکا در این اجلاس شرکت دارند. »
همچنین روزنامه سوئیسی "نوی زوریخر سایتونگ" طی گزارشی اذعان داشت: «کنفرانس تهران به‌عنوان یک نشست در برابر نشست امنیت هسته‌ای  باراک اوباما رئیس‌جمهوری آمریکا است.» خبرگزاری رسمی سوئیس نیز در رابطه با برگزاری این کنفرانس بین‌المللی در تهران نوشت: «ناظران سیاسی، برگزاری این کنفرانس را اقدامی از سوی مقامات ایران برای اثبات صلح آمیز بودن برنامه‌های اتمی این کشور توصیف می‌کنند.»

 در همین حال یکی دیگر از خبرگزاری های غربی طی گزارشی می نویسد: «همانطور که می دانیم غرب مدعی آن است که ایران در تلاش برای تجهیز به سلاح اتمی است و این کشور را تهدید به اعمال تحریم کرده است و این کشور نیز در واقع علیه آنها ضدحمله یا حمله متقابل ترتیب داده است.» روزنامه الجریده چاپ کویت نیز دراین باره نوشت: «ایران با برگزاری کنفرانس خلع سلاح هسته ای به اجلاس اخیر واشنگتن واکنش نشان داد.» روزنامه انگلیسی ایندیپندنت هم برگزاری کنفرانس خلع سلاح تهران را پاسخ ایران به زورگویی های هسته ای آمریکا ارزیابی کرد. براساس این گزارش، ایران، با حمله شدید به آمریکا و انگلیس آنها را متهم کرد که از تسلیحات هسته ای شان برای زورگویی و ارعاب کشورهای فاقد سلاح اتمی استفاده می کنند.

همگی این نوع تحلیل ها از توفیق بالای کنفرانس اخیر تهران حکایت می کنند، نوع پوشش و نیز تأکید خبری گسترده رسانه ای از توان دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران هدفی بود که بدون شک محقق گردید. از سویی پذيرايي گرم ايران از ميهمانان خارجي به گونه اي بود که آنان هنگام ايراد سخنراني و يا در گفت و گو با خبرنگاران بر اين نکته تأکيد داشتند که به جمهوري اسلامي ايران علاقه داشته و با تمايل براي حضور در کنفرانس تهران به اين سفر آمده‌ و در نشست های آتی نیز حضوری پر رنگ خواهند داشت. 

کلاف پیچیده قدرت در شطرنج سیاسی عراق

 

حدود سه هفته پس از برگزاری انتخابات پارلمانی عراق، نتایج رسمی آن بعد از ظهر روز جمعه 6 فروردین (۲۶ مارس) اعلام شد. براساس این نتایج، ائتلاف «العراقیه» به رهبری ایاد علاوی نخست‌وزیر سابق عراق، پیروز این انتخابات در گام نخست بود. ائتلاف «العراقیه» ائتلاف سکولارهای عراق محسوب می‌شود که حامیانی بعثیون، سنی‌ها و نیز غرب دارد.

بر اساس نتایج اعلام شده از سوی کمیسیون انتخابات، ائتلاف العراقیه ۹۱ کرسی و ائتلاف دولت قانون ۸۹ کرسی مجلس عراق را به دست آورده‌اند. گروه اتحاد ملی عراق به رهبری عمار حکیم که از حمایت مقتدا صدر نیز برخوردار است، ۷۰ کرسی مجلس را از آن خود ساخته‌اند. در این میان به‌رغم پیشتازی ائتلاف سکولار ایاد علاوی، هیچ گروهی از موقعیت نیم به علاوه یک در پارلمان عراق برخوردار نیست و این امر به معنای آغاز فرایند بسیار پیچیده‌ تعامل و ائتلاف برای تشکیل دولت جدید در عراق است. برخی ناظران حتی احتمال می‌دهند که اوضاع عراق در پی اعلام نتایج انتخابات آشفته تر شود. بر این منوال پس از اعلام نتایج انتخابات، انفجار تنها دو بمب در استان سنی‌نشین جلیله، ۴۲ نفر را به کام مرگ کشید و بیش از ۶۵ نفر زخمی به جای گذاشت.

به دنبال نا امنی ها نيروهاي نظامي آمريكا در پادگانهاي نظامي عراق به حالت آماده باش در آمده اند.  نيروهاي نظامي آمريكا كه مدت ها از عمليات و حضور نظامي در عراق به دور بوده اند اكنون دستور دارند براي برخورد با هر نوع اتفاقي در عراق آمادگي كامل داشته باشند.

آگاهان مسائل سياسي و نظامي بر اين باورند كه تحولات روي داده در جابجایي نيروهاي آمريكايي يك هشدار براي دولت نوري مالكي و ائتلاف هاي مرتبط با او همانند جريان حكيم و مجلس اعلاء و گروه صدر است . ضمن اينكه آمريكايي ها فشار بر روي برخي منابع كرد را براي جدا شدن از ائتلاف با مالكي پيشبيني كرده اند.  این حوادث همگی نشان از آن دارد که تلاش کشورهای غربی در به عقب راندن شیعیان نزدیک به ایران و روی کار آوردن ائتلاف العراقیه به رهبری ایاد علاوی گزینه نزدیک به خود استوار است. این کشور ها برای دستیابی به این هدف حتی از دست بردن در نتایج انتخابات نیز ابایی نداشته اند تا آن جا که "عدنان السراج" از نزدیکان نوری المالکی يكشنبه گذشته در مصاحبه با شبكه خبري "العالم" اعلام كرد كه ما دلايل و شواهد محكمي درباره از بين رفتن صدها هزار رأي در اختيار داريم و اين اسناد و شواهد به عنوان دليلي بر پافشاري ائتلاف دولت قانون درباره تقلب در نتايج انتخابات به دادگاه فدرال ارايه خواهد شد.

جدای از پیگیری مسئله تقلب و دستکاری های گسترده امید می رود شیعیان با درایت اختلافات را کنار گذاشته و با دستیابی به ائتلافی حداکثری راه را بر طرفداران عربستان و آمریکا سد کرده و هم چنان که بر اساس شنیده ها ائتلاف دولت قانون به ریاست مالکی و ائتلاف ملي عراق به رهبری عمار حکیم و مقتدی صدر و همچنين فهرست‌هاي كردستان درباره اين مساله به توافق هایی ابتدایی دست یافته اند این روند تا وصول به نتیجه نهایی دنبال شود.

دنياي عرب در بند جدایی و تفرقه

اتحادیه عرب نام مجموعه‌ای از کشورهای جنوب غربی آسیا و شمال آفریقا است که در ۲۲ مارس ۱۹۴۵ و با حضور کشورهای مصر، عربستان، عراق، سوریه، لبنان، یمن و اردن تأسیس شده‌ و هم اکنون نیز اعضای آن به ۲۲ کشور عربی افزایش یافته است. اینک اما با گذشت بیش از نیم قرن از تأسیس، این اتحادیه از گسیختگی و اختلاف رنج برده و تشكيل اجلاس اخیر سران آن در «سرت» ليبي اوج انفعال و درماندگي در قبال حوادث پرشتاب محيط پيراموني را بيش از پيش متجلي ساخت.

بیست و دومین اجلاس اتحادیه عرب هفته گذشته با حضور ۱۴ کشور و با عنوان "اجلاس پایداری قدس"در شهر سرت لیبی اما در حالی برگزار شد که رهبران قریب به نیمی از اعضا به دلایل سیاسی شرکت نداشتند. میشل سلیمان(رئيس جمهور لبنان)، حسنی مبارک(رئيس جمهور مصر)، ملك عبدالله(پادشاه عربستان)، علي عبدالله صالح(رئيس جمهور يمن)، اسماعيل عمر گيله(رئيس جمهور جيپوتي)، محمد ششم(پادشاه مغرب)، جلال طالباني(رئيس جمهور عراق)، شيخ خليفه بن زايد آل نهيان(امیر امارات) و شيخ صباح الاحمد (امير كويت) رهبران کشورهایی هستند که در این نشست حاضر نشدند.

اين اجلاس اگرچه در غياب اكثر مقامات كليدي دنياي عرب تشكيل شد ولي يكبار ديگر نشان داد كه دنياي عرب از مسائلي رنج مي برد كه حتي با حضور این مقامات كليدي هم كاري از پيش نخواهد رفت؛ چرا كه وحدت گمشده اصلي دنياي عرب بوده و خواهد بود. اين براي دنياي عرب ننگ بزرگي است كه سران عرب حتي حاضر نيستند همگي در زير يك سقف گردهم آيند و به بررسي مسائل و مشكلات خود بپردازند.  البته هر يك از مقامات غايب در اجلاس سرت توجيهاتي براي عدم حضور در اجلاس سران عرب داشته اند؛ با این وجود صرف نظر از اينكه اساسا چنين دلايلي تا چه اندازه واقعی است اصل تركيب كشورهاي حاضر و غايب در اجلاس نشان مي دهد كه توانمندي ها، قابليت ها و كارائي چنين اجلاسي به لحاظ تركيب سران و نقش مورد انتظار از آنها به كلي و از اساس به زير سئوال رفته است؛ به طوري كه حضور يا عدم حضور آنها تفاوت ماهوي چنداني در اصل موضوع و در نتايج اجلاس و حتي برگزاري يا فقدان انجام چنين نشستي ايجاد نكرده و نخواهد كرد. 

نکته ای که جای تامل و مداقه بسیار دارد تفوق و برتری روز افزون جمهوری اسلامی ایران در کنار این جمع پراکنده کشورهای عربی منطقه است. این نکته از نگاه سران این کشورها پنهان نمانده تا جایی که در جلسه افتتاحيه، بخش عمده سخنان عمر موسي دبيركل جامعه كشورهاي عربي به آن اختصاص می یابد؛ در افتتاحیه این اجلاس عمرموسي ضمن غير قابل كتمان وتاثير گذار ناميدن نقش ايران درمنطقه بر گسترش روابط كشورهاي عرب با آن به عنوان گزينه استراتژيك و بي ترديد كشورهاي عرب تاكيد كرد. وي گفت: «ايران به يك قدرت بزرگ در همه بخش ها از جمله دانش هسته اي به قدرتی بزرگ تبديل شده است وما بايد ضمن به رسميت شناختن نقش ايران در منطقه ،از اين اقتدار استفاده كنيم وبراي حل مشكلاتمان در برخي زمينه ها مثل مواجهه با رژيم صهيونيستي در تمام زمينه ها مشاركت داشته باشيم.» عمر موسي كه درميان سياستمداران عرب به ايجاد وگسترش روابط باايران تمايل دارد هم چنين تاكيد كرد كه ايران مهمترين كشور منطقه است و ما براي مقابله با اسرائيل بايد به ايران تكيه كنيم. وي ايجاد يك بازار با سازمان منطقه اي با كشورهاي مهم منطقه،از جمله تركيه وايران را پيشنهاد كرد. عمر موسي ضمن پذيرش برخي اختلاف نظرها ومنافع بين ايران وكشورهاي عرب گفت: «در عين وجود اختلاف منافع مشترك وريشه هاي تاريخي وديني وجغرافيایي زيادي كشورهاي عربي و ايران را به هم ربط مي دهد. مابايد به جاي تاكيد بر اختلافات وبزرگنمایي آنها به وجوه مشترك ميان طرفين اصرار كنيم.» به نظر می رسد كشورهاي عربي بعد از اينكه سال ها نمي خواستند ايران را در قمت یك قدرت منطقه اي بزرگ بپذيرند، خصوصادر 3 سال اخير در برابر يك واقعيت مهم وآن قدرت و تفوق و برتري ايران در منطقه قرار گرفته  و برغم برخي تمايلات ناسيوناليستي و يا حسادت گونه به آن تن داده اند.

همانگونه که مشخص است ايران امروز درنظر كشورهاي منطقه وعربي به صورت كلي يك قدرت جدی است. آنها پذيرفته اند كه حداقل، مقابله با اسرائيل جز با وجود وحضور ايران امكان پذير نيست. موقعيت كنوني فرصت خوبي است كه کشورمان بتواند تاثيرات خود را درراستاي منافع ملي دررابطه با كشورهاي عرب گذارده و از موقعيت كنوني که به مدد برخي تحولات مهم اتفاق افتاده به عنوان سکوی پرشی در روابط روزافزون در آید. البته هنوز ايران بدخواهاني را در بين این كشورها دارد ولي با توجه به افكار عمومي و تمايلات شديد مردمي به  نفع ايران اينگونه كشورها دراين فضا محو شده و اجازه عرض اندام نمي یابند.

ورای لزوم اصلاح روابط اعراب با کشورمان در دیگر سو با مطالعه بيانيه پاياني اجلاس « سرت » و با جمع بندي روند تحولات منطقه و جهان به اين نكته حياتي خواهيم رسيد كه دنياي عرب در سیاست های داخلی خود نیز با مشکلات مهمی روبرو است که لازم می نماید جهت ايجاد وحدت و حفظ منافع خود در اين زمينه نیز دست به اقدام  زند و سبب خدمت به ملت هاي عرب و مسلمان را فراهم آورد. در این صورت است که به جاي خدمت به اجانب در راه اعتلاي فرهنگ غني اسلام گام برداشته و يقينا از لغزش و انحراف به مسير مورد نظر بيگانگان اجتناب خواهد كرد.

 

فلسطین و ناکامی ابدی سازشکاران

طی هفته هایی كه چرخ مذاكرات طیف گروه ها و مجامع سازش کار خاورميانه و غرب متوقف شده دیگر سوی این معادله متشکل از بازيگران تاثیر گذار لبنان، فلسطين و سوريه دامنه تحركات سياسي و دیپلماسی خويش را گسترش داده‌اند. گويي خون تازه ای در رگ های مذاكرات اصولی خاورميانه آغاز شده كه در آن «بازيگران و مذاكره‌كنندگان قديمي» در جايگاه تماشاچي نشسته‌اند و گروه‌هاي حاشيه‌نشين ديروز در مركز تصميم‌گيري‌ها جای دارند. بر اساس این رویکرد طی هفته گذشته تهران آغوش استقبال به روي مجاهداني گشود كه در سال ها بيرق دفاع از كيان مسلمانان و اعراب را به دست دارند.

دو روز پس از دیدارهای محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، با دبیرکل حزب الله لبنان وسران گروه‌های فلسطینی مخالف صلح در دمشق، رهبران «گروه‌های جهادی» در تهران با آیت الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران دیدار کردند.

در این دیدار رهبر کشورمان روند صلح و موضع کشورهای عربی در قبال مسئله فلسطین را بار دیگر مورد انتقاد قرار داده و تنها راه‌حل مسئله فلطسین را مقاومت عنوان کردند. رهبر انقلاب همچنین با اشاره به گزارش گلدستون درباره حمله به غزه، از اینکه مسئولان اسرائیلی مورد تعقیب قضایی نگرفته‌اند انتقاد کرده و خاطر نشان ساختند: «آمریکا و دیگر حامیان صهیونیست‌ها، فجیع‌ترین و گسترده‌ترین نقض حقوق بشر در غزه را کاملاً نادیده گرفتند و فقط وقتی ملت‌های جهان با راهپیمایی و تظاهرات به میدان آمدند، برخی اروپایی‌ها و سازمان‌های مدعی آزادی و حقوق بشر برای جلوگیری از رسوایی بیشتر، به محکوم کردن لفظی آن جنایات پرداختند.»

خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس، رمضان عبدالله، دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین، احمد جبرئیل، دبیرکل جبهه مردمی آزادی فلسطین، ماهر طاهر، مسئول جبهه خلق برای آزادی فلسطین، خالد عبدالمجید، دبیرکل جبهه مبارزه مردمی فلسطین، رهبران حزب کمونیست فلسطین، حزب الصائقه و جبهه آزادیبخش فلسطین، همراه با هیئتی که نمایندگان حرکت فتح- انتفاضه به حساب می آمدند از جمله میهمانان تهران در نشست اخیر بودند. همچنین فاروق قدومی، شخصیت بارز «ساف» که با پیمان‌های صلح اوسلو مخالفت می‌کند و رقیب سرسخت محمود عباس، رئیس تشکیلات فلسطینی است، یکی دیگر از مدعوین به نشست تهران بود. عبدالله قیصر نیز به عنوان نماینده حزب الله لبنان در همایش تهران حضور داشت.

نشست دو روزه تهران در محل مرکز مطالعات وزارت خارجه تهران و برای بررسی «راه‌های ادامه مقاومت فلسطینی و عربی علیه اسرائیل» برگزار می شد. خبرگزاری های مهر و فارس پیشتر اعلام کرده بودند که همایش با نام «حمایت از مقاومت در برابر اشغالگری های رژیم صهیونیستی» برگزار می‌شود اما خبرگزاری‌ها شنبه گزارش دادند که همایش ذیل نام «بزرگداشت غزه- همبستگی ملی و اسلامی برای آینده فلسطین» کار خود را آغاز کرده است.  

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، که پنجشنبه در دمشق با همین گروه از سران فلسطینی‌های مخالف صلح دیدار کرده بود، عصر یکشنبه، نهم اسفند سخنران ویژه همایش تهران بود. منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران نیز شنبه سخنران افتتاحیه همایش و علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی_پس از بازگشت از ژاپن_ دیگر سخنران این نشست بود. آیت‌الله آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه نیز در این نشست سخنانی را ایراد نمود.

لازم به ذکر است برای خالد مشعل، رمضان عبدالله شلاح، نائف حواتمه، خالد عبدالمجید و فرحان ابوالهیجی و دیگر سران «جبهه مقاومت» برنامه‌های دیگری نیز درتهران تدارک دیده شده بود؛ از جمله شرکت در برنامه گفتگوی ویژه خبری، نشستی خبری مشترک و سخنرانی در«همایش تشکل‌های دانشجویی» در برابر دانشجویان دانشگاه تهران.

در پایان بد نیست اشاره شود که اسرائیل پس از نبرد ژوئن ۲۰۰۶ با حزب الله لبنان و درگیری سهمگین در ژانویه ۲۰۰۹ با حماس گروه‌های ده‌گانه «جبهه مقاومت» را «گروه های تروریستی» می‌داند. اسرائیل و آمریکا ایران را به دادن کمک‌های تسلیحاتی، افزون بر کمک‌های کلان مالی به این گروه‌ها متهم می‌کنند. کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز این گروه‌ها را تروریستی تلقی می‌کنند.

با این وجود محمود احمدی نژاد پنجشنبه هفته قبل در دیدار با سران این گروه‌ها در دمشق به آنها «اطمینان» داد که این نگرش به زودی برچیده شده و «نابودی» اسرائیل «قطعی» خواهد بود. محمود احمدی نژاد در دیدار پنجشنبه دمشق از «احتمال جنگ» سخن گفته بود و خاطر نشان می ساخت: «حفظ آمادگی، یک ضرورت است و اگر صهیونیست‌ها خواستند که خطای خود را مجددا تکرار کنند، باید به کلی ریشه‌کن شوند و وعده الهی نابودی آنها و پیروزی بزرگ، نزدیک است».  

محمود احمدی نژاد درنشست خبری مشترک با بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه نیز گفته بود: «تکرار اشتباهات گذشته رژیم صهیونیستی به منزله مرگ قطعی آن است.»  جالب آنکه این موضع گیری ها و نیز نشست های مشترکی چون اجلاس اخیر تهران به کام برخی رهبران محافظه کار منطقه خوش نیامده است؛ بر این اساس احمد ابوالغیط، وزیر خارجه مصر، در ماه گذشته دراشاره‌ای تلویحی به حمایت ایران از حماس، گفته بود که تماس‌های آشتی داخلی فتح و حماس به دلیل دخالت‌های برخی عوامل منطقه‌ای ناکام مانده است.

طرح تشکیلات کمیسیون انتخابات و شیرین کامی رسانه های بیگانه  

 

بحث و بررسی پیرامون طرح تشکیل کمیسیون ملی انتخابات اخیرا در دستور کار مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار گرفته و به نظر در راستای خواسته شکست خوردگان انتخابات اخیر و لوایح شکست خورده قدیمی دولت خاتمی پیش می رود.

متاسفانه باید اذعان داشت که تدوین قانونی هدفمند برای انتخابات که چندی پیش به دلایل متعدد از جمله همزمان شدن انتخابات ها و نیز سن رای دهندگان مطرح شده بود به محلی برای استفاده به مطلوب عده ای تبدیل شده است. در این خصوص آیت الله هاشمی، محسن رضایی و حسن روحانی که از اعضای شاخص مجمع تشخیص هستند، بررسی هرچه سریع تر طرح کمیسیون انتخابات را پیشنهاد داده اند.

این طرح که پیشوند فوریت و خارج از نوبت را برای خود یدک می کشد در صدد حذف برخی مصوبات مرتبط با برگزاری انتخابات است. بر این اساس بنا بر شواهد سعی در حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان در انتخابات و کمرنگ کردن شورای نگهبان و نیز حذف التزام به ولایت فقیه از شرایط کاندیداتوری انتخابات هدف اصلی این کمیسیون است. به نظر می آید کمیسیون ملی انتخابات نه اینکه رفع معضل نیست بلکه در واقع خواست تصمیم گیری انحصاری مجمع تشخیص مصلحت در خصوص انتخابات است. کمیسیون ملی انتخابات نشانه ای از  حمایت برخی سران مجمع تشخیص از دوستان شکست خورده اشان در انتخابات و نیز مخالفت صریح این افراد با نظرات امام  (ره) و قانون اساسی است. جالب آنکه امام (ره) در خصوص تضعیف شورای نگهبان که مدنظر این کمیسیون است چنین می فرمایند: «من به این آقایان هشدار مى‏دهم كه تضعیف و توهین به فقهاى شوراى نگهبان امرى خطرناك براى كشور و اسلام است. همیشه انحرافات به تدریج در یك رژیم وارد شده و در آخر رژیم را ساقط مى‏نماید.»

گفتنی است ورود مجمع به بحث انتخابات و نیز سعی در حصر انتخابات در راستای خواسته خاتمی در تابستان گذشته است. محمد خاتمی به مناسبت عید مبعث در اوج دوران فتنه تقاضای رفراندومی را که از سوی مجمع تشخیص برگزار شود را خواسته بود. موسوی و کروبی و رضایی نیز در دوران انتخابات ورود مجمع را به عرصه انتخابات خواسته بودند.. شایان ذکر است محمد خاتمی در سال 81 نیز لوایح دوقلو را به مجلس ارائه داد که قسمت عمده آن مربوط حذف نظارت استصوابی و محدود کردن شورای نگهبان بود.

در پایان باید اشاره کرد که این طرح به زعم رسانه های خارجی به بحران سیاسی و امنیتی تمام عیار منجر شده است. رسانه بی بی سی، دویچه وله و العربیه که در یکسال گذشته عملکردی برخلاف منافع ملی کشورمان از خود نشان داده اند از بررسی طرح "کمیسیون ملی انتخابات" در مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان طرحی در مقابل مدافعان حفظ جایگاه مهم شورای نگهبان یاد کردند.

این رسانه های" غربی و عربی" ایجاد کمیسیون مذکور را طرحی با هدف محدود کردن تاثیر شورای نگهبان برانتخابات ایران معرفی کردند. شبکه خبری بی بی سی فارسی با انتشار خبر بررسی این طرح ازسوی مجمع تشخیص مصلحت نظام آن را اهرمی برای مقابله با اختیارات شورای نگهبان تلقی کرد. بی بی سی با حمایت از این طرح گزارش داد : «موضوع رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتی ایران توسط شورای نگهبان و نحوه دخالت این شورا در برگزاری انتخابات، بررسی شکایت ها و تأیید نتایج شمارش آرا، از بحث بر انگیزترین مسائل سیاسی سال های اخیر در ایران بوده که پس از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به یک بحران تمام عیار سیاسی و امنیتی منجر شده است.»

العربیه نیز با اتخاذ موضعی مشابه آورده: «طرح مشتركى توسط هاشمى رفسنجانى، محسن رضايى و حسن روحانى ارائه شده است كه در صورت تصويب، نظارت شوراى نگهبان بر انتخابات را حذف خواهد كرد.»

درگزارش العربیه آمده: «بر اساس اين طرح، به جای شورای نگهبان، كميسيون ملي انتخابات مسئوليت برگزاري انتخابات، بررسي صلاحيت داوطلبان، كنترل و نظارت بر تبليغات و هزينه هاي انتخاباتي و انجام بازرسي و رسيدگي به شكايات را برعهده خواهد داشت.»

عبد المالک ریگی در آسمان خلیج فارس دستگیر شد

شرور معروف شرق کشور، عبدالمالک ریگی دستگیر شد. این شرور جنایت کار که مأمور آمریکا و انگلیس در برهم زدن نظم اجتماعی مرزهای شرقی و جنوب شرقی کشورمان بود در اواسط هفته گذشته توسط نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران به دام افتاد.

 عبدالمالک تحصيلات کلاسيک ندارد و تنها چند سال در يکي از حوزه هاي علميه اهل سنت مشغول به تحصيل بوده که البته از آنجا نيز اخراج شده است. ريگي خودش را "خادم جندالله " مي خواند. او داراي سابقه شرارت و يک مورد چاقو کشي به خاطر مسائل قبيله اي در داخل شهر زاهدان بوده و به همين خاطر مدتي هم زنداني شده است. بنا به گفته خودش از سن نوزده سالگي اسلحه به دست گرفته و به عمليات تروريستي پرداخته؛ گفته مي شود ريگي پيش از آغاز فعاليت هاي تروريستي براي جلب حمايت علماي اهل سنت منطقه - که به مولوي ها مشهور هستند- نزد آن ها رفته اما با واکنش منفی ایشان روبرو شده؛ همچنین از جمله دیگر اقدامات ريگي قاچاق عمده مواد مخدر بوده است. دیگر رقبای قاچاق مواد مخدر به دليل اينکه علاقه داشتند جبهه تازه اي در برابر نيروهاي انتظامي و امنيتي استان به وجود آيد پس از پاسخ سرد مولوی ها از ريگي استقبال کرده و با در اختيار گذاشتن اسلحه و پول به حمايت از او برخواستند. به اين ترتيب ريگي گروه خود را پايه گذاري کرد. گروهي که پس از نخستين حمله تروريستي نام "جندالله " را بر خود گذاشت. اين گروه با خدعه و دروغ هدف اصلي خود را "دفاع ازحقوق ملي و مذهبي قوم بلوچ و اهل سنت در استان سيستان و بلوچستان اعلام کرده" اما بسياري از مردم غير نظامي منطقه نيز قرباني عمليات تروريستي او و گروهش شده اند.

پس از تشکیل گروه، ریگی جنایت های بسیاری را در منطقه شرق کشور عزیزمان انجام داد. از جمله آن ها وقايع 24 اسفند 1384 در جاده زابل به زاهدان در منطقه تاسوکي و واقعه 23 ارديبهشت 1385 درمحور بم به کرمان در منطقه دارزين می باشد. در 13بهمن 85 نیز چند فرد مسلح این گروه چهار مأمور گشت نيروي انتظامي را به رگبار بسته و به شهادت رساندند. انفجار اتوبوس حامل پاسداران در بامداد 25 بهمن ماه 85 در زاهدان از دیگر جنایات جندالله به حساب می آید. آخرین اقدام تروریستی وی اما حمله به همایش وحدت شیعه و سنی و به شهادت رساندن سردار شهید شوشتری است. ريگي اخيرا با هدف آموزش عمليات انتحاري اقدام به تاسيس مدرسه‌اي در پاكستان كرده بود و معتادان و اشرار از شهرهاي ايالت بلوچستان پاكستان جمع‌آوري شده و به آنها آموزش عمليات انتحاري داده مي‌شد.  تعدادي از اين افراد آموزش ديده به كمربند انتحاري مجهز شده‌ و با پشتيباني گروهك تروريستي جند‌الله و به منظور انجام عمليات خرابكاري وارد خاك ايران مي‌شده اند.

 این ابزار دست آمریکا بعد از انجام هر جنایت از اقداماتش فیلم گرفته و در سطح شهر برای ارعاب مردم پخش می کرده است که  با یک جستجوی ساده در اینترنت می توان تصاویر برخی از جنایت های وی را مشاهده کرد.

در این میان آنچه قابل تأمل است این که بنیاد دولتی خبرپراکنی بی.بی.سی انگلیس در تلویزیون ماهواره ای فارسی زبان خود بدون اینکه کلمه ای از به شهادت رسیدن قربانیان اقدامات خبر بدهد، با صراحت هرچه تمامتر حقیقت را سانسور می نمود. جالب آنجا است همین بی.بی.سی با دستپاچگی تمام عیار از وضعیت صحنه اجرای این جنایت ها آن ها را صرفا تلاش برای احقاق حق قوم بلوچ قلمداد می کرد.

رسانه های فارسی زبان وابسته به انگلیس، آمریکا، اسرائیل و رژیم سعودی نیز در اقدامی کاملاً هماهنگ، عاملان جنایات تروریستی اخیر را به «سنی های منطقه که دنبال حقوق مذهبی و قومی و مدنی هستند» نسبت می دادند؛ این در حالیست که در جنایات تروریستی مذکور بسیاری از هموطنان سنی مذهب نیز قربانی شرارت ایشان بوده اند.

طراحان این جنایت ها در واقع با عقده گشایی علیه وحدت شیعه و سنی، امنیت رو به بهبود منطقه را که سپاه پاسداران در برقراری آن نقش اساسی داشته، هدف گرفته بودند اما رسانه های وابسته به دولت هایی که مشخصاً از تفرقه، ناامنی و ترور در سیستان و بلوچستان حمایت می کنند، با زبانی مشترک چنین القا کردند که مهاجمان طرفداران اهل سنت و حقوق مدنی بوده اند، بی آن که جنایت مذکور را مورد انتقاد قرار دهند.

در این میان اعلام خبر دستگیری وی ایشان را در ترس و بهت فرو برده است. بامداد سه شنبه، ۴ اسفند ۱۳۸۸، رادیو دولتی ایران به نقل از روابط عمومی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی گزارش کرد که ماموران این وزارتخانه عبدالمالک ریگی را بازداشت کرده‌اند. ریگی که با هواپیما قصد سفر به یکی از کشور‌های منطقه را داشته بر روی آب های خلیج فارس پس از اخطار فرود اضطراری به زمین نشسته و پس از بازرسی از هواپیما وی دستگیر می شود.

این دستگیری اما در برخی رسانه های خارجی بازتاب گسترده ای داشت. خبرگزاري‌هاي خارجي روز سه شنبه به نقل از رسانه‌هاي ايران از دستگيري عبدالمالك ريگي سركرده گروهك تروريستي در جنوب شرق ايران خبر دادند. خبرگزاري رويترز به نقل از شبكه العالم ايران گزارش داد: «ريگي در شرق ايران بازداشت شد.» آسوشيتدپرس نيز به نقل از راديو سراسري ايران اعلام كرد: «نيروهاي امنيتي ايران، ريگي، رهبر گروه تروريستي موسوم به جندالله را بازداشت كردند. اين گروه مسووليت چندين انفجار در ايران كه چندين كشته به جا گذاشت را به عهده گرفته است.» فرانس پرس نيز به نقل از شبكه العالم، از بازداشت ريگي در شرق كشور خبر داد. به گزارش اين خبرگزاري، ريگي رهبر يك گروه شورشي موسوم به جندالله است كه دست به حملات متعددي در استان سيستان و بلوچستان زده است.

آنچه در پایان اشاره بدان لازم به نظر می رسد اقتدار ایران در دستگیری وی بدون کمک گرفتن از دیگر سرویس های اطلاعاتی است. این مسئله در گزارش رادیو فردای آمریکا، بی.بی.سی انگلیس و دویچه وله آلمان پررنگ شده و حاکی از اعتراف و اذعان غرب به قدرت امنیتی و اطلاعاتی فوق تصور جمهوری اسلامی ایران است.

روضه رضوان،یاد نوشته ای از عمود مقاومت در لبنان

شبکه ایران-صادق اسلامی: ترور مغنیه بیش از آن که روشن کننده باشد ابهام برانگیز است؛ این ابهام علی الخصوص به خاطر توانایی های شخصیش به حساب می آید.

بسیاری از مأموران اطلاعاتی جهان اظهار می دارند که عماد یک نابغه بوده است؛ استعداد وی تا حدی است که تنها در 13 سالگی محافظت از یاسر عرفات را برعهده می گیرد.

معروف است که "چه گوارای خاورمیانه" هیچگاه از دری که وارد می شد، خارج نگردید؛ بطور مرتب اتومبیل شخصیش را تغییر داده و هیچگاه قراری را با تلفن یا موبایل هماهنگ نکرد.

همچنین گفته می شود دستگاه های اطلاعاتی بیش از 40 کشور عربی و غربی در پی بدست آورردن نشانه ای از وی بوده و در این راه ده ها میلیون دلار هزینه نموده اند.

وی که علاوه بر عربی و فرانسه به فارسی تسلط داشت از آیت الله العظمی خامنه ای رهبر انقلاب تقلید نموده و وفاداریش به اسلام و انقلاب برهمگان عیان بود.

دشمنانش او را روباه، ساحر، معما، شبح، استراتژیست، مغز متفکر نظامی و شخصیت شماره دو حزب الله لقب داده اند.

روزنامه هاآرتص چاپ تل آویو نیز از او به عنوان "سر افعی" تعبیر می نماید و تأکید می داشت: "ترور مغنیه بیش از نصرالله مطلوب اسرائیل است."

عماد مغنیه از فرماندهان ارشد مقاومت اسلامی لبنان پس از حدود سه دهه مجاهدت و مبارزه علیه اشغالگران صهیونیست، عاقبت مزد خود را ستاند و به خیل شهدا پیوست.

عماد فرزند خانواده ای متشکل از پدر و مادر و سه پسر بود که همزمان با حمله اسرائیل به جنوب لبنان در سال 1982 از صور به ضاحیه جنوبی بیروت کوچ کردند.

دو برادرش جهاد و فؤاد پیش از او در سال های 1984 و 1994 به شهادت رسیدند و اینک نوبت او سرآمد تا به کاروان شهدای مقاومت اسلامی لبنان بپیوندد.

شهید مغنیه بیش از بیست سال تحت تعقیب دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و اسرائیل بود و 25 میلیون دلار برای او جایزه تعیین کرده بودند.

البته در این میان،صهیونیستها برای مشوه نمودن وجهه او انفجارات و آدم ربایی های لبنان در دهه هشتاد میلادی و نیز حوادث برون مرزی از ربودن هواپیمای آمریکایی تى.دبلیو.ای در سال 1985 گرفته تا انفجار مقر یهودیان آرژانتین در سال 1994 و عملیات علیه آمریکایی ها در عربستان در سال 1996همه را به او نسبت می دادند.

آنها حتی از ارتباط او با بن لادن و ایمن ظواهری در سودان سخن گفتند  و به همین دلیل در رسانه های خود او را «بن لادن شیعی» لقب داده بود.

فارغ از این جوسازیهای رسانه ای  از حضور و فعالیت او در ایران و عراق و افغانستان و پاکستان و دیگر مناطق خاورمیانه هم گزارش هایی از سوی دستگاه های اطلاعاتی آمریکا منتشر شده بود.

این همه تلاش برای آن بود که از حاج رضوان چهره ای خشن و تروریست به سان سران القاعده تصویر کنند و در مقابل، تروریسم آشکار و دولتی اسرائیل را نادیده انگاشته و بلکه آن را تحت عنوان دفاع از خود توجیه نمایند و البته این گونه جنگ تبلیغاتی و روانی در قاموس آمریکا و اسرائیل علیه جنبش مقاومت در لبنان و نیز فلسطین تازگی ندارد.

اما در مقابل دوستان عماد از وی به عنوان فرماندهی شجاع، متواضع، خلاق، بی ادعا، از جان گذشته و شهادت طلب یاد می کردند.

عماد در دهه هفتاد میلادی به خاطر علاقه به آرمان فلسطین به صفوف جنبش فتح پیوست و سپس وارد جنبش امل شد و اوایل دهه هشتاد میلادی گمشده خود را در حزب الله یافت.

عماد به سرعت نبوغ خود را نشان داد و در امور سازماندهی و نظامی و عملیاتی علیه اشغالگران طرح های تازه ای ارائه کرد.

وی یار نزدیک سید حسن نصرالله بود و سید به او علاقه وافری داشت و همواره نبوغ او را می ستود.

عماد مقاومت درمبارزات ضد صهیونیستی درجنوب لبنان و به ویژه جنگ سی و سه روزه نیز نقش چشمگیری داشت.

بااین حال هیچگاه در انظار نبود و افزون بر روحیه تواضع و فروتنی خاصی که داشت، به خاطر ملاحظات امنیتی زندگی او کاملا مخفیانه ادامه داشت. بسیار اتفاق می افتاد که در جنوب لبنان هنگام عبور از محورها مدت ها معطل می شد تا مجاهدان حزب الله او را تأیید کرده و به او مجوز عبور بدهند و تنها وقتی او را می شناختند که نام واقعیش را درمی یافتند!
 نصر الله بارها گفته بود به او غبطه می خورد که این چنین متواضعانه در میان رزمندگان حزب الله تردد می کند، در حالی که او برای تردد نیازمند تشریفات و محافظ است.

عماد خود گفته بود: «اسرائیلی ها و آمریکایی ها خیلی مرا بزرگ می کنند و مسئولیت بسیاری از عملیات ها و حوادث را بر عهده من می نهند؛ گویی فکر می کنند کلید امور جهان در دست من است.»

عماد می افزود: «من تنها بخشی کوچک از مجموعه جهادی حزب الله هستم که در راه آرمان های مقدس مقاومت انجام وظیفه می کنم.»

حاج رضوان از مردان بی ادعایی بود که هیچ تمایلی به تظاهر و قرار گرفتن در منظر عموم نداشت و گمنامی را بر نام و نشان ترجیح می داد و تنها در حوزه تخصصی خود یعنی امور نظامی و عملیاتی با ذکاوت و صداقت خاصی کار می کرد.

بنابراین طبیعی است که از این مرد افسانه ای اطلاعات زیادی در دست نباشد و چه بسیار اسراری از ابعاد شخصیتی او که همراه او رفت و شاید تنها نزدیکان و یاران او از آن خبر دارند.

اما با ترور او دشمن به آرزوی دیرینه خود نائل آمد؛ رژیم صهیونیستی رسما دخالت خود را در ترور عماد نفی کرد، اما نمایندگان پارلمان اسرائیل(کنیست) برای تبریک به ایهود اولمرت نخست وزیر وقت اسرائیل صف کشیدند و اولمرت هم ترور عماد مغنیه را به رئیس موساد "مائیر دغان" تبریک گفت؛ موساد نیز که سال ها دچار رکود و ناکامی های زیادی شده بود گویی جان تازه ای گرفت.

هر چند نگرانی از واکنش احتمالی حزب الله سراسر اسرائیل و حتی منافع این رژیم را در اقصی نقاط جهان فرا گرفته است؛ از آن سو در ایالات متحده هم وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد جهان پس از عماد مغنیه بهتر از گذشته شده است!
با وجود کتمان ها اما مطابق اظهار نظر سیاسیون در تل آویو و واشنگتن روزنامه عبری زبان هاآرتص در تاریخ 14/2/2008 می نویسد: "اسرائیل نیز همچون ایالات متحده آمریکا در ترور مغنیه نقش داشت و دلیل این امر را نیز باید در نقشی جستجو کرد که وی در هماهنگی میان جنبش های مقاومت فلسطینی از جمله حماس و جهاد اسلامی ایفا می نمود"

این روزنامه عبری زبان به نقل از منابع امنیتی صهیونیستی اعلام کرد: «ترور مغنیه تنها با هدف انتقام از شخص وی به خاطر مشارکت در برنامه ریزی و اجرای شمار زیادی از عملیات ها که صدها کشته و زخمی در صفوف نظامیان و غیرنظامیان اسرائیلی بر جای گذاشت، انجام نگرفت؛ بلکه این عملیات با هدف کاهش توان حزب الله در تداوم روند اجرای عملیات ها علیه اسرائیل صورت پذیرفت.»

روزنامه مذکور در بخشی دیگر از گزارش خود در خصوص ترور عماد مغنیه می افزاید: «نهادهای امنیتی معتقدند که وی (مغنیه) در برنامه ریزی و اجرای شمار زیادی از عملیات های نظامی علیه اسرائیل سهیم بوده است."

" ژنرال عوفادیا ایرلیخ" از جمله کارشناسان امنیتی صهیونیسم در گفتگوی بامدادی پنج شنبه 14/2/2008 با رادیو سراسری رژیم صهیونیستی تأکید می کند: «ترور مغنیه به منظور ایجاد هراس در دل کادر رهبری حزب الله و همچنین برانگیختن حس تردید و شک نسبت به یکدیگر در محافل رهبری این حزب است؛ زیرا این امکان وجود دارد که ترور مغنیه باعث ترسیم این ذهنیت در فکر رهبران حزب الله شود که این ترور در نتیجه موفقیت اسرائیل در نفوذ به داخل حزب و یافتن برخی مزدوران صورت گرفته باشد.»

پرفسور" ایال زیسر" صهیونیست از کارشناسان جنگ معتقد است ترور مغنیه با هدف تخریب چهره پیروزمندانه ای صورت گرفت که حزب الله در جنگ خود با اسرائیل بدان دست یافت و تل آویو نیز شکست خورده و سرافکنده از آن بیرون آمده بود.

ایال زیسر می افزاید: «ترور مغنیه یک اهانت بی سابقه به سوریه بود و بعد از گذشت تقریبا یک سال از حمله جنگنده های صهیونیستی به آنچه که از آن با نام راکتورهای هسته ای مخفی دمشق نام می بردند، صورت پذیرفته است.»
 همچنین" اوفر شیلح"، تحلیلگر برجسته صهیونیست با انتقاد شدید از اقدام این رژیم در ترور عماد مغنیه، تأکید می کند انجام این ترور از تفکر بیمار اسرائیل نشأت می گیرد، تفکری که خشونت و اقدام نظامی را به عنوان راهکار دست یابی به هدف می داند.

وی در مقاله ای که روز پنج شنبه 14/2/2008 در معاریو به چاپ رسید، خاطرنشان می سازد: «تل آویو به جای اینکه یک استراتژی مشخص و حکیمانه در برخورد با دشمنان داشته باشد؛ فقط به دنبال فرصت های مناسب جهت ترور دشمنان است، بدون آنکه در این میان دیگر فاکتورهای استراتژیک و راهبردی را در نظر بگیرد.»

اوفر شیلح با تأکید بر شکست سیاست ترور، به ویژه در مقابله با حزب الله عنوان می دارد که تل آویو در سال 1992 سید عباس موسوی، رهبر حزب الله را کشت و به جای او حسن نصر الله زمام امور را به عهده گرفت که هزار برابر خطرناک تر از موسوی است.»

"بن کاسبیت" تحلیلگر روزنامه عبری زبان معاریو نیز در مقاله ای تأکید می کند: «رهبران سیاسی و رؤسای دستگاه های امنیتی اسرائیل باید جهت حفظ جان خود در مقابل واکنش های حزب الله برای فرار به سمت پناهگاه ها آماده باشند.»

همچنین پایگاه اینترنتی روزنامه عبری زبان "هاآرتص" پرده از عملیات پیچیده ای برمی دارد که موساد در اواسط دهه نود به منظور ترور عماد مغنیه به مرحله اجرا گذاشت.

به گزارش این پایگاه، موساد برادر عماد مغنیه _که یک تعمیرگاه خودرو در جنوب لبنان داشت_ را ترور کرد به امید اینکه مغنیه از بیروت خارج و راهی جنوب شود؛ زیرا در جنوب کنترل و ترور او راحت تر بود، ولی بر خلاف انتظار، وی در تشییع پیکر برادرش شرکت نکرد.

در هر حال عماد با اقدام تروریستی و زبونانه دشمنان دیرین خود از خاک به افلاک پرکشید و اکنون بار مسئولیت خود را به نصرالله و دیگر رهبران و مجاهدان حزب الله سپرده است.

به تعبیر دشمنان، جادوگر مقاومت از میان رفت، اما اکسیر او برجا مانده و به گفته نصرالله در مراسم تشییع وی، ده ها هزار رزمنده مقاومت را در مکتب خود پرورش داد.

با توجه به این واقعیت است که روزنامه صهیونیستی معاریو در تحلیلی در باره ترور عماد، این گونه اعتراف می کند: "مغنیه به خون اسرائیلی ها تشنه بود و بسیاری از آنها را کشت، لذا خبر مرگ او برای ما خوش حال کننده بود، اما نگرانی یهودیان آن است که پس از مغنیه چندین مغنیه دیگر ظهور خواهد یافت!"

بی تردید خون عماد مغنیه همانند سایر شهدای حزب الله منشاء برکات بسیار خواهد بود.

اگر خون شهید راغب حرب و سید عباس موسوی زمینه ساز خروج اشغالگران از جنوب لبنان و پیروزی و سرافرازی مقاومت اسلامی لبنان گردید، خون عماد مغنیه آن گونه که دبیرکل حزب الله تصریح کرد به اذن خدا موجب نابودی اسرائیل خواهد شد.

تحليل نيويورك تايمز: سبزها شكست خوردند

روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی به قلم "رابرت اف. ورث" هفته گذشته می نویسد: «اکثر معترضین در 22 بهمن انتظار داشتند در این روز پیروزی بزرگی برای جنبش سبز رقم بخورد این در حالی است که پیش از راه پیمایی 22 بهمن نیز سایت های حامیان سبزها خواستار حضور گسترده مخالفان در راه پیمایی در این روز شده بودند اما در این روز اوضاع به گونه دیگری برای مخالفان رقم خورد.»

این گزارش که در روز15آوریل(26بهمن) درسایت نیویورک تایمز قرار گرفته، ادامه می دهد در روز 22 بهمن امسال مخالفان در ایران به کلی ناامید شدند. پس از راه پیمایی 22 بهمن بود که موجی از انتقادها درون کمپین مخالفان آغاز شد. 

حضور مخالفان در 22 بهمن به طور ناامیدکننده ای اندک بود و حضور اندک مخالفان نیز تحت الشعاع سخنان احمدی نژاد در مورد برنامه هسته ای ایران قرار گرفت. 

در ادامه این گزارش نیویورک تایمز آمده است یک خانم 26 ساله در تهران که خود را ساینا معرفی کرد و در تظاهرات های 22 بهمن امسال و سال های گذشته نیز شرکت کرده بود، گفت: «فکر می کنم ناکامی جنبش سبز باعث ایجاد بحث ها و تحلیل هایی در مورد این جنبش که مدتها بود به طور جدی مطرح نشده بود، منجر شد.» وی تصریح کرد که پس از حضور خشن مخالفان در روز عاشورا به نظر می رسد که اکثر مردم و مخالفان از به خشونت کشیده شدن اعتراض ها و ادامه این اعتراض های خیابانی خسته شده اند .اکثر مخالفان نیز به این نتیجه رسیده اند که فقدان یک رهبر واقعی و اتکا آنها به ایرانی های مخالف در خارج از ایران از طریق اینترنت باعث عقب نشینی جنبش سبز شده است. این روزنامه همچنین به نقل از  یکی از بلاگرها در مطلبی با عنوان "درسی از روز 22 بهمن" نوشت: «یک جنبش معترض بدون ارتباط داشتن با رهبرانش جنبش محسوب نمی شود. جنبش سبز به دلیل فقدان رهبری شبیه یک شورش کورکورانه خیابانی است که زودتر از آنچه که تصور می شد از بین رفت.اگرچه سبزها میرحسین موسوی و مهدی کروبی را به عنوان رهبران جنبش سبز به رسمیت شناخته اند اما ناتوانی این دو در سازماندهی اعتراض ها مشهود بوده است. »

به زعم نیویورک تایمز یکی از مواردی نیز که به شدت پس از راه پیمایی روز 22 بهمن مورد انتقاد قرار گرفت، طرح " اسب تروآ " بود که از سوی ایرانی های مخالف مقیم خارج در اینترنت مطرح شد و در روز 22 بهمن شکست خورد. مخالفان در ایران قصد داشتند در میانه راه پیمایی لباس سبز بر تن و به نوعی قدرت نمایی کنند اما در این مسیر ناکام بودند چون در میان طرفداران زیاد نظام قرار گرفتند و نتوانستند این کار را انجام بدهند.

این روزنامه همچنین گزارش می کند علیرضا رضایی یکی دیگر از بلاگرها در وبلاگ خود در مورد 22 بهمن نوشت: سبزها در راه پیمایی 22 بهمن کجا بودند؟ وی در پاسخ به این سوال سه جواب نوشت:

1. مشغول خواندن طرح اسب تروآ در اینترنت

2. در سایت یوتیوب تلاش می کردند تا صحنه هایی از تظاهرات سبزها در روز 22 بهمن را مشاهده کنند

3. چت کردن با یکدیگر برای قرار گذاشتن در تجمع!

نیویورک تایمز در پایان نوشته: «اکثر معترضین، اپوزوسیون خارج از کشور را عامل ناکامی جنبش سبز معرفی کرده اند و معتقدند این افراد مقیم خارج از ایران درک درستی از شرایط درونی کشور ندارند و سناریوهای غیر واقعی و بدون نتیجه برای معترضین ترسیم می کنند.»

دیوار چین، سد راه 1+5

نشست پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت و آلمان در خصوص موضوع هسته ای ایران شنبه گذشته بدون نتیجه پایان یافت. نشست اخیر دیپلمات های شش کشور مذاکره کننده با ایران البته درحالی با شکست همراه بود که آمریکا خواهان اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران شده بود.

تجربه سال های گذشته 1+5 در مورد ایران نیز نشان می‌دهد که برگزاری چند دور مذاکره با تهران و رد و بدل بسته‌های پیشنهادی و تشویقی میان طرفین از نظر غرب به جایی نرسیده و به اعتقاد طرف غربی باید برای ممانعت از پیشروی برنامه هسته‌ای ایران و پیشگیری از رسیدن طرفین به نقطه برخورد، از تحریم‌ها کمک بیشتری گرفت؛ اين تحریم‌ها براي بخش‌های بیمه، مالی و تسلیحاتی ایران طراحي می شود. اما در حالی که این کشورها خواهان آنند تا از طریق وارد کردن فشار بیشتر، ایران را به موافقت با پیشنهاد آژانس بین المللی انرژی اتمی در زمینه تهیه سوخت هسته‌ای وادار کنند چین با اعمال هرگونه فشار بر ایران مخالفت می کند.

ایالات متحده و فرانسه بارها گفته‌اند در صورتی که ایران پیشنهاد آژانس بین المللی انرژی اتمی برای مبادله اورانیوم غنی شده با خلوص پایین این کشور با سوخت راکتور هسته‌ای را نپذیرد، تحریم‌های بین المللی علیه آن افزایش خواهد یافت.  اما تهران به پشتوانه حمایت گسترده داخلی و دیپلماسی و روابط بین المللی خود همچنان راهکار تحریم را ناکارآمد و سیاسی می‌داند و انتظار دارد که در اوج نگرانی‌های غرب از وضعیت ایران و بلاتکلیف بودن مذاکرات قبلی، کشورهای مذاکره کننده وضعیت تامین سوخت هسته‌ای مورد نیاز کشور را روشن کنند. دولت باراک اوباما این مهلت را رد و تاکید کرده که ایران هنوز فرصت دارد به تعهدات بین المللی خود عمل کند.

 اعضای گروه 1+5 امیدوار بودند تا در اين نشست بتوانند به توافقی سریع درباره تهیه پیش نویس قطعنامه ای جدید علیه تهران دست یابند، اما اعزام یک دیپلمات سطح پایین از سوی چین مسیر رسیدن به توافق میان اعضای 1+5 درباره اعمال تحریمهای جدید علیه ایران را دشوارتر کرد. 

چين با اعزام مشاور سفير دايم خود در سازمان ملل باعث تحقير كشورهاي غربي شد و اراده سياسي خود را بر كشورهاي غربي تحميل كرد. فراتر از تمايلات چين به عدم حمايت از تحريم ايران بايد اين نكته را خاطر نشان كرد كه دولت چين براي اين اقدام خود دلايل بسياري داشته است. پكن به اقدامات كاخ سفيد در تايوان معترض است و با اعزام يك ديپلمات دون پايه اعتراض خود به آمريكا در كمك نظامي به تايوان را علني كرده است .

از سوي ديگر افزايش قدرت اقتصادي چين و تمايل پكن در تحميل اراده سياسي خود در معادلات بين الملل را نبايد فراموش كرد.در این میان روسیه نیز به جهت منافع بالا با کشورمان از هرگونه دلیلی که موجب برهم خوردن روابط با تهران می شود هراس خواهد داشت. بر این اساس است که رسانه‌های دنیا در ماه های اخیر با اشاره به اینکه جلسات دیپلمات‌های شش کشور درباره ایران بدون هیچ گونه تصمیمی به پایان رسیده، به بی‌نتیجه بودن این گونه نشست ها اذعان کرده اند.

 

محاربان عاشورا پای میز محاکمه

پس از درخواست قاطعنه مردم در چهارشنبه تاریخی 9 دی ماه، اولین دادگاه عوامل اغتشاشات روز عاشورا و هتاکان به حرمت امام حسین(ع) و اصول و موازین دینی و همچنین برخی ایادی منافقین در میانه هفته گذشته برگزار شد.

در این دادگاه که به ریاست قاضی صلواتی قاضی دادگاه اغتشاشات پس از انتخابات انجام شد، پس از قرائت کیفر خواست رسیدگی به اتهامات، جرائم هریک از متهمان مورد بررسی قرار گرفت. بر این اساس بعد از قرائت كيفر خواست متهم رديف اول در اولين جلسه رسيدگي به اتهامات آشوب‌هاي روز عاشورا، اين متهم براي دفاع از خود ضمن معرفي كامل خود اظهار داشت: «من سال 87 براي ديدار با برادرم در قرارگاه منافقين به صورت غيرقانوني از كشور خارج شدم تا در آنجا با برادرم ديدار كنم.» وي كه خود را فردي معتاد به استعمال تزريقات معرفي مي‌كرد، افزود: «خانمي به تلفن همراهم زنگ زد و از من خواست كه براي ديدن برادرم به اردوگاه اشرف بروم در حالي كه من اعتياد به مواد مخدر داشتم و هيچ كس حاضر نبود براي من كار بدهد.» اين متهم با بيان اينكه برادرش 7 الي 8 سال است در قرارگاه منافقين زندگي مي‌كند تصريح كرد: «من هيچ چيزي را بلد نبودم و حتي از دانستن كوچكترين مسائل عاجز بودم به همين دليل بنابه درخواست اين خانم، به مريوان رفتم يك نفر كه عكس من را به همراه داشت مرا به صورت قاچاق از كشور خارج كرد.» وي با اشاره به اين كه دو عموي او به دليل ارتباط با گروهك تروريستي رجوي اعدام شده‌اند در پاسخ به اين سئوال قاضي آيا شما اطلاعاتي به منافقين داده‌ايد، تاكيد كرد كه اخبار و فيلم‌ اغتشاشات اخير را در اختيار منافقين قرار داده است. وي همچنين ادعا كرد كه در روز 13 آبان و 16 آذر در اغتشاشات حضور نداشته است و در پاسخ به اين سئوال كه شما در اعترافات خود حضور در اغتشاشات 13 آبان و 16 آذر را رد نكرده بوديد گفت: «در روز قدس در كنار مسجد الجواد ايستاده و كنجكاوانه به آشوب‌ها نگاه مي‌كردم البته دو فيلم تهيه كردم و براي منافقين نيز فرستادم؛ از قتل ندا آقا سلطان نيز فيلمي تهيه و در اختيار منافقين گذاشتم. مي‌خواهم بگويم كه اشتباه من در انتقال اين فيلم‌ها بوده است و هيچ گونه محاربه با نظام جمهوري اسلامي ايران نداشتم.» اين متهم گفت كه بعد از ارسال فيلم‌ها به منافقين از طريق ايميل با آنان در ارتباط بوده است. البته به علت هراس از دستگیری در تهران براي مسافرت به همراه 50 نفر به بابلسر رفته و در بابلسر با مراجعه به يك كافي‌نت ايميل خود را بررسي می کند که در همین خلال منافقين طي ايميلي از او می خواهند به شعارنويسي روي ديوارها بپردازد و او نیز این اقدام را انجام داده است.

در ادامه مدعي‌العموم با بيان اينكه متهم رديف اول در اغتشاشات 13 آبان حضور داشته است گفت: «اعترافات گذشته اين متهم نشان مي‌دهد كه وي در آشوب‌هاي 16 آذر ، 13 آبان و روز عاشورا حضور داشته است.»

در ادامه کیفرخواست دیگر متهم روز عاشورا نیز قرائت شده و  وی به دفاع از خود پرداخت. آنچه در این میان مشهود بود ندامت و پشیمانی متهمین پرونده است، ایشان به بازیچه بودن و اغفال خود گواهی می دادند؛ به نظر می رسد پس از محاکمه این ابزار دست ها در گام بعدی قوه قضاییه بایستی برای دستگیری و محاکمه دست های پشت پرده و محرکان ایادی این چنینی  اقدام نموده و از اسم ها و رسم ها هراسی به دل راه ندهد.

ترور، پایان ماجرا نیست

یکی از اساتيد برجسته و انقلابی دانشگاه تهران ترور شد. اين خبر کوتاه بلافاصله بسياري از گمانه زني ها را درباره تعقيب خط ترور و كودتا توسط عوامل دولت آمريكا و وابستگان داخلیشان را در کشورمان بر سر زبان ها انداخت؛ اما اصل ماجرا از حادثه اخیر از آن جا ناشی می شد که متخصص فیزیک هسته ای کشور  در ساعات اولیه صبح سه شنبه هفته گذشته بر اثر انفجار يك بمب كنترل از راه دور در منطقه قیطریه تهران به درجه شهادت نائل آمد.

در پي وقوع اين حادثه تلخ دادستان تهران با تاييد وقوع انفجار در منطقه قيطريه و كشته شدن اين استاد دانشگاه تهران از بررسی و شروع تحقیقات دستگاه‌هاي امنيتي و انتظامي در رابطه با اين حادثه تروريستي و شناسايي عوامل آن خبر داد.

خبر شهادت دکتر مسعود علی محمدی اما لحظاتی پس از انتشار در فضای رسانه ای، موضوع داغ خبری کشور شد و صدر اخبار را در اغلب خبرگزاری‌ها و سایت‌ها به خود اختصاص داد.

جالب آن که گويا نيوز، راديو فردا و برخی دیگر از رسانه های غربی در این میان كوشیدند تا محمدي را به عنوان يك شخص منتقد حکومت معرفی ساخته و شائبه دست داشتن حکومت را در این حادثه به مخاطب القا نمایند.

البته این همگامی پس از آن بود که وبلاگ ها و رسانه های اینترنتی وابسته به نزدیکان ميرحسين موسوي در تلاش برای ايجاد شائبه انتصاب اين ترور به جمهوري اسلامي از هیچ اقدامی فرو گذار نکردند. اتهامی که البته با توجه به گفته های اطرافیان و دوستانی كه از نزديك با وی در تماس بوده اند کذب محض اعلام می گردد؛ همچنین دانشجوياني كه با وي ارتباط داشته اند بالا فاصله با موضع گیری ديدگاه هاي وی را منطبق با ارزش هاي والای جمهوري اسلامي ايران توصيف می کنند.

در ادامه با گذشت چند ساعت از این ماجرا و در میان اطلاعاتی که درباره این عملیات تروریستی هر لحظه در رسانه ها منتشر می شد اعلام تخصص ویژه این استاد انقلابی به نظر مهم ارزیابی می گردید؛ «دکتر علی محمدی در مباحث فیزیک هسته ای و کوانتوم تخصص ویژه داشت وبا رتبه عالی استاد تمامی، مدتی هم رئیس دانشکده فیزیک دانشگاه تهران بود. دکتر علی محمدی همچنین در طول دوران دفاع مقدس با سپاه پاسداران همکاریهایی هم داشته است.» این اخبار تکمیلی بلافاصله اذهان تحلیلگران و کارشناسان را به خود جلب نمود؛ بر این اساس یافتن سرنخ های مرتبطی از این ماجرا که در سالیان اخیر اتفاق افتاده برای یک تحلیلگر امنیتی-رسانه ای چندان دشوار نبود.

بر این مبنا ترور دکتر "ارشیر حسن پور" دانشمند برجسته هسته‌ای کشورمان در نیروگاه اصفهان در اثر خفگی با گاز، ربایش یکی از دانشمندانمان در عربستان و در طی موسم حج و نیز سوء قصد به یکی دیگر از متخصصان میهن در یکی از كشور هاي همسایه از جمله حلقه هاي ديگري از اين ماجرا هستند. آنچه مسلم است رژيم صهيونيستي و آمريكا بعنوان دو متحد مرتبط با يكديگر نقشه گسترده ترور دانشمندان اتمي ايران را در دستور كار خود قرار داده اند. اين ترورها هم از روي ناچاري و درماندگي سران اين كشور ها ناشي مي شود.

ترور دانشمندان هسته اي توسط صهیونیسم در جهان داراي نمونه هاي بسيار زيادي است كه مي توان به برخی داشمندان كشور هاي آسيايي و آفريقايي اشاره كرد اما این رویکرد در خصوص چهره های برجسته دانشگاهی کشورمان نمود دو چندان داشته است. در تحلیل پایانی باید اذعان داشت راهبرد اخیر صهیونیسم بعد از آن اتخاذ می شود که این کشور و متحدانش با روی کار آمدن دولت انقلاب نهم و در ظل درایت مقام عظمای ولایت حتی پس از ارسال پرونده هسته ای کشورمان به شورای امنیت، تحریم ایران در این شورا و همگی دیگر تهدیدات نتوانسته اند قطار بی ترمز هسته ای ایران را متوقف سازند؛ به امید خدا با تخصص و رشد علمی صد ها دانشجوی اساتیدی چون دکتر علی محمدی، غرب در این گام نیز ناکام خواهد بود.

نوش دارو، بعد از مرگ اصلاحات

سيد محمد خاتمي از چهره های اصلي جريان موسوم به اصلاحات در ايران كه اغتشاشات اخير با حمايت و هدايت های وی انجام پذیرفته بود به نظر در گامی به عقب مسيرش را از راديكال ها جدا كرد. بر این اساس ‌خاتمي چند روز پيش در اقدامي بسيار دير هنگام و پس از ايراد خسارات ميلياردي و خسارات غير قابل محاسبه به آبرو و اقتدار جمهوري اسلامي ايران و همزمان با احتمال آغاز برخوردهاي تندروانه نيروهاي ارزشي و هشدار نخبگان به كنترل عصبانيت و شور انقلابي جوانان مومن بالاخره موضع گيري كرد و اقدامات شنيع هواداران موسوي را محكوم كرد. خاتمي در سخنان بسيار قابل تامل تاكيد كرده است كه مي بايست "ميدان را از تندروها بايد گرفت".

تند رو ها طبيعتا همان افرادي هستند كه راهپيمايي عظيم و تاريخي ۹ دي ماه سال جاري در اعتراض به هتاكي آنان عليه عاشورا شكل گرفت. البته ترديد نداريم كه اين جريان با هدايت افرادي نظير خاتمي شكل گرفته است و اين افراد نمي توانند از بار مسئوليتي كه دارند شانه خالي كنند ، اما اين اقدام آقاي خاتمي اقدام درخور توجه و مهمي است.

حتي مي توان اين تحليل را ارائه داد كه خاتمي درصدد است تا با اين چنين اظهاراتي و البته نوشتن نامه اي توبه كارانه به رهبر معظم انقلاب از نابودي كامل جريانش بدست مردم خشمگين جلوگيري كند اما مرور برخي از سخنان وي در جمع اعضاي مجمع ادوار مي تواند مفيد واقع شود.

آقاي خاتمي كه ظاهرا پاسخي در برابر خشم روز افزون مردم و نخبگان متعهد كشور از افتضاحات فتنه گران در خيابانها نداشته است، تاكيد كرده كه شعار همان جمهوري اسلامي هست و بس و شعار ديگري ندارد.

وي همچنين تاكيد كرده:«هر شعار دیگری شعار انحرافی است؛ شعار اصلی "استقلال و ازادی و جمهوری اسلامی" است با همه لوازمی که دارد؛ یعنی ضدیت با استبداد؛ ضدیت با بیگانه و نیز طرفداری از عدالت و اخلاق در جامعه؛ یعنی هم حاکمیت مردم بر سرنوشتشان و هم حاکمیت معیارها و ارزشه ای اسلامی.»

خاتمي با بيان عبارات ذيل رسما از اقدامات فتنه گران خياباني اعلام برائت كرده و تكليف خودش را با مسائل كشور به نحو بارزي مشخص كرده؛ وی خاطر نشان کرده: «افراط‌گرایی و ساختارشکنی برای همه بد است؛ همه باید آن‌را محکوم کنند حتی اگر چند نفر شعار ساختارشکنانه بدهند این باید محکوم شود. موضع ما مشخص بوده و هست؛ اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی.»

كساني كه عليه ولايت فقيه و شخص مقام معظم رهبري شعارهاي هنجار شكن و بي ادبانه سر مي دادند اكنون با اين عبارات رسما در از منظومه وجودي خاتمي حذف شده به شمار مي آيند و بايد بدانند كه حداقل رسما آقاي رئيس دولت ناموفق اصلاحات مثل آنان فكر نمي كند و اين يعني خراب شدن تمامي مسئوليت هاي ناشي از خرابكاري ها بدوش عده ای نادان و از همه جا بي خبر.

بخش هاي ديگري از سخنان خاتمي اگر چه گاه و بيگاه حاوي فرافكني هايي نيز هست اما در مجموع مانند آنچه در بالا گفته است نشان مي دهد كه جريان موسوم به اصلاحات ديگر علاقمند به پرداخت هزينه هاي گزاف براي دفاع از اشتباه و اشتباهات شكست خوردگان سياسي نيست كه از مردم "نه" شنيده اند.

كسانيكه هنوز در سر سوداي به خون كشاندن شهرهاي بزرگ را دارند بايد بدانند در حقيقت خاتمي به عنوان پشت پرده فتنه از مسئوليت پذيري شانه خالي كرده است و نمي تواند پاسخگوي افكار عمومي باشد.

در هر حال خاتمي بخاطر اين مواضع درست اما خيلي دير هنگام و شايد اندكي پس از مرگ سهراب بی ارزش نیست. به نظر از هر ايده آرامش طلبانه و حق طلبانه امروز بايد در كشور استقبال كرد و هر نقطه مثبتي را بايد تقويت كرد حتي اگر گوينده و سراينده آن سخنان و ابيات كسي باشد مثل محمد خاتمي كه بيشتر نا آرامي ها محصول ايفای نقش توسط دوستان اوست.

گام های لرزان موسوی در پایان بازی

 

با گذشت چندین روز از حرمت‌شكنی بی‌سابقه تعدادی از اراذل و اوباش حامی موسوی در روز عاشورای حسینی كه قلب میلیون‌ها مسلمان در داخل و خارج كشور را به درد آورد، وی كه تا پیش از این، رفتارهای ضد ملیش برای كشور دردسرساز شده بود، با صدور بیانیه ای به طور ضمنی خواستار سازش و نادیده گرفتن بازی شش ماهه اش شد.

در این بیانیه برخلاف سابق، میرحسین از موضوع "تقلب در انتخابات ریاست جمهوری" سخن نمی گوید، بلکه آشفتگی ها و بحران های و مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم‌تر می شود را به رخ مخاطبان خود در نظام می کشد. وی همچنین برای اولین بار پیشنهاد "آشتی ملی" را سر می دهد اما بسیار دقت می کند این پیشنهاد آشتی جویانه از نظر هوادارانش "سازش" تلقی نشود. موسوی در این باره تصریح می کند:"راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست. اندیشیدن به این گونه راه حل ها که عده‌ای توبه کنند و عده‌ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است."

بیانیه جدید موسوی اما نه تنها در جملات ابتدایی که سراسر حاوی نكاتی است كه تنها برای متاثرین رسانه های غربی قابل باور است. دروغ ها و تناقض های موجود در این بیانیه خواننده را به این فكر فرو می برد كه براستی نویسنده این سخنان خود را بخواب زده یا فكر می كند كه مردم خواب هستند؟

در حالی موسوی در بخش دیگر این بیانیه اش متوهمانه تلاش کرده مردم خداجویی كه حسین حسین گویان روز عاشورا به صحنه آمدند و هیئت‌ها و دسته‌جات عزداری را به خود نسبت دهد كه حضور این دسته‌جات مردمی سابقه صدها ساله در تاریخ تشیع دارد و تاکنون نیز هیچ ربطی به بیانیه دادن یا ندادن مهره‌های غرب نداشته، چه بسا که با مطرح شدن این سخنان حضوری پررنگ تر داشته است. موسوی البته به نظر آگاهانه سعی داشته تا برای كاهش قبح ضد دینی رفتار محاربان حامیش به مصادره عزاداری‌های با سابقه چندصدساله مردم ایران پرداخته و توهم دارد كه مردم در حمایت از او و جریان فتنه به عزاداری برای امام حسین(ع) پرداخته‌اند؛ همه این ها در حالی است که همین عزاداران حسینی روز چهارشنبه تاریخی نه دی ماه در اعتراض به هتک حرمت عاشورا توسط حامیان وی، خشمگینانه بر علیه او و سیاهی لشگرش فریاد سر داده بودند.

وی در ادامه بدون اشاره به وحشی‌گری‌های حامیان بی‌دینش كه روز عاشورا به شادی، هلهله، ضرب و جرح عزاداران، مأموران انتظامی، آتش زدن كیوسك پلیس، چندین خودرو و بیش از 30 دستگاه موتور و اتومبیل پلیس، تخریب اموال عمومی و خصوصی و... پرداختند و تصاویر و فیلم‌های آن نیز توسط صداوسیما منتشر شده و بعضا به دلیل عمق اهانت‌ها قابل پخش نبوده می‌نویسد: «مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهااست.» جالب آنکه در این فیلم ها مشخص است که در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی عمق از خودگذشتگی و متانت دیده می شده و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز احدی از ایشان به انجام عکس العمل نمی پردازد.

نکته دیگر این بیانیه آنکه نوشته اخیر تنها بیانیه ای است که به محض انتشار مخالفینی همسو نیز پیدا کرد، مخالفینی از دل جنبش سبز که برخی از ایشان در تلاش برای توجیه این سطور نیز بوده اند.

ایشان اما به خوبی می دانند جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیری ها و دیگر تمهیدات نشان از ترس و رعب موسوی دارد؛ بر این اساس است که موسوی با تهدید نظام قضایی درخصوص برخورد با وی و كروبی و ادعای اینكه هرگونه برخورد گره بحران را ناگشودنی می‌كند، ‌ادامه داده: «بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد. سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت.»

این در حالی است که نظام نه از واهمه ارعاب پوچ و توخالی موسوی که از سر لطف در این خصوص بیشترین مدارا از خود نشان داده و هم اکنون نیز یک تیم در رده حفاظتی عالیترین مقامات اجرایی نظام، مسئولیت حفاظت از جان موسوی را بر عهده گرفته است.

در مقابل اغماض نظام، موسوی كه طی ماه‌های اخیر بیشترین حجم حمایت از او توسط سران و رسانه‎های غربی و صهیونیستی انجام شده تاكنون هیچ مرزبندی خارجی با این جریان‌های بیگانه و ضدملی نداشته است. به نظر اما چشم پوشی و متانت بیشتر مسئولین ظلمی به عامه مردم متدین و جمع کثیری است که خواهان مقابله و محاکمه با اقدامات ضد قانونی اغتشاش گرانند؛ بر این اساس باید منتظر روزهای پرخبر آینده بود تا مشخص شود پایان این بازی شش ماهه چگونه انجام می پذیرد.   

صانعی و صلاحیت بر باد رفته

«مگر همان ها (جامعه مدرسین) نبودند که در کوران مبارزه حکم به غیرقانونی بودن سلطنت دادند؟ مگر همان ها نبودند که وقتی یک روحانی به ظاهر در منصب مرجعیت، از اسلام و انقلاب فاصله گرفت، او را به مردم معرفی کردند؟‌ اگر خدای ناکرده این ها شکسته شود، چه نیرویی جای آنها را خواهد گرفت؟ و آیا ایادی استکبار، روحانی نماهایی را که تا حد مرجعیت تقویت نموده است، فرد دیگری را بر حوزه ها حاکم نمی کنند؟»

 (صحیفه نور، جلد 21، صفحه 287)

همه چیز از یک سوال شروع شد؛ هفته گذشته جامعه مدرسين حوزه علميه قم در پاسخ به سئوال برخی از عامه مردم و همچنین تعدادی از اساتید و فضلاي حوزه علميه قم درباره مرجعيت آیت الله صانعي اعلام كرد: «آقاي صانعي فاقد ملاك‌هاي لازم براي تصدّي مرجعيت است.»

البته این برای نخستین بار نیست که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مورد فردی فقدان ملاک های لازم برای تصدی مرجعیت دینی را "رسما" اعلام می دارد، با عقب گردی به گذشته و در لابه لای صفحات تاریخ معاصرمان مشاهده می شود که در سال 1361 جامعه مدرسین حوزه علمیه قم آیت الله سید کاظم شریعتمداری را نیز از فهرست مراجع مورد تایید کنار گذاشته بود. 

این بار البته ملاک برای صدور این رای کاملا فقهی و تخصصی بوده است. آیت الله شیخ محمد یزدی که ریاست جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را برعهده دارد؛ در این خصوص می گوید: «پس از آنکه در جلساتی موافق و مخالف این نظر صحبت ها و استدلال های خود را بیان کردند؛ این نکات را ابراز داشتم که اولا نباید در این موضوع کلمه «خلع» و همچنین مقایسه آن با جریان آقای منتظری و امثال این ها درج شود و ثانیا مساله فقط صلاحیت مرجعیت است و بقیه مسائل ربطی به جامعه مدرسین ندارد.» رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هرچند تعرض به محل سکونت، دفاتر و محل درس آقای شیخ یوسف صانعی را به هیچ وجه مناسب ندانست اما در خصوص تصمیم جامعه مدرسین مبنی بر عدم احراز شرایط مرجعیت وی، برخی آرای فقهی صانعی را بدعت و خلاف قرآن دانست. آیت الله شیخ محمد یزدی با ارایه توضیحاتی به رسانه‌ها اعلام داشت موضوع اخیر پیش از این در کمیسیونی بحث و یررسی شده و مورد تصمیم گیری واقع شد اما طبق آیین نامه مربوطه باید به تصویب نهایی اعضای جامعه مدرسین می رسید؛ بر این اساس گزارش کمیسیون درخصوص وی در یکی از اجلاس های عمومی اخیر جامعه مدرسین طرح و به اتفاق آرا تصویب شد. اعلام رسمی این نظر اما پس از آن انجام گرفت که برخی از مقلدان آیت الله منتظری بعد از درگذشت وی، تبعیت آیت الله یوسف صانعی را به عنوان مرجع تقلید مطرح و مورد سوال قرار داده بودند و این  موضع گیری جامعه مدرسین، پاسخ به این مسئله بوده؛ در متن سئوال مطرح شده اخیر آمده است: 

«مرجعيت شيعه خورشيد پر فروغي است كه در قرون متمادي همواره پشتيبان اسلام و خط راستين اهل بيت(عليهم السلام) بوده است. اين مسئوليت خطير همواره شايسته‌ مرداني بوده كه واجد شرائط شرعي مذكور در روايات ائمه اطهار (عليهم السلام) باشند. نظر به اهميت اين موضوع و با توجه به پرسش هاي مكرّر هموطنان درباره‌ مرجعيت آقاي حاج شيخ يوسف صانعي خواهشمند است آن جامعه محترم كه همواره مرجع تشخيص اين موضوع بوده نظر خود را درباره‌ مرجعيت ايشان اعلام فرمايند.» در ادامه طی پاسخ جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه به امضاي آيت‌الله يزدي رسيده چنین اعلام نظر شده است: «با توجه به پرسش‌هاي مكرّر مؤمنان، جامعه مدرسين حوزه‌ علميه قم براساس تحقيقات به عمل آمده در يك سال گذشته و پس از جلسات متعدد به اين نتيجه رسيده است كه ايشان فاقد ملاك هاي لازم براي تصدي مرجعيت مي‌باشد.»

باید اشاره کرد که در سال های اخیر، آیت الله صانعی فتاوایی متفاوت با فتاوای سایر علمای شیعه صادر کرده که برخی از این فتاوای بدین شرح است: 

ولایت فقیه: بر مبنای ولایت فقیه، هر مجتهدی که جامع شرایط باشد، منصوب برای ولایت است و نسبت به مردم، مشروعیت اجرا در مصالح عامّه ـ که اسلام حکم خاصّی نداردـ منحصراً با نظـر اکثریت مردم و توده آنان را داراست و مشروعیّت، منوط به آرا و رضایت آنان به طور کلّی و یا از طریق اکثریت است.  

قضاوت زنان: ذکوریت در قضاوت، خصوصیّت ندارد و حجّت شرعی بر خصوصیّت هم نداریم و کسی که ولایت بر قضا دارد، می‌تواند آنان را برای قضا (مخصوصاً در امور مربوط به زنان و حقوق خانوادگی) منصوب نماید، و این به خاطر حجیّت اطلاق ادلّه قضا بر عمومیت و شمول است و همچنان که مردان از قبل ائمّه معصوم(علیهم السلام) مجاز در تصدی قضا هستند، زنان هم از قِبل آنها مجازند، مخصوصاً نسبت به شئون زنان و حقوق آنها.

قیمومیت مادر: مادر، قیّم قهری است و مشمول ادلّه احسان و معروف و خیر و بر است و ولایت بر صغیر، بیش از بر و احسان، چیز دیگری نیست و به حکم آیه شریفه: «وَ اُولُوا الاَْرْحامِ بَعْضُهُمْ اَوْلی بِبَعْض»، مادر بر پدربزرگ، اولویت دارد.

 تساوی دیه زن و مرد، جایز بودن صیقه تنها در شرایط اضطرار، جایز ندانستن استرداد مابقی دیه مرد، در صورت قصاص مردی که زنی را به قتل رسانده، محرمیت فرزند خوانده، ربا در قرض های استنتاجی، پاک بودن پوست حیوانات ساخته شده در بلاد غیر اسلامی، تشکیک در حکم ارتداد، ارث بردن کافر از مسلمان، ازدواج مجدد تنها با اجازه همسر اول و … را می توان از دیگر دیدگاه های شاذ وی خواند.

وی همچنین در آشوب های اخیر با طعنه به نظام و با بیان اینکه ظلم ها، آزار و اذیت‌ها، ترفندها، مکرها و دروغ ها نباید موجب یأس و نا امیدی در راه احقاق حق شرعی و قانونی و حاکمیت مردم بر سرنوشتشان گردد، از مردم خواسته بود در راه دفاع از حقوق خود و حاکمیت مردمی از خود پایداری نشان دهند. وی در فتوایی ساده لوحانه سرکوب مردم توسط نیروهای انتظامی و امنیتی را حرام و اعتراف‌های تلویزیونی را فاقد ارزش خوانده بود.

جالب آنکه در پی اعلام نظر جامعه مدرسین، دفتر آیت الله صانعی بنا بر آنچه خود "ابهام در مورد موافقت اکثریت اعضای این جامعه با محتوای نامه" خوانده واکنشی نشان نداده است. بر این اساس به زعم‌ شبکه‌ خبری آشوبگران "جرس"، بیانیه‌ جامعه‌ مدرسین حوزه‌ علمیه‌ قم بدون هماهنگی با اعضای این تشکل منتشر شده است. همچنین پایگاه خبری "کلمه" و "روزنامه اعتماد" نیز با درج مطلبی به این اقدام جامعه مدرسین واکنش جدی نشان داده اند.

نگاه خبرپراکنی بی بی سی نیز بلافاصله با پوشش این اخبار می نویسد: «دفتر آقای صانعی اعلام کرده که در انتظار انتشار اسامی حاضران در جلسات مورد اشاره در نامه منسوب به جامعه مدرسین و همچنین روشن شدن سوابق علمی کسانی است که به عدم صلاحیت آقای صانعی رأی داده اند.»

جالب آنکه دویچه وله، صدای آلمان نیز در گزارشی در خصوص وی می نویسد: «آیت‌الله یوسف صانعی از روحانیانی است که در حوادث پس از انتخابات در ایران، مواضع روشنی در پشتیبانی از جنبش اعتراضی مردم اتخاذ کرد. وی به دلیل محکوم کردن سرکوب و کشتار مردم توسط ارگان‌های امنیتی دولت، بارها مورد انتقاد و اهانت قرار گرفته است.» این شبکه همچنین با بیان اینکه مجمع مدرسین با نظر جامعه مدرسین درباره شیخ یوسف صانعی مخالفت کرده می نویسد: «مرجع تقلید در ایران یک مقام حکومتی نیست که شخص، گروه، نهاد و تشکلی برای خود حقی در نصب و عزل آن قائل باشد».

به هرحال با توجه به اعلام نظر تخصصی جامعه با اتفاق آرا این جو سازی های خبری و رسانه ای در بین مردم متدین کشورمان جایی نخواهد داشت؛ در پایان باید اشاره داشت که عامه مردم کشورمان همواره التزام خود را به توصيه تاريخي امام خميني (ره) مبني بر محور قرار دادن جامعه مدرسين در فعاليت‌هاي سياسي و اجتماعي نشان داده اند.

غرب در عزای منتظری

آیت‌الله منتظری، قائم مقام معزول رهبری در حالی از دنیا رخت بر بست که مرگ او نیز چون حیاتش حواشی بسیاری به خود دید. درباره حیات او، سابقه اش و آنچه در امتحان سال های پایانی عمر مبارک امام(ره) از خود نشان داد گفته‌ها و ناگفته‌ها بسیار است؛ صفحات تاریخ انقلاب و هزاران برگ سند تاریخی عبرت آموزی که بازگو کننده ماجرای تلخ «عزل قائم مقام رهبری» در سال های نفس‌گیر پایان جنگ است، حکایت درد و رنج پیرمرادمان امام والا مقام را زنده می کند که در برابر ساده انگاری و بی بصیرتی «حاصل عمرش» از خدا طلب مرگ کرد.

مع الاسف مرگ منتظری نیز البته فرصتی شد تا ضد انقلاب نهایت استفاده را برده و در تداوم خط بی رنگشان دست مایه ای تازه را برای اجتماعی دیگر مهیا سازند. در این میان آنچه قابل تأمل بود صدور پیام تسلیت از جانب كاخ سفید در كنار صدور پیام تسلیت مریم رجوی همسر سركرده گروهك تروریستی منافقین و همچنین اختصاص كامل برنامه‌‌های تلویزیونی فارسی زبان کشورهای غربی به مرگ او و نیز تشییع و به خاک سپاریش بود که در نوع خود جنجال‌‌ زیادی را به وجود آورد. بر این اساس مایك همر سخنگوی شورای امنیت ملی كاخ سفید روز یكشنبه با انتشار بیانیه ای كوتاه درگذشت آیت‌الله حسینعلی منتظری را رسما تسلیت گفت. در بیانیه كاخ سفید آمده است: «ما درگذشت آیت‌الله العظمی حسینعلی منتظری را تسلیت می‌گوییم. او چهره ای شناخته شده بود و تعهد راسخش در دفاع از حقوق جهانشمول، برای وی احترامی بین‌المللی به همراه آورد.» در این بیانیه آمده است: «خانواده او (آیت‌الله منتظری) و همه جویندگان حقوق جهانشمول و آزادی‌هایی كه او پیوسته مدافع آنها بود در یاد و نیایش او خواهند بود.» بیانیه كاخ سفید در حالی منتشر می‌شود كه دولت آمریكا هیچ‌گاه در زمان حیات آیت‌الله منتظری حمایتی از وی نكرده بود. علاوه بر این كاخ سفید در پیام اخیر تلاش كرده بود كه آیت‌الله منتظری را رهبر مذهبی اغتشاشگران پس از انتخابات معرفی كند كه این موضوع بیان كننده نقش دخالت گرانه دولت آمریكا در امور داخلی ایران، حتی در پس مرگ عادی یك ایرانی است. علاوه بر این مریم رجوی عضو گروهک تروریستی منافقین هم با سوء استفاده از رحلت آیت‌الله منتظری، در حالی که در ابتدای انقلاب رادیوی منافقین با ادبیات سخیف و توهین آمیز بارها به اهانت علیه آیت‌الله منتظری مبادرت می‌کرد، فوت وی را تسلیت گفت.

با انتشار خبر مرگ منتظری و به دنبال خط مقامات کاخ سفید و نیز سرکرده منافقین، مسئولان و دست‌اندركاران شبكه بی بی سی فارسی در راستای سیاست تخریب علیه جمهوری اسلامی ایران اقدام به طراحی و اجرای ویژه برنامه درگذشت آیت‌الله كردند. این ویژه برنامه با قرائت متن پیام تسلیت میرحسین موسوی و مهدی كروبی به روی آنتن رفت و با پخش متن بیانیه مشترك میرحسین و كروبی نیز كه روز دوشنبه را به عنوان عزای عمومی اعلام كرده و حامیان خود را به مراسم تشییع منتظری دعوت كرده بودند، ادامه یافت. پخش این بیانیه‌ها و همچنین نمایش تصاویری از آیت‌الله منتظری تنها بخش كوچكی از برنامه های بی‌بی‌سی برای این داستان بود، چراكه پس از آن عطا‌ءالله مهاجرانی با ظاهر شدن در این شبكه شروع به بیان ویژگی‌‌‌های شخصیتی آیت‌الله منتظری می‌كند. مهاجرانی در این برنامه سعی كرد منتظری را فردی مخالف امام معرفی کند و نظریه‌پرداز ولایت فقیه را در مقابل نظریه خود قرار دهد تا شاید بتواند سیره منتظری را در سال‌‌های اخیر پشتوانه‌ای برای فرقه سبز كند. این در حالی است كه شخص آیت‌الله منتظری كه نظریه پرداز ولایت فقیه است، در سال 1340 پس از فوت آیت‌الله بروجردی، قائل به‏ ‏اعلمیت امام‌خمینی(ره) بوده و زعامت ایشان را به صلاح اسلام و‏ ‏مسلمین تشخیص داد. همچنین وی هرگز در طول حیات خود خللی به نظریه ولایت فقیه وارد نیاورد و به رغم بروز برخی امتحانات الهی برایش، هرگز كلامی در رد این بنیان به زبان نیاورد. البته مهاجرانی كه از حامیان پر و پا قرص فرقه سبز است در این صحبت‌ها ادعا كرده كه امام در خصوص عزل منتظری از قائم مقامی رهبری اشتباه كرده است اما سپس با گفتن این جمله كه ما نمی‌دانیم چه در بین آقای خمینی و آیت‌الله منتظری گذشته است سعی كرد كه به ادعای خط امامی بودن جریان سبز خللی وارد نكند. بی بی سی كه تمامی عزم خود را برای سیاسی كردن فوت آیت‌الله منتظری به كار بسته بود تا رفتار‌‌های اعتراضی این روحانی را سرمشقی برای سبز‌‌های بیننده خود كند در ادامه ویژه برنامه خود ضمن تماسی که با یكی از روحانیون اصلاح‌طلب برقرار كرد، در خصوص شخصیت منتظری با این روحانی اصلاح‌طلب صحبت نمود. این روحانی كسی نبود جز عبداالله نوری كه هنگام مصاحبه تلفنی خود با شبكه بی بی سی در سوگ آیت‌الله گریست. البته گویا آقای نوری فراموش كرده بود كه خود ایشان یكی از مخالفین سرسخت آیت‌الله منتظری بودند و حتی در زمان وزارت خود قصد داشت كه منزل منتظری را به وسیله بلدوزر خراب كند! این تناقض در رفتار و گفتار عبدالله نوری كه مشغول گفتگو با بی بی سی فارسی بود نیز دلیل دیگری شد تا عملكرد این رسانه فارسی زبان بیش از پیش در راستای ایجاد اغتشاش در سطح جامعه روشن شود و البته نهایتاً دعوت از حامیان موسوی و كروبی برای حضور پر رنگ در مراسم تشییع جنازه منتظری آن هم با نماد‌‌های سبز كامل كننده این شوی بی بی سی برای مرگ منتظری بود.

 جالب آنکه علیرغم این تلاش ها البته شرکت کننندگان در مراسم به خاک سپاری منتظری عموما بی توجه به مسائل سیاسی و تنها با نیت ارج نهادن به جایگاه مرجعیت ایشان در تشییع حضور داشتند. نباید از نظر دور داشت که مراسم بزرگداشت مراجع تقلید و علما همواره در این کشور  با آداب و رسوم با شکوهی برگزار شده است. فوت آیت الله منتظری _به رغم اشتباهات فراوان سیاسی اش_ نیز از این قاعده مستثنی نبود؛ از لحظه انتشار خبر فوت وی، مقلدان و علاقمندان به مرجعیت شیعی خود را به بیت او رسانده، تعدادی از علما و مراجع تقلید نیز در بیت وی حاضر شده و به بازماندگان تسلیت گفتند. پس از ساعتی مقام معظم رهبری نیز پیام تسلیتی بزرگ منشانه را صادر فرمودند. همچنین در زادگاه آن فقید یعنی نجف آباد سه روز عزای عمومی و یک روز تعطیل رسمی اعلام شد. مراسم تشییع نیز ساعت ۹ صبح از دفتر وی آغاز شد. این برنامه ها بر طبق روال و عادت همیشگی پیش می رفت تا آنکه چون مراسمات دیگر این ماه ها عده ای از هواداران جنبش سبز با کمال وقاحت شروع به برهم زدن مراسم کردند.

بر این اساس درحالی که جمعی از مقلدان مرحوم آیت الله منتظری از شهرهای مختلف از جمله اصفهان ونجف آباد به قم آمده بودند و در سوگ مرجع خود عزادار بودند، عده ای از سبزها با دادن شعارهای غیرمرتبط نشان دادند که هیچ دلبستگی به مرجعیت و روحانیت ندارند و فقط آمده اند که بهره سیاسی خود را ببرند. بسیاری از مردم شعار می دادند:"عزا عزا است امروز، روز عزا است امروز، مرجع تقلید ما پیش خداست امروز" و در مقابل فرقه سبز شعار می داد: "این ماه ماه خون است، بسیج سرنگون است" جالب آنکه وقتی پیکر منتظری وارد صحن مطهر شد و تشییع کنندگان آماده اقامه نماز میت شدند این جماعت جرئت ورود به صحن را پیدا نکرد و در ادامه نیز مردم با فراغت از دفن مرجعشان، مقارن با ساعات بعد از ظهر همین روز، در مسجد اعظم حضور یافته و یک صدا فریاد برائت از سودجویان و منافقان را سردادند.

در جمع بندی می توان اذعان داشت که مرگ آیت‌الله منتظری در حالی اتفاق افتاد كه تمامی دشمنان ایران با آمادگی كامل، تلاش خود را برای استفاده از این موقعیت كم نظیر جهت اثبات دشمنی‌‌‌های خود به كار بستند، اما چیزی كه بیش از گذشته در این واقعه رخ می‌نمود، عدم انفعال جریان‌‌های داخلی در برابر دام گسترده‌ای بود كه دشمنان در سر می‌پروراندند. صدور بیانیه‌‌‌های مختلف از جانب دلسوزان به همراه بصیرت عامه مردم در جلوگیری از ایجاد التهاب و آشوب و در نهایت پاسخگویی محکم مردم شهر مقدس قم به عده قلیلی که سعی در ایجاد هرج و مرج داشتند سربلندی امت حزب الله در آزمونی دیگر به حساب می آمد.

جنبش سبز و از دست رفتن آخرین سنگر

در روزی تاریخی و تاریخ ساز دوشنبه گذشته بيش از 7 هزار دانشجوي ولايتمدار در مراسم بزرگداشت روز دانشجو در دانشگاه تهران گرد‌هم آمدند. در این تجمع فراموش ناشدنی دانشجويان ولايتمدار اين دانشگاه و همچنین دانشجویان دیگر دانشگاه ها با شعارهايي بر تجديد پيمان با آرمان‌هاي انقلاب و امام تأکید داشتند. ایشان همچنین با شعارهايي همچون "حيدريم، حيدريم" ، "علمدار ولايت، دانشجويان فدايت" و "خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست" پشتیبانی و حمایت تا پای جان از مقام معظم رهبری را جلوه گر نمودند. جالب آن که در این میان دانشجوهای منتسب به جنبش سبز وقتی مشاهده کردند که هر لحظه بر تعداد دانشجویان ارزشی مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران اضافه می شود و دانشجویان با صدای بلند حمایت خود را از نظام و و لایت فقیه فریاد می دارند، این شرایط را تاب نیاورده و در اقدامی به دور از  شأن دانشجویی به کلاس های درس دانشکده فنی یورش برده و برای متفرق کردن دانشجویان، شیشه های کلاس درس فنی را بر سر دانشجویان  شکستند. علیرغم این، نه تنها از تعداد بسیجیان و دانشجویان مکتبی کم نگردید که تا آخر تجمع لحظه به لحظه بر تعداد ایشان افزوده می شد.

پس از ناکامی  موسوی در 16 آذر که علیرغم تحریک رسانه های غربی و اتاق آشوب اصلی سبزها اتفاق می افتاد، در اقدامی ریسک گونه برای ایجاد اغتشاش و آشوب در دانشگاه تهران و سایر دانشگاه ها از صبح سه شنبه تلاش تازه ای  آغاز شد. پی گیری اغتشاشات در دانشگاه ها طی روز دوم در حالی صورت گرفت که موسوی بر انجام این اغتشاشات در بیانیه آخر خود تأکید نموده بود؛ وی در بیانیه اش به مناسبت روز دانشجو خطاب به مسئولین خاطر نشان کرده بود: «۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟» جالب آن که البته تلاش های روز دوم نیز با بصیرت و تیزبینی دانشجویان خط امام و رهبری با شکست روبرو گشت.

 تحلیلگران معتقد بودند موسوی در حقیقت با توجه به ریزش حامیان خود و ناکارآمدی اعتراضات خیابانی بنا داشت تا با ایجاد یک اغتشاش ثبت شدنی در دانشگاه به عنوان تنها سنگر باقیمانده، صحنه را با قدرت ترک کند. با این وجود ناکامی در مجموعه اتفاقات هفته اخیر شوک بزرگی را برای وی و سایر سران آشوب به همراه داشت؛ ایشان بنا به اعتراف خویش آخرین سنگر را نیز در دست ولایتمداران دیده و بیش از پیش نسبت به وضعیت آینده سیاسی خود دچار تردید گشتند. البته این اتفاقات هرچند کمترین تأثیری را در صحنه داخلی به  نفع ایشان رقم نزد اما موجب شد تا  با پوشش دروغین خبری و حمایت گسترده شیکه های خارجی بار دیگر آبروی نظام دستمایه توطئه بیگانگان قرار گیرد.

بر این اساس واشنگتن پست چاپ آمريکا می نويسد: «اقدامات پليس امنيتی ايران برای سرکوب تظاهرات روز دانشجو علی رغم همه تهديدات چند روز اخير بی ثمر بود.» روزنامه لس آنجلس تايمز نیز در مطلبی با عنوان «درگيري های خشونت آميز در ايران، نوزايی تظاهرات مخالفان پس از انتخابات» نوشته است: «تظاهرات ضد حکومتی روز دانشجو موجی تازه يافته است. هرچند نيروهای بسيج  از صبح زود اجازه ورود به محوطه دانشگاه ها را يافته بودند، اما ماموران امنيتی مانع ورود دانشجويان مخالف می شدند. با اين همه، آنچه رخ داد غلبه شعار "مرگ بر ديکتاتور" در محوطه دانشگاه ها بود.» روزنامه کريستين ساينس مانيتور چاپ آمريکا در مطلبی مشابه در اين باره می نويسد: «شاهدان عينی در دانشگاه تهران می گويند خشونت پليس ضدشورش مجهز به گاز اشک آور و باتوم های برقی و پشتيبانی لباس شخصی ها نتوانست مانع تظاهرات دانشجويانی شود که شعار مرگ بر ديکتاتور می دادند.» روزنامه گاردين چاپ لندن نیز در اين باره با مطلبی تحت عنوان «سرکوب تظاهرات دانشجويان» می نويسد: « پليس امنيتی برای پايان دادن به شعار "مرگ بر ديکتاتور" متوسل به ابزار سرکوب از جمله گاز اشک آور و باتوم برقی شد.»  همچنین هفته نامه تايم چاپ آمريکا عنوان «تازه ترين تظاهرات در ايران نمايانگر خيزش دوباره مخالفان» را برای مطلب خود انتخاب کرده و می نويسد: «دور تازه تظاهرات ضد دولتی در ايران زنده بودن جنبش سبز مخالفان را به نمايش گذاشت.»

علیرغم این گزارشات غیر واقع و همچنین پوشش مشابه سایر جراید و شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای اوضاع درون ساختاری اصلاحات شکننده تر از همیشه گشته است. گفته می شود پس از آنکه دانشگاهیان اقبالی به تحرکات ساختار شکنانه جنبش سبز در روز 16 آذر نشان ندادند، سران این جنبش در بررسی های اولیه خود بر آسیب شناسی جریان اعتراضی خود تأکید کرده و تصریح داشته اند: «اعتراضات خیابانی دیگر از سوی جامعه پذیرفتنی نیست.»

همچنین شنیده شده یکی از مشاوران میرحسین موسوی با بیان این مطلب که مردم در برابر حضور خیابانی خود «فرصت» و «شرایط» جدیدی بدست نیاورده اند گفته است: «هیچ گونه تطابقی بین هزینه ای که مردم داده اند با آن چیزی که بدست آورده اند وجود ندارد. باورم این است که ادامه این وضعیت و فراخوان ما برای حضور دوباره مردم در خیابان ها موجب نمایش ریزش حامیان ما خواهد شد.» در این میان برخی دیگر از نزدیکان این کاندیدای شکست خورده نسبت به هنجارشکنی در روز 16 آذر اظهار تأسف کرده و تصریح کردند پاره کردن عکس مقامات ارشد کشور توسط حامیان انگشت شمار ما جز این که تصویری ضد انقلاب از ما ترسیم شود هیچ دستاورد دیگری نداشته و نخواهد داشت. بهتر است برای اینکه بطور کامل در دایره اپوزیسیون قرار نگیریم، مدتی حضور خود در خیابان ها را بایکوت کنیم. ازدیگر سو شنیده می شود تأکید بر ادامه رفتارهای گذشته و عدم موضع گیری در رابطه با هنجارشکنی ها و توهین به اصول نظام از جمله خط مشی هایی بوده که اخیرا از اپوزسیون خارج کشور با این کاندیدا در میان گذاشته شده است. در پایان باید دید خط پایان تحرکات موسوی تا چند ماه ادامه خواهد یافت.

 

همگامی پاستور- بهارستان در پاسخگویی به ادبیات کهنه غرب

جمعه گذشته (۲۷ نوامبر) در واپسین روزهای مدیرکلی محمد البرادعی و در تجدید خاطره‌ای کاملاً ‌سیاسی که نشان از دنبال نمودن صدور قطعنامه‌های زنجیره‌ای شورای حکام و شورای امنیت بر ضد تهران بود، شورای متبوع البرادعی بار دیگر قطعنامه‌ای سیاسی را با 25 رأی مثبت و البته آرای منفی کشورهای ونزوئلا، کوبا و مالزی و نیز آرای ممتنع برزیل، پاکستان، مصر، آفریقای جنوبی، ترکیه و افغانستان بر علیه کشورمان تصویب نمود.

در اين قطعنامه از ايران خواسته شده است تعجیلا ساخت تاسيسات غنی‌سازی فردو در شمال قم را متوقف کند و ضمن روشن ساختن انگيزه واقعی از ساخت چنين مرکز اتمی اطمينان دهد که تاسيسات يا برنامه پنهان ديگری در کشور ندارد.

شورای حکام آژانس بین‌‌المللی انرژی اتمی که چهار سال پیش با تصویب آخرین قطعنامه سیاسی خود درباره فعالیت هسته‌ای صلح‌آمیز ایران زمینه ارجاع آن به شورای امنیت سازمان ملل متحد را فراهم ساخت برخلاف نخستین قطعنامه شورای حکام در شهریور 1382 که بدون مخالف تصویب گردید این بار با مشکل روبرو شد تا آرایش جدید فضای بین الملل و نیز تبدیل چند صدایی مجامع بین الملل را در مقایسه با شرایط تک صدایی گذشته شاهد باشیم؛ علی الخصوص که همزمان با تصویب این قطعنامه گروه نم به نمایندگی از 118 کشور عضو جنبش عدم تعهد بر حقانیت فعالیت هسته‌ای صلح آمیز ایران مهر تأیید زده اند. با صرف نظر از اینکه شورای حکام با فعالیت هسته‌ای صلح آمیز ایران همچنان برخوردی سیاسی دارد متهم کردن ایران به مخفی‌کاری در فردو یادآور قطعنامه‌های شورای حکام در قبال فعالیت غنی‌سازی ایران در سایت نطنز است. با مروری بر گذشته و مراجعه به حافظه تاریخی می‌توان دریافت که شورای حکام در نخستین قطعنامه‌های خود در سال‌های 82 و 83 نیز ایران را به مخفی‌کاری متهم می‌ساخت و از پیدا شدن قطعات آلوده به اورانیوم با غنای بالا در این قطعنامه‌ها سخن می‌راند اما با گذشت زمان شورای حکام اعلام داشت که منشأ این آلودگی‌ها به خارج مربوط بوده و فعالیت هسته‌ای ایران انحرافی نداشته است. 

نقطه اوج اعتراف آژانس زمانی بود که ایران اسلامی در چارچوب طرح مدالیته و در همکاری نزدیک با نمایندگان و بازرسان آژانس زمینه ابهام‌زدایی از 6 مورد اتهامی را فراهم ساخت و شخص البرادعی در گزارش خود اعلام داشت یافته‌های آژانس با داده‌های ایران مطابقت دارد و البته کار تا بدان جا پیش رفت که موسسات اطلاعاتی آمریکا نیز از صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای کشورمان خبر دادند.

 اما در مورد فردو نیز ایران علاوه بر اعلام پیش از موعد اطلاعات مربوط به این سایت و همچنین اجازه بازرسی از تأسیسات فردو حسن نیت خود را نشان داد.  بنابراین روی آوردن شورای حکام به ادبیاتی که تاریخ مصرف آن گذشته است نه تنها مبتنی بر استدلالات فنی نیست که سیاسی بودن آن کاملاً محرز است. (جمهوری اسلامی ايران در ماه سپتامبر با ارسال نامه ای به مدير کل آژانس وجود تاسيسات جديد اتمی غنی سازی اورانيوم را اطلاع داده و از آن تاریخ بازرسان آژانس دو بار از تاسيسات فردو بازديد کرده اند.)

در مقابل برخورد تکراری غرب، تهران نیز همزمان دو پاسخ کوبنده و صریح به ادبیات کهنه غرب نشان داد. بر این اساس مجلس، دولت را موظف نمود تا سطح همکاری ها با آژانس را محدود نماید. اسماعيل کوثری، نايب رييس کميسيون امنيت ملی با اشاره به مصوبه مجلس می گويد: «اگر روند بی‌منطقی و زورگويی برخی از قدرت‌های عضو آژانس ادامه يابد مجلس اين حق را برای خود قائل است که حتی مساله خروج ايران از آژانس را بررسی و در مورد آن تصميم‌گيری کند. همزمان با بهارستان نشینان، اهالی پاستور نیز در واکنشی صریح  سازمان انرژي اتمي كشورمان را مكلف ساختند تا در دو ماه آينده نسبت به طراحي و پيش‌بيني تأسيس10 سايت غني‌سازي در مقياس سايت نطنز اقدام كند؛ جالب آنکه این مصوبه به اتفاق آرای هيات وزيران جمهوري اسلامي تصویب گردید.

این تصمیم اما با واکنش گسترده مقامات غربی همراه گشت. بر این اساس خاوير سولانا، مسئول امور سياست خارجى اتحاديه اروپا از تصميم ايران براى ساخت ۱۰ مركز جديد غنى سازى اورانيوم ابراز تاسف كرد و گفت كه اين يك «تصميم اشتباه» است. در واكنش هاى ديگر به مصوبه روز يكشنبه تهران، وزيران امور خارجه و دفاع فرانسه، وزيران خارجه آلمان و بریتانیا و همچنين سخنگوى گوردون براون، نخست وزير بريتانيا از اعتراض دولت های متبوعشان خبر دادند.

در همین حال انتشار خبر تصمیم کشورمان بازتاب گسترده‌اي را در رسانه‌هاي جهان داشت به گونه‌اي كه بسياري از شبكه‌هاي خبري آن را در صدر اخبار مهم خود قرار دادند. خبرگزاري "شينهوا " با انتخاب تيتر "ايران اعلام كرد كه 10 سايت غني‌سازي اورانيوم احداث مي‌كند." به نقل از تلويزيون ايران نوشت: «دولت ايران به سازمان انرژي اتمي اين كشور دستور داد تا 10 سايت غني‌سازي جديد اورانيوم در اين كشور بسازد»؛ شينهوا همچنین افزود: «محمود احمدي‌نژاد، رئيس جمهور ايران با درخواست آژانس انرژي اتمي براي اجراي قطعنامه‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل مبني بر تعليق احداث سايت جديد غني‌سازي اورانيوم خود مخالفت كرده است.» روزنامه آمريكايي "لس‌آنجلس تايمز " نيز در گزارشي تحت عنوان "ايران ساخت 10 سايت هسته‌اي بزرگ را برنامه‌ريزي مي‌كند " نوشت: «دو روز پس از اينكه آژانس اتمي ايران را به دليل برنامه هسته‌ايش مورد ملامت قرار داد، كابينه جمهوري اسلامي روز يكشنبه توسعه اساسي اين برنامه [هسته‌اي] را كه شامل 10 سايت هسته‌اي ديگر مي‌شود، صادر كرد.» به گزارش خبرگزاری فارس اين روزنامه مدعي شد كه اعلام اين خبر يك تصميم سياسي به منظور تاثيرگذاري بر جامعه بين‌الملل است.

 شبكه خبري "بي‌بي‌سي " انگليس نيز به انعكاس اين خبر پرداخت و به نقل از "جان لين"، خبرنگار بخش فارسی اين شبكه اعلام داشت که اين اقدام ايران يك نوع مقاومت و بي‌اعتنايي بزرگ است كه احتمالا تقابل مستقيم درباره برنامه هسته‌اي ايران به بار خواهد آورد. روزنامه آمريكايي "نيويورك‌تايمز " همچنین می نویسد: «ايران يكشنبه با عصبانيت به تقاضاي آژانس اتمي براي توقف كار بر روي سايت جديد هسته‌اي (فردو) پاسخ داد.» اين روزنامه ادامه می دهد: «ديپلماتهاي اروپايي طرح ايران براي توسعه عظيم غني‌سازي را يك هدف و اشتياق ملي مي‌دانند تا اينكه آن را يك تهديد نزديك قلمداد كنند!» شبكه خبري "الجزيره " انگليسي اما در گزارشي متفاوت با اشاره به خبر احداث 10 سايت جديد غني‌سازي اورانيوم ايران اعلام كرد: «دولت ايران به سازمان انرژي اتمي اين كشور دستور احداث 10 سايت غني‌سازي اورانيوم جديد را صادر كرد، اقدامي كه ظرفيت غني‌سازي اين كشور را به طور چشمگيري افزايش مي‌دهد.»  خبرگزاري رويترز نیز در تحليلي در اين زمينه نوشت: «وعده ايران براي احداث 10 سايت غني‌سازي جديد اين انگيزه را به قدرتهاي بزرگ خواهد داد تا درباره تحريم‌هاي جديد بحث كنند.»

همچنین شبكه‌هاي خبري ديگر از جمله "يورونيوز "، "سي‌ان‌ان "، "راشا تودي "، "دويچه وله "، "فاكس نيوز "، "سي‌بي‌اس " و مطبوعات ديگر از جمله روزنامه "تايمز "، "گاردين "، "فايننشال تايمز "، "اينديپندنت " در گزارش‌هايي به خبر جديد هسته‌اي ايران پرداختند.  اما آن چه كه در رسانه‌هاي غربي به ويژه آمريكايي نمود داشت، تلاش اين رسانه‌‌ها براي ناكافي جلوه دادن توانايي ايران براي دستيابي به اين طرح بود. ایشان با استفاده از مطالب و كارشناسان دم دست خود تاكيد مي‌كردند كه يا ايران توانايي يا منابع لازم براي احداث چنين سايت‌هايي براي غني‌سازي اورانيوم را ندارد؛ البته در حالی رسانه های آمریکایی از پوچ بودن این تصمیم می نویسند که به نظر با کمی صبر توانایی بالای متخصصین ایرانی در رسیدن به این قله بر همگان عیان خواهد گردید.

شیخ و شمشیری که از رو بسته است

"دبیر کل حزب اعتماد ملی به همراه جمعی از اعضای این حزب به دیدار بهزاد نبوی رفتند." خبر این دیدار برای بسیاری از سیاسیون عجیب می نمود؛ چراکه پیش از این، کروبی و نبوی تند ترین اظهارات را در مخالفت با یکدیگر ابراز داشته و عملا از دلایل انشقاق در اردوی اصلاح طلبان به شمار می رفتند.

این دیدار البته در حالی انجام می گیرد که مروری بر حال و روز این ایام "شکست خورده دو دوره پیشین انتخابات ریاست جمهوری" به خوبی عیان می سازد که این شخصیت و اطرافیانش برای بقای در صحنه به هر وسیله ای چنگ زده اند و ملاقات اخیر و پوشش وسیع آن نیز بر این اساس ارزیابی می شود.

نکته مهم آنکه اصرار مهدی کروبی به برخی مواضع خود درباره مسائل بعد از انتخابات که حالا رنگ و بوی دیگری نیز گرفته است از سوی رسانه های خارج از کشور به "مخالفت با نظام" تعبیر می شود.  بر این اساس در مقاله ای که روزنامه "نووایا گازیتا" منتشر ساخته نویسنده در تشریح رویکرد فوق الذکر این نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم می نویسد: «مهدی کروبی یکی از نامزدان انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران است که با دیدن وی نمی توان حدس زد که طی ماه های اخیر دفاتر وی تحت بازرسی قرار گرفته و هوادارانش بازداشت شده اند. روزنامه وی را توقیف کردند و او را به بازداشت و حتی به نوعی به اعدام تهدید کردند. اما واکنش کروبی که با تمام وجود آن را به نمایش می گذارد، کاملا غیر منتظره بود: "ما هنوز به مبارزه ادامه می دهیم".»

 مولف مقاله که خبرگزاری ریانوستی نیز مطلبش را منعکس ساخته بر پایه اتفاقاتی که روی داده خاتمی و موسوی را رهبران مخالفان نظام می نامد و ادامه می دهد طی چهارماهی که از پیروزی "محمود احمدی نژاد" در انتخابات ریاست جمهوری و نا آرامی های مربوط به آن در ایران می گذرد، رژیم تهران به طرز شدیدی صدای اپوزیسیون را خفه ساخته است! نگارنده آنگاه کروبی را مفتخر به لقب "آیت الله" کرده و او را رسما مخالف نظام قلمداد می کند؛ وی می نویسد: «اما آیت الله کروبی یکی از سیاستمداران اصولگرا که زمانی از یاران نزدیک آیت الله "خمینی" بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود، ناگهان به مخالف اصلی رژیم ایران مبدل شد. وی حکومت را به فساد مالی، تقلب در نتایج انتخابات و شکنجه شرکت کنندگان اعترضات متهم می کند. در پاسخ رژیم تهران خود کروبی را به تدارک بی نظمی ها و کمک به دشمنان خارجی ایران متهم می نماید. »

در این مقاله گفته می شود که دادگاه روحانیت مسئله پرونده کروبی 72 ساله و جلب وی را آغاز نموده است. به زعم نویسنده پاسخ کروبی که در اینترنت منتشر شد قاطع بود "که من نه تنها از حاضر شدن در دادگاه هراسی ندارم بلکه با تمام وجود منتظر آن هستم. "

 اگر پیش از این برخی محافل و شخصیتهای داخلی چنین القابی به اقای کروبی نسبت می دادند و طرفداران ایشان شائبه رقابت برای کسب قدرت را دلیل چنین سخنانی ارزیابی می کردند حالا نه یک رسانه داخلی بلکه روزنامه ای از دل غرب لقب مخالف نظام را به ایشان نسبت می دهد. باید دید در ادامه این شیخ ساده لوح چگونه با عملکرد خود برای نظام هزینه خواهد تراشید و در مقابل نظام مقدس تا کجا با وی مدارا می نماید.

 

غزه شیعی در راه است

این روز ها وضعیت مسلمان کشی در جنوب شبه جزیره عربستان نگرانی ملت های اسلامی و غیر اسلامی سراسر جهان را معطوف خود ساخته است. اين درگيري‌ها كه از سپتامبر 2004 در يمن آغاز شد در كمتر از يك ماه گذشته وضعیت بحرانی ویژه یافته و طیف وسیعی از خانواده های شيعي يمن در مدت اخیر به دست ارتش اين كشور و نيز جنگنده های سعودی به خاک و خون کشیده شده اند. درگيري‌هاي دو هفته اخير از شديدترين نوع درگيري‌هاي نظامي در اين كشور است كه بين نيروهاي حامي «عبدالمالك الحوثي» با دولت يمن و نیروی بیگانه رخ داده است. در روزهای اخیر با وارد عمل شدن عربستان بحران دوچندان شده، به جز نیروی دولتی عربستان گروه‌هاي مردمی افراطی در جنوب عربستان كه با شمال يمن و محل استقرار نيروهاي الحوثي و استان «صيده» مجاورت داشته‌اند نیز وارد عمل گردیده ‌اند تا با نيروهاي الحوثي نبرد كنند. آنچه تعجب هر ناظري را بر مي انگيزد آن كه مقامات رسمي يمن اعلام كرده‌اند كه مردم يمن و استان صيده به خاطر مسائل ملي‌گرايي عليه الحوثي بجنگند! به گزارش خبرگزاري‌ها، نيروهاي سعودي اكنون از زمين و هوا براي سركوب مبارزان شيعه حمله ور شده‌اند. به گفته ناظران ورود كشورهاي عربي به اين بحران و جانبداري آنها از عربستان جنگ يمن را حالت فرامنطقه‌اي خواهد بخشيد. دولت سعودي پس از گشودن جبهه جنگي تازه در يمن از هفته گذشته توانسته حمايت شماري از كشورهاي عربي را در مداخله نظامي اش در منطقه آشوب‌زده صعده جلب كند. در اين راستا دولت كويت نيز رسماً آمادگي خود را براي همكاري با ارتش سعودي در جنگ با حوثي‌ها اعلام كرده است. همزمان با حمايت كويتي‌ها، پادشاه اردن نيز كه جزو شركاي خاورميانه‌اي رياض محسوب مي‌شود از تصميم سعودي‌ها در ورود به جنگ يمن حمايت كرد. دولت عربستان، حوزه يمن را عمق امنيت ملي خويش مي‌خواند.  گفتنی است دولت عربستان از ابتداي بحران با اين هدف كه ممكن است پيروزي طيف شيعيان يمن بر ارتش علي عبدالله صالح موجب تقويت پايگاه شيعيان اين كشور شود، به جانبداري از دولت صنعا پرداخته بود.  

 اما رويارويي همه جانبه سعودي‌ و متحدانش با مبارزان يمن بازتاب زيادي در محافل خبری در پي داشته؛ اغلب ناظران گفته‌اند دخالت عربستان در جنگ يمن، موجب طولاني‌تر شدن اين جنگ و تبديل شدن آن به كانون بحران خواهد شد.  این در حالی است که به گزارش خبرگزاري اسلام تایمز رئيس ستاد ارتش يمن قراردادي شتابزده امنيتي و نظامي با آمريكا به امضا رسانده كه با اين قرارداد آمريكا رسما وارد درگيري هاي استان ناآرام صعده خواهد شد. روزنامه « الشرق الاوسط » در خبری پیرامون این قرارداد می نویسد: «در پي امضاي توافق نامه نظامي مشترك واشنگتن با صنعا از اين پس آمريكا در سركوب و حملات نظامي عليه نيروهاي جنبش حوثي به ارتش يمن كمك خواهد كرد.» همچنین خبرگزاری رویترز گزارش می دهد: « چندي پيش در حاشيه مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك هيلاري كلينتون وزير خارجه آمريكا در نشستي با وزراي كشورهاي عرب خليج فارس از اين كشورها خواست تا در جنگ يمن و كشتار شيعيان اين كشور به علي عبدالله صالح كمك كنند.» در این میان اما روزنامه صهيونيستي اورشليم پست در گزارشي مدعي گشته که جنگ صعده در یمن در حقیقت نبرد میان تهران و ریاض است. جالب آن که رادیو فرانسه در موضعی مخالف اعلام داشته که بر اساس تحقیقاتش ایران کمکی به شورشیان یمن نداشته است.

در پایان لازم است یادآوری شود که اقدامات جنايت كارانه عليه شيعيان منطقه در حالي صورت مي گيرد كه سازمان هاي بين المللي، بويژه سازمان ملل متحد و همچنين رسانه هاي بين المللي و منطقه اي با بي تفاوتي فاحش از كنار اين فجايع انساني عبور کرده اند.

 

 

رزمایش مدافان آسمان ولایت، قدرت نمایی پدافندی ایران

رزمایش «مدافعان آسمان ولایت2» توسط نیروهای پدافندی ارتش و سپاه در بخش وسیعی از كشور در هفته گذشته انجام پذیرفت. در این مانور سامانه‌های واکنش سریع و متحرک موشک "هاگ" ، توپ 8 قبضه‌ای 20 میلیمتری، سامانه‌های موشکی ارتفاع متوسط "شاهین"، سامانه‌های توپ 35 میلیمتری "اورلیکن" و "راپیر" مجهز شده به الکترو اپتیک و فاصله‌یاب لیزری در منطقه برگزاری رزمایش "مدافعان آسمان ولایت-2 " استقرار یافته‌ و مورد تست و ارزیابی قرار گرفت.

بر این اساس فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیا در شرح این مانور خاطر نشان ساخته: «دراین مانور دشمن فرضی به سامانه های دفاعی حمله ور شده و در مقابل با پدافند و بهره گیری از تجهیزات الكتریكی نیروهای تحت پوشش ارتش و سپاه جمهوری اسلامی مواجه شدند.» امیرسرتیپ خلبان میقانی تصریح كرد: «همچنین موشك ها و هواپیماهای دشمن فرضی به مناطق حساس حمله نموده كه با دفاع ضد هوایی مواجه شده و صحنه نبرد را ترك نموده اند.»  میقانی این رزمایش را گسترده ترین رزمایش مشترك پدافند هوایی بعد از تفكیك نیروی هوایی ارتش دانسته و گفت: «گستردگی منطقه رزمایش حدود 600 هزار كیلومتر مربع و درگیری با سامانه های به روز در زمینه ارتباطات و بهینه و به روز شدن تجهیزات نوین در مقابله با جنگ الكترونیك از اهداف آن بوده است.»  هدف دیگر این رزمایش همكاری و انسجام بین نیروهای پدافندی، یگان های مختلف ارتش، سپاه پاسداران، بسیج و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی اعلام شده است.

 اما در خلال انجام رزمایش مدافعان آسمان ولایت2، رسانه‌های غربی و عربی ضمن پوشش اخبار این رزمایش، با دعوت از كارشناسان مسائل استراتژیك، به تحلیل اهداف مانور اخیر پرداختند. بر این اساس شبكه روسیا الیوم با پوشش خبری این رزمایش، با بیان اینكه یك مقام مسئول در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تل‌آویو را به موشكباران در صورت مورد هجوم قرار گرفتن تاسیسات هسته‌ای تهران تهدید كرد؛ این رزمایش را گسترده توصیف كرد؛ همچنین به نقل از فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیا نیز گفت: «این رزمایش با هدف دفاع از تاسیسات هسته‌ای ایران در برابر هر گونه حمله‌ احتمالی صورت می‌گیرد.» به گزارش پایگاه "hamshari on line" تلویزیون الجزیره با پوشش دادن اخبار این رزمایش، گذری به رزمایش‌های اخیر ایران به‌ویژه مانور پیامبر اعظم(ص) كرد و گفت: «عمده اهداف برگزاری چنین رزمایش‌هایی آزمایش تولیدات موشكی جمهوری اسلامی ایران است.» بنا بر این گزارش، الجزیره عربی اعلام كرد كه ایران بارها تاكید كرده كه برنامه هسته‌ای آن صلح آمیز است و درصورت هرگونه تجاوزی، مصالح آمریكایی در منطقه و اسرائیل را هدف قرار می‌دهد و تنگه حیاتی هرمز را می‌بندد.

 شبكه تلویزیونی الجزیره انگلیسی نیز در گزارشی از رزمایش مشترك نیروی هوایی ارتش و سپاه پاسداران اسلامی ایران با اشاره به وسعت این رزمایش به مساحت 600 هزار كیلومتر مربع اعلام كرد: «ایران جدیدترین و پیشرفته‌ترین فناوری‌های نظامی خود را آزمایش می‌كند.»

این گزارش افزود: «ایران در این رزمایش جدیدترین موشك‌های ضد‌كروز و موشك‌های SAM6 و M1 را برای مقابله با هواپیماهای جنگنده آزمایش می‌كند.» الجزیره به نقل از فرمانده هوا فضای سپاه گفت: «شرایط رزمایش برای مقابله با دشمن فرضی كاملا غافلگیرانه است و در شرایط كاملا طبیعی و واقعی برگزار گردیده است.» همچنین تلویزیون العربیه كه از سوی وهابی‌های عربستان سعودی راه اندازی و حمایت می‌شود با گسترده توصیف كردن رزمایش مدافعان آسمان ولایت 2، آن را دارای ماهیتی دفاعی دانست و افزود: «تهران می‌گوید كه این رزمایش برای دفاع از حملات احتمالی به تاسیسات هسته‌ای این كشور صورت می‌گیرد.» این شبكه تلویزیونی در حالی كه تصاویری از قدرت تسلیحات هوایی جمهوری اسلامی ایران نمایش می‌داد، رزمایش مدافعان آسمان ولایت-2 را گسترده‌ترین رزمایش در طول سال‌های اخیر خواند و افزود: «بعد از یك ماه از برگزاری رزمایش مشترك ایالات متحده آمریكا و اسرائیل كه گفته می‌شد گسترده‌ترین مانور در زمینه منظومه‌های دفاعی موشكی به شمار می‌رود، اینك تهران رزمایش هوایی دفاعی را در فضایی به مساحت 600 هزار كیلومتر مربع برگزار می‌كند و هدف از آن را حمایت از تاسیسات هسته‌ای خود اعلام می‌كند.»

توقف قطار گزارشات البرادعی در ایستگاه پایانی

آخرین گزارش ماموریت البرادعی منتشر شد

روز دوشنبه 25 آبان ( 16 نوامبر) آژانس بين المللي انرژي اتمي گزارش تازه اي از فعاليت هسته اي ايران منتشر کرد.  این گزارش آخرین بیانیه البرادعی در طول فعالیت به عنوان دبیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره ایران بود. البته این گزارش آخر هم به مانند گزارش‌های پیشین تکراری ارزیابی گردید. تاکید آژانس به باقی بودن سئوالاتی در مورد تاسیسات اتمی قم به واقع ابعاد مثبت این گزارش را که شامل نکات تکراری مطرح شده در گزارش‌های قبلی است؛ زیر سوال می برد. برآیندی که از نگاه آژانس به تاسیسات اتمی فردو بدست می‌آید این است که تاخیر ایران در افشای این سایت نگرانی‌ها درباره احتمال وجود سایت‌های مخفی دیگر ایران را افزایش داده است. به گفته البرادعی "اعلام تأسیسات جدید، سطح اعتماد در مورد عدم ساخت و ساز تاسیسات هسته‌ای دیگر را تقلیل داده و پرسش‌هایی را بوجود آورده مبنی بر این‌که آیا تاسیسات هسته‌ای دیگری که به آژانس اعلام نشده باشد وجود دارد یا نه." البرادعي الیته در عین حال در بخشی متفاوت و متضاد از گزارش گفته است که ايران پيشرفت قابل توجهي در روشن ساختن ماهيت و گستره برنامه اتمي خود براي آژانس کرده اما همچنان بايد در دادن اطلاعات بيشتر در اين زمينه به آژانس فعال باشد. در گزارش آمده که ايران طبق برنامه از پيش تعيين شده، به بازرسان آژانس امکان دسترسي به افراد دست اندرکار برنامه اتمي را داده و به پرسشها در مورد پاسخ گفته اما همچنان پرسشهاي ديگري بدون پاسخ مانده است!

از سوی دیگر علی اصغر سلطانیه نماینده دائم ایران در آژانس بلافاصله پس از انتشار آخرین گزارش البرادعی نسبت به آن واکنش نشان داد و آن را عادی و تکراری عنوان کرد. وی همچنین به اعضای آژانس توصيه کرده است که به مسيری که او تکراری و خسته ‌کننده دانست، پایان دهند.

سلطانیه در خصوص انتشار خبرهایی مبنی بر توقف فعاليت‌های غنی ‌سازی ایران در نیروگاه نطنز نیز‌گفت: «اين اطلاعات غلط بوده و دقيق نيست؛ چون در گزارش آژانس صراحتا ذکر شده ايران به فعاليت‌های غنی سازی ادامه می‌دهد.» نماینده دائم ایران در آژانس همچنین تنها مورد جديد در گزارش آخر را مربوط به بازرسی از سايت فردو دانسته و معتقد است در اين گزارش به صراحت نوشته شده که اطلاعاتی که بازرسان در طول بازرسی از اين تاسيسات داشتند کاملاً با اطلاعات ارائه شده توسط ايران مطابقت داشته است.

 به این ترتیب مقامات کشورمان تنها نکته جدید گزارش آخر البرادعی را مرتبط با همکاری مثبت خود با آژانس می‌دانند و شاید همین نکته جدید در گزارش اخیر را بتوان نکته مهم و مثبت و البته متفاوت این گزارش نیز دانست؛ چرا که با بررسی نکات دیگر می‌توان گفت که تمامی این نکات به طور مداوم در گزارش‌های مختلف البرادعی به عنوان پایه‌های ثابث در گزارش‌های او پیرامون ایران ذکر شده است.

پایانی بر رؤیای شیرین مخملی ها

با ورود دوباره موسوی به عرصه سیاست و شکست مفتضحانه وی علیرغم همه تبلیغات و جو سازی ها، محرکان پشت پرده وی که هدر رفت هزینه های میلیاردی خود را در پیش رو می دیدند وی را دیگر بار و در بازی تازه ای تحریک به اعتراض و اغتشاش طلبی داشته تا بازی باخته در روز انتخابات را در کف خیابان پیروز گردند. با اعلام زود هنگام نتايج کذب انتخابات نخست وزیر کوپنی وارد بازي مهلکي گردید که با توجه به سابقه بیست سال دوری از سیاست و نیز شخصيت وي ارزیابی ها عدم توان خروج از این مخمصه را نشان می داد. این روز ها اما شکست همگی طرح ریزی ها و سياست هاي اتخاذي در اين بازي خطرناک، سران جريان فتنه را در سردرگمي عجيبي قرار داده است که راهي براي برون رفت از آن دیده نمی شود. این نکته خصوصا در روزهای پس از 13 آبان و در حالي که جمعيت کم و محدود معترضان در این روز پس از تبليغات چشم گير و گسترده داخلي و خارجي براي حضور در خيابان ها، فشار رواني زيادي را بر اين جريان قانون گريز وارد کرده است؛ این مساله تا به آنجا جدی گشته که "آينده" سايت وابسته به اصلاح طلبان نيز طي يادداشتي به کم شدن جمعيت معترضان و دست کشيدن آنان از اعتراضات خياباني اعتراف می کند تا این روزها ایام ناکامی جنبش مخملی در سياست های خود از جمله تاکيد بر ابطال انتخابات، ايجاد اغتشاشات، زیر سوال بردن نهادهای قانونی، نامشروع خواندن رئيس جمهور منتخب، به خيابان کشاندن هوادران به بهانه مناسبتهاي ملي ،مذهبي چون روز قدس و 13 آبان به رخ ایشان و حامیان غربیشان کشیده شود.

این جماعت در ادامه به خوبی می دانند که فقدان موقعیتی برای عرض اندام دوباره در 3،2 ماه آینده و در ادامه، سیل حضور چشم گیر همه ساله مردم در راهپیمایی 22 بهمن رنگ و رویی از سبز مخملیشان را باقی نخواهد گذاشت؛ ضمن آنکه سياست دلخوش کردن به مناسبت ها، در تجربه های پیشین شکست خورده و حتی برای حامیان اندک این به اصطلاح جنبش نیز تاريخ مصرف گذشته است. همچنین تلاش براي راه اندازي تشکيلاتي تحت عنوان "راه سبز اميد" نيز پاسخگوي خروج از وضعيت بحران در اردوگاه فتنه گران نبوده و با استقبال مواجه نشده است، به نحوي که مدتي است ديگر سخني از آن به ميان نمي‌آيد.

در این میان موسوي ناتوان‌تراز آن است که بتواند مديريت اين فتنه عميق را به عهده گيرد و کروبي ساده لوح‌تر از آن که بدنه فتنه‌گران وي را جدي بگيرند و گوش به حرفش باشند؛ خاتمي نیز البته عافيت‌طلب‌تر از آن که ياراي ايستادگي در معرکه‌هاي سخت را داشته باشد. بدين سان طيف‌هاي مختلفي از ضد انقلاب و دستگاه هاي جاسوسي نظام سلطه با اهداف و اغراض متفاوت در گستره فتنه سبز از بدنه تا راس آن نفوذ کرده و برای برهه ای کار را از دست نامزدهاي کم اقبال انتخابات دهم خارج ساختند! در همین حال با محاکمه سران فتنه انگيز احزاب و گروه های نامشروع سازمان مجاهدين و مشارکت و نیز چهره هایی که به نحوي هدايت موسوي و کروبي را در ايام انتخابات برعهده داشتند، به نظر محرکان پشت پرده نیز حساب خود را کرده اند و موسوی را بامشکلاتش تنها گذاشته اند تا توان تصميم گيري از وي گرفته شده و موسوي در وضعيتي قرار گیرد که به نظر از حضور دوباره در سياست بعد از غيبت 20 ساله به شدت پشيمان گردد. تنها ماندن در ميان معرکه و انسداد تمامي راه هاي پيش رو و تخريب پل هاي پشت سر، راه رفتن به جلو و يا بازگشت به عقب را مسدود ساخته و موسوي را به شدت مستاصل کرده است، به نحوي که گویی وي توان مديريت اوضاع را نداشته و کنترل فتنه از دست وي خارج شده است.

در این بین آنچه تحت عنوان بازگشت به قانون اساسي و تلاش براي اجراي آن چه در بيانيه شماره 14 موسوي مورد توجه قرار گرفته نيز توسط ساختارشکناني که شش ماه تمامي اصول قانون اساسي را زيرپا گذاشته اند مضحک به نظر مي‌رسد.  از طرفی اولين گام در مسير بازگشت به قانون اساسي تسليم شدن در برابر خواست ملت و انتخابات تائيد شده توسط نهاد قانوني شوراي نگهبان و تنفيذ حکم رياست جمهوري توسط رهبري است. نتيجه ای که موسوي و تعداد قلیل اردوگاهیانش از پذيرش آن گريزانند. با این وجود آزمودن فضا برای برگشت طلبکارانه به نظام سیاستی است که حتی توسط دیگر اصلاح طلبان نیز به طور هماهنگ به پیش می رود.

با عیان شدن دورنمای شکست، اظهارات بازگشت مدارانه خاتمی بر همین اساس تحلیل می گردد. به نوشته حیات نو و در مطلبی که ذیل عنوان "اعمال خشونت موجب تضعيف نظام مى‌شود"  منعکس شده رئيس دولت اصلاحات با اخذ موضع حق به جانب گفته است: «انتظار اين بود که کم کم فضا غير امنيتى شود، نه اينکه انتقاد و نقد کردن اين همه هزينه براى جامعه داشته باشد. بايد به خاطر داشت کسى که نقد مى‌کند برانداز نيست بلکه دلسوز انقلاب و جامعه است.» پایگاه خبری نواندیش براین اساس در مصاحبه با یکی دیگر از چهره های جبهه اصلاحات چنین می نویسد: «بعضی ها نانشان در دعوا پخته می شود لذا آنها برای این که حضور خود را توجیه کنند نیازمند این هستند که در جامعه اختلاف و درگیری وجود داشته باشد؛ این خشونت طلبی ها بایستی پایان پذیرد.»

صادق زيباكلام نیز سه شنبه گذشته در مناظره با محمد كاظم انبارلوئي(رئیس مرکز سیاسی حزب موتلفه) منطبق با خط در پیش گرفته موسوی و خاتمی می گوید: «معتقدم كه چاره‌اي نداريم مگر اينكه در چارچوب نظام حركت كنيم كه اين تنها لق‌لقه زبان و يك تاكتيك نيست كه آن را از روي مصلحت بيان كنيم بلكه بايد با همه وجود اين كار را انجام دهيم و در همين چارچوب و قانون اساسي و پذيرش تمام اركان و نهادهاي آن اقدام كنيم.»

این سیاست که آخرين فضاي زيست محيطي فتنه گران ارزیابی می شود با تدبير صحيح امور و افزايش کارآمدي مديريت کشور در سايه همکاري و تفاهم قواي سه گانه و ديگر نهادهاي تاثير گذار از بين خواهد رفت و موسوي را به اتخاذ مجدد سياست دو دهه گذشته خويش مطمئن خواهد ساخت. در این بین سیاست منطقی و معقول مسئولین امر در کنار رسیدگی به اتهامات جزء به جزء همگی صدر تا ذیل آشوبگران، خروج نظام را از این معرکه چون گذشته عزت مدارانه خواهد ساخت.

متروی تهران و واگن پرمشکلات پیش روی

مشکلات این روزهای متروی تهران به عنوان وسیله ای حساس و تاثیر گذار در زندگی روزمره پایتخت در دو هفته اخیر به مسئله شماره یک کشور تبدیل گشته است. در این میان مسئولین مترو به جای پاسخگویی به مردم، در روزهای گذشته بحث بودجه را پیش کشیدند تا هم از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده باشند و هم توپ را در میدان حریف سیاسی انداخته بیندازند. بعد از این فرافکنی بود که در یک سناریوی مشترک، رسانه های اصلاح طلب، دولت را در جایگاه پاسخ گویی نسبت به مشکلات مترو نشاندند تا تبرئه خود از اغتشاشات اخیر را در حاشیه آن نتیجه گرفته و موضوع آشوب ها در قالب موضوع فرعی فراموش گردد. در این بین و  در حالی که نارضایتی کارکنان و راهبران مترو از تصمیمات مدیرعامل شرکت بهره‌برداری مترو عامل اصلی تأخیرهای کلافه‌کننده قطارها شده و این کارکنان معتقدند شرکت مترو کمبود اعتبارات را بهانه کرده تا مردم را نسبت به دولت بدبین کند، شبکه تهران وقت مفصلی را به محسن هاشمی برای دفاع یک‌طرفه از خود اختصاص داد؛ وی در این برنامه تقصیر را بر گردن دولت انداخته و از سوء مدیریت خویش شانه خالی نمود. البته فرافکنی مسئولان متروی تهران با بالا گرفتن انتقادات موضوع جدیدی نیست. بازخوانی روند چندین ساله مدیریت مترو تصویری روشن از این دست برخوردها ارائه می کند. به عنوان مثال سال 78 بود که حرف و حدیث ها در مورد مشکلات مترو و ناکارآمدی مدیریت مترو شدت گرفت. در عین حال، اخباری مبنی بر ریزش تونل های مترو منتشر شد که مشکل را برای مسئولین آن دو چندان می کرد. آن روزها محسن هاشمی، مدیر عامل متروی تهران، خود در گفتگو با روزنامه "صبح امروز" به جوسازی و سیاسی کاری های مسئولین مترو اعتراف کرد. وی با صراحت تمام گفت: «شایعه ریزش مترو را خودمان دامن زدیم تا پول بگیریم!» او همچنین تاکید کرد: «گاهی در کشور برای جذب مسئولان به سوی پروژه ها و گرفتن اعتبارات لازم، احتیاج به مقداری جوسازی داریم!» در واقع اینکه گفته می شود مشکل متروی تهران سیاسی است و نه فنی، واقعیتی است انکارناپذیر که متاسفانه در مصاحبه آن روز های محسن هاشمی  نیز دیده می شود. اين مسائل و مشكل مديريت شهري كه به مسئله کاملا سياسي نزد مخالفان دولت تبديل شده به جايي رسيد كه احمدي نژاد سكوت را بشكند تا در خصوص مديريت شهري به ويژه مسئله متروي تهران از برنامه زنده "تهران ۲۰" كه حدود يك ساعت و ۴۵ دقيقه بطول انجاميد با مردم سخن بگويد. احمدي نژاد در بخشي از اين برنامه زنده تلويزيوني به مسئله متروي تهران و بودجه آن اشاره کرده و سوال نمود " 30 سال است كه كارهاي مترو در تهران انجام مي‌شود، اما اين سوال مطرح است كه ما چند كيلومتر مترو داريم و در چند كيلومتر آن قطار حركت مي‌كند؟" رئیس دولت همچنین تاکید داشت: « مجموع كمك دولت براي ساخت مترو قبل از اين دولت در حدود 100 ميليارد تومان بوده اما در اين دولت بيش از 600 ميليارد تومان به مترو كمك شده است.» بعد از این سخنان بود که بحث بودجه مترو بحث روز روزنامه‌ها و رسانه‌ها شد تا اينكه شهرداري يك روزه و در كمترين زمان بودجه قابل توجهي را به مترو داد تا شهرداری نیز در این میان از آب گل آلود مترو براي خود ماهي بگيرد. همچنین پس از این محسن هاشمي در مصاحبه‌ با روزنامه اعتماد انتقادات به جای احمدي نژاد را با آمار و ارقامی گنگ پاسخ داد. این در حالی است که در اذهان عمومی سخنان سردار رویانیان در گفتگوی ویژه خبری اخبار شبکه دو و نیز واگویی حقایق از جانب رییس جمهور در برنامه تهران 20 بخش مهمی از حرف و حدیث ها را پایان بخشیده بود. گفتنی است در این روزها دولت همچنین اعلام آمادگی کرده تا خود مدیریت مترو را در دست بگیرد و یک بار برای همیشه به مشکلات مترو که تاخیرهای مکرر و اعتراضات کارکنان را شامل می شود، پایان بخشد. اعلام تصمیم جدید دکتر محمود احمدی نژاد ریس جمهور  برای حل مشکلات حمل و نقل و معضل ترافیک شهر تهران بویژه باز گرداندن مدیریت شرکت راه آهن شهری تهران و حومه (مترو) به دولت بازتاب گسترده ای در میان مردم تهران و محافل رسانه ای داشته است؛ در حالی که این تصمیم دولت بر اساس اظهارات رییس جمهور در برنامه تلویزیونی شبکه تهران بر اساس بررسی های کارشناسی و در پی ثمر بخش نبودن کمک های دولت به مدیریت فعلی شرکت مترو اتخاذ شده و درچارچوب نگاه علمی و غیرسیاسی به حل مشکل ترافیک تهران موجب امیدواری مردم تهران به حل مشکلات ترافیکی پایتخت شده است برخی از فعالان سیاسی در اظهار نظراتی که در رسانه های منعکس شده ، این تصمیم را خلاف قانون ارزیابی کرده اند. این در حالی است که به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت مرور گذرایی بر تاریخچه شرکت راه آهن شهری تهران و حومه نشان دهنده آن است که تصمیم گیری درباره مدیریت آن در چارچوب اختیارات هیأت وزیران می باشد؛ همانطور که انتقال مدیریت این شرکت به شهرداری تهران در سال 79 و بر اساس مصوبه هیئت وزیران انجام شده است.  به هرترتیب به نظر می رسد این مشکلات که ارتباط مستقیم با طبقه متوسط جامعه دارد می بایست هرچه زود تر از مجرای قانونی و منطقی پایان پذیرد.

 

حزب الله و بازی مؤثر در آرایش سیاسی لبنان

نخست وزیر لبنان، سرانجام پس از پنج ماه طی هفته گذشته موفق به تشکیل دولت وحدت ملی لبنان با شرکت احزاب و سازمان های مختلف سیاسی این کشور از جمله حزب الله لبنان شد.

نکته مهم آنکه تشكیل دولت دستاورد سیاسی مهمی است كه میزان ضعف قدرت های غربی و آمریكایی ‌ها را در بدست گیری اوضاع لبنان و ایجاد مناقشه و جنگ داخلی در این کشور نشان می دهد؛ ضمن اينکه حضور دو مسئول سرشناس حزب الله که به رغم مخالفت آمريکا و تهديد رژيم صهيونيستي صورت مي گيرد شکست دیگر واشنگتن و تل آويو در تأثیر گذاری بر معادلات سياسي لبنان به شمار می رود.

اما بن بست اخیر پس از آن چهره جدی خود را نشان داد که سعد حریری پس از پیروزی ائتلاف تحت رهبری او در انتخابات پارلمانی گذشته مأمور تشکیل کابینه گشته بود لیکن به علت وجود اختلاف نظر میان اکثریت و اپوزیسیون تحقق این امر تا دوشنبه گذشته به درازا کشید. معرفی کابینه اما پس از آن صورت گرفت که رهبران گروه های مخالف موسوم به ۸ مارس شامل سیدحسن نصر الله دبیر کل حزب الله، نبیه بری رئیس پارلمان، میشل عون رئیس جریان ملی آزاد و سلیمان فرنجیه رئیس جریان المرده در نشست شامگاه جمعه ۱۵ آبان ماه موافقت خود را با شرکت در کابینه پیشنهادی اعلام کرده بودند.

دولت جدید لبنان که سه شنبه گذشته نخستین جلسۀ خود را تشکیل داد دارای سی عضو است؛ از این عده پانزده نفر به اکثریت پارلمانی کشور تعلق دارند؛ ده تن از اپوزیسیون لبنان اند و پنج عضو بی طرف کابینه منصوب میشل سلیمان، رئیس جمهوری لبنان به شمار می روند؛ این 5 عضو را وزیر دفاع ومعاون نخست وزیر، وزیر کشور و سه تن از وزرای مشاور تشکیل می دهند. گفتنی است در کابینه وحدت ملی لبنان هیچ حزب و گروهی از حق وتو برخوردار نیست و حق داوری یا حکمیت در موارد مورد اختلاف با میشل سلیمان، رئیس جمهوری است. همچنین در کابینۀ جدید دو زن حضور دارند و پست های وزیر کشاورزی و وزیر مشاور در امور اصلاحات اداری نیز به حزب الله لبنان رسیده است که برای سومین بار در تاریخ تشکیل خود وارد کابینه می شود.

با توجه به ترکيب کابينه وحدت ملي و دستيابي گروه هاي اسلامي و ملي به يک سوم موثر در آن، رویداد اخیر پيروزي آشکار براي جريان حامي استقلال و تماميت ارضي لبنان به شمار مي رود. افزایش حضور نمایندگان حزب‌الله در تركیب جدید دولت، پیام مسرت بخشی به دوستان و نیز هشدار به لابی یهود و جامعه جهانی مبنی بر افزایش قدرت سیاسی حزب‌الله نسبت به پیش از جنگ جولای 2006 بشمار می رود.

در همين حال اکثریت احزاب و گروه هاي لبنانی نیز از تشکيل کابينه وحدت ملي استقبال کردند. در این البته برخي گروه هاي منتصب به جريان 14 مارس تا به امروز به صورت علني يا تلويحي مخالفت يا ابراز نارضايتي خود را از نحوه شکل گيري کابينه اعلام داشته اند؛ حتي برخي از احزاب مانند حزب کتايب تهديد به تعليق عضويت در کابينه داشته اند. معترضان نحوه شکل گيري کابينه اما به سه دسته تقسيم مي شوند: دسته نخست گروهی اند که در کابينه جديد جايي ندارند؛ دسته دوم احزابي هستند که از سهم اختصاص يافته در کابينه راضي نيستند و دسته سوم مانند حزب مسيحي نيروهاي لبناني به رياست سمير جعجع يا فالانژهاي هم دست اسرائيل در جنگ هاي داخلي که از حضور قوي حزب الله در کابينه ناراحت هستند و اين نارضایتی را تحت عنوان امتياز دهي بيش از حد به جريان هشت مارس ابراز مي دارند.  

فارغ از تعریف ها و تمجیدهای احزاب سیاسی، تشکيل کابينه وحدت ملي بازتاب گسترده اي در بين مردم این کشور لبنان داشته است. لبناني ها که 136 روز در انتظار تشکيل کابينه بودند از اين بابت ابراز رضايت مي کنند و اميدوارند با توجه به مشارکت واقعي همه گروه هاي سياسي مؤثر در کابينه، دولت جديد اين کشور بر مشکلات سياسي، امنيتي و اقتصادي فائق آيد. رسانه های داخلی لبنان نیز البته از اظهار نظر پیرامون این اتفاق مهم مبری نبوده اند؛ با توجه به گرايش رسانه ها به گروه هاي سياسي مواضع آنها تحت تاثير گرايش اين گروه ها قرار گرفته و از اين رو اکثر رسانه های پر مخاطب لبنانی با ديد مثبت به اصل تشکيل کابينه وحدت ملي می نگرند. همچنین برخي از رسانه هاي ارتباط جمعي لبنان با اشاره به مواضع منفي و تهديد آميز آمريکا و رژيم صهيونيستي درباره مشارکت حزب الله در کابينه، حضور قوي مقاومت را پاسخ قاطع به اين تهديدات و دخالت ها دانسته اند. در این میان رسانه های خارجی نیز هریک به زعم خویش این رویداد را نقد و بررسی نمودند. در این میان شبکه عربی زبان العالم تشکيل دولت وحدت ملي را خواسته مردم لبنان دانسته و اين رویداد را در ذیل تأیید و حمایت معنوی ایران، سوريه و دیگر هم پيمانان مقاومت در لبنان دانسته است. بی بی سی اما توافق بر سر تشکیل کابینه پس از چهار ماه بحث و نزاع را در پذیرش حزب الله و متحدانش برای حضور در دولت سعد حریری تحلیل می نماید.

دویچه وله نیز در تحلیلی روند شکست این بن بست را در دیدار چندی پیش سید حسن نصرالله رهبر حزب‌الله لبنان و ولید جنبلاط رهبر "حزب سوسیالیست مترقی" که ارگان اصلی دروزی‌ها است می داند. گفتنی است سخنگوی جدید وزارت امور خارجه کشورمان نیز در اولین موضع گیری رسمی خود با ابراز امیدواری از چشم انداز پیش روی دولت جدید لبنان اظهار داشته بود: «امیدواریم دولت جدید بتواند در پرتو همدلی و هوشمندی، مشارکت و همکاری واقعی نمایندگان کلیه گرایشات سیاسی داخلی در تصمیمات مهم و حس مسئولیت دلسوزانه اعضای جدید کابینه وحدت ملی، گام های استواری را در مسیر تحکیم ثبات، رشد و توسعه همه جانبه بردارد.» رامین مهمان پرست همچنین خاطر نشان ساخته ایران از اینکه مردم، گروه ها و رهبران لبنان پس از 15 ماه بن بست سیاسی توانستند با اجماع داخلی به عنوان تنها عنصر پیشبرد سازنده امور، دولت مورد نظر خود را تشکیل دهند، خرسند بوده و ازتحولات دلگرم کننده استقبال می نماید. بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد، نیکلا سارکوزی رئیس جمهوری فرانسه و فرانکو فراتینی وزیر امور خارجه ایتالیا از دیگر شخصیت های رسمی سایر کشورهایی اند که دوشنبه شب گذشته در پی اعلام تشکیل دولت جدید لبنان، ضمن ابراز خرسندی از این امر به نخست وزیر لبنان تبریک گفتند.

ایران و قدرت نمایی در آب های نیلگون جنوب

هفته گذشته با حضور وزرای دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، راه و ترابری و صنایع و معادن دو فروند یدک کش نسل جدید با قدرت 2 هزار و 400 اسب بخار با نام خلیج فارس 1 و 2 رونمایی شد.

این رونمایی که در حاشیه برگزاری یازدهمین همایش صنایع دریایی و چهارمین نمایشگاه بین المللی صنایع دریایی و دریانوردی در کیش انجام پذیرفت برگ زرین دیگری بر سوابق درخشان پیشرفت های تسلیحاتی کشومان به شمار می رود. نکته مهم آنکه مراحل طراحی، ساخت و تولید این شناورها به دست توانای متخصصین افتخارآفرین صنایع دریایی کشورمان صورت گرفته است. ساخت این یدک کش ها تحت نظارت موسسه بین المللی LR صورت گرفته که طی یک دوره 45 روزه کلیه آزمایشات لازم با حضور ناظرین و مشاورین کارفرما با موفقیت انجام و گواهینامه آن از سوی موسسه مذکور صادر شده است.

از ویژگی های این شناور تجهیز آن به سیستم تجزیه کننده آلودگی در دریا است که در صورت ایجاد آلودگی در بنادر و دریاها قادر به رفع آلودگی از آب دریا خواهد بود. همچنین این شناور ها با داشتن دیزل پمپ آتش نشانی قابلیت اطفای حریق در سواحل و دریا را دارند.

در هفته اخیر همچنین یک فروند شناور مسافربری ساخت وزارت دفاع نیز رونمایی شد. این شناور با مواد ترکیبی کامپوزیت با روشی نوین بدون استفاده از دست و به طور کاملا اتوماتیک ساخته شده که سرعت آن 20 به علاوه 2 گره دریایی و با ظرفیت جابه جایی 33 مسافر و خدمه است.

این رونمایی ها در کنار انتشار خبر توليد چند نوع جت شکاري همچون صاعقه و بمب هاي هوشمند و ليزري همچون رعد، همچنین توليد زيردريايي، ناوشکن، پهباد و شناورهاي رادارگريز و انواع موشکها تنها بخشي از توانمندي هاي بومي آزمایش شده از ابتداي سال جاري تا به امروز است.

پیشرفت های علمی و فناوری کشورمان در سال های گذشته علیرغم شرايط تحريم و بدون کمک خارجي همواره برای مردم ايران و دوستداران نظام جمهوري اسلامي موجد احساس امنيت و غرور و اتکا به توان بازدارندگي در برابر تجاوز دشمنان بوده است؛ در عین حال این توانمندی ها غرب را وادار به تجدید نظر پیرامون نوع نگاه به ایران نموده است. جالب آنکه با وجود گرايشات غربی برخی کشورهای همسایه ایران و با وجودی که ظرفيت نگراني در برابر نمايش توانمندي هاي ايران را دارا هستند، کشورهای فوق در طول این سال ها با آرامش خاطر نظاره گر نمايش توانمندي هاي ايران بوده اند. ایشان به خوبي مي دانند که علیرغم جو سازی های غرب در اصول سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، تجاوز و اشغال جايي نداشته و احترام به تماميت ارضي و استقلال ملت ها از مباني غيرقابل تغيير تهران به شمار مي آيد. مطمئنا وجود ايرانی قدرتمند به عنوان قدرت منطقه اي در مقایسه با حضور بیگانه در الگوهایي چون افغانستان و عراق بسیار بیشتر به صلاح منطقه و کشورهای آن خواهد بود.

13 آبان، روز ناامیدی و ناکامی بیگانه

سيزدهم آبان 1358 یاد آور خاطره تسخیر ساختمان سفارت آمريكا در تهران توسط جمعي از دانشجويان انقلابی وقت است. تسخیر لانه جاسوسی اما از آنجا پر اهمیت می نمود که از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران تا زمان حمله به سفارت، ديپلمات هاي آمريكايي مستقر در سفارتخانه‌ از هيچ تلاشي در جهت مقابله با نظام نوبنياد جمهوري اسلامي ايران فروگذار نمي‌كردند. تماس با سركردگان گروه هاي ضد انقلاب، ارتباط حمايتي با شبكه‌هاي كودتا و براندازي در داخل كشور و تأمين مالي گروهك هاي تروريستي كه در غرب و جنوب ايران به انفجار در لوله‌هاي نفتي و يا ايجاد ناامني و بي‌ثباتي در مناطق كردنشين مشغول بودند و... از جمله بخشی از عملكرد مأموران سياسي فعال در ساختمان سفارت آمريكا بود. با اين حال سفارت آمريكا زماني توسط دانشجويان تسخير شد كه این کشور خواست مشروع ملت ايران در استرداد شاه و اموال و دارايي‌هاي بلوكه شده ايران را ناديده گرفت و حتي امكاناتي وسيع در اختيار فراريان حكومت شاه گذاشت تا تشكيلات خود را عليه انقلاب سازماندهي و فعال كنند.
تسخير لانه جاسوسي آمريكا در تهران از ابتدا با حمايت امام خميني مواجه گرديد. امام تصرف لانه جاسوسي توسط دانشجويان را «انقلاب دوم» لقب دادند و در سخناني تاریخی، از اين اقدام با جملات ذیل حمايت قاطع نمودند: «شما مي‌بينيد كه الان مركز فساد ‌آمريكا را جوان ها رفته‌اند گرفته‌اند و آمريكایي ها را هم كه در آنجا بودند گرفتند و آن لانه فساد را بدست آوردند و آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند...»

بدین ترتیب 13 آبان روزی تاریخی براي ابراز آشكاراي انزجار از استكبار لقب گرفت. استكبار امروز اما با 30 سال پيش در شكل و قيافه، توان، هدف و برنامه هايش تفاوت هاي زيادي دارد. با ظهور انقلاب اسلامي و پيشرفت روز به روز اين انقلاب كه در گذر زمان روز به روز عيان تر و آشكارتر به چشم مي‌آيد طبيعتا توان دشمن آن كمتر شده و درنتيجه شيوه هاي نبردش متفاوت‌تر؛ بر این مبنا جنگ نرم و رسانه ای در رویکرد جدید استکبار به عنوان ابزاری نوین مورد استفاده قرار گرفته است. با وجود بهره مندی از امکانات وسیع تبلیغاتی راهپيمايي 13 آبان امسال اما در تهران باشكوه تر از سال هاي قبل برگزار شد. این خبر بیش از هر چیز برای رسانه های کشورهای خارجی مأیوس کننده می نمود؛ رسانه هایی که با تلاش گسترده به حضور مخالفان و تضعیف نظام چشم امید دوخته بودند. جالب آنکه بر اساس برآوردها ميزان حضور گسترده مردم در مراسم روز ملي مبارزه با استكبار جهاني در مقابل لانه جاسوسي چندين برابر سال‌هاي گذشته ارزيابي مي‌ شد. این میزان حضور پاسخی کوبنده به تكاپوي تشنج طلبان و رسانه‌‌هاي بيگانه در غلبه حضور مخالفان در برابر مدافعان نظام مقدس جمهوری اسلامی و شکست مفتضحانه استکبار در تحریف این روز تاریخی با وجود گذشت سی سال از انقلاب است.

این در حالی است که شبکه های خبری غرب که از مدت ها پیش تلاش مشترکی را برای وارونه نمایی این روز انجام داده بودند؛ برای تاثیر گذاری بیشتر از هیچ امری چشم پوشی نداشتند.

بر این اساس بی بی سی رسانه انگلیسی هفته گذشته در برنامه ای تلویزیونی چنین گزارش نمود: «بسیاری از مخالفان بر استفاده از مراسم دولتی 13 آبان به عنوان یک تجمع اعتراضی دیگر تاکید کرده اند و درخواست ها برای شرکت معترضان در این تظاهرات در هفته های اخیر اوج گرفته است.»

بی بی سی تاکید دارد :«اولین بار که معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری از یک مراسم دولتی برای ادامه اعتراضات خود استفاده کردند به روز قدس در روز 27 شهریور مربوط می شد، اما اکنون با بازگشایی دانشگاه ها و مدارس، به نظر می رسد آنها مقدمه چینی مفصل تری برای 13 آبان کرده باشند.» این شبکه می افزاید همزمان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از احزاب اصلاح طلب در بیانیه ای به مناسبت 13 آبان بر اهمیت آن در مبارزه با استبداد داخلی تاکید کرده است. این سازمان می نویسد: "همچنان که نمی توان تحت سلطه خارجی به تحقق آزادی و حاکمیت اراده ملت بر سرنوشت خویش دل بست، با حضور استبداد و دیکتاتوری نیز نمی توان به استقلال و عزت و سربلندی کشور در برابر قدرت های بیگانه امید داشت."

همچنین پیش تر این شبکه استعماری با نقل گزارشی از پایگاه اینترنتی"موج آزادی"از فراخوانی ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و موسوی برای شرکت معترضان در این راهپیمایی و در پاسخ به دعوت رئیس جمهوری قانونی! میرحسین موسوی خبر داده بود. به گزارش شبکه تلویزیونی روباه پیر مهدی کروبی و میر حسین موسوی، به عنوان رهبران اصلی جنبش سبز و همچنین شمار دیگری از گروه ها و تشکل های اصلاح طلب با صدور بیانیه هایی خواستار حضور طرفداران خود در تظاهرات روز چهارشنبه شده بودند.

"بامداد خبر" وبسایت نزدیک به دانشجویان افراطی دوم خرداد نیز با تبعیت از حامیان بیگانه اش از تصمیم به حضور بی سابقه دانشجویان معترض در 13 آبان گزارش می نمود.

خبرگزاری دولتی فرانسه دیگر شبکه موثر در تبلیغات اخیر بود. این شبکه گزارش خود را در پایگاه خبریش ذیل عنوان " وحشت رژیم از تظاهرات ضد حکومتی 13 آبان" درج نمود.

خبرگزارى فرانسه همچنین  از تبدیل مراسم 13 آبان امسال به جلوه اعتراضات خيابانى عليه دولت احمدى نژاد خبر داده بود. صدای آمریکا دیگر شبکه این مجموعه، حضور گسترده معترضان را در این روز پیش بینی می نمود.

با فرا رسیدن 13 آبان اما غرب بار دیگر دریافت که در تحلیل ها پیرامون مردم ایران به خطا رفته است. حضور قشر بسیجی و متدین در این روز چنان جلوه گر بود که حضور کم رنگ سبز پوشان را سایه گونه می نمود.

بر این پايه خبرنگاران و گزارشگران رسانه‌هاي بيگانه مسحور حضور توفنده مردم غيرتمند ايران اسلامي به ارسال گزارش‌هايي درباره اين مراسم ‌پرداختند و جالب آنکه در این میان مشهود بودن غلبه مدافعان انقلاب در مقابل معترضان بر پایه دخالت های پلیس تعبیر شد. شبکه  voanewsبر این اساس گزارش نمود: «پليس ايران با تظاهرکنندگان مخالف که تظاهرات عليه دولت را در سالگرد اشغال سفارت آمريکا در تهران از سر گرفتند، درگير شد.»

در همین حال خبرگزاری های "رویترز" و "فرانس پرس" در مطلبی کذب از توسل پلیس به باتوم و گاز اشک آور برای متفرق نمودن معترضان خبر داده اند.

همچنین گزارشات بی بی سی که در دروغ پردازی شهره است در خصوص استفاده از سلاح گرم توسط پلیس و جراحت چندین نفر از شرکت کنندگان در تجمع 13 آبان و با نقل از شاهدان خیالی جلب توجه می نمود.

در پایان گزارش باید اشاره نمود که شبکه بی بی سی در پایگاه خبریش همچنین در خبری بحث بر انگیز با انتشار موضع گیری خائفانه منتظری برای القای تجدید نظر ایرانیان در رابطه با آمریکا چنین درج می نماید: «آیت الله حسینعلی منتظری، از مراجع تقلید شیعه در قم، در پاسخ به سوالات وبسایت "موج سبز آزادی" در مورد اشغال سفارت آمریکا در سال 1358 آن را اقدامی نادرست ارزیابی کرده است.» هماهنگ با این سیاست که مبتنی بر واگویی وارونه حقیقت و اعلام پشیمانی دروغین ایرانیان در قطع رابطه با آمریکا است  ديلی تلگراف مي نويسد مخالفان تسخیر لانه جاسوسی قصد دارند با نوشتن نامه ای به اوباما بگويند که امروزه تنها گروهی اندک به گروگانگيری کارکنان سفارت افتخار می کنند، کسانی که امروز مردم ايران را به گروگان گرفته اند! در حالی این روزنامه چنین خبر داده بود که حضور پرشکوه مردم در 13 آبان 1389، با اثبات یاوه گویی های این رسانه ها، برگ زرینی را در تاریخ انقلاب رقم زد.

 

رؤیای کاذب غرب در اختلاف افکنی میان مجلس و دولت

در حالی که بحث کارشناسی دولت و مجلس برای هدفمند ساختن یارانه ها در این روز ها بالا گرفته همزمان شبکه های خارجی این اتفاق را چون گذشته به اختلاف و دو دستگی اصول گرایان تعبیر نموده اند. بر این اساس دویچه وله صدای آلمان در ذیل گزارشی با عنوان "احمدی‌نژاد هزاران میلیارد بدون نظارت مجلس می‌خواهد" از ریاست جمهوری ایران انتقاد نموده است. صدای آمریکا اما با تیتر " هشدار احمدی نژاد به مجلس؛ لایحه یارانه ها را پس می گیرم" نوشته است: «محمود احمدی نژاد بدون اطلاع قبلی در جلسه علنی مجلس حاضر شد و در یک سخنرانی غیرمنتظره هشدار داد که اگر نمایندگان در صدد باشند لایحه هدفمند کردن یارانه ها را به لایحه بودجه متصل کنند، لایحه هدفمند یارانه ها را پس بگیرد.» بی بی سی اما  گزارش خود را بر محوریت اکراه لاریجانی در پذیرش درخواست احمدی نژاد برای سخنرانی قرار داد. این شبکه در پایگاه اینترنتی خود می نویسد: « حضور ناگهانی آقای احمدی نژاد در جلسه مجلس و سخنرانی او با انتقاد برخی از نمایندگان نیز مواجه شده و از جمله احمد توکلی، نماینده تهران، گفته است که اقدام رئیس جمهوری در ایراد سخنرانی از پیش اعلام نشده غیرقانونی بوده است.»

اما در حالی این رسانه ها از اختلاف مجلس و دولت می نویسند که پس از سخنان رئیس جمهوری در صحن علنی مجلس درباره نگرانی دولت از تصویب واریز تمام منابع حاصل از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها به حساب خزانه‌داری کل، علی لاریجانی رئیس مجلس با تائید نگرانی دولت بابت تصمیم نمایندگان، اظهار داشت: «ما این دغدغه که لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها نباید دستخوش تغییرات لحظه‌‌ای شود را قبول داریم.» در پایان بایستی خاطر نشان ساخت که امید است مردم و کارشناسان با بی توجهی به تشنج آفرینی تبلیغاتی دشمن با کمی صبر از این موضع حساس نیز سربلند بیرون آیند.

 

کیش و مات غرب در شطرنج سیاسی با ایران

تحولات مربوط به مذاکرات اتمی ایران از ماه گذشته تا کنون افت و خیز بالایی را نشان می دهد؛ مذاکرات دچار رکود گروه 1+5 با ایران اما با سفر جلیلی به سوئیس پس از ماه ها تکانی خورده و با مذاکرات ماه گذشته ژنو دورنمای جدیدی به روی مناسبات ایران و جهان قابل تصور گشت. در این میان پافشاری عزت مدارانه کشورمان بر حق قانونی خود در تداوم روند غنی سازی اورانیوم و یا پذیرفتن پیشنهاد تحویل اورانیوم غنی شده با غلظت کم به یک کشور ثالث و دریافت اورانیوم غنی شده بیست درصد و تن دادن غرب به پذیرش ایران هسته ای، اروپا و آمریکا را بر سر دو راهی دشواری قرار داد. با این حال این تمام ماجرا نبود چون ایران پیشنهاد دوم را کنار گذاشته و شرایط را برای غرب بیش از پیش بحرانی نمود.

در این بین آژانس در مذاکرات خود پیشنهاد نمود تا با تضمین حقوقی این نهاد، ایران 1200 کیلوگرم از مجموع 1500 کیلوگرم اورانیوم غنی شده خود با غلظت پایین را به کشوری دیگر به فرستد تا در ازای آن سوخت لازم برای راکتورهای اتمی را دریافت کند. این طرح به تائید آمریکا، فرانسه و روسیه نیز رسید اما آنچه باعث شد این طرح نیز غرب را از فضای بسته پیش رو نجات نبخشد، مخالفت مسئولین جمهوری اسلامی با طرح فوق است؛ از جمله این مسئولین علی لاریجانی رئیس مجلس ایران بود که این پیشنهاد را "فریبکاری غربی ها " توصیف کرده بود. منوچهر متکی وزیر امور خارجه نیز از "هوشیاری" کشورمان سخن گفته و افزوده بود: «جمهوری اسلامی و نظام ودولت درارتباط با مسائلی که با آنها روبرو ست، در دام هیچ دولتی نخواهد افتاد.»

پاسخ غیر مستقیمی که از سوی ایران به طرح آژانس داده شد عملا در جهت مخالف توافقات کشورهای غربی است. بر این اساس به نظر مسئله تحویل اورانیوم ایران به کشور ثالث به کلی از روی میز کنار رفته و ایران خودش را به عنوان خریدار اورانیوم بیست درصد معرفی نموده است. غرب اینک مردد است که این چرخش در کل روند بحث های اتمی چه جایگاهی دارد و از کجا ناشی می شود؛ الزامات سیاست ایران برای این موضع کدام است و پیامدهای آن برای وجهه غرب چگونه پیش بینی می شود؟ از طرفی 1+5 به خوبی می داند که در صورت امتناع از فروش اورانیوم 20 درصد به ایران، کشورمان در این زمینه نیز بر منوال گذشته با خود اتکایی به تنهایی بر این مهم نائل می شود. آچمز شدن غرب البته از دید رسانه های این کشورها نیز پنهان نمانده؛ دویچه وله، صدای آلمان در این باره گزارش می نماید: «امروز در زمینۀ غنی سازی ایران نسبت به سال های دهۀ هشتاد میلادی، از موضع محکم تری برخوردار است. تعلیق غنی سازی و بازگشت به وضعیت مذاکرات در زمان آقای خاتمی غیر ممکن است. وضعیتی که در آن محمد خاتمی تعلیق را پذیرفته بود ولی غرب به تعهدات خود یعنی بازگرداندن پروندۀ هسته ای ایران از شورای امنیت به آژانس عمل نکرد.» رسانه های غربی همچنین با اشاره به مذاکرات اخیر چنین تحلیل می نمایند: «جمهوری اسلامی با مهارت دو استراتژی را دنبال کرده است؛ یکی فرسایشی کردن مذاکرات و خرید وقت و دیگری ایجاد شکاف در میان طرف های مذاکره کننده؛ کنار گذاشتن فرانسه از لیست کشورهای متقاضی فروش اورانیوم 20 درصد در همین چارچوب قابل ارزیابی است.»

فضای این چنینی غلبه ایران در هفته های گذشته البته باعث شد تا مقامات رژیم اشغالگر قدس به کمک متحدانشان برآمده و با طرح خیالی مذاکره با ایران به عنوان اتفاقی پر حاشیه،  سعی در منحرف ساختن رسانه ها و جلوگیری از معطوف شدن نگاه ها به موفقیت ایران داشتند.

براساس گزارش غیر واقع روزنامه هاآرتص چاپ تل آویو، این دیدار را سلطانیه نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی و خانم زفری – ادیز مدیرکل سیاست گذاری و کنترل تسلیحات کمیسیون انرژی هسته ای اسرائیل  در هتل "فور سیزنز" قاهره و در جریان نشستی به میزبانی کمیسیون بین المللی منع گسترش تسلیحات و خلع سلاح اتمی با یکدیگر داشته اند! بنا بر گزارش این روزنامه در این جلسه نمایندگان کشورهای دیگری از جمله چند عضو اتحادیه عرب مانند اردن، مصر، تونس، مراکش، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و همچنین، ترکیه و آمریکا و هیدتی از اتحادیه اروپا هم حضور داشتند و در حالی که جلسه پشت درهای بسته و به طور کاملا محرمانه برگزار گشته روزنامه استرالیایی ایج (Age) از طریق منابع دولتی این کشور به خبر برگزاری این جلسه و کلیات مذاکرات آن دست یافته است! در ادامه و در پاسخ به سئوال بی بی سی در مورد صحت گزارش روزنامه هاآرتص، سخنگوی کمیسیون انرژی هسته ای اسرائیل و سخنگوی دولت این کشور کلیات این گزارش ها را مورد تایید قرار داده اند اما در مقابل واحد مرکزی خبر کشورمان به نقل از علی شیرزادیان، سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران در واکنش به این خبر، گزارش نمود: "این دروغ عملیاتی روانی برای تاثیرگذاری روی موفقیت مستمر دیپلماسی پویای ایران در نشست های ژنو و وین است."

 به هرحال در نگاه کلی به فضای بین الملل و با عنایت به تحلیل کارشناسان از جمله متخصصان غرب چنین بر می آید که منش دولت اصولگرا در مذاکره از موضع قدرت به نظر جواب داده و اینک غرب مجبور به پذیرش شکست در عرصه دیپلماسی و پایان بازی سیاسی در مقابل تهران است؛ البته بی شک با گذشت زمان زوایای دیگر ناکامی غرب بیش از پیش عیان خواهد شد.

اردوغان و سفر پرحاشیه به تهران

رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه و هیأت ۲۰۰ نفره از صاحب منصبان سیاسی و اقتصادی این کشور در سفری به تهران طی مذاکراتی جدی، افزایش تبادلات تجاری و همکاری های اقتصادی را دنبال نمودند؛ البته در حالی این سفر مرتبط با مباحث انرژی خوانده شد که روزنامه های کشورهای اروپایی اهمیت سفر اخیر را در مذاکره پنهان آنکارا برای میانجیگری در روابط ایران و آمریکا تفسیر نمودند.

از جمله روزنامه‌های ترکیه  ضمن اشاره به اهمیت اقتصادی این سفر خبر می‌دهند که نخست وزیر این کشور پس از دیدار با مقامات تهران به دعوت باراک اوباما به آمریکا سفر خواهد کرد تا پیام رسان تهران- واشنگتن باشد. روزنامه نیویورک تایمز نیز در آستانه سفر اردوغان خبری منتشر کرد مبنی بر اینکه نخست وزیر ترکیه برای میانجیگری بین ایران و آمریکا در تلاش است. البته اعتماد جریده داخلی نیز  از همین احتمال سخن گفته است. 

 این گمانه زنی ها البته از آنجا آب می خورد که اردوغان پس از ورود به تهران در شامگاه دوشنبه چهارم آبان نه تنها به گفتگو با رئیس جمهوری اقدام نمود که در دیدارهایی پر اهمیت با مقام معظم رهبری، ریاست مجلس و وزیر امور خارجه نیز دیدار نمود.

البته با صرف نظر از گمانه زنی ها آنچه مبرهن می نماید اهمیت فراوان سفر اردوغان از منظر سیاسی و اقتصادی است. هر دو کشور مصمم هستند سطح مناسبات تجاری را از ۱۱ میلیارد دلار به ۲۰ میلیارد دلار ارتقاء دهند؛ همچنین با پشتوانه مردمی مشترک، دو کشور میل جدی در نزدیکی سیاسی و استراتژیکی در زمینه ها و عرصه های گوناگون دارند. بر همین اساس وزیر امور خارجه ترکیه، وزیر انرژی و منابع طبیعی، وزیر مشاور در امور تجارت خارجی، ۱۸ نماینده مجلس، حدود ۱۰۰ نماینده صاحبان صنایع و تجار از بخش خصوصی این کشور و همچنین بیش از ۴۰ تن از نمایندگان رسانه‌های مهم ترکیه اردوغان را در این سفر همراهی می‌کردند.

گفتنی است ایران و ترکیه عضو سازمان همکاری اقتصادی اکو و اجلاس کشورهای اسلامی هستند و مطابق آنچه خبرگزاری ایرنا درباره مناسبات دو کشور می‌نویسد "دارای بیش از ۵۰۰ سال مرزهای امنیت و صلح بوده و قدمت روابطشان بیشتر از تاریخ حیات بسیاری از کشورهای دنیا است؛" همچنین سالانه ۵۰۰ هزار ایرانی بدون نیاز به دریافت ویزا برای کار یا استراحت به ترکیه مسافرت می‌کنند. در حال حاضر اما مهمترین عرصه‌ همکاری ایران و ترکیه انرژی است. ترکیه دارای بالاترین مبادلات گازی با ایران و پل ارتباطی صادرات احتمالی انرژی ایران به شرق اروپا محسوب می‌شود و شرکت‌های ترک نیز که به لحاظ سرمایه گذاری های خارجی در ایران دومین رتبه را دارند بنا بر موقعیت جغرافیایی و استراتژیکی ویژه ایران علاقه مند جدی به گسترش روابط به شمار می روند.

نکته ای که در این برهه دو کشور را بیش از پیش در صحنه بین المللی در کنار یکدیگر قرار داده  موضع‌گیری مدافعانه اردوغان در خصوص مسئله هسته ای ایران و اعلام رسمی مخافت با برخورد دوگانه غرب در خصوص مسئله هسته ای کشورمان و نیز انتقادات تند وی به شیمون پرز در اجلاس داووس و نیز دستور لغو پرواز هواپیماهای اسرائیلی بر فراز خاک ترکیه است. تصمیم ترک ها در مشخص ساختن خط قرمز ها با اسرائیل تا حدی رژیم صهیونیستی را به واهمه انداخته که رسانه های این کشور در گزارشی با عنوان" اسراییل متفقانش را از دست می دهد" نوشتند: «جنجال سیاسی میان اسراییل و ترکیه در حالا بالا گرفتن است.» مقامات اسرائیلی نمی خواهند اوضاع به وجود آمده را بیش از پیش غم انگیز جلوه دهند.  با این حال یکی از مقامات وزارت امور خارجه اسراییل به "ورمیا نووستی" اطلاع داد که اوضاع در خصوص روابط با ترکیه کاملا جدی است. همزمان با فاصله گرفتن ترکیه از اسرائیل این کشور تلاش می‌کند کشورهای همسایه را از نظر توجه ویژه در اولویت قرار دهد. در راستای همین سیاست ترکیه با سوریه ۱۲ قرار داد همکاری امضا کرد و علاوه بر این سوری‌ها نیز مثل ایرانی‌ها می‌توانند بدون صدور روادید به ترکیه سفر کنند. اخیرا اردوغان در دیدار از عراق نیز ۴۸ قرارداد دوجانبه امضا کرد. برخی از روزنامه‌های ترکیه می‌نویسند سیاست خارجی جدید این کشور نقش ترکیه را در میان کشورهای مسلمان منطقه تقویت خواهد کرد و سفر اردوغان به پاکستان و ایران نقطه اوج این سیاست خواهد بود.